آموزش مدون ساخت ویلن بر اساس علوم و تجربیات (I)

مقدمه
برنامه مدون آموزش ساخت ویلن شامل بررسی و آموزش کلیه مراحل علمی و عملی از جمله تهیه و آماده سازی چوب، ابعاد و رواداری اجزا هر بخش، مراحل ترتیبی ساخت و نگهداری می باشد که براساس استانداردهای جهانی رایج این رشته در سطوح آماتور و تخصصی آموزش داده می شود که مشتمل بر تعداد عنوان فصل و تعداد جزئیات اجزای هر قسمت خواهد بود.

از ویژگیهای مهم این برنامه بررسی دقیق، موشکافانه و فراگیر کلیه مراحل ساخت این ساز می باشد که حاصل تجربیات و تحقیقات اینجانب در داخل و خارج کشور و بررسی کتب تخصصی مرتبط و بازدید از مدارس و مراکز آموزشی مربوطه و همچنین کارگاه های مختلف اروپایی و بررسی شیوه های تحصیلی و نحوه تدریس در این مجموعه ها می باشد؛ در این میان پژوهش و تحقیق در سازهای معتبر اروپایی و آنالیز صوتی و آکوستیکی آن، مکمل این اقدامات به شمار می آید.

از آنجا که آموزش ساخت ویولن نیاز به ایجاد و ترسیم یک چشم انداز کلی و از طرف دیگر، بررسی قدم به قدم و دقیق مراحل آن برای هنرجو دارد، اینجانب مصمم به تدوین این برنامه گشتم. این برنامه شامل ۷ ترم می باشد که هر ترم در قالب تعداد هفته ها و ساعات آموزشی متفاوت به لحاظ حجم کاری متفاوت در هر ترم تنظیم شده و بصورت علمی و عملی در کارگاه برای هنر جویان خواهد بود.

لازم به ذکر است که علاقه مندان به ثبت نام و شروع و یادگیری این دوره های آموزشی می توانند از طریق مکاتبه با ایمیل [email protected] com سایر اطلاعات مربوطه را کسب نمایند.

شایان ذکر است، هم اکنون که در سال ۱۳۸۸ خورشیدی برابر با سال ۲۰۱۰ میلادی در کشور ایران مشغول به تهیه و تنظیم طرح جامع و تکمیلی برای ساخت و خلق اثر هنری همچون ساز ویولون و گروه خانواده ویولون هستیم، هیچگونه مطلب و موضوع آموزشی طبقه بندی شده ای که بر پایه و اساس علم و تجربه ترسیم شده باشد، وجود خارجی ندارد و یا در صورت وجود ریز نوشته هایی پراکنده و یا وجود روند های تجربی بر اساس سلایق شخصی که در دهه های گذشته تا کنون، حضور آن را در چند جایی به صورت ناقص و نا کارآمد شنیده و یا مشاهده می کنیم، عملا نمی توان به این مبحث، بصورت امری مستدل و مشخص، قابل دسترسی برای کسب علم و مهارت با چشم اندازی برای آینده پرداخته و متمرکز بود.

اشاره به این مطلب ضروری است که اساتید سازگری در حد توان، با توجه به ماهیت علمی و عملی خود، اگر تلاشی در این زمینه داشته اند، می بایست امروز نمونه های آن و نتایج حاصل از روند کوشش های آنها به شکلی اصولی و آکادمیک، بارز و مشهود باشد! شرح موضوع کم انگاری و حذف زحمات و خستگی ها نیست زیرا که حقایق همیشه واضح و آشکارند و نمی توان آنها را از میدان دید خارج کرد اما به چه میزان اثر گذار بوده اند و چه مقدار امروز بر محور آنها حرکتی مطابق با اصول وجود دارد؟

البته این موضوع جریان تازه و جدیدی نیست، آنچنان که مخاطبین این قشر نیز به اندازه لازم حساس و دقیق نیستند، گروهی در تاثیر از سنت گرایی و تکرار و گروهی در عمق منطق و توهم که هرگز راه بازگشتی در آن یافت می نشود!

