زوج هنری باربیرولی (I)

زوج باربیرولی از مشهورترین زوجهای هنری در موسیقی کلاسیک هستند، مخصوصا جان باربیرولی با وجود اینکه ۳۸ سال قبل از همسرش درگذشته است، هنوز شهرت بسیار زیادی در میان رهبران جهان دارد. رهبر والا مقام انگلیسی؛ جان جیووانی باتیستا باربیرولی (John Barbirolli)، در ۲ دسامبر ۱۸۹۹ در هولبورن-لندن و در خانواده ای موسیقیدان با اصلیت فرانسوی-ایتالیایی متولد شد. پدرش لورنزو و پدربزرگش آنتونیو، ویلنیستهای برجسته ایتالیایی و عضو ارکستر لا اسکالای میلان بودند که در فوریه ۱۸۸۷در اولین اجرای اتلو اثر وردی در آنجا شرکت داشتند. مادرش لوئیز ماری متولد جنوب فرانسه بود.

جان باربیرولی در سنین پائین نواختن ویلن را آموخت و در ۷ سالگی آنرا به ویلنسل تغییر داد، در ۱۰ سالگی وارد کالج موسیقی ترینیتی لندن شد و در ۱۲ سالگی به آکادمی رویال موزیک برای ادامه تحصیل فرستاده شد. در سال ۱۹۱۶ جوانترین عضو ارکستر تالار ملکه بود و در سال ۱۹۱۷ اولین رسیتال سولوی ویلنسل خود را در لندن اجرا نمود. قبل از پایان جنگ جهانی اول به ارتش پیوست و در این دوره اولین فرصت رهبری ارکستر را به دست آورد.

در سال ۱۹۱۹ از ارتش بیرون آمد و در ارکستر سمفونیک لندن و ارکستر کانونت گاردن با رهبری توماس بکام به نوازندگی پرداخت، همچنین در گروههای رقص، سینماها و سیرکها به نواختن ویلنسل می پرداخت، ”در همه جا به غیر از خیابان” چیزی که سالها بعد آن را با افتخار بیان نمود! در اولین اجرای کنسرتوی ویلنسل اثر ادوارد الگار (Edward Elgar) در سال ۱۹۴۲، او سولوئیست بود و پس از آن در اجرای دو کوارتت زهی به عنوان نوازنده ویلنسل شرکت کرد که از آن پس دریافت رهبری چیزی است که آرزویش را داشت.

در سال ۱۹۲۶ از طرف فردریک آئوستین کارگردان هنری اپرای ملی بریتانیا از وی دعوت شد در یکی از سفرهای آنان، اولین رهبری اپراتیک خود را به نمایش بگذارد، در بندر نیوکاسل-رودخانه تاین در سپتامبر ۱۹۲۶ اپرای “رومئو و ژولیت” اثر چالرز گونود (Charles Gounod) را رهبری نمود. همچنین “خانم پروانه” و “آیدا” را در همان هفته با آنان رهبری نمود. در طی شش سال بعدی کانونت گاردن را در سفرهای آنان رهبری نمود.

در سال ۱۹۳۳ به عنوان رهبر ارکستر اسکاتلندی در گلاسگاو منصوب شد و و در آنجا آغاز به اجرای آثار غنی سمفونیک و بزرگ نمود که پیش از این آنها را رهبری نکرده بود. در دسامبر ۱۹۲۶ ارکستر سمفونیک لندن را رهبری کرد که آن بلافاصله به عنوان جایگزینی برای توماس بیکام بود، زیرا بیکام با اجرای سمفونی دوم الگار (Elgar) مخالفت کرد.

باربیرولی در نتیجه چندین کنسرت آنان را در لندن رهبری نمود. با آنکه تا آن زمان به عنوان رهبری بزرگ و برجسته ارکستر اسکاتلندی شناخته شده بود، با اینحال زمانی که از وی دعوت شد به عنوان رهبر دائمی به جای توسکانینی در ارکستر فیلارمونیک نیویورک وارد شود، صدای دنیای موسیقی به مخالفت درآمد!

منصوب شدن وی توسط فیلارمونیک نیویورک تا بخشی به دلیل نام پرآوازه ای بود که توسط سولوئیست هایی همچون کریسلر و روبنشتین که در ارکستر با وی کار کرده بودند، به وجود آمده بود و همچنین در ضبط هایی که برای HMV آنان را رهبری نموده بود. جان باربیرولی برای هفت فصل در فیلارمونیک نیویورک رهبری نمود.

audio file موومان اول از کنسرتو ابوا اثر وائگن ویلیامز با رهبری جان باربیرولی و تکنوازی همسرش اولین را بشنوید

هرچند بسیار زود توسط بسیاری از اعضای ارکستر و حضار مورد پذیرش و احترام واقع شد اما بعضی از منتقدان نیویورک از ابتدا با وی مخالف بودند و او از نقدهای آنان و رفتار برخی از تماشاگران که توسکانینی را بت خود می دانستند رنج می برد. در زمان حضورش در فیلارمونیک نیویورک آثار مطرح و استاندارد جهانی و بسیاری از آثار آهنگسازان انگلیسی همچنین آثار جدید آهنگسازان آمریکایی را با هدف معرفی آنان رهبری نمود.

یک دیدگاه

  • سارا
    ارسال شده در اسفند ۴, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۳ ق.ظ

    یه سوال چرا اسم نوسینده این مطالب و مقالات مخصوصا در مورد رهبری گذاشته نمیشه ؟

    چرا هان ؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIX)

تنها درویش خان تا حدودی با وزیری تفاهم داشت و برای شنیدن کنسرت ها و خطابه های او به مدرسه خصوصی اش می رفت. اما قبل از این که این رابطه و تفاهم ثمری به بار آورد – و قبل از ریاست اول وزیری در مدرسه موزیک (۱۳۰۷)، درویش خان فوت شد (۱۳۰۵). بعد از فوت او تجدد طلبی به کشمکش بین وزیری و مین باشیان ها یا «موسیقی نوین و علمی ایرانی» با «موسیقی بین المللی و علمی» محدود ماند.

«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (I)

اگر در موسیقی کلاسیک غربی کار می‌کنیم دادن جواب همه‌فهم به این سوال نسبتا ساده است. یعنی روشی که هر نوازنده آثار را می‌نوازد. بخشی به رابطه‌ی فیزیکی‌ای که یک نوازنده با سازش دارد مربوط است، یعنی مسائلی مثل روش دست گرفتن ساز یا پشت ساز نشستن، نحوه‌ی انگشت گذاشتن، انتقال نیرو به ساز (تقریبا اِکول) و … بخشی هم به مسایل صوتی، مثل صدایی که از ساز درمی‌آورد، دامنه‌ی شدت و ضعف‌هایی که می‌تواند به هر نت یا پاساژ بدهد، شیوش‌های مختلفی که می‌تواند هنگام نواختن هر نغمه یا تکنیک ایجاد کند و بخشی هم به مسایل تکنیکی مثل دامنه‌ی ویبراتوها و از این قبیل.

از روزهای گذشته…

آن روزهای سالم سرشار!

آن روزهای سالم سرشار!

« پسران به یاد پدران»؛ تیتر اول روز یکشنبه ی شرق بود که اشاره ای داشت به کنسرت چند شب گذشته ی همایون شجریان و سهراب پورناظری با همراهی آیین مشکاتیان، و البته طراحی صحنه و لباس باران کوثری. این چهار اسم، هسته ی اصلی این کنسرت را شکل داده اند. چهار اسمی که هیچ کدام در عرصه ای برابر و سالم قد علم نکرده اند. همایون شجریان اگر پسر شجریان بزرگ نبود، احتمالاَ نه از لحاظ تکنیک در حد و اندازه های امروزش بود (به عبارت دیگر: فرصت دست یافتن به استادی به بزرگی محمدرضا شجریان را نمی داشت) و نه از لحاظ شهرت. سهراب پورناظری هم به همین شکل، از راه پدر و پسر عموی او، به فرصت هایی دست یافته که در دست دیگران نبوده.
لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (IV)

لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (IV)

پیوند زدن مفهوم سرعت اجرا و منحصر به فرد بودن نغمه‌ی اجرایی با مقام و کارکرد نغمه‌ها در آن یکی دیگر از مختصات نظریه‌ی وی است. او معتقد است مقام‌ها هر چه که در محور اصلی بالاتر می‌روند سرعت اجرایشان بیشتر می‌شود (۱۳) (هر چه به نغمه‌های زیرتر در اجرای یک دستگاه نزدیک می‌شویم) (۱۴). همچنین از نظر لطفی هر نغمه از نظر نواک در ساختار دستگاه منحصر به فرد است (به عنوان مثال نمی‌توان به ساختمان دستگاه وفادار ماند و یک درآمد را منطقه‌ی زیرتری از اوج همان دستگاه اجرا کرد).
ادگارد وارز :  پدر موسیقی الکترونیک

ادگارد وارز : پدر موسیقی الکترونیک

ادگارد ویکتور چارلز وارز Edgard Victor Charles Varèse ، آهنگساز فرانسوی الاصل، در ۲۲ دسامبر سال ۱۸۸۳ متولد شد و در ششم نوامبر ۱۹۶۵ چشم از جهان فرو بست. وارز مخترع واژه “نوای سازمان یافته” در موسیقی است، بدین معنا که آهنگ ها و طنین های متفاوت می توانند با یکدیگر در یک گروه قرار بگیرند و ترکیب صوتی جدیدی بوجود بیاورند.
گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (I)

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (I)

دومین نشست نقدِ نقدِ موسیقی با عنوان «جایگاه واکاوی در نقد موسیقی در ایران» با حضور محمدرضا فیاض (منتقد، پژوهشگرموسیقی و آهنگساز)، آروین صداقت‌کیش (منتقد و پژوهشگر موسیقی) و حمیدرضا عاطفی (عضو هیئت مدیره کانون پژوهشگران و مجری این نشست) به همت کانون پژوهشگران خانه موسیقی در خانه هنرمندان برگزار ‌شد.
از نمایشگاه فلزیاب و آلات موسیقی دیدن کنید (II)

از نمایشگاه فلزیاب و آلات موسیقی دیدن کنید (II)

واضح‌ترین نمونه این عدم توجه عمومی به موسیقی الکترونیکی در برگزاری نمایشگاه‌های تخصصی این حوزه به‌چشم می‌خورد. لطفا به جدولی که به همراه این مطلب آمده توجه کنید. البته به‌دلیل ناقص بودن اطلاعات موجود در اینترنت و فقدان محتوای همیشگی وب‌سایت‌های فارسی، این جدول هم ناقص است. با وجود نقصان، این جدول عمق فاجعه را به‌خوبی و وضوح تمام بازگو می‌کند.
موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت ششم)

موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت ششم)

در هر حال وزیری قطعات بسیاری از جمله سمفونی نفت، بندباز، تصنیف هایی برای آواز و پیانو و … را به شیوه ی دوصدایی (diaphonic) و چندصدایی ساخته بود که در بسیاری از آن ها تأکید بسیاری بر تعدیل و تامپره کردن موسیقی ایرانی رفته بود. وزیری در موسیقی خود گامی با بیست و چهار ربع پرده به وجود آورد و با خارج کردن فواصل از حالت طبیعی خود، آن ربع پرده ها را مساوی فرض می نمود. با وجود این که بر اساس اصول و متدولوژی علمی موسیقی شناسی، انطباق فواصل تیِرس در هارمونی غربی با موسیقی ایرانی به همان صورتی که با اصول آکوستیکی حاکم بر موسیقی غربی سازگار بود، به دلیل نسبت ها، فواصل خاص و فونکسیون های اصوات تشکیل دهنده ی موسیقی ایرانی، منتفی می گردد.
سرگذشت کتاب من و کپی رایت در ایران (II)

