اپرای متروپلیتن (I)

اپرای متروپلیتن نیویورک (Metropolitan Opera) بزرگترین سازمان موسیقی آمریکا است و سالانه ۲۲۰ اجرای اپرا دارد! خانه اپرای متروپلیتن به عنوان یکی از اولین سن های اپرا در جهان شناخته شده و یکی از بزرگترین آنها نیز می باشد، همچنین یکی از ۱۲ سازمان موسیقی است که عضو مرکز هنرهای نمایشی لینکون می باشد. متروپلیتن در سال، ۲۷ اپرا را به اجرا می گذارد که از اواسط سپتامبر تا مه می باشد. این سازمان شامل گروه کر برای کودکان، باله و … است که موقعیتهای فراوانی را برای خوانندگان در اختیار می گذارد.

بعضی از خوانندگان عضو آن، حرفه ای خود را از طریق متروپلیتن وسعت و ارتقا بخشیدند.

همانند لوچینو پاواروتی که شهرت جهانی خود را زمانی که در متروپلیتن می خواند به دست آورد و رنه فلمینگ و پلاسیدو دومینگو (Plácido Domingo) اعضای اصلی آن بوده اند. استانداردهای هنری متروپلیتن به عنوان بهترین و اصلی ترینها در جهان شناخته شده است.

این سازمان، طراحان و مدیران اپرا را به نحوی راهنمایی می کند که بتوانند اجراهای گوناگونی را به روی سن برند یا ضبط و تولید کنند. تولیدات خود متروپلیتن از سنتی تا آوانت گارد می باشد. علاوه بر اجرای اپرا، پخش زنده هفتگی از رادیو از سال ۱۹۳۱ و پخش تلویزیونی آن از سال ۱۹۷۷ آغاز شد، همچنین در سال ۲۰۰۶ شبکه ماهواره ای رادیویی برای پخش زنده ۴ بار در هفته و نمایش اجراهای ضبط شده اپرا با کیفیت عالی در سالنهای سینما در دستور کار قرار گرفت.

سازمان اپرای متروپلیتن به عنوان کمکی به آکادمی موسیقی در سال ۱۸۸۰ به وجود آمد. آکادمی موسیقی، مرکز هنری بالارتبه ای در نیویورک بود و تنها افراد ثروتمند عضو آن بودند از جمله خانواده های، مورگان، روزولت، استور و وندربیلت بودند که با تلاش خود آکادمی، اپرای متروپلیتن به عنوان سازمانی مستقل از آکادمی به وجود آمد.

هنری ابی (Henry Abbey) اولین مدیر آنجا فصل ۱۸۸۳-۸۴ را با اجرای اپرای فائوست اثر چارلز گونود (Charles Gounod) و با درخشش سوپرانوی سوئدی کریستینا نیلسون (Christina Nilsson) آغاز نمود اما در ادامه اولین فصل آثار اجرا شده بسیار ضعیف بودند.

اپراها توسط گروههای مختلف و خوانندگانی ارزان قیمت و بدون مهارت خوانده می شد. پس از این دوره که آتشی بزرگ محسوب می شد، دوران طلایی برای اپرای متروپلیتن با مدیریت مائوریس گرائو (Maurice Grau) آغاز شد و هنرمندان بین المللی اپرا بر روی سن حضور یافتند؛ برادریان جین و ادوآرد د رزک (Jean & Edouard de Reszke)، لی لی لمان (Lilli Lehmann)، لیلیان نوردیکا (Lillian Nordica)، نلیا ملبا (Nellie Melba)، میکا ترنینی (Milka Trnina)، اما اماز (Emma Eames)، سوفی سالچی (Sofia Scalchi) فرانسیسکو تاماگنو و دیگر بزرگان.

در سال ۱۸۹۸ اپرای متروپلیتن برنامه ای برای سفری شش هفته ای بعد از پایان فصل نیویورک در نظر داشت، اما به دلیل کمبود بودجه این سفر لغو شد. لیونل ماپلسون (Lionel Mapleson) ویلنیست و سراینده اشعار اپرا در متروپلیتن برای اولین بار اجرایی زنده را ضبط کرد. از ۱۹۰۰ تا ۱۹۰۴ ماپلسون از دستگاه ضبط و پخش ادیسون سیلندر (Edison cylinder) در خانه اپرای متروپلیتن استفاده نمود.

وی در حدود ۱۰۰ عدد از این دستگاهها که به ماپلسون سیلندر (Mapleson Cylinders) معروف شده بود، در یک زمان برای ضبط صدا در اجرای زنده، در اپرای متروپلیتن استفاده کرد، بدین ترتیب آثار ضبط اولیه متروپلیتن به این روش ضبط شده و باقی مانده است. این ضبطها بعدها بر روی LP تبدیل شدند. اگرچه بسیاری از آن استوانه ها بر اثر گذر سالها فرسوده شدند اما همچنان صداهایشان فوق العاده است، به خصوص کرهایی چون والتز و “کر سربازها” در اپرای فائوست.

ماپلسون این دستگاه را در جاهای متفاوت می گذاشت، در جعبه سوفلور (prompter) و در گوشه های سن که بدین ترتیب می توانست صدای تک خوان، کر و ارکستر و همچنین صدای تشویق تماشاچیان را نیز به راحتی ضبط کند. بسیاری از ضبطهای که بدین روش انجام شد در آرشیو روجرز و هامستین (Rodgers & Hammestein) در کتابخانه عمومی نیویورک ویژه هنرهای نمایشی، نگهداری می شوند.

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره روبیک گریگوریان (III)

در ابتدای حکومت رضا شاه، کلنل علینقی وزیری که در هر دو کشور درس های مقدماتی موسیقی غربی را خوانده بود، عامل تغییرات اولیه فضای موسیقی رسمی کشور، از ایرانی به فرنگی، به حساب می آمد و مورد تشویق و حمایت قرار می گرفت. در دوره دوم حکومت رضا شاه که اصول کلی سیاست های جاری تغییر کرده بود، دیگر لزومی نداشت که «تجدد را در لباس سنت» عرضه کنند (فی المثل، والس های شوپن را با تار بنوازند!).

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (IV)

در آن سال هایی که برای فراگرفتن ردیف موسی خان معروفی خدمت استاد هوشنگ ظریف می رسیدم، از ایشان برای فراگیری آهنگ سازی راهنمایی خواستم. در اوایل دهه هفتاد آهنگ هایی را برای گروه های موسیقی ایرانی می نوشتم و با گروه های مختلف اجرا می کردم و این شد که سرانجام با توصیه و معرفی استاد ظریف در حدود سال هزار و سیصد و هفتاد و چهار به کلاس های آموزش تئوری موسیقی و هارمونی استاد فرهاد فخرالدینی راه پیدا کردم.

از روزهای گذشته…

نماد‌شناسی عود (VIII)

نماد‌شناسی عود (VIII)

فارمر (۳۳) با استنتاج از منابع مختلف، جدولی فراهم آورده که در آن چگونگی ارتباط پدیده‌ها و ماده‌ها با یکدیگر و با ۴ سیم عود را نشان می‌دهد. بم‌ترین سیم، سیم بم (لا)، تداعی‌گر کهنسالی، آب، زمستان و شب است. زیرترین سیم، سیم زیر (دو)، با رشادت، آتش، جذابیت، غرور و غیره پیوند دارد. بنابراین سیم‌های بم‌تر نمادی از انزوا و سکون اند در حالی‌که سیم‌های زیرتر بیانگر چابکی و جنب‌و‌جوش هستند. عقایدی مشابه این به صورت گسترده‌ای در دنیای باستان و همچنین اروپای سده‌های میانه رواج داشت.
گذر از مرز ستایشِ محض (I)

گذر از مرز ستایشِ محض (I)

بیشتر اوقات انتشار پرونده‌ی مطبوعاتی به نام یک شخص -به مثابه متمایز کردن او از دیگر نوشته‌ها- حکم بزرگداشت می‌یابد. بزرگداشتی که به اعتبار تمایز اعمال شده- مستقل از جهت‌گیری مطالب- دیده می‌شود. هم از این روست که ناخودآگاه بیشتر مطالب در ستایش شخص مورد بحث از کار درمی‌آیند؛ در ستایش آثارش، کردارش (هنری و غیر هنری) و گفتارش. نتیجه؛ خواننده خویش را با روایتی سخت ستایش‌گرانه از یک هنرمند روبرو می‌بیند.پنداری که هیچ هنگام ایرادی بر او وارد نشده و هیچ کس در نقد وی چیزی ننوشته است. آشکار است که حقیقت به گونه‌ی دیگری است و چنانکه تمام پدیده‌های شناخته شده در تجربه‌ی روزمره‌ی ما می‌گویند، همه چیز دو وجه تاریک و روشن را به هم آمیخته دارد. پس نقد و داروی معطوف به بدی نیز به کار شناخت شخصیتی هر چند ستایش شده، می‌آید. و به گمانی جز این راهی نیست تا چهره‌ی حقیقی موضوع روشن شود.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXI)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXI)

برای ارضای حس ادبی خویش (البته که او نویسنده ای دارای چند کتاب چاپی بود) و همچنین برای تامین سوخت برای آتش موسیقی های الگار، آلیس در بسیاری از قطعات نقش ترانه سرا را ایفا کرده است:
دخترم، بوی فرار می آید (II)

