“رازهای” استرادیواری (I)

THE “SECRETS” OF STRADIVARI
مقاله ای که در حال حاضر شاهد آن هستیم مقدمه ای است از ترجمه کتاب با ارزش و گرانبها اثر SIMONE .F. SACCONI که توسط انتشارات ERIC BLOT به چاپ رسیده و توسط ANDREW DIPPER و CRISTINA RIVAROLI به زبان انگلیسی ترجمه شده است.

این اثر در ۱۲ فصل متنوع ، شیوه و عملکرد ANTONIO STRADVARI را در زمینه های مختلف به قلم سیمون اف ساکونی بازگو می سازد هر چند که نویسنده کتاب از اطلاعات بیشتری در زمینه چگونگی عملکرد استرادیواری مطلع بوده است که در کتاب محسوس نیست ،اما با توجه به این مهم ،کتاب مذکور از کیفیت و کمیت بایسته ای برای ارائه برخوردار است.

شایان ذکر است که ترجمه این کتاب بصورت کامل و جامع برای اولین بار توسط گروهی ازمترجمین انجام شده است که به ترتیب لازم ارائه شده و در صورت امکان بصورت بخشهای مستقل در اختیار علاقه مندان قرار می گیرد .

مقدمه نویسنده:
سپاس و ستایش ویژه‌‌ای از دوست عزیزم، دکتر برونو دوردونی Brouno Dordoni که با آگاهی و دقت نامحدود خود افکار و اندیشه‌‌های من را در جهت نگارش این متن هدایت و ساماندهی نمود.

بدون وجود این دوست عزیز، متن مورد نظر هرگز به رشته تحریر در نمی‌آمد، چرا که من، بیش از آنکه با قلم آشنایی داشته باشم؛ با مغار و ابزار ساخت ساز آشنا هستم! ضمناً مایلم مراتب تشکر خود را از پروفسور آلفردپوراری Alfredo puerari، رئیس موزه عمومی کرمونا Cermana، به جهت برداشتن نخستین قدم در مسیر انتشار مجموعه حاضر و نیز نگارش مقدمه‌ای سرشار از لطف برای معرفی آن، اعلام دارم. همچنین از پروفسور آندریا ماسکونی Andrea Mosconi، ویولونیست و استاد موسیقی و همچنین به عنوان یک luthier ، به من در بازنگری نهایی متن کمک کردند، کمال تشکر را دارم.

سپاسگزار و قدردان ازمدیریت شهر Cremona هستم که اجازه بررسی و آزمایش مجدّد از نمونه های اصلی موجود در موزه عمومی که متعلق به سازنده بزرگStradivai می باشد به همراه انتشار کاتالوگ را نیز در اختیار من قرار دادند.

در آخر از خانه ورلیتزردر نیویورک House & Worlitzer of New york سپاسگزارم که توانستم بیشترین عکس‌های آلات‌ موسیقی را که در این کتاب آمده است، با استفاده از آرشیو آنها تجدید چاپ کنم.

سیمون. اف . ساکونی
Simone . F . Socconi

مقدمه
در عنوان این کتاب کلمه «اسرار» به صورت جمع و میان دو ویرگول معکوس قرار گرفته‌است. این لغت به طور معمول به صورت مفرد و همراه با نام Stradivari و برای نشان دادن میزان مهارت این luthier در Cermona به کار می‌رود.

با قراردادن این کلمه به صورت جمع و میان دو ویرگول، ما سعی بر آن داریم که این قاعده را که کار و هنر Stradivari را در حد ایده خام یک راز مبهم تنزل می‌دهد، از میان برداریم. طبقه‌بندی کارهای Stradivari به عنواز «راز» همواره دالِ بر این نکته بوده است که احتمال کشف مجدّد آنها وجود خواهد داشت. در مورد Stradivari ،آنچه در تصور عموم «راز» تلقی می‌شود در واقع تنها یک دستورالعمل است، مانند دستورالعمل‌های پختن مواد غذایی و یا داروسازی، که بیشتر نیز به نحوه ساخت Varnish شباهت داشته و پرداخته می شود. اما آنچه که Stradivari را از بسیاری از سازندگانی که درعصر وی می‌زیسته‌اند متفاوت و متمایز می‌سازد، این واقعیت است که وی با استفاده از شیوه‌ها و ابزار معمول که در دسترس سایر سازندگان معاصر نیز بوده است، پدیده ای‌ بی‌نظیر و تکرارناشدنی ساخته است.

می‌توان به این موضوع اشاره کرد که هر آنچه یک هنرمند به تنهایی می‌سازد، در حیطه و حوزه‌ای که برای هر شخص دیگری غیر از خودش، نادانسته و تجربه نشده باشد، یک راز تلقی می‌شود.

هنرمند با نگاه و اندیشه‌های خاص خود، متفاوت از سایر همکارانش به موضوع هنری خود نگاه می‌کند، آن را بررسی می‌کند و روی آن کار می‌نماید و سپس این موضوع به صورت یک رمز و راز در می‌آید.

این کتاب به تکنیک‌ها و جزئیات یک هنر وصنعت می‌پردازد که نسل‌های مختلف صنعتگران، هر یک در قالب تجارب هنری خود در آن سهم و شرکت داشته‌اند. موضوع این کتاب از آنجا خاص و ویژه است که سبک وفرم قالب در کاربا یکدیگر در ارتباط هستند، چرا که این کتاب به تجلی و نمود هنر Stradivari در ساخت‌سازی زهی می‌پردازد، یعنی دقیقاً نقطه‌ای که تکنیک و قالب در ارتباطی تنگاتنگ به پیشرفت و بهبود کیفیت اصوات تولید شده در ساز می انجامد.

محدوده توجه این کتاب به مفاهیم و معانی تکنیکی است زیرا که می خواهد نشان دهد Stradivari چگونه و با چه کیفیفی آلات موسیقایی خود را می‌ساخته است و در این راستا، دانش کهن هنر وشیوه صنعتگری را که توسط عده‌ای غیر قابل وصول و دور از دسترس نگه داشته شده بود، برای ما اعاده و احیا می‌شود ،هر چند که با این دانش ارایه شده و بسیاری از علل ایجاد صداهای فاقد کیفیت و دارای نقص برای ما باز هم نمی‌توان مدعی شد که مباحث و مناظرات مربوطه تحت یک تعریف کلی خاتمه می‌یابند. چرا که باب مباحثات در این مورد همچون تحلیل هر مقوله هنری دیگری، همواره مفتوح خواهد بود.

ساکونی Sacconi، پر جاذبه‌ترین فصول کتاب خود را به ترکیبات پیچیده varnish و شیوه‌های کاربرد آنها اختصاص داده است. در این گذر، دانش ساکونی Sacconi در مورد پدیده‌ها و اثرات طبیعی مربوطه و نیز موادی که بنیان‌ طبیعی دارند، مانند آنچه که در عصر رنسانس توسط سازندگان ایتالیایی مورد استفاده بوده است، این موارد را دوباره احیا و مورد استفاده قرار می‌دهد. Sacconi این دانش را از کاربرد مواد در کارگاه‌های هنری صنعتگران و نیز آگاهی علمی از عملکرد اولیه آنها استنتاج کرده است.

دانش Sacconi در این مورد، آمیزه‌ای از علم وهنر صنعتگری است. صفحاتی که «تقسیمات طلایی» golden division را برای ساختار mould جهت ساخت ویولون نشان داده و تشریح می‌کنند، به دانشی مربوط می‌شوند که در عصر Stradivari کاملاً شناخته شده و فراگیر بوده و نیز نشان‌دهنده عملکرد فرآیند ساخت و چگونگی تبعیت آن از قوانین ریاضی می‌باشد که ساختار و در نتیجه فُرم آلت موسیقی را تنظیم می‌کند. در اینجا می‌ توان گفت که علم هندسه و ترتیب و آرایش طبیعی آن نیروی محرک وقوای جان بخش آلات موسیقی است.

علم هندسه، نظیر صدای زنده و جاودان ساز و یا همچون رایحه‌ای است که بواسطه اجزای یک varnish رنگی از سازهای Stradivari متصاعد می‌شود، علم هندسه و تأثیر آن در نحوه طراحی، در صورت نهایی ساز تجلی می‌یابد و زیبایی ژرف و ملموسی را ایجاد می‌نماید.

6 دیدگاه

  • ارسال شده در بهمن ۲۹, ۱۳۸۸ در ۹:۵۶ ب.ظ

    بسیار عالی. من مدتها به دنبال این کتاب جامع وارزشمند بودم و امروز از اینکه کتاب به این شکل بی منت و با کیفیت در اختیار تمامی علاقه مندان قرار گرفته است بی نهایت سپاسگذارم.

  • ارسال شده در بهمن ۳۰, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۲ ق.ظ

    man ham ba aghaye noor bakhsh moafegham.besiiaar aaali ye .
    lotfan edame bedid.
    mersiiii.

  • HADI SHABAN
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۶, ۱۳۸۹ در ۱۰:۵۰ ب.ظ

    بسیار عالی.خدمت بزرگتان را سپاس می گویم

  • نقی
    ارسال شده در خرداد ۱۳, ۱۳۸۹ در ۱۰:۲۹ ب.ظ

    لطفا درمورد رابطه نسبت طلایی و طراحی ساز مطلب بنویسید

  • ناشناس
    ارسال شده در تیر ۲۱, ۱۳۸۹ در ۱۲:۱۸ ب.ظ

    جناب ضیایی اگر امکانش هست توضیحاتی در باب ترجمه ی کتاب مذکور بفرمایید

  • رضا ضیایی
    ارسال شده در تیر ۲۱, ۱۳۸۹ در ۹:۵۲ ب.ظ

    با درود
    دوست عزیز
    کتاب رموز استراد معمولا نزد سازندگان ویلن به عنوان کتاب مرجع معرفی میگردد زیرا آن طور که به نظر می رسد نزد ایتالیایی ها و کشورهای در ارتباط نزدیک با مقوله ویلن تعصباتی بر آن به چشم می خورد .
    از این رو به جهت معرفی این کتاب برای دوست داران و ارتقاءسطح علمی اقدام به ترجمه آن شد.
    البته برداشت مخاطب از متن بستگی به میزان حس کنجکاوی و خلاقیت او دارد اما حقایق همیشه درج و ثبت نمی شوند.
    در باب کیفیت کتاب و البته از این قبیل آثار در آینده مقاله ای را خواهم نوشت.
    تاریخ نگاری دنیای ویلن گاهی با تاریخ سازی، وجه تشابه پیدا می کند.
    پیروز باشید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (XI)

همانطور که قبلا تاکید کردم، آهنگساز باید آزاد باشد که به هر نوع زبان موسیقایی و به هر نوع استیل که می خواهد آهنگسازی کند. آشنایی با موسیقی ایران افق دید آهنگساز را باز می‌کند صرف نظر از هر استیلی و هر زبان موسیقایی که آهنگساز بخواهد در آن کار کند.

محمدرضا امیرقاسمی «شبی برای پیانوی ایرانی» را به روی صحنه می برد

کنسرت گروه موسیقی برف با عنوان «شبی برای پیانوی ایرانی» در تاریخ جمعه ۱۰ اسفند ساعت ۲۰ در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران روی صحنه خواهد رفت. سرپرست و تکنواز پیانوی گروه برف محمدرضا امیرقاسمی و خواننده این کنسرت علی امیرقاسمی و اجرای تمبک با سحاب تربتی می باشد. در این برنامه علاوه بر اجرای آثار اساتید بزرگ پیانوی ایرانی نظیر جواد معروفی و مرتضی محجوبی، از چند نوازنده پیانوی دوره قاجار مانند اساتید محمود مفخم (مفخم الممالک) و مشیرهمایون شهردار هم قطعاتی اجرا خواهد شد. اجرای آثاری کمیاب و خاص از پیانو نوازیِ دوره ی قاجار و عصر مشروطه اولین بار است که در یک کنسرت اتفاق می افتد.

از روزهای گذشته…

گفتگو با حسین علیشاپور (V)

گفتگو با حسین علیشاپور (V)

آوازخوان بدون نوازنده و ارکستر فایده ای ندارد. بخش عمده ای روایت ارکستر ایرانی بدون خواننده هم می لنگد چون موسیقی ما موسیقی روایی است، موسیقی کلام است. ما وقتی می خواهیم در موسیقیمان درخصوص یک واقعه ای صحبت کنیم، آثار بسیار معدودی وجود دارد که به صورت بدون کلام روایتگر باشند.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (XI)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (XI)

این راپسودی که به صورت تم و واریاسیون برای پیانو و ارکستر نوشته شده، مبتنی است بر کاپریچیوی معروف “نیکولو پاگانینی”، چهره ای غول آسا در نوازندگی ویولن و آهنگساز ایتالیائی که در سال ۱۹۳۴ به اتمام رسید. پیش از راخمانینوف، “یوهانس برامس” و “فرانتس لیست” هم بر روی همین تم پاگانینی واریاسیونهائی ساخته بودند و راخمانینوف نیز در راپسودی خود از ایده آنها بهره برده است.
درباره ابراهیم منصوری (I)

درباره ابراهیم منصوری (I)

حسن مشحون در کتاب تاریخ موسیقی ایران جلد ۲ صفحه ۶۱۱ می نویسد: ابراهیم منصوری مردی است متواضع و گوشه گیر و با صفا وی با تاسیس کلاس و تعلیم ویولون و اشاعه خط موسیقی جدید و نوشتن ردیف تنظیمی خود با داشتن تسلط به نت و ضبط ردیف کمانچه استاد خود حسین خان اسماعیل زاده خدمت گرانبهایی به موسیقی ملی کرده و از خادمین واقعی این هنر است دفاتر ردیفی که این هنرمند شیفته موسیقی تهیه کرده برای پژوهندگان موسیقی ملی یکی از مأخذ مورد توجه است.
آگاهی بی پایان (II)

آگاهی بی پایان (II)

به نظر می رسد همه چیز زاینده، بالغ و پیوسته در اتصال به یکدیگر است. باورمند بودن به مجموعه پویای هستی و در هم تنیدگی میان پدیده ها، به انگار که حتی خارج از اراده ماست؛ اما در درون یکپارچگیِ غیر قابل انکاری این پیوستگی را گواهی می دهد. ما چه بخواهیم و یا چه نخواهیم به نظر می رسد که در تاثیر گذاری و تاثیر پذیری پیرامونمان هستیم و اگر اینچنین نمی پنداریم و یا اینچنین عمل نمی کنیم، به نظر می رسد که بیشتر از عدم پذیرش و نبودن در این سلسله، بدان نا آگاهیم.
آنجا که موسیقی آغاز می‌شود

آنجا که موسیقی آغاز می‌شود

مجاب‌کردن هنرجوی موسیقی به شنیدنِ آنچه می‌نوازد، دشوار است. یک موسیقی‌دان جوان به‌ندرت به آنچه می‌نوازد، توجه کافی دارد و حتی از آن کمتر به «چگونگی» نواختنش. گاهی هنرجو برای اجرای صحیح ریتم، به شمارش می‌پردازد؛ اما حتی موسیقی‌دانانی که خوب و درست آموزش دیده‌اند هم ممکن است در کار با مترونوم به زحمت بیفتند. هنرجو آن‌قدر درگیر نواختن نت‌هاست که دیگر انرژی و زمانی برای امور دیگر برایش باقی نمی‌ماند؛ حتی شمردن و شنیدن.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