سرگذشت کتاب من و کپی رایت در ایران (II)

یکی از روزها، برای دیدار دوست عزیزم، نوازنده چیره دست تار و سه تار به آموزشگاه او رفتم. در حین گفتگوها درباره “مهارت نوازندگی” و سرگذشت آن، به استاد عزیز توضیح دادم. ایشان به من پیشنهاد داد با توجه به اینکه تمام هزینه چاپ و انتشار را به عهده گرفته‌ام، خودم ناشر کتاب شوم. سپس با یکی‌ از شاگردان خود که در کار چاپ و نشر کتاب بود و نوازنده خوب سه‌ تار نیز به حساب می‌آمد، تماس گرفت… آقای پرهیزگار به آنجا آمد.
«موسیقاب» (III)

«موسیقاب» (III)

در اینجا مقصود از واژه‌ی اکسپرسیونیسم، نه یک سبک ویژه‌ی هنری مربوط به دهه‌ی نخست میلادی در غرب، بلکه انگاره‌ ای کلی در تاریخ هنر است. با چنین نگاهی، اکسپرسیونیسم در حکم یک نگرش کلی در زیبایی‌شناسی، مفهومی گسترده پیدا می‌کند و لازم است این واژه را در هنر امروز، از یک جنبش هنر مدرن در قرن بیستم متمایز بدانیم. بنابراین اگرچه این نوع بیان، روزگاری به منزله ی یک سبک غالب، تئوریزه و تدوین شد اما به عنوان رویکردی کلی، همواره می‌تواند در اندیشه‌ی هنری مطرح شود؛ رویکردی که با ساختارهایی گسسته و اپیزودیک در پی فرانمایی است.
چگونه فرزند خود را به تمرین موسیقی ترغیب کنیم؟

چگونه فرزند خود را به تمرین موسیقی ترغیب کنیم؟

درمیان چالش‌های متعددی که والدین در برقرای درس‌های موسیقی کودکان خود با آن دست به گریبانند (انتخاب ساز، یافتن معلم خوب و غیره)، سوق دادن کودکان به تمرین دشوارترین آن‌هاست. شدت مساله و اهمیت تمرین، باورپذیری کمبود مقالات در این زمینه را سخت می‌کند. افزون بر این، والدین و معلمان بیشتر به سراغ تدابیری که از دوران کودکی خود به یاد دارند می‌روند که تلاش‌هایی منجر به شکست در ترغیب کودکان به تمرین هستند.
“قمر” در عقرب (II)

“قمر” در عقرب (II)

امروزه با شاید و احتمال نتیجه گیری کردن برای پژوهشگران این حوزه، به عادتی بدل شده است و صدها سوال در خصوص زندگی و کار هنرمندان گذشته، وجود و عدم برخی گوشه ها در ردیف موسیقی، رمز و رازهای فنی سازندگان سازها در گذشته و ده ها موضوع دیگر، بدون جواب قطعی باقی مانده اند. با ملحوظ نظر قرار دادن این واقعیت تلخ، مقایسه قمر و پیاف (همچون مقایسه تهران و پاریس!)، قیاس مع الفارق است اما صرفاً مقابله (و نه مقایسه) این دو، این نتیجه را می دهد که علارغم نبود اسناد و مدارک کافی در خصوص قمر (هم بدلیل عدم دسترسی به تکنولوزی های مدرن در آن روزگار در ایران و هم بدلایل اجتماعی و فرهنگی مزبور)،‌ ابعاد دراماتیک زندگی قمر،‌ اگر بیش از پیاف نباشد کمتر از آن نیست: