گفتگو با تیبو (I)

برنامه ایده آل

ژاک تیبو (Jacques Thibaud)ویولونیستی است که موفق شده با استعداد خود به عنوان یک نوارنده تفسیرگر دوستان و تحسین کنندگان فراوانی را در ایالات متحده آمریکا به خود جذب کند. او در واقع یکی از نمایندگان برجسته مکتب فرانسوی مدرن ویولون نوازی است. او از بیست سالگی به سبک نوازندگی خاص خود دست یافته است. تیبو از پست خود به عنوان کنسرت مستر در ارکستر کلون (Colonne orchestra) استعفا داد تا استعداد خود را صرفا وقف صحنه کنسرت نماید. حتی در سنین جوانی نیز تکنیک او در منابع بسیار موثق مورد تمجید قرار گرفته است. به عنوان مثال در ویرایش آخر کتاب Musik-Lexicon از هوگو ریمن (Hugo Riemann) که نیز در سال ۱۹۱۵ چاپ شد درباره تکنیک تیبو اینگونه آمده است که: «تکنیک او در تمامی جنبه ها به خوبی پیشرفت کرده و شیوه تفسیر او آتشین و شاعرانه است.»

این در حالی است که تیبو تفاوت چندانی بین مکتب بلژیک (la grande Ècole belge) و مکتب فرانسوی قائل نیست. در واقع از نوازندگان برجسته مکتب بلژیک، ویوتام، دو بریوت، لئونارد، ماسارت و مارسیک بودند و سردمدار کنونیشان نیز ایزایی {در زمان نگارش این نوشته} است.
تیبو که خود شاگرد مارسیک بوده است، سنت های فرانسوی آلارد (Alard) را به واسطه پدرش آموخته است. در اصل، پدر تیبو شاگرد آلارد بود و هر چه از او فراگرفته بود را به فرزندش آموزش داد. تیبو می گوید: «این دو مکتب با یکدیگر پیوند خورده و یکی شده اند. ممکن است تفاوت هایی در نحوه تفسیر در آن ها وجود داشته باشد اما به نظر من تا جایی که به تکنیک انگشت گذاری، آرشه کشی و تولید صدا مربوط می شود، این دو مکتب با یکدیگر تلفیق شده اند.»


غلبه بر بزرگ ترین دشواری


«شما از من می پرسید که بزرگ ترین مشکل در نواختن ویولون چیست، خوب به نظر من بزرگ ترین مشکل آرشه کشی است. در اصل هشتاد درصد کل مشکلات ویولون نوازی به آرشه کشی مربوط می شود. یکی از دلایل این مسئله این است که بسیار از اساتید ویولون که ایده های نابی نیز در این زمینه دارند، آرشه کشی را با روش خیلی پیچیده ای به شاگردان خود می آموزند. در حالی که آرشه باید به شیوه ای بسیار طبیعی به کار گرفته شود.»

«
توضیح بیش از حد درباره اینکه راه ساده و طبیعی آرشه کشی چگونه است، تنها باعث سلب توانایی شاگرد در دست یافتن به نحوه آرشه کشی مناسب می شود. سارازات (که دوست صمیمی من است) همیشه به طبیعی ترین شیوه ممکن آرشه می کشید، او به گونه ای کاملا ناخودآگاه و بدون کوشش آرشه را در کنترل خود داشت. اگر من بخواهم تدریس کنم هیچ گاه به شاگردانم نمی گویم که “شما هم باید مثل من آرشه بکشید”. در عوض به آن ها می گویم “سعی کنید شیوه طبیعی و راحت تر آرشه کشیدن را بیابید و آن را به کار بگیرید!” آرشه کشی بیش تر یک عمل فیزیکی و شخصی است.»

«به عنوان مثال، من لاغر هستم اما انگشتان بزرگ و کشیده ای دارم؛ کرایسلر از من چاق تر است اما انگشتان کوچکی دارد. در نتیجه کاملا منطقی است که نحوه در دست گرفتن آرشه و آرشه کشی من با شیوه او متفاوت باشد. تفاوت بین یک استاد خوب و یک استاد متوسط در این است که یک استاد خوب می داند که آرشه کشی یک موضوع شخصی است و امری است که از یک شاگرد به شاگرد دیگر متفاوت است. در واقع انسان زمانی به نهایت کمال دست می یابد که توانایی فردی او در چارچوب استانداردهای شخصیش پرورش یابند.»

1 فکر می‌کنند “گفتگو با تیبو (I)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.