چارلز مکرس (II)

چارلز مکرس
چارلز مکرس
موفقیت بزرگ دیگر چارلز مکرس در بهار ۱۹۵۱ بود زمانی که او اولین اجرای کاتا کابونآ را در اپرای سدلر ولز رهبری کرد. بسیار زود به دلیل کیفیت نمایشی در رهبری اپرا مورد تقدیر واقع شد و شهرت یافت. تا سال ۱۹۵۴ در اپرای سدلر ولز باقی ماند تا آنکه پست رهبری در ارکستر BBC را به دست آورد. در این دوره آغاز به ضبط به همراه ارکستر فیلارمونیای والتر لگز نمود.

از سال ۱۹۵۶ مکرس حرفه اش را به عنوان رهبر قراردادی بین المللی، ادامه داد و و سفرهایش را از آمریکا، آفریقای جنوبی، آمریکای شمالی و استرالیا پی گرفت. در اواخر دهه ۵۰ و اوایل دهه ۶۰ مکرس به عنوان اجرا کننده موسیقی نمایشی شهرت یافت.

شروع آن ضبط موسیقی هندل از سویت: “آتش بازی سلطنتی” بود آنطور که خود در مصاحبه ای با دیوید هورویتز در این باره توضیح داده: “در سال ۱۹۵۹ در مراسم بزرگداشت دویستمین سالگرد مرگ هایدن زمانی که نوازندگان سازهای بادی بسیاری در لندن داشتیم که در نیمه شب نیز حاضر به حضور و نواختن بودند، آثاری از وی را اجرا کردیم. ما همچنین کنسرتها در دو گروه کر (Concerti a due cori) را اجرا و ضبط کردیم که در زمان حیات هایدن هیچ گاه اجرا نشد. در آن جایگا تمام سعی ام را کردم تا دانش خود درباره اصل موسیقی هایدن را به کار برم. من از نوجوانی نیز آثار هابدن را مطالعه می کردم و شیفته خاصیت نمایشی در موسیقی باروک و کلاسیک بودم. در آن زمان آغاز به کار در اپرای سدلر ولز نمودم، همچنین مجذوب اجرای شایسته ای از آثار موتسارت به ویژه اپراهای وی شدم.”

مکرس میگوید:” این فرصت را به دست آوردم که به همراه یکی از همکارانم از موزه کتابخانه شهر دانسشینگن-آلمان (Donaueschingen) دیدن کنم که در آن زمان برای نگهداری آثار برجسته موسیقی معاصر نمایشی شهرت داشت همچنین دارای مجموعه ای غنی از دست نوشته های قدیمی بود. به ویژه از اپرای “عروسی فیگارو”، “دون جیووانی”، “فلوت سحرآمیز” و حتی “بنابراین همه انجام می دهند” از تمام آنان کپی گرفتم و در واقع سندی موثق بود از آنکه چه نوع موسیقی در آن دوره وجود داشته.”

این تحقیقات در اجراهای وی از “عروسی فیگارو” اثر موتسارت در اجرای وی به همراه اپرای سدلر ولز در سال ۱۹۶۵ ریشه دواند. زمانی که خطوط خوانندگان دارای تزئینی بود (تحریرهایی) که سبک آن دوره را حفظ کند، تاثیر نمایشی آن فوق العاده شد. مطالعه و کنکاش بیشترش در ضبط مسیحا ی هایدن هویدا شد که توسط شرکت ضبط EMI در سال ۱۹۶۶ عرضه شد که نقدها و تحسینهای فراوانی را در مقایسه با اصل اثر در برداشت.

مکرس در سال ۱۹۶۴ اولین اجرای خود را با رهبری “کاترینا ایسمالیوفا” اثر شوستاکویچ، در خانه اپرای رویال به روی سن برد. وی پس از آن بارها در آنجا رهبری کرد، اگرچه هیچگاه قبول به بستن قرارداد دائمی با آنان نشد.

در دهه ۱۹۶۰ چندین اپرای تلویزیونی را برای BBC رهبری کرد که اجرای یک ارکستر بزرگ در یک استودیو در آن زمان برای ضبط چیزی نامتداول بود. از سال ۱۹۶۶ تا ۶۹ در کنار مدیر موسیقی، لئوپاد لودویگ، رهبری اپرای هامبورگ را برعهده داشت. از سال ۱۹۷۰ تا ۷۷ رهبری اپرای سدلر ولز را (که بعدها به اپرای ملی انگلستان تغییر نام یافت) بر عهده داشت.

وی همان پست را در اپرای ملی ولش از سال ۱۹۸۷ تا ۹۲ عهده دار شد. به همراه این دو ارکسترهای بریتانیایی اپراهای بزرگ و مشهوری را رهبری کرد؛ ژانک از موتسارت، لوهنگرین از واگنر را در میان دیگر آثار می توان نام برد. مکرس، ژانسک را با شرکت دکا و ارکستر فیلارمونیک وین به همراه خوانندگان بزرگ بین المللی ضبط کرد. پس از ترک اپرای ملی انگلستان حرفه بین المللی مکرس با حضور وی در بیشتر تالارهای کنسرت و اپرها خانه های مشهور دنیا، پیشرفت کرد.

از سال ۱۹۸۲ تا ۸۵ رهبر ارکستر سمفونی سیدنی شد، او رهبر اصلی میهمان رکستر سالنی اسکاتلند ۹۲ تا ۹۵، فیلارمونیک رویال ۹۳ تا ۹۶، فیلارمونیک چک ۱۹۹۹ تا تقریبا زمان معاصر و از ۲۰۰۲ در ارکستر فیلارمونیا بود. در سال ۱۹۹۸ اولین اجرایش در جشنواره سالزبورگ بود که رهبری فیلارمونیک وین را عهده دار بود. از ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۱ رهبری ارکستر لوک مقدس نیویورک را ایفا نمود.

naxos.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (XIV)

رایج ترین روش واقع نمای بازنمایی موسیقایی ذخیره سازی مستقیم موج صداست. ساز و کارِ متداول ذخیره-سازی آنالوگْ نوارهای کاست و ضبط های اِل پیْ هستند. فنون متداول ذخیره سازی دیجیتالْ شکل موج را نمونه برداری کرده و سپس بازنمودی از نمونه ها را بر نوار مغناطیسی، در قالب نوریِ آنْ بر سی دی، یا در حافظه ی یک رایانه ذخیره می کند. تمامی این فن آوری ها تغییرات صدا را در یک موجِ فشار صوتی هنگام رسیدن آن به میکروفُن ضبط می کند.

مروری بر آلبوم «روز ششم»

اگر اهمیت یک آلبوم را تنها در انتشار یک قطعه‌ی مهم تاریخی هم بدانیم، باید اهمیتی چشم‌گیر برای «روز ششم» قائل شویم. زیرا بالاخره پس از هفت دهه ضبطی شایسته از قطعه‌ی پروانه (نسخه‌ی ارکستری) امانوئل ملیک اصلانیان به دست می‌دهد. نسخه‌ی پیانویی پروانه را اصلانیان در سال ۱۳۳۳ نوشت. دانستن همین نکته کافی است تا پس از دقیق شنیدن آن دریابیم چه اندازه رویکردش به استفاده از مصالح موسیقی ایرانی نو و جسورانه بوده است.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

به عنوان مثال بخش‌هایی از یک نوشته که نویسنده‌ای به نام «پیام» با عنوان «سشواری بر زلف پریشان موسیقی» در وبلاگ «حلاج‌وشان» منتشر کرده خوانده شد:
سخنرانی پورقناد در نقد نغمه (I)

سخنرانی پورقناد در نقد نغمه (I)

نوشته ای که پیش رو دارید متن سخنرانی سجاد پورقناد در نقد نغمه است که متن کامل آن به همراه پاسخهای حمید متبسم و همایون شجریان را می خوانید.
نشست «تهران و موسیقی خیابانی» برگزار می شود

نشست «تهران و موسیقی خیابانی» برگزار می شود

برنامه‌ی «تهران و موسیقی خیابانی» به همت رسانه‌ی شنبه‌شهر در شهر کتاب مرکزی برگزار می‌شود. موسیقی خیابانی در تهران، موضوع نشستی است که روز یکشنبه ۱۱ آذر در شهر کتاب مرکزی برگزار خواهد شد.
ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (XII)

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (XII)

در آخرین مرحله آزمایشات Niewczyk (تصویر۱۶-۱) ضخامت صفحات را طوری مشخص می کنیم که بتوانیم آنها را با نتایج حاصل از تجربیات هاتچینز(Hutchins) مقایسه کنیم. بر اساس این قیاس باید بگویم که اگر کل سطح صفحه نازک شود، فرکانس های رزونانس اول و دوم به اندازه ۷۰% از مقدار ضخامت کم شده، کاهش می یابند، در حالیکه در رزونانس پنجم این عدد به ۵۰% می رسد و زمانیکه ضخامتها در یک صفحه تخت کم می شود به اندازه ۱۰۰% از کاهش ضخامت در صفحه، فرکانس های رزونانس نیز کاهش می یابند، بنابراین می توان نتیجه گرفت که قوسهای صفحات بیشترین تأثیر را در کاهش رزونانس می گذارند و این حالت بیشتر در رزونانس پنجم دیده می شود.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (IX)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (IX)

پس از این قطعات، الگار بر روی آثار سمفونیک متمرکز شد. در آغاز و در سال ۱۸۹۸ او می خواست یک سمفونی بر اساس شخصیت ژنرال گوردون بنویسد که پس از تلاشی کوتاه متوقف شد. در سالهای ۱۹۰۷ و ۱۹۰۸ بود که طی اقامت خود در شهر رم، دوباره دست به کار نگارش این قطعه شد. “سمفونی شماره یک” در سی بمل ماژور برای بار اول در دسامبر ۱۹۰۸ و در شهر منچستر اجرا شد. این اثر به “هانس ریشتر” تقدیم شده و توسط خود او رهبری شده بود. ریشتر درباره ی این سمفونی چنین می گوید: ” آقایان! بگذارید اکنون بزرگترین سمفونی دوران معاصر را تمرین کنیم. سمفونی ای که توسط بزرگترین آهنگساز زمان ما نگاشته شده است”! این اثر با اشتیاق فراوان همراه بود و صدها اجرا از آن در انگلستان و سراسر جهان اعم از اروپا و آمریکا و استرالیا و روسیه به عمل آمد. برخی از ناشران موسیقی بر این باور بودند که سرعت پایین این سمفونی با آثار بتهوون قابل مقایسه است.
لورنس هموند : اختراع کافی نیست

لورنس هموند : اختراع کافی نیست

داستان ارگ های Hammond به اطاق زیر شیروانی یک خواربار فروشی کوچک بر می گردد، به آن موقعی که حتی ایده داشتن ارگ الکترونیکی هنوز یک رویا بود.
لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (II)

لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (II)

آثاری که تحت عنوان نظریه‌پردازی و پژوهش از وی در کتاب سال شیدا منتشر شده حول دو محور اصلی متمرکز است. این دومحور که هر دو به گفته‌ی خودش در سال‌های دهه‌ی ۱۳۵۰ (۲) شکل گرفته نوشته‌های وی را به دو قسمت تقسیم کردهاست هر چند که جهان‌بینی لطفی در هر دوی آن‌ها به یک شکل خودنمایی می‌کند. یکی از دو محور اصلی توصیف-تشریح متفکرانه‌ی بخش‌هایی از موسیقی دستگاهی است که پیش از نوشته شدن مقالاتش در فرهنگ شفاهی در مورد آن‌ها نکاتی وجود داشته اما به دقت مورد بررسی قرار نگرفته بود (۳) و دیگری پرداخت نظریه‌ای برای توضیح روابط موسیقی دستگاهی است.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

مدرس در ادامه بخشی از یک نمونه‌ی –به گفته‌ی او- افراطی و بزرگنمایی شده را از وبلاگی با عنوان «شجریانی‌ها» که به دست نویسنده‌ای ناشناس نوشته شده است نقل کرد: «دستگاه نوا که خیلیها معتقدن دستگاه نیست بلکه نغمه است چون بسیار نزدیک به مایه افشاری دستگاه شور می باشد. اگر کسی بخواهد نوا بخواند میتواند نزدیک سی گوشه مختلف رو بخواند که بعصی اصلا تو مایه افشاری نیستند. شجریان آوازی دارد به نام نوا – مرکب خوانی […]. یه بخشی از این آواز واقعا فاجعه است واقعا فاجعه. […] این آلبوم مرکب-نوا از همین فاجعه هاس.
شاید چنین باشد، شاید (III)

شاید چنین باشد، شاید (III)

سوگواری دیگر و این بار سوگ سرو، سمبل آزادگی. کمانچه‌ها روایتگر این مویه شده‌اند. قطعه با جمله‌ای دردآلود و کشیده آغاز می‌شود و فضایی مویه‌مانند را تداعی می‌کند؛ ملودی‌ای که با تکیه‌ها ساخته شده و از نیمه با صدایی که بخشی از ملودی بعدی را می‌نوازد همراهی می‌شود. ایده‌ی اول با بخشی از ایده‌ی دوم همراهی می‌گردد.
اتو کلمپرر

اتو کلمپرر

اتو کلمپررر (Otto Klemperer) آهنگساز و رهبر یهودی آلمانی است که از او به عنوان یکی از رهبران پیشرو قرن بیستم نامبرده شده است. کلمپرر در شهر برسلائو که در گذشته متعلق به آلمان و امروزه در کشور لهستان است، متولد شد. او پسر عموی ویکتور کلمپرر (Victor Klemperer) و پدر هنرپیشه آمریکایی، ورنر کلمپرر (Werner Klemperer) می باشد. کلمپرر موسیقی را ابتدا در کنسرواتوری فرانکفورت و بعد در برلین زیر نظر هانس فیتشنر (Hans Pfitzner) آموخت.