تار و پودِ نشانه (III)

در این روش معمولاً بار عاطفی کلی یا فضای کلی یک بخش از داستان را با دستگاهی که مناسب تشخیص داده می‌شود، شبیه‌سازی می‌کنند. درنتیجه‌ی چنین کلی‌گرایی‌ای هم شکل‌های مختلف یک عاطفه از دست می‌رود و هم بار عاطفی نسبت داده‌شده به یک دستگاه تکراری می‌شود. اگر غم را به‌عنوان یک عاطفه در داستان در نظر بگیریم بهتر می‎توان مشکل را دید. کافی است بپرسیم آیا همه‌ی غم‌ها یکی است؟ مثلاً آیا غم حاصل از دانش زیاد را با غم از دست دادن عزیزان یا غم فراق یار یکی است؟ می‌دانیم پاسخ منفی است. اما راه نخست ما را به نقطه‌ای می‌رساند که همه‌ی غم‌ها در موسیقی یکی‌ شوند، یا به بیانی همه‌ی حماسه‌ها را از آن حیث که حماسه‌اند برای مثال به چهارگاه برگردانیم.

ممکن است یک پاسخ در این باشد که از هم‌نشینی‌های مختلف مقامی استفاده کنیم تا ترکیب‌های عاطفی جدید پدیدآوریم یا دگرگونی فضاهای گوناگون داستان را بپوشانیم. این در ابتدا راه خوبی به نظر می‌رسد اما می‌توان به‌روشنی دید آنچه در آینده رخ می‌دهد تکراری شدن این است. چون با عمومی شدن این رویکرد، دیر یا زود همه‌ی گوشه و کنارهای احساسی پر می‌شود و به بن بست می‌خوریم. به میان کشیدن پای گوشه‌های مدال دستگاه‌ها هم فقط کمی این سرنوشت حتمی را به تأخیر می‌اندازد زیرا تعدادشان زیاد نیست و درنتیجه فضای چندان گسترده‌ای را از نظر بار عاطفی در اختیار نمی‌گذارد.

گریز از چنین سرنوشتی دو راه عمده دارد. اول این که آهنگساز چنان خلاق باشد که دنیای نشانه‌های تثبیت‌شده را واژگون و شکافی در نشانه‌شناسی موجود درست کند. به زبان ساده‌تر با یک یا چند اثرش کاری کند که یک مقام با بار عاطفی شناخته‌شده دارای ابعاد عاطفی دیگری هم بشود. درست مثل موقعیتی که سرود «ای ایران» خالقی و بار عاطفی دشتی درست کرده است. اینجا یک مقام که معمولاً با برچسب عاطفی غم‌انگیز شناخته می‌شود در دستان یک آهنگساز، وضعیتی کاملاً حماسی می‌یابد (۴). دومین راه گریز از مشکل معمولاً خلاقیت در ملودی‌پردازی است.

آهنگسازی که موسیقی برای همراهی شعر روایی می‌سازد (نوعی موسیقی برنامه‌ای) عمدتاً آمادگی دارد ملودی‌هایی با بارهای عاطفی مورد نیازش (فارغ از آنچه مقام به‌تنهایی به آنها بخشیده) خلق کند. این روش در مقایسه با استفاده از بار عاطفی مقام‌ها فضای کاری بیشتری در اختیار می‌گذارد. در حقیقت از لحاظ نظری امکاناتش بی‌انتها تلقی می‌شود. موسیقی ما (و به تبع آن موسیقی متبسم نیز) دراین‌باره اغلب ساکت است.

علاوه بر فرسایش نشانه‌شناختی با مسئله‌ی وضوح هم در روایت‌های داستانی سروکار داریم. یک داستان جزئیات و عناصر متعددی دارد و روایتش تنها یک رنگ عاطفی کلی را القا نمی‌کند. بهره‌گیری از بار عاطفیِ مقام راه آهنگساز را برای پرداختن به جزئیات می‌بندد و به‌این‌ترتیب وجه نمایشی روایت -که از قضا در مورد شعر فردوسی و نظامی اهمیتی درخور دارد- از دست می‌رود.

پی نوشت
۴- در مورد این قطعه‌ی خاص این فقط خود قطعه است که بار عاطفی جدید را پذیرفته و مهارت آهنگساز را در نگاه متفاوت به دشتی نمایش داده. اما می‌شود شرایطی را در نظر بگیریم که در آن بار عاطفی تازه به خود مقام اضافه شود. چنان که مثلاً بگویند این دستگاه علاوه بر فلان حس که از قبل برمی‌انگیخت حالا بهمان حس را هم برمی‌انگیزد، اگر چنین و چنان کنیم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گمانه زنی در خصوص تغییرات نظام آموزش موسیقی در ایران بعد از کرونا

با همه گیری ویروس کرونا در سرار جهان، روش آموزش موسیقی نیز دچار تحول شده است. امکانات آن لاین در این موقعیت باعث رشد استفاده هنرآموزان از فضای مجازی شده است. مقاله ای که پیش رو دارید نوشته مجید بهبهانی کارشناس ارشد اتنوموزیکولوژی و دانشجوی دکتری تکنولوژی آموزش است که در این باب نوشته شده است:

رگه، پدیده ای جهانی از اقلیم کاراییب (I)

چرخه تکامل موسیقی مردمی معاصر چرخه ای است قابل توجه و از آن جایی که صنعت ضبط موسیقی و اصولا صنعت موسیقی از ایالات متحده آغاز می شود و هم زیستی اقوام مهاجر مختلف در این کشور باعث شده تا هسته اصلی بسیاری از ژانرهای موسیقی مردمی معاصر از موسیقی هایی که در این کشور بوجود آمده، شکل گیرد.

از روزهای گذشته…

مصاحبه با کورت مازور (I)

مصاحبه با کورت مازور (I)

کورت مازور، رهبر مشهور آلمانی، که پیش تر مدیر ارکستر فیلارمونیک نیویورک بود، درباره نقش خود در انقلاب صلح آمیز سال ۱۹۸۹، درک اریک هونکر، رهبر آلمان شرقی، از فرهنگ و محتوای پرونده ای که پلیس مخفی آلمان شرقی (Stasi) درباره او نگه می داشت صحبت می کند. کورت مازور ۸۳ ساله یکی از مهمترین رهبران ارکستر آلمانی به شمار می رود. او در مصاحبه ای با روزنامه اشپیگل درباره نقش خود در انقلاب صلح آمیز ۱۹۸۹، سر و کله زدن های دشوارش با مقامات کمونیستی آلمان شرقی و ناامیدی بسیاری از اهالی آلمان شرقی پس از اتحاد آلمان شرقی و غربی می گوید.
مروری بر اجرای «چند شب دو نوازی همساز»

مروری بر اجرای «چند شب دو نوازی همساز»

کمبود یا نبود رپرتوار معتبر و تحسین‌شده اولین چیزی است که پس از سه نوبت کنسرت (در دو شب) با عنوان «چند شب دونوازی همساز» در خاطر می‌مانَد. گویی مهم‌ترین حکمت چنین کنسرت‌هایی بازنمودن جای خالی است و انگشت گذاشتن بر ناداری ما. رپرتوار کم‌شمار به جای خود، اغلب اجراها بیش از آن، در حکم تاباندن نور بر فقدان یا ناآشنایی با تکنیک‌های آفرینش همنوازانه (یا همان فن تصنیف‌کردن همساز) در موسیقی کلاسیک ایرانی بودند. آنها به درجات پیام می‌دادند؛ برخلاف تکنوازی که خواه به صورت بداهه خواه به صورت ازپیش‌ساخته، مجموعه‌ای از فن‌هایش نزد موسیقیدانان ما کاملا درونی شده و گاه به بیان لفظی نیز درآمده، هم‌نوازی حتا به قدر کافی تجربه هم نشده است. و این پیام تا حدودی درست است اما فقط تا حدودی.
ماجرای غم انگیز نقد لطفی

ماجرای غم انگیز نقد لطفی

چندیست که ماجرای کمانچه نوازی محمدرضا لطفی نوازنده و آهنگساز صاحب نام ایران، پس از چند سال بازار نقد و نقادی را در نشریات گرم کرده است. نقدها با کیفیت های مختلف و از زاویه های متفاوت بر نوازندگی و گفته های لطفی در خبرگزاری ها و مجلات هنری به چاپ رسیده و تقریبا این ماجرا بدون نتیجه ای خاص به پایان رسیده است.
شرلی هورن، پیانیست و خواننده جاز درگذشت

شرلی هورن، پیانیست و خواننده جاز درگذشت

شرلی هورن ، که آلبومهای سالهای ۸۰ و ۹۰ او برای کمپانی Verve، او را به مقام یکی از مهمترین اجرا کنندگان موسیقی جاز رسانید، روز چهارشنبه ۱۹ اکتبر،در سن ۷۱ سالگی و به دلیل مشکلات ناشی از بیماری دیابت، درگذشت.
ارنستو لکواونا

ارنستو لکواونا

هر چند ارنستو لکواونا از شهرت بسیار زیادی برخوردار نیست، اما نقش عمده اش در موسیقی مردمی قرن اخیر بر کسی پوشیده نیست. موریس راول آهنگساز مشهور فرانسوی در این باره می گوید : “او چیزی بیش از یک پیانیست و آهنگساز است ، من فکر می کنم که غنای ملودیک مالاگوئنای او به مراتب بیشتر از بولروی (Bolero) من است.”
ویولون مسیح استرادیواریوس (VI)

ویولون مسیح استرادیواریوس (VI)

به طور معمول جریان الگو برداری همیشه از مشخصات درج شده خط محیطی ترسیمی و یا از محدوده تصاویر رنگی از صفحات به انجام می رسد که معمولا سازندگان ساز در ساده ترین شکل ممکن با دور بری تصاویر و انتقال آن به روی برگه های فلزی و یا چوب و یا در مواردی دقیق تر از روشهای نرم افزاری فرایند الگو برداری را دنبال می نمایند.
از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (VI)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (VI)

اگر بخواهیم تمایزات اصلی و مهم تحولات در آثار هنری و به ویژه موسیقی را در دو تمدن آب و خاک بررسی کنیم می توانیم اینگونه دو تمدن را بررسی کنیم.
نقدی بر مسترکلاس های گیتار در ایران (II)

نقدی بر مسترکلاس های گیتار در ایران (II)

در مستر کلاس ها هدف اول یادگیری ساز است و بعد راهنمایی هنرآموز به دالان های پیچیده و تو در توی حوزه هنر؛ پس در اینجا شاهد اهدافی وسیع تر هستیم.
جنبه‌هایی از فرم مقدمه‌ بیداد پرویز مشکاتیان (V)

جنبه‌هایی از فرم مقدمه‌ بیداد پرویز مشکاتیان (V)

آهنگساز با این دو جمله تصویر فشرده‌ای از فضای گشایش دستگاه همایون را به دست می‌دهد. این امر از طریق مشابهت با نقش‌مایه‌های آغازین دستگاه (شکل ۳) و هم از طریق مشابه‌سازی الگوی حرکت کلی و ارزش‌گذاری نغمات صورت می‌پذیرد (۵).
شریفیان: آوانگاردها جایگاه اجتماعی ندارند

شریفیان: آوانگاردها جایگاه اجتماعی ندارند

در دهه ۸۰ و ۹۰ دیگر سردمداران این سبکها از جمله پندرسکی، نونو، بولز، بریو و … دیگر روش گذشته شان را تقریبا کنار گذاشتند و به جایی رسیدند که انگار این تجربه هم، حرکتی بود که در این مقطع تمام شد و می بینیم که خیلی از اینها می روند و به سیستم های تنال مدرنتری که کار کردند و امروز هم کار می کنند؛ خیلی از اینها برگشته اند به سیستم های سوپر رومانتیک، مثل بعضی از کارهای متاخر پندرسکی که بعضی هایش را که گوش می کنیم می بینیم خصوصیات رومانتیک و تونال آن خیلی بیشتر از موسیقی قرن نوزدهم است!