سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (IX)

سر توماس بیچام (1879 – 1961)
سر توماس بیچام (1879 – 1961)
برای بیچام موزار «قلب موسیقی اروپا» به شمار می رفت و بنابراین برای آهنگ های موزار احترام بیشتری قائل بود تا اکثر آهنگ سازان دیگر. او رکوئیم ناتمام را ویرایش کرد و دست کم دو اپرای بزرگ را ترجمه کرد و بدین ترتیب مخاطبان کاونت گاردن را با Cosi fan Tutti، The Impressario و Abduction from Sergalio آشنا کرد.

او مرتبا فلوت سحرآمیز، دون جیووانی و عروسی فیگارو را برنامه ریزی و در برنامه های اجرا قرار می داد. از نظر او بهترین کنسرتوهای پیانو «زیباترین ساخته های دنیا در نوع خودشان بودند» و دفعات زیادی آن ها را با بتی هامبی بیچام و دیگران نواخت. بیچام به خاطر آثار مربوط به باخ شناخته شده نبود اما [قطعات] باخ را (که خودش تنظیم کرده بود) برای اولین اجرایش در اپرای متروپولیتن انتخاب کرد و کنسرتو سوم براندنبورگ را در یکی از کنسرت های بزرگداشت فورت وانگلر رهبری کرد (که مجله تایمز آن را اینگونه توصیف کرد: «یک تقلید مضحک، و لو از نوع نشاط آورش»).

بیچام نسبت به بتهوون احساس دوگانه ای داشت. او معمولا نظرات گستاخانه درباره موسیقی بتهوون می داد. اما از طرف دیگر تمام سمفونی های بتهوون را رهبری کرد و سمفونی های شماره ۲، ۳، ۴، ۶، ۷ و ۸ را در استودیو و Missa Solemnis را به صورت زنده ضبط کرد. همراهی در ضبط کنسرتو چهارم پیانو (با آرتور روبینشتاین و ارکستر سمفونیک سلطنتی) برایش مایه افتخار بود اما تا جایی که امکان داشت از Emperor دوری می جست.

بیچام در برابر موسیقی برامس کاملا التقاطی عمل می کرد. او پس از ۱۹۰۹ هیچ گاه در خاطراتش اشاره ای به اجرای برامس ننموده است و هرگز سمفونی چهارم او را رهبری نکرد، سمفونی نخست را به ندرت رهبری کرد، سمفونی سوم را هر از گاهی اجرا می کرد و متخصص سمفونی دوم بود.

علیرغم اینکه بیچام مدام واگنر را به خاطر طولانی و تکراری بودن آثارش سرزنش می کرد، اما در عین حال یکی از طرفداران پروپا قرصش بود: «دو ساعت است داریم تمرین می کنیم اما همچنان داریم همان آهنگ لعنتی را می زنیم». بیچام تمام آثار رایجِ واگنر را رهبری کرده است به جز Parsifal که آن را نیز در کاونت گاردن به اجرا گذاشت اما هیچ گاه آن را در جایگاه ارکستر با حضور خودش اجرا نکرد. از نظر منتقد موسیقی تایمز: «Lohengrin بیچام از لحاظ غنایی تقریبا ایتالیایی است؛ اجرای Ring او نسبت به اجرای برونو والتر با فورت ونگلر کمتر حماسی بود، اما دلنشین بود».

از نظر ریچارد استرائوس بیچام یک قهرمان همیشگی بود که Elektra،Salome، Der Rosenkavalier و اپراهای دیگری را در انگلیس معرفی کرده و Ein Heldenlebe را از سال ۱۹۱۰ تا آخرین سال زندگیش نواخته بود: آخرین ضبط او از این اثر بلافاصله پس از مرگش روانه بازار شد.

موسیقی Don Quixote،Till Eulenspiegel، the Bourgeois Gentilhomme و Don Juan نیز بخشی از رپرتوار او بودند، اما این رپرتوار Also Sprach Zarathustra یا Tod und Verklarung را در بر نمی گرفت. استرائوس اولین و آخرین صفحه های دست نوشته اپرای الکترا را قاب کرده و به «دوست بسیار محترم … و رهبر سرشناس آثار» خود تقدیم نموده بود.

از بین آهنگ سازان قرن بیستم، برلیوز یکی از آهنگ سازان برجسته رپرتوار بیچام در طول حرفه اش بود و در مقطعی که برلیوز کمتر شناخته شده بود و آثارش کمتر اجرا می شد بیچام اکثر آن ها را اجرا و بسیاری را نیز ضبط کرد. بیچام، به همراه سر کالین دیویس (Sir Colin Davis)، به عنوان یکی از دو «منتقد برجسته و مدرن» آثار برلیوز شناخته شده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

نخچیرگان به مجموع الحان سی گانه ی باربد شامل می شد. باربد آفریننده ترانه های نوروزی نیز به شمار می رود. از این ترانه ها می توان به فرخ روز، سروستان، ارغنون، لبینا اشاره کرد. آثار باربد را موسیقیدانان قرون بعدی چون شعبه، جنس، آوازه، و شاخه های مهم مقام ها توضیح و توصیف کرده اند، عبدالقادر مراغه ای در مقاصد الالحان ماهیت تاریخی و موسیقی لحن و آثار باربد را خاطرنشان نموده و آن را زمینه دوره اول تشکیل مقام ها شمرده است.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

از روزهای گذشته…

وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (III)

وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (III)

تمی به روشنی معرفی می‌شود اما با فاصله‌ی کوتاه شکلی خلاصه‌ و خلاصه‌تر یافته و در طرح‌واره‌هایی پخش شده میان سازها تکرار می‌گردد. یعنی نوعی دگره‌سازی کاهنده که با سماجت هر چه بیشتر پاره ملودی وام گرفته شده را تا سرحد امکاناتش تکرار می‌کند و آن را تا جایی پیش می‌برد که جز جوهر فواصل پایه‌ای هیچ باقی نماند، مانند فراز پایانی «پشت پا». یا از طریق دگرگونی در شدت‌وری، جمله‌بندی و گاه رنگ‌آمیزی اندک حرکتی به آنها می‌دهد تا جریان موسیقی که در تکرار مصرانه‌ی تم به دام افتاده است حرکتی رو به جلو بیابد، مانند آن‌چه در موومان سوم «بلوچ»، «گواتی ذوالجلال»، رخ می‌دهد.
گاه های گمشده (XIII)

گاه های گمشده (XIII)

با توجه به مقامات معرفی شده توسط صفی الدین ارموی، مقام نوا از فواصل ط + بـ + ط + ط + بـ + ط + ط تشکیل شده است که در دانگ اول با پنجگاه منطبق است و در دانگ دوم در یک نت ربع پرده اختلاف دارد که با توجه به بحور و اصناف، این اختلاف قابل توجیه است.
وان موریسون، نوری در تاریکی (VII)

وان موریسون، نوری در تاریکی (VII)

در مصاحبه ای با آنتونی دنسلو، موریسون گفته است: “سخنان نادرست بسیاری درباره این آلبوم بیان شد. من هیچ گاه وابسته به گروهی نبودم و چنین قصدی نیز ندارم. برای کسانی که نمی دانند راهبر و هدایتگر چه کسی است باید بگویم حتی معلمی نیز نداشتم.” سال ۱۹۸۷ آلبوم “ترکیب قهرمانان شاعرانه” وی با تمی عاشقانه و رومانتیک، شامل آهنگهایی همچون: “کسی مثل تو” و “بوسه فرانسوی” (مربوط به سال ۱۹۹۵) که در این آلبوم اجرا شد.
ماندولین

ماندولین

ماندولین (mandolin) سازی است با صدای بسیار زیر که در قرنهای هفدهم و هجدهم در ناپل-ایتالیا به وجود آمد، اما اصل آن به قرن چهاردهم به نام ماندورا؛ سازی شبیه به عود – لوت (Lute)، مربوط می شود. بدنه ساز شبیه به قطره اشک و یا کاملا بیضی شکل با سوراخی روی آن است، بعضی از این سازها مانند ماندولینهای دوران باروک، تزئیناتی نیز دارند.
آموزش مدون ساخت ویلن بر اساس علوم و تجربیات (II)

آموزش مدون ساخت ویلن بر اساس علوم و تجربیات (II)

هدف از طرح و ارائه مطلب مورد نظر ایجاد فضا و شرایط لازم به جهت ایجاد ساختاری کلاسیک در زمینه موضوع مطرح شده می باشد که با توجه به وجود پشتوانه لازم در راستای هدف مربوطه و همچنین امکان استفاده از محیط مناسب تخصصی برای آموزش و دسترسی غنی به مکتوبات و اطلاعات و همچنین بهره برداری از موارد دیگر، امید است که این مهم به اجرا رسیده و شروعی باشد برای شناخت بیشتر.
عبدالکریم مهرافشان درگذشت

عبدالکریم مهرافشان درگذشت

عبدالکریم مهرافشان از آهنگسازان و نوازندگان پیشکسوت موسیقی ایرانی بعد از مدت ها مبارزه با بیماری شنبه ۵ اسفند ماه درگذشت. آثار مهرافشان در دوره اول فعالیت های ارکستر ملی به رهبری فرهاد فخرالدینی چندین بار به روی صحنه رفته بود.
مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (III)

مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (III)

اینگونه است که حرکت ملودی در موسیقی ایرانی را بر مبنای مد می نامند نه گام زیرا بیشتر سیطره ی «ملودی مدل» عموما در محدوده ی یک دانگ (چهارم درست) شکل می گیرد نه یک اکتاو (هشتم درست) اما واریاسیون های ملودی معمولا در محدوده ی فضای یک اکتاو می تواند جریان یابد.
مرروی کوتاه بر  تاریخ نگاری موسیقی ایرانی از ۱۳۰۰ تاکنون (I)

مرروی کوتاه بر تاریخ نگاری موسیقی ایرانی از ۱۳۰۰ تاکنون (I)

اگر تاریخ نگاری را ثبت احوال جامعِ رویدادهای گذشته بدانیم و تاریخ نگاری موضوعی در حوزه‏ ی موسیقی را بررسی و بیان مبدأ و ریشه‏ های شکل ‏گیریِ مکاتب و سبک ‏ها همراه با بیان جزئیات فنی موسیقی و رخدادهای شکل دهنده به جریان‏ها در کنار توجه به زندگی افراد تأثیرگذار بر رویدادهای ریز و درشت در این عرصه؛ در نتیجه می‏ توان گفت در ایران تاکنون، جز یک اثر که تقریباً با این تعبیر همخوانی دارد، ما اثری مانند «تاریخ موسیقی آکسفورد» (چند جلدی) و یا چنان که در غرب وجود دارد به صورت موضوعات خُردتر «تاریخ موسیقی غرب»، «تاریخ موسیقی کلاسیک»، «تاریخ موسیقی راک» و امثالهم نداریم (به عنوان نمونه بنگرید به زیگلر ۱۳۹۴).
برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (I)

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (I)

سازهای بادی‌برنجی ازنظر یادگیری و اجرا، جزو مشکل‌ترین سازهای موسیقی هستند و احتمال بروز برخی مشکلات پزشکی در میان نوازندگان این سازها، از هر سنی و با هر میزان مهارتی، نسبت به افراد دیگر بالاتر است. این اختلالات از نظر شدت، از یافته‌های تصادفیِ بدون علامت در میان نوازندگان غیرحرفهای، تا آسیب‌های جدی که نوازندگان حرفه‌ای را از تمرین یا اجرا ناتوان می‌کنند، متغیرند. این مقاله به برخی از این مشکلات رایج، راه‌های پیشگیری و درمان آن‌ها اشاره خواهد داشت. برخی از این بیماری‌ها در مورد نوازندگان تمامی سازهای بادی صدق می‌کنند اما ازآنجاکه نواختن سازهای بادی‌برنجی معمولاً با فشار و تنشِ فیزیکی و جسمیِ بیشتری همراه است عمدۀ این موارد بیش از همه در مورد سازهای بادی‌برنجی اهمیت پیدا می‌کنند. در میانِ مشکلاتی که در ادامه خواهد آمد، برخی مانند سرگیجه یا مشکلات لب‌ها یا عارضه‌های نخاعی بسیار رایج‌اند اما برخی دیگر مانند پنومونی یا لارینگوسِل به‌ندرت دیده می‌شوند و بیشتر ناشی از نوازندگی با شیوه‌های نادرست و غیرعلمی، عوامل خارج از موسیقی یا مواردی استثنایی هستند.
گفتگو با ند رورم (III)

گفتگو با ند رورم (III)

به عقیده من ساخت اثری اپرایی بر پایه یک فیلم و یا یک اثر ادبی مشهور، کاری خطرناک است. نمی دانم اگر از من خواسته نشده بود اپرای “شهر ما” را بسازم، آیا آن را می ساختم یا خیر. همه می گفتند، ند رورم تا چه اندازه می تواند اصل این اثر را بهبود بخشد؟ من قصد نداشتم آنرا بیشتر از آنچه هست بهبود دهم که وردی اتلوی شکسپیر را تغییر داد!