در سالهای اخیر کتبی در زمینه ساخت تار به چاپ رسید و در گذشته نیز کتابهایی در زمینه سه تار و… حال الباقی سازها پیش کش، سوال اینجاست که میزان مطالب صحیح و حجم کاربرد آن از چه نسبتی برخوردار بوده است؟ از آنجا که بحث به درازا می افتد اگر از وزن مطلب و کیفیت دست نوشته ها بگذریم، جایگاه مخاطب کجاست؟ و اصلا باید به دنبال چه چیزی باشد؟ و آن را چگونه بیابد؟

البته باید به این نکته بسیار مهم اشاره کنم که در مورد تولید سازهای به اصطلاع غربی و اروپایی همچون خانواده ویلن و خانواده سازهای زخمه ای مثل انواع لوتها و گیتار، شاید راحت تر بتوان از طریق اتصال به شبکه اینترنت اطلاعات قابل پیگیری را محیا نمود، اما در مورد سازهای ایرانی که متولیان بسیار زیادی را دارد و در دامان خود نیز پرورش می دهد، نمی توانیم دست توانمند و اثر گذاری در پرورش این نسل غنی از مجموعه هنرهای زیبا را، آشکارا و بی پروا جستجو کنیم که از این لحاظ جای بسی تاسف است و افسوس.

تاریخ مختصر موسیقی ایران، پیش از اسلام تا صفویه (IV)

در این دوره وضعیت موسیقیدانان بسیار بهتر شد. خسرو پرویز بزم ها و مجالس بسیاری داشت. در حجاری طاق بستان در کرمانشاه یک شکار به تصویر کشیده شده که تعداد زیادی چنگ، موسیقار، دف های چهارگوش، شیپور، نی، سازهای کوبه ای و یک نفر در حال دست زدن را نشان می دهد. چنگ های مثلث و افقی در این دوره بسیار رایج بوده است.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (V)

متن نیز «دیگری» دریافت‌کننده است. نه چون از آنِ دیگری است یا از فرهنگ دیگری است بلکه چون خود «دیگری» است. فارغ از این که از ورای آن مؤلف را ببینیم که در بخش نخست دیدیم، خواه‌ناخواه دیگری است. خود متن امری است جدا از «خود»، ممکن است لحظه‌ای به درون بیاید اما ماندگار نمی‌شود. متن جزئی از هیچ دریافت‌کننده‌ی مثالی‌ای نیست همچنان که حتا جزئی از مؤلفش هم نیست. از این رو متن بیش از هر مؤلفه‌ی دیگری نیازمند مفاهمه و دریافت است. حلقه‌ی آنچه تاکنون گفته شد به یاری درک دیگری متن است که کامل می‌شود.

از روزهای گذشته…

فریادی میهن پرستانه! (II)

فریادی میهن پرستانه! (II)

پس از آن تم رود را که حالتی آوازگونه و پیوسته دارد، در تونالیته می مینور میشنویم که به وسیله ویولون ها اجرا شده و سازهای بم زهی آنها را همراهی میکنند. این تم که حرکتی کمانی دارد، همچون انسانی که باری سنگین به دوش میکشد آغاز شده و جریان میابد. گویی هنگام گذر از شهر تمامی خاطرات خوب و بد گذشته برایش زنده شده و آنها را به یاد می آورد. نوایی حزن انگیز که حسی از امید در آن قابل شنیدن است.
پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (IV)

پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (IV)

بسیار طبیعی است که پندار مشابهی از پیشرفت نیز در درس‌گفتارها و کردار هنری آنها دیده شود؛ به ویژه آنتون وبرن که آشکارا به آن اشاره نیز کرده است: «[…] ما [اکنون] نمی‌توانیم آثاری با روش‌های زمانی دور بیافرینیم برای آن که فرگشت هارمونی را دیده‌ایم.» (۱۰) باز هم همان پندار خطی از تاریخ دگرگونی‌های موسیقی و ارتباط گذشته و آینده با یک نقطه‌ی با اهمیت در محور زمان (اکنون؛ که ما در آن هستیم) به چشم می‌خورد. درست است که شونبرگ آغازگر راه بود و خیال پیشرفت یا فرگشت در موسیقی را با ایده‌های موسیقایی پیود زد اما این پندار از طریق شاگردش وبرن به آینده‌ی موسیقی قرن بیستم پیوست.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (III)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (III)

اگر یک نماینده ی اصلاح طلب مجلس بخواهد اصلاحیه ای بر سیاست های فرهنگیِ کشوری ارائه دهد، و یا یک جامعه شناس بخواهد پژوهشی در قلمرو موسیقی عامه پسند انجام دهد، نظرات آدرنو می تواند بهترین یاری رسان آنان باشد اما: یک اتنوموزیکولوگ چگونه می تواند آدرنویی و فرانکفورتی باشد!؟
پابلو پیکاسو

پابلو پیکاسو

پیکاسو تنها یک نقاش حرفه ای نبود او کسی بود که از تکنیک های مختلف برای خلق آثار هنری استفاده میکرد. تکنیک هایی که تا آن روزگار هیچکس جرات استفاده از آنها را نداشت.
آخرین خبر موسیقی سال!

