ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (V)

ریچارد واگنر (1813-1883)
ریچارد واگنر (1813-1883)
ترکیب بندی واگنر به ویژه در اپرای “تریستان و ایزولده”، ایده هایی تازه را در موسیقی به وجود آورد. برای سالهای بسیاری پس از آن، آهنگسازان خود را ناچار به تطبیق با واگنر دیدند و خود را مدیون وی نیز می دانستند، به ویژه؛ آنتون بروکنر (Anton Bruckner)، هوگو ولف (Hugo Wolf)، سزار فرانک (César Franck)، هنری داپارک (Henri Duparc)، ارنست شاسون (Ernest Chausson)، جولس ماسنت (Jules Massenet)، الکساندر فُن زمنلینسکی (Alexander von Zemlinsky)، هانس فیزنر (Hans Pfitzner) و بسیاری دیگر.

گوستاو مالر گفته است؛ “تنها بتهوون و واگنر بوده اند!” مرز شکنی های موسیقیدانان قرن بیستم در هارمونی، همچون کلود دبوسی (Claude Debussy) و آرنولد شوئنبرگ (Arnold Schoenberg) باز می گردد به موسیقی موجود در “تریستان و ایزولده”. فرم اپراتیک رئال ایتالیایی شناخته شده به عنوان ورسیمو (verismo)، بسیار مدیون ساختار شکنی های واگنر در فرم موسیقی است.

مقاله واگنر درباره رهبری در سال ۱۸۹۶ بیان داشته که رهبری تنها حرکاتی ساده و قراردادی و از پیش تایین شده برای هماهنگ کردن ارکستر نیست، بلکه برداشتی جدید از اثر موسیقی می باشد. رهبران اروپای مرکزی این ایده واگنر را دنبال کردند همچون؛ هانس فن بول، آرتور نیکیش (Arthur Nikisch)، ویلهلم فورت ونگلر (Wilhelm Furtwängler) و هربرت فُن کارایان (Herbert von Karajan) .

audio file بشنوید قسمتی از ride of the valkyries واگنر را

همچنین واگنر اولین شخصی بود که در اپرا تقاضا کرد که نور در اجراهای نمایش ضعیف تر شود و عمارت اپرای او در بایروث، اولین تالاری بود که محلی مخصوص برای ارکستر تنظیم کرده بود. در این تالار اپرا، ارکستر کاملا از چشم تماشاگر پنهان است. تاثیر واگنر بر ادبیات و فلسفه بسیار مهم و اساسی است. فردریچ نیچه بخشی از فلسفه درونی واگنر در سالهای ۱۸۷۰ بود و اولین کتاب نیچه به عنوان “تولد تراژدی” به واگنر موسیقی را پیشنهاد داد، به نوعی که دیونیزوس فرهنگ اروپا را در تقابل با آپولوئیان، باز آفرید. عقاید نسبت به موسیقی واگنر همواره مثبت نبود، چنانچه در دوره ای موسیقی آلمان دو تکه شد؛ موسیقی طرفداران واگنر و دیگر موسیقی طرفداران برامس (Johannes Brahms) یا واگنرین ها و برامین ها!

بعضی از آهنگسازان با آنکه به شدت تحت تاثیر واگنر بودند و صحیح و درست بودن موسیقی او را نمی توانستند نقض کنند، (همانند چایکوفسکی و دبوسی)، با اینحال می خواستند به نوعی آن را بشکنند! بسیاری از طرفداران واگنر به نام؛ “واگنرین ها” انجمنی را تشکیل دادند متعلق به زندگی، آثار و اپراهای واگنر، انجمنهای واگنر در شهرهایی همچون؛ تورنتو، نیویورک، بریتانیای کبیر، نیوزلند، شمال کالیفورنیا و در بسیاری از دیگر شهرهای مهم جهان فعالیت دارد.

فیلمهای بسیار زیادی درباره زندگی خصوصی واگنر و موسیقایی اش ساخته شده؛ فیلم صامت “ریچارد واگنر” در سال ۱۹۱۳ ساخته کارل فرولیش (Carl Froelich)، فیلم مستندی به همان نام در سال ۱۹۲۵، همچنین فیلمهای؛ “آتش جادویی” سال ۱۹۵۵، “واگنر” ۱۹۳۳ و “موسیقی بی انتها” ۱۹۶۰٫ موسیقی واگنر بر بسیاری از موسیقی فیلمهای قرون بیستم و بیست و یکم تاثیر عمیقی گذارد. مانند موسیقی فیلمهای “کینگ کونگ” ساخته آهنگساز ماکس استینر (Max Steiner)، جنگ ستاره ها از جان ویلیامز و سه مجموعه فیلم “ارباب حلقه ها” با آهنگسازی هووارد شور (Howard Shore). موسیقی اپرای “ندیمه های اودین” (Die Walküre) در فیلمهای؛ ” آپوکالیپس حالا” و فیلم وسترن “اسم من هیچ کس است” استفاده شده است.

تاثیر واگنر بر روی آثار آهنگسازان بزرگ نیز بسیار چشمگیر است؛ همچون آهنگساز موسیقی راک؛ جیم استینمتن (Jim Steinman) که آن را “راک واگنری” می نامد. در موسیقی هووی متال به همان اندازه آهنگسازان کلاسیک، از واگنر تاثیر فراوانی گرفته شده. جوی د-مایو (Joey DeMaio) نوازنده بیس و از آهنگسازان اصلی موسیقی هووی متال، تاثیر پذیریش را از موسیقی واگنر تصدیق می کند. همچنین؛ آهنگسازان آلمانی همچون؛ رامشتین (Rammstein) و جوشیم ویت (Joachim Witt) و کلائوس شولز (Klaus Schulze) که او آهنگساز موسیقی الکترونیک آلمان بود و آلبوم سال ۱۹۷۵ خود را به واگنر تقدیم کرده. گروه آوان گارد اسلوانی به نام “لیباش” (Laibach) آلبومی را با نام سنتهای واگنر (VolksWagner) در سال ۲۰۰۹ به همراه ارکستر سمفونیک رادیوی اسلووانی و رهبری آهنگساز “ایزدور لیتینگر” (Izidor Leitinger) اجرا کرده اند.

اپراها، کتابها و مقالات بیشمار، زندگی سیاسی، اعتقادات و زندگی غیر مذهب پروتستانی واگنر، او را به شخصیتی متناقض در دوران زندگیش بدل کرده. با آنکه واگنر در طول زندگیش دوستان و همکاران یهوودی فراوانی داشته و خود نیز به آن اشاره کرده، با اینحال به دلیل مقالات ضد یهودیش به خصوص “یهودیت در موسیقی” که به ویژه در مخالفت با “فیلیکس مندلسون” آهنگساز و رهبر نوشته بود، سرانجام در سال ۲۰۰۱ برای اولین بار پس از گذشت چندین قرن، کنسرتی از آثار واگنر در اسرائیل به رهبری دانیل بارنبویم (Daniel Barenboim) به روی سن رفت!

en.wikipedia.org

2 دیدگاه

  • علیرضا
    ارسال شده در مهر ۵, ۱۳۸۸ در ۳:۲۷ ب.ظ

    سلام دوست عزیز نویسنده
    من چون خودم علاقه زیادی به اپرا دارم ازت خیلی زیادتر ممنونم. تو این برهوت صوت و صدا لااقل قلمت میگرده. ممنونم.
    ی نکته ای رو میخواستم فقط بگم اونم راجع به اسامی خاص و تلفظشون. یه آشفتگی درست میشه تو فارسی نویسی اسمهای خاص به الفبای ما. من پسند ام اینه که حتی المقدور اونجوری که تو زبون اصلی تلفظ میشه به فارسی برگردونیم
    Henri Duparch آنری دوپر

    Ernest Chausson ارنست شوسون

    Jules Massenet ژول مَسّنه(ماسونه)

    بازهم از قلمت و دستت وخودت ممنونم دوست ندیده

  • ارسال شده در فروردین ۱۱, ۱۳۸۹ در ۱۲:۰۷ ق.ظ

    چه چیز می تونه برتریه این خداوندگار اپرا رو بیشتر از این نشون بده که نیچه با اون عظمت خود ستایی درونش تنها واگنر رو به عنوان انسان قبول داشت
    تنهاانسانی که توانست یک هزارم اندیشه و عشق او را درک کند

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (V)

بسیاری از نوازندگان سازهای بادی‌برنجی دچار دردهای مختلفی هستند. آن‌ها از دردِ مچ، بازو، التهاب تاندون‌ها، مشکلات شانه، کشیدگی گردن و کمردرد و پشت درد مزمن رنج می‌برند. به این آسیب‌ها که ناشی از تکرار حرکات یکسان یا نشستن طولانی مدت در یک موقعیتِ ثابت یا هر دو مورد است، آسیب‌های استفادۀ مکرر می‌گویند و مسلماً بهترین رویکرد، پیشگیری از بروز چنین آسیب‌هایی است. نوازندگان سازهای بادی‌برنجی از بازوها به‌صورت مکرر در جلوی بدن استفاده می‌کنند. از این‌رو به مرور زمان، عضلات جلویی شانه و سینه قوی و عضلات پشتی شانه و پشت ضعیف می‌شوند. عضلات قوی کوتاه‌تر می‌شوند درحالی‌که عضلات ضعیف بلندتر می‌شوند. این عدم تعادل منجربه درد در ناحیۀ بازوها، شانه‌ها، قفسۀ سینه، گردن یا پشت می‌شود. اما راه حل ساده است: تمرینات کششی برای عضلات در جلوی بدن و تقویت عضلات در پشت بدن. پرورش عضلات این نواحی منجر به کمک به عضلاتی می‌شود که کشش‌ها را متحمل می‌شوند.

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VI)

مسئلۀ بعدی دربارۀ نت‌کردن ردیف در آن عصر است که به قصد حفظ و نگهداری ردیف به‌عنوان یک میراث انجام شده است و بَعد آموزش. در حالی‌که الآن کاملاً برعکس است. با این‌همه وسایل ضبط و ثبت که امروزه در اختیار داریم مسئلۀ حفظ ردیف‌ها مطرح نیست؛ آموزش آن مطرح است که باید بیشتر به این بُعد توجه شود.

از روزهای گذشته…

ویولون مسیح استرادیواریوس (II)

ویولون مسیح استرادیواریوس (II)

امروزه اینگونه به نظر می رسد که اکثر سازندگان ساز تمایل چشم گیری به تکرار آثار گذشتگان داشته و همچنان نیز دارند، مسیری که با توجه به کیفیت آثار گذشتگان و در توازی با آن تبلیغات وسیعی که در این راستا می شود، انتخابی ارجح و مطمئن برای سازندگان ساز است. این انتخاب را می توان در ابتدا از دو جهت بررسی نمود، اول مسیری برای آن دست از سازندگانی که در ابتدای کار هستند و تجربه چندانی ندارند و دوم ، از سوی دیگر افرادی که زمان بیشتری صرف نموده و تجربه ایی فراتر از دسته اول دارند.
مصاحبه با کیت جرت (I)

مصاحبه با کیت جرت (I)

در سال ۱۹۹۹ جف دایر (Geoff Dyer)، نویسنده کتاب تحسین شده و ژانر گریزِ «اما زیبا» (But Beautiful) درباره جز، در مقاله ای در یکی از روزنامه های مهم درباره کیت جرت (Keith Jarrett) نوشته بود که «او بزرگترین موزیسین زنده موسیقی جز است». البته این اولین بار نبود که درباره جرت چنین چیزی گفته می شد و قطعا آخرین بار نیز نخواهد بود. بالاخره، جرت یکی از معدود موزیسین های جز است که در دوره زندگی خود به یک افسانه تبدیل شده است.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه هفتم

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه هفتم

هویت که در مقابل اصطلاح انگلیسی “Identity” قرار می گیرد، یکی از مباحث اصلی در حوزه‌‌های روان‌شناسی (۲)، جامعه‌شناسی (۲) و مردم‌شناسی (۳) است. در مطالعات روان‌شناسی، نفس یا خودِ انسان مورد بررسی قرار می‌گیرد. در جامعه‌شناسی به بررسی انسان در جامعه پرداخته می‌شود و مردم‌شناسی، فرد را در حوزۀ فرهنگی مورد مطالعه قرار می‌دهد.
متبسم: با الهام از اقدام پایور ونوشه را نوشتم

متبسم: با الهام از اقدام پایور ونوشه را نوشتم

روز ۲۷ تیر ماه قرار است ارکستر سازهای ملی ایران با تکنوازی حمید متبسم و رهبری اسماعیل تهرانی و همراهی محمد معتمدی و وحید تاج به عنوان خواننده، در تالار وحدت به روی صحنه برود. اجرای دوباره قطعه ونوشه اثر مهم و مشهور حمید متبسم باعث شد امروز گفتگویی با این هنرمند داشته باشیم.
بهترین ویولنهای فولتن در معرض نمایش

بهترین ویولنهای فولتن در معرض نمایش

سنگ، تمر، کتاب کمیک یا هر کلکسیون دیگری، فرق ندارد، کلکسیونر دوست دارد به نمایش بگذارد مجموعه‌اش را. دیوید فولتن، ویولن‌نواز آماتوری که گنج‌بان بهترین کلکسیون ویولن هم هست، این کار را به خوبی انجام داده در پروژه تهیه یک سی‌دی و یک دی‌وی‌دی همراه، که بناست در نوامبر امسال منتشر شود.
هلموت لاخنمان

هلموت لاخنمان

هلموت فردریش لاخنمان (Helmut Friedrich Lachenmann) در ۲۷ نوامبر سال ۱۹۳۵ در اشتوتگارت آلمان بدنیا آمد. علاقه وی برای آهنگسازی برای سازهای مختلف و خلق آثاری بدیع از وی شخصیتی برجسته در دنیای موسیقی پدید آورده است.
سفیر فرهنگی لبنان (I)

سفیر فرهنگی لبنان (I)

نهاد حداد (Nouhad Haddad) معروف به “فیروز‎”، متولد ۲۱ نوامبر ۱۹۳۵ یکی از مشهورترین خوانندگان پیشرو لبنان است. وی شمایلی فرهنگی از جهان عرب به جهان معرفی کرده و آثار او در این مناطق بسیار شنیده شده و همواره افتخار ملی لبنان بوده است. وی در خانواده ای مسیحی به دنیا آمد و زمانی که با آسی رهبانی (Assi Rahbani)، یکی از دو برادری که به او کمک کردند تا حرفه اش را به عنوان خواننده بهبود بخشد، ازدواج کرد مذهبش را به ارتودوکس یهودی تغییر داد. خانواده اش کمی پس از تولد او به بیروت نقل مکان کردند.
گفتگو با پولینی (III)

گفتگو با پولینی (III)

سال ۲۰۱۱ فرصتی است تا بخش بزرگی از فعالیت های پلینی مورد ارزیابی قرار گیرد. زیرا در این سال پلینی ۵ کنسرت را در ۵ ماه در فصل سالن جشنواره سلطنتی بر روی صحنه برد که هم فرصتی بود برای به نمایش گذاشتن تاریخ موسیقی پیانو و هم بیانگر رابطه اش بود با این موسیقی. او با کنسرت آثار باخ در ماه ژانویه برنامه خود را آغاز نمود. سپس آخرین سونات های بتهوون و شوبرت را اجرا میکند. پس از آن نیز در برنامه ای فرانسوی به اجرای شوپن، دبوسی و بولز می پردازد و در پایان نیز در ماه می اجرایی از آثار شومان، لیست و اشتوکهاوزن خواهد داشت.
نقدی بر «شیوه نوازی» علی قمصری (II)

نقدی بر «شیوه نوازی» علی قمصری (II)

اگر این قطعات با رویکردی «آموزشی» ارائه شده اند، پس باید به لحاظ آموزشی دارای مطالب مهم و قابل ارائه ای بوده و به گونه ای کاملا گویا از این دیدگاه اجرا شده باشند اما در هیچ یک از این چهار ویدئو، شیوه های مورد نظر به خوبی اجرا نشده و حق مطلب ادا نشده است.
جان فیلیپ سوزا «شاه مارش» (I)

جان فیلیپ سوزا «شاه مارش» (I)

جان فیلیپ سوزا (John Philip Sousa) روز ششم نوامبر سال ۱۸۵۴ در واشنگتن دی سی به دنیا آمد. او آهنگساز و رهبر ارکستر آمریکایی اواخر دوره رمانتیک و سومین فرزند از ده فرزند جان آنتونیو سوزا (متولد اسپانیا از والدین پرتغالی) و ماریا الیزابت ترینخاوس (متولد باواریا، آلمان) بود. پدر جان فیلیپ در ارکستر نیروی دریایی آمریکا نوازنده ترومبون بود؛ به این دلیل سوسادر فضای موسیقی ارکستر های نظامی بزرگ شد.