تمپرلی در مقاله اش با نام «متر و دسته بندی در موسیقی آفریقایی» این سوالات را مطرح می کند: «چگونه می توان ریتم آفریقایی را با دید رایج تئوریک ریتم مطابقت داد؟»، «چه شباهت ها و تفاوت های بین ریتم آفریقایی و ریتم غربی وجود دارد؟ با توجه به این که ریتم غربی در بر اساس تئوری موسیقی سنجش می شود.» دیدگاه من در این مقاله نیز تفاوت چندانی با سوالات مطرح شده ندارد. مانند تمپرلی من نیز می خواهم مفاهیم تئوری های اخیر ریتم و متر را با توجه به موسیقی غربی مورد بحث قرار دهم. با این حال، من صرفا موسیقی آمریکایی را مد نظر قرار نمی دهم.
نی و قابلیت های آن (VI)

نی و قابلیت های آن (VI)

بالابان نامی است که آذری ها به این ساز اطلاق کرده اند. این ساز در زبان ارمنی، دودوک خوانده می شود و در مناطق کردنشین ایران به نام نرمه نای می شناسند. این تفاوت نام البته در صدادهی و شخصیت موسیقایی ساز هم خود را نشان می دهد. یعنی علی رغم شباهت ظاهری هر سه نوع، به راحتی می توان نوای دودوک ارمنی را با صدای بالابان آذری و نرمه نای کردی تشخیص داد.
نگاهی به آلبوم بوم، ساخته حمیدرضا دیبازر (IV)

نگاهی به آلبوم بوم، ساخته حمیدرضا دیبازر (IV)

اصوات الکترونیکی، کوبه ای و گیتار الکتریکی، زمینه را برای ورود تنورها که به ادای واژه های (سی دو لا سی لا سل فا می، سی دو لا لا سی لا سل فا می) میپردازند، آماده میسازند. در این قسمت، سازهای کوبه ای، ویولا و آکوردهای سازهای زهی، به همراهی تنورها میپردازند.
خدایی: در آکادمی آواز، مستر کلاسهایی با شرکت استادان خواهیم داشت

خدایی: در آکادمی آواز، مستر کلاسهایی با شرکت استادان خواهیم داشت

برنامه های خوبی داریم در آکادمی آواز، اجرای کنسرت برای هنرجویان آواز برتر و تشکیل یک آرشیو قوی و بخش پژوهش و تحقیق در مورد شیوه های مختلف آواز؛ تشکیل یک گروه کر خوب و تشکیل یک گروه کر ایرانی برای کارهایی که قرار است ایرانی صدا بدهد و الان مجبورند برای این کارها از کرهایی استفاده کنند که با استیل آواز غربی میخوانند و آن نوع سونوریته و کاراکتر.
چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (IV)

چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (IV)

«ردیف» غایت نیست که بخواهیم با دو ساعت نواختنش آفرینش انجام دهیم و ادعا کنیم که موسیقی دستگاهی یعنی همین و لاغیر. ردیف نمونه و نمودی به فعلیت آمده است از نظام ساختاری موسیقی دستگاهی، که آهنگسازان و نوازندگان با شناخت آن نظام ها از طریق نواختن ردیف یا مطالعه ی آن، خود دست به آفرینش می زنند. همانطور که از دل همین ردیف «علی اکبر شهنازی» بیرون آمده، «صبا» هم بیرون آمده، «مشکاتیان» و «علیزاده» و «کلهر» و «محجوبی» و حتی انواع گونه های موسیقی عامه پسند هم همینطور؛ بی آنکه ویژگی آثار آنها شباهت چندانی به یک دیگر داشته باشد.