ویولون مسیح استرادیواریوس (II)

امروزه اینگونه به نظر می رسد که اکثر سازندگان ساز تمایل چشم گیری به تکرار آثار گذشتگان داشته و همچنان نیز دارند، مسیری که با توجه به کیفیت آثار گذشتگان و در توازی با آن تبلیغات وسیعی که در این راستا می شود، انتخابی ارجح و مطمئن برای سازندگان ساز است. این انتخاب را می توان در ابتدا از دو جهت بررسی نمود، اول مسیری برای آن دست از سازندگانی که در ابتدای کار هستند و تجربه چندانی ندارند و دوم ، از سوی دیگر افرادی که زمان بیشتری صرف نموده و تجربه ایی فراتر از دسته اول دارند.

در این مبحث گروه های دیگری هم هستند که شاید اهمیت کاربرد الگوها در آن مجموعه ها بسیار مهم تر باشد، ما به این لحاظ دو دسته بالا را متذکر شدیم که مشخصا روند عینی کاربرد طرح ها و بازخورد آن در جوامع هنری از این طریق ملموس تر است.

توسعه الگو ها و تبلیغات گسترده ایی که از طریق سازندگان ساز بوسیله تکرار و تکرار ساز ها و ایجاد فضای جمعی و اجماع بر طر ح هایی خاص در دنیا به تدریج شکل می گیرد و در دهه ها و سده ها تثبیت می شود. جریان هایی که در دنیای هنر بسیار مهم هستند؛ اهمیت از این روست که دانش وعلم از این شاهراه بزرگ انسانی با ابزار هنر و تاریخ به شکلی شگفت انگیز گسترش می یابد.

از این رو ضرورت دارد که برای انجام و اقدامی معین، عیار آنچه را از آن تبعیت می کنیم، بدانیم. برای این دانستن نیز باید بسیار چیزهای دیگر دانست و یا توجه و دقتی لازم را لحاظ نمود. به عنوان مثال اینکه ما بدانیم برای ساخت یک ویلن بر مبنای الگویی معین به چه نکاتی توجه داشته و باید بدان آگاه باشیم بسیار مهم است.

بسیار مهم به دلایلی از این قبیل که در راه رسیدن به هدف باشیم و ساز و کار آن را بدانیم. مهم است زیرا آنچه بیان می داریم و یا به دیگری می آموزیم، خود بدان باور داشته و دیگران را ناخواسته گمراه نکنیم. چنانکه ما می توانیم در این مقوله، بنیادی ساختاری و اساسی را پایه گذاری نموده و انتقال دانش را بر مبنای صحت و درستی تداوم بخشیم، اینگونه ارزش زمان با توجه به آگاهی، تنومند شده و آیندگان نیز از آن بهره مند خواهند بود.
تصویر B
پروژه بررسی و میزان درستی آزمایی طرح مسیح با توجه به توضیحات و نقطه نظراتی که مطرح شد به انجام رسیده است. هدف ما بررسی بر اساس شواهد عددی و هندسی طرح می باشد که با ابزارهای اندازگیری متداول نیز تا حدودی امکان پذیر بود اما برای دقت و نگاهی موشکافانه تر از طریق نرم افزارهای مهندسی و مهندسی مکانیک اقدام نمودیم که همچنان نیز قابل توسعه و گسترش در مسیر افق های علمی پیش رو است.

اختلافات عددی موجود در نماها می تواند تا حدودی ناشی از روند و پروسه چاپ و یا سایر عوامل خارجی دیگر که ما از آن مطلع نیستیم باشد و همچنین در برخی از قسمتها اگر ناهماهنگی هندسی مشاهده می شود، می تواند ناشی از ساختار اصلی خود ساز باشد، بنابراین در حین مباحث و بررسی ترسیم ها، طرح پرسش ها و یا هر نتیجه گیری وجود دارد، ترجیح ما این بوده است که به متن به صورت گزارشی پرسش برانگیز نگاه شده و برداشت آزاد نیز بر تمام قسمت ها حکم فرما باشد تا همگی بتوانیم از منظری منحصر به فرد به مقوله بپردازیم، اینگونه شاید نکات جدیدتری نیز بدست آید که در بهبود روشها کارآمدتر باشد.

بنابراین نگاه انتقادی متعصبانه هدف نبوده و آگاهی روزافزون در راستای درک و کاربرد صحیح مورد نظر است.

پیش از ورود به بحث لازم به ذکