ولاديمير اشكنازی، نابغه يهودی – گفتگوی هارمونیک Harmony Talk

ولادیمیر اشکنازی، نابغه یهودی

ولادمير اشكنازي، لين هارل و ايزاك پرلمن
ولادمير اشكنازي، لين هارل و ايزاك پرلمن
ولادیمیر اشکنازی (Vladimir Ashkenazy) نابغه، در خانواده ای با پدر یهودی و مادر اُرتدوکس به دنیا آمد. والدین اش هر دو پیانیستهای حرفه ای بودند و به او نوازندگی پیانو را از سن بسیار کم آموزش دادند. ولادیمیر با نشان دادن استعداد فوق العاده اش در سال ۱۹۴۵ یعنی در سن ۸ سالگی به مرکز موسیقی موسکو راه یافت و در آنجا از آنایدا سامبیشن درسهای اصلی را آموخت. در سال ۱۹۵۵ به کلاس لو اُبرین (Lev Oborin) در کنسرواتوار موسکو راه یافت و در سال ۱۹۶۳ فارغ التحصیل شد. در سال ۱۹۵۵ در رقابت بین المللی پیانوی فردریک شوپن در ورشو جایزه دوم را به دست آورد. سال ۱۹۵۶ نقطه اوج حرفه اش بود، در سن ۱۹ سالگی جایزه اول ملکه الیزابت را در رقابتی در بلژیک به دست آورد!

سال ۱۹۵۸ اولین سفرش به آمریکا برای اجرای کنسرتی در آنجا بود. در سال ۱۹۶۲ وی و جان اُگدن (John Ogdon) هر دو جایزه اول رقابت بین المللی چایکوفسکی را در مسکو از آن خود کردند.

در سال ۱۹۶۱ ولادیمیر با پیانیست جوان ایسلندی به نام سوفیا جوهانزدوتری (SofIa Johannsdottir) ازدواج کرد (شخصی که در آن زمان در موسکو تحصیل می کرد) در سال ۱۹۶۳ در حالی شهروندی خود را در روسیه حفظ میکردند، آنان به انگلستان رفتند. در سال ۱۹۶۸ به ریچافیک در ایسلند نقل مکان کردند و در سال ۱۹۷۲ آشکنازی به تبعیت کشور ایسلند در آمد. به عنوان یک پیانیست با استعداد و حرفه ای؛ آشکنازی به خاطر تکنیک برتر و بینش نافذش شهرتی بین المللی کسب کرد. تسلط وی در آثار هایدن (Haydn) تا موسیقی معاصر بسط یافته است.

اشکنازی برای اجرای آثار آهنگسازان رومانتیک و روسی معروف است، وی پرلود و فوگهای شوستاکویچ (Shostakovich)، شوپن، مجموعه کامل آثار پیانوی شومان، سوناتهای پیانوی بتهوون، همچنین کنسرتو پیانوهای موتسارت، بتهوون، بلا بارتوک (Béla Bartók)، پروکوفیف (Prokofiev) و سرجی راخمانینوف (Sergei Rachmaninov) را اجرا و ضبط کرده است. در کنار حرفه اش به عنوان یک پیانیست، ولادیمیر آشکنازی همچنین رهبری را نیز پی گرفت. در سال ۱۹۸۱ به عنوان رهبر اصلی میهمان ارکستر فیلارمونیک لندن منسوب شد.

از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۴ کارگردان موسیقی ارکستر فیلارمونیک رویال لندن بود. همچنین رهبر اصلی میهمان ارکستر کلولاند از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۴، رهبر پیشرو ارکستر سمفونی رادیو برلین (در آلمان غربی) از سال ۱۹۸۹، رهبر ارکستر سمفونی آلمانیهای برلین از سال ۱۹۹۴، رهبر اصلی ارکستر فیلارمونیک چک از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۳، مدیر موسیقی ارکستر سمفونی توکیوی ژاپن در سال ۲۰۰۴، رهبر افتخاری ارکستر فیلارمونیای لندن، رهبر افتخاری ارکستر سمفونیک ایسلند، مدیر موسیقی ارکستر جوانان اتحادیه اروپا (که با آنان به طور مرتب اجرا داشت) بوده است. اشکنازی به عنوان رهبر، وابستگی ویژه ای را بین موسیقی قرن نوزدهم و بیستم به وجود آورد.

وی برای آثار ضبط شده اش از آهنگهای سیبلیوس (Sibelius)، راخمانینوف، پروکوفیف، شوستاکویچ و اسکریابین (Scriabin)، مورد تحسین فراوان قرار گرفته است. اشکنازی، قطعه ای برای پیانو به نام؛ “عکسها در نمایشگاه” اثری از موسورسکی (Mussorgsky) آهنگساز سرشناس روسی را به همراه ارکستر اجرا و رهبری کرده که بسیار مورد توجه قرار گرفته است.

audio file قسمتهایی از اجرای درخشان ولادمیر اشکنازی را از پرلود راخمانینوف بشنوید

اشکنازی در بسیاری از موسیقی فیلمهای کریستفر نوپن (Christopher Nupen) با رهبری خود از عصاره های موسیقی آهنگسازانی همچون؛ رسپیگی (Respighi) و چایکوفسکی استفاده کرده و با نواختن پیانو نیز، حضور یافته است.

اشکنازی جوایز و افتخارات فراوانی دارد مثل جایزه آلمانی برای بهترین اجرای موسیقی گروهی. ولادیمیر آشکنازی به همراه لین هارل (Lynn Harrell) و ایزاک پرلمن (Itzhak Perlman) برای اجرای تریوی کامل پیانوی بتهوون در سال ۱۹۸۸، برای اجرای پیانو تریو در A مینور در سال ۱۹۸۲، برای اجرای سوناتهای ویولن و پیانوی بتهوون در سال ۱۹۷۹ مورد تقدیر قرار گرفته است.

audio file قسمتهایی از موومان سونات “بهار” برای ویولون و پیانو از بتهوون با اجرای اشکنازی و پرلمن

همچنین ولادیمیر آشکنازی جایزه آلمانی برای بهترین اجراهای سولو بدون ارکستر از آثار شوستاکویچ در سال ۲۰۰۰ را به شایستگی از آن خود نمود. لازم به ذکر است، اشکنازی مدیریت “انجمن راخمانینوف” (The Rachmaninoff Society)، را بر عهده داشته است.

bach-cantatas.com

3 دیدگاه

  • فرزان
    ارسال شده در شهریور ۱۳, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۶ ب.ظ

    با تشکر بسیار مختصر و مفید بود.
    فقط میشه خواهش کنم بگید که چه بلایی سر تالار گفتگو اومده؟

  • ارسال شده در شهریور ۱۳, ۱۳۸۸ در ۴:۰۷ ب.ظ

    آقای فرزین
    تالار گفتگو مورد حمله سپم ها قرار گرفته و سرور را آلوده کرده است. هنوز به طور قطعی نتوانستیم این مشکل را حل کنیم ولی بالاخره اگر با برنامه نشد به صورت دستی اینها را پاک خواهیم کرد

  • میثاق
    ارسال شده در آذر ۲۲, ۱۳۸۸ در ۶:۱۵ ب.ظ

    مرسی خیلی خوب و دقیق معرفی شد این استاد بزرگ

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تار و پودِ نشانه (I)

تار و پود بیش از آن که یک آلبوم باشد یک نشانه است؛ نشانی از دشواری‌های یک راه نکوبیده و نپیموده در موسیقی کلاسیک ایرانی. با آن، حمید متبسم که پیش از این طبع خود را رویاروی بلندترین قله‌ی شعر حماسی فارسی (شاهنامه‌ی فردوسی در قطعه‌ی سیمرغ) آزموده بود، حالا به صرافت طبع‌آزمایی موسیقایی با یکی از بلندترین ستیغ‌های شعر غنائی فارسی (خسرو و شیرین نظامی) افتاده است. به این ترتیب مجموعه‌ی تار و پود بدل به نشان مسئله‌ی موسیقی ما با روایت داستانی شده است. سیمرغ را می‌توانستیم «یک تجربه‌ی منفرد» (یا نادر) بشماریم و بگذریم یا همچون یک راه تازه‌گشوده با آن برخورد کنیم و منتظر آنچه در تداوم راه پیش می‌آمد بمانیم. اما با آمدن تار و پود، هنگامی که کار از یک گذشت، به وادی مقایسه می‌رسیم و خواه‌ناخواه آنچه پیش‌تر مبهم بود آشکار می‌شود. موقعیت این مجموعه به‌عنوان دومین تلاش است که آن را نشانه می‌کند.