آخرین خبر موسیقی سال!

اولین جرقه های نشست صاحبان پایگاهای مجازی در حوزه ی موسیقی ایرانی از دیدارهای دوستانه زده شد و در سال ۱۳۸۶ اولین نشست در شیراز به همت یکی از وبلاگ نویسان “رضا زارعی” برگزار شد. این نشست سه روزه زمینه ی آشنایی وبلاگ نویسان را فراهم کرد. بدیهی است هر نشست اولین، باید دومین و سومین و… را در پی داشته باشد! برای تداوم این نشست ها تلاشهای زیادی برای برگزاری نشست در استان گیلان برای سال ۸۷ توسط نگارنده انجام شد اما متاسفانه به دلیل عدم حمایت نهادهای مربوطه برنامه به کلی لغو شد. به لطف خدا اینک شاهدیم در واپسین روزهای سال ۸۷ دومین نشست، به همت خبرگزاری مهر و همکاری خانه ی موسیقی برگزار شد که در واقع مقدمه ای برای برگزاری اولین جشنواره ی وبلاگ و سایتهای فعال در حوزه ی موسیقی ایرانی بود.
عروض در موسیقی ردیف (II)

عروض در موسیقی ردیف (II)

شاید مهم‌ترین تکه‌ی ردیف، تکه ی «کرشمه» باشد. این واژه در فارسی به زبر کاف، زیر ر، ایست شین و زیر میم درست است؛ گرچه در گفتار معیار فارسی ایرانی به زیر کاف است. ریشه‌ی این واژه در زبان سنسکریت «کرشمت» و «کرشمان» است، به معنی جذاب که صفت ناز است و متناسب به کاربرد فارسی آن.
«جایزه بین‏ المللی پیانوی باربد» در شیراز

«جایزه بین‏ المللی پیانوی باربد» در شیراز

نخستین دوره جایزه بین المللی پیانوی باربد، ٢٢ تا ٢۴ دیماه ١٣٩۵، توسط انجمن شیراز فیلارمونیا، با حمایت گالری و کارخانه پیانوی باربد و همکاری مؤسسه فرهنگی هنری شهرآفتاب و اساتید کنسرواتوار شهر پاریس (Conservatoire de la ville de Paris) در شیراز برگزار می شود.
کیونگ- وا چانگ (II)

کیونگ- وا چانگ (II)

سرانجام خانم چانگ ثابت نمود که تشکیل خانواده و موسیقیدانی بزرگ بودن، مغایرتی با یکدیگر ندارد. او همواره آرزو داشت در رقابت چایکوفسکی در روسیه شرکت کند اما به دلیل وقوع جنگ سرد و درگیری بین روسیه و کره جنوبی قادر به این کار نشد. به جای آن در سال ۱۹۶۷ تصمیم گرفت در رقابت ارگار لونتریت شرکت کند؛ مسابقه ای بسیار معتبر که ایزاک پرلمن در آن جایزه اول را کسب نمود.
موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (VII)

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (VII)

آیین هوربابایی در نوش آباد در شب های سیزدهم، چهاردهم و به ویژه پانزدهم ماه رمضان توسط کودکان انجام می شود و شعرهایی مشابه آیین هوم بابا در درگر مناطق کاشان همچون آران و بیدگل خوانده می شود. تا حدود سی سال پیش گاهی به جای این شعرها، سوره شمس توسط سر دسته خوانده می شد و اعضای گروه حرف آخر هر آیه (ها) را ۳ بار تکرار می کردند:
گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

-در مورد نخست، موسیقی‌دان کارگر (اگر چه احتمالاً یقه سفید) محسوب شده و همان از خود بیگانگی که برای کارگران تحت سلطه‌ی سرمایه‌داری روی می‌دهد برای آنان نیز متصور است. مناسبات تولیدی موسیقی می‌تواند در پرتو چنین سازوکارهایی توصیف، یا تحلیل شود. در این هنگام «قاسم آفرین» پرسید این چه ارتباطی با مساله‌ی از خودبیگانگی روان‌شناختی دارد؟ مدرس پاسخ داد به نظر نمی‌رسد از دیدگاه مارکسیست‌ها این دو ارتباطی داشته باشند. «سعید یعقوبیان» هم اشاره کرد که علاوه بر مارکسیست‌ها لیبرال‌ها هم مفهوم از خودبیگانگی (البته به معنایی دیگر) را در کارهای نظری خود لحاظ می‌کنند و به نظر می‌رسد همه به نوعی با از خودبیگانگی دست به گریبان‌اند.