دخترم، بوی فرار می آید (II)

و اما در ایران پس از گذشت سی سال، زنان آواز ایران، هنوز از رها ساختن آوایشان محروم اند و با آن که بسیاری از آنان در سرزمین خود حضور دارند، به جایی تبعید شده اند که می بایست در آن سکوت اختیار کنند و به همین سبب جامعه بخشی از حافظه خود را رفته رفته از دست داده است چرا که نتوانسته همه آرا و صداها را در متشکل شدن جامعه حضور بدهد. نتیجتاً عده ای اندک اندک در اثر این رانده شدگی و نَفَس بری، چون دیگر به صورت عاطفی و احساسی نتوانسته اند فضای هستی شناسانه ی زبان ناخوداگاهشان را بیان کنند، خود را فراموش شده می پندارد و در این قطع شدن، کل جامعه به تدریج متوجه سرریز شدن احساسات به بن بست رسیده می شود و به سوی بحران و خفقان گام می نهد.
نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (I)

نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (I)

داریوش طلایی از موسیقیدانان نسل سوم بعد از وزیری است، او نوازنده برجسته تار و سه تار و استاد ردیف شناسی در موسیقی ایرانی است. «نت نویسی آموزشی و تحلیلی او از ردیف میرزاعبدالله» بهترین منبع و مرجع برای آموزش ردیف تار و سه تار میرزا عبدالله است. او در سال ۱۳۷۲ رساله «نگرشی نو به تئوری موسیقی ایرانی» (۱)، را ارائه داده است.
تصمیم بزرگ برای شوپن

تصمیم بزرگ برای شوپن

شاید شوپن جزو معدود آهنگسازانی است که می توان بدون احساس کوچکترین یکنواختی و خستگی ساعت ها از موسیقی او لذت برد. بدون شک یکی از مهمترین دلایل آن زیبایی ناشی از لطفات موسیقی و صدای دلنشین تنهای پیانو می باشد.
نگهداری پیانو (II)

نگهداری پیانو (II)

Steinway & Suns و بسیاری دیگر از سازندگان پیانوهای مرغوب معتقد هستند که یک پیانو بگونه ای ساخته می شود که تا سالهای سال نیازی به پولیش نخواهد داشت. چرا که تمهیدات لازم برای مراقبت از بدنه چوبی پیانو در کارخانه اندیشیده می شود. در واقع کیفیت مواد و ضخامت بکاربرده شده از آنها روی چوب – چه پیانو پلی استر باشد چه روکش با لاک الکل – به حدی است که عملآ شما را سالها از پولیش کردن بی نیاز می کند.
«به آهستگی» (I)

«به آهستگی» (I)

از چندی پیش خبری مبنی بر اجرای ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره فجر که برای نخستین بار کل رپرتوار آن اختصاص به آثار خانواده کامکار داشت، از طریق رسانه های گروهی و نیز به صورت سینه به سینه در جامعه ی موسیقایی انتشار یافت. از این رو چهارشنبه هفته گذشته به همراه تنی چند از دوستان عازم تالار وحدت شدیم تا نخستین شب از اجرای ارکستر را شاهد باشیم.
پیتر و گرگ

پیتر و گرگ

داستانهای پریان مانند “زیبای خفته”، “کفشهای بلورین”(یا سیندرلا)، “فندق شکن” و بسیاری از داستانهایی که برای کودکان نوشته شده اند، به شکلی ماهرانه دستمایه خلق اپرا، باله و قطعات موسیقی شده اند که البته لذت دیدن و شنیدن آنها برای بزرگسالان بسیار بیشتر است.
مارسین دیلا؛ آقای برنده (II)

مارسین دیلا؛ آقای برنده (II)

سال ۲۰۰۷ را با برگزاری تور موفق کنسرتو آرانخوئز سپری کرد. این تور برای ویلا دستاوردهای مهمی داشت. نویسندگان مختلفی به تمجید از شیوه نوازندگی و درک بالای او از این اثر مشهور قرن بیستم پرداختند. ری بلوم در نشریه The Advertiser این پدیده نوظهور گیتار کلاسیک را این طور توصیف کرد:”…با این که کنسرتو آرانخوئز قطعه ای برای گیتار و ارکستر است، دیلا سازش را همچون یک ارکستر -که شش سیم دارد- می نوازد. او در حالی که گردن سازش را با دست چپ در آغوش گرفته و دست راستش با مهارت کامل مشغول ضربه زدن به سیم ها است، همچون عاشقی است که گونه معشوق را در برابر دارد. نوازندگی و برداشت او از موسیقی ای که می نوازد یادآور در آغوش کشیدنی شهوانی و یا شاید سیلیِ آرامی است، حالتی نوسانی که در هر رابطه {انسانی} وجود دارد….”