امامی: استقبال خوبی از برنامه ما در سوئیس شد

من علاقه زیادی به موسیقی قدیم ایران داشته ام و سعی کرده ام در حد توانم بر روی آن حوزه موسیقی کارکرده و بر روی موسیقی دوره قاجار و هم قبل از آن دوره مطالعات مختصری داشته ام و به طبع در آثارم از آن ها بهره می برده ام در این سال ها آلبوم های تولید کرده ایم با همراهی دوستانم مثل آلبوم برافشان و آلبوم چهار سو که با آهنگسازی دوست خوبم حمید شریفی بوده و همچنین آلبوم بزم ۲ با آهنگسازی دوستانم سعید کورد مافی و علی کاظمی که همه این آلبوم ها توسط انتشارات ماهور منتشر شده است و تمامی این آثار رویکردی که ما داشته ایم استفاده از امکانات بالقوه موسیقی قدیم ایران بوده است و اینکه این امکانات بالفعل کرده و امکاناتی نظیر فرم و دورها و متدهای متفاوتی که در آن موسیقی وجود داشته است و الان کمرنگ شده است و یا کمتر استفاده می شوده است. این امکانات در هر صورت به ما راهی را نشان می دهند که شاید از این طریق بتوان رنگ و بوی تازه از موسیقی ایران رو شنید، البته شاید! در هر صورت راهی است که می شود در بستر تاریخی اصالت ها را حفظ کرد و موسیقی گذشته را به این شکل منتقل کرد.

از روزهای گذشته…

افت کیفیت در جشنواره های موسیقی نواحی

افت کیفیت در جشنواره های موسیقی نواحی

جشنواره های موسیقی نواحی، با دو هدف معرفی و شناسایی موسیقی نواحی و نیز حمایت از راویان اش برگزار می شود. این جشنواره ها به دلایل متعددی از جمله وجود امکانات مالی و اجرایی و نیز وجود مخاطب علاقمند، در شهرهای بزرگ برگزار می شود ولی برپایی این جشنواره ها، همیشه یکی از مسائل چالش برانگیز از نظر اتنوموزیکولوژی بوده است. چرا که حضور راویان موسیقی نواحی در شهرهای بزرگ، آنها را در فضا و موقعیتی غیر از فضای اجرایی همیشگی آنها در منطقه زندگی شان قرار می دهد و همین تغییر موقعیت باعث ایجاد تفاوت هایی در کیفیت اجرایی می شود. این تغییرات می تواند شامل:
توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (IV)

توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (IV)

«پژوهش» هومان اسعدی (۱۳۸۲) یک مقاله ای است در فصلنامه ماهور که خودِ نویسنده آن را چنین معرفی و ارزیابی نموده است: «مقاله حاضر بخشی از یک طرح تحقیقاتی نگارنده است که هنوز به اتمام نرسیده است». (فصل نامه ماهور شماره ۲۲ ص ۴۶) اما آقای نیک آئین اضافه کرده اند که:
لیر یا چنگ ارجان؟ (III)

لیر یا چنگ ارجان؟ (III)

محسن شهرنازدار در مقاله “سازشناسی و سازهای اقوام ایرانی” مطالبی را در مورد باستانشناسی و اهمیت آن در شناخت موسیقی قدیم ایران مطرح کرده است. او اعتقاد دارد مهمترین اسناد حضور موسیقی در دوران باستانی ایران، یافته های باستان شناسی است. تاریخ تمدن موسیقی در فلات ایران، صرفا بر اساس اشاراتی که در متون کهن تاریخی در این باره وجود داشته است، از دوره هخامنشی عقب تر نمی رفته است اما امروزه یافته های باستان شناسی گواهی می دهند که تاریخ حضور موسیقی و ساز در تمدن ایرانی به هزاره های قبل تر از تاریخ هخامنشیان و به دوران تمدن عیلامی و حوزه های تمدنی کوچک تر در فلات ایران باز می گردد.
تغییر زمان برگزاری جشن ده سالگی گفتگوی هارمونیک به جمعه ۲ خرداد

تغییر زمان برگزاری جشن ده سالگی گفتگوی هارمونیک به جمعه ۲ خرداد

دوستان گرامی، به دلیل پاره ای از مشکلات، جشن ده سالگی گفتگوی هارمونیک با یک روز تاخیر، در روز جمعه ۲ خرداد ساعت ۱۷ در فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (X)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (X)

پس از ارائه تم اصلی توسط سازهای زهی و بادی چوبی، ناگهان پیانو با چندین آکورد فورته قدم به صحنه گذاشته و زمینه را برای تکنوازی و هنرنمائی نسبتا طولانی خود فراهم ساخته و با الهام گیری از تم اصلی ارائه شده و همچنین تم گرم و بیانگری که پیانو در اوایل موومان اول معرفی نمود، بسیار پر احساس نواخته و زهی ها نیز به همراهی آن می پردازند.
نگاهی به اپرای عاشورا (IV)

نگاهی به اپرای عاشورا (IV)

این پرده با تم معروف حر آغاز میشود که تنها پرده این اپرا است که عبدی در آن از تمی غیر از ساخته های خودش استفاده کرده است. اکثرا در تعزیه هایی که در جای جای کشور ما اجرا میشود، ملودی های مختلفی به کار گرفته میشود و به ندرت چند تعزیه کاملا یکسان میتوان یافت، مگر قسمت حر که در اکثر تعزیه ها همین تم در مایه دشتی استفاده میشود؛ در این اپرا هم عبدی از همین سنت پیروی کرده است.
به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (II)

به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (II)

در این میان نقطه قوت حنانه یکی در استفاده از هارمونی متفاوتی برای صدادهی موسیقی ایرانی بود که خود او به آن هارمونی زوج، اطلاق می کرد (که به احتمال قوی بی تاثیر از هارمونی امثال بلا بارتوک نبود) و دیگری پژوهشهای گسترده ای بود که درباره خاستگاه و ریشه های موسیقی ایرانی و چارچوب موسیقی دستگاهی فعلی آنها صورت میداد (که بخشهای کوچکی از آنها در کتاب گامهای گمشده آمده است)؛ امانوئل ملیک اصلانیان هم نخستین فردی بود که ساختار موسیقی مدرن و آتنال را وارد ساختار آهنگسازی ایرانی کرد که برای نخستین بار در ایران چنین آثاری اجرا می شد، گرچه بسیاری ساختار موسیقایی او را برای موسیقی ایرانی مناسب نمی دانند، ولی بهرحال تلاشهای او برای ایجاد حرکات نوینی در موسیقی ارکسترال ایران ستودنی است.
محمود ذوالفنون از زبان خودش

محمود ذوالفنون از زبان خودش

نخستین پایه علاقه من به موسیقی، شنیدن ساز پدرم (تار) هنگام تدریس به شاگردانش بود. بعدها من هم در سلک همان شاگردان درآمدم و به خوبی به خاطر دارم که نخستین درس با تار در دستگاه شور و با وزن کرشمه بود. همه دورس به شیوه معمول آن دوره، سینه به سینه بود. البته گذشتگان نیز اصولی را برای صحیح آموزش دادن دنبال می کردند که نباید ساده از آنها گذشت و استعداد هم که به نوبه خود لازمه یادگیری بود…
کارایان و سمفونی های موتسارت (II)

کارایان و سمفونی های موتسارت (II)

اینکه موتسارت تمام این سه سمفونی آخر را در تابستان ۱۷۸۸ یعنی زمانی که فقط ۳۲ ساله بود ساخت واقعا تأثیر گذار است. اریک بلوم (Eric Blom) درباره آن ها می نویسد که «نمی دانی از بی نقصی این سه شاهکار شگفت زده شوی یا از تفاوت آشکار آن ها؛ هر کدام از آن ها آنقدر از لحاظ فرایند و حال و هوا با دیگری فرق دارد که نمی توان تصور کرد که یک نفر آن ها را خلق کرده است. مثل این می ماند که یک نفر شب دوازدهم شکسپیر، فدرِ راسین و ایفیژنیِ گوته را در مدت زمانی که برای اجرای هر سه نمایشنامه لازم است نوشته باشد!» قطعا سمفونی سل مینور پرسش های فراوانی را برانگیخت: این سمفونی ویژگی عالی نسبت و توازن که به هنر کلاسیک نسبت داده اند را با سطح احساسی والای رمانتیسیم در هم می آمیزد.
دیگر هرگز اپرا نخواهم نوشت

دیگر هرگز اپرا نخواهم نوشت

در میان تمام اپراهای روسینی بخصوص آنها که حالت تراژدیک دارند اپرای ویلهم تل (William Tell) از دید علاقمندان به موسیقی و حتی مردم عادی، از جایگاه خاصی برخوردار است، شاید بخاطر داستان معروفی باشد که اپرا بر اساس آن ساخته شده است. داستان مرد آزادیخواه سوئیسی که برای نجات کشورش از زیر سلطه اتریش از هیچ تلاشی دست بر نداشت. روسینی از میان تعداد زیادی از نویسندگان و شعرا که در باره آزادی سوئیس دست به قلم شده بودند از اشعار شیلر (Friedrich von Schiller) برای اپرای خود استفاده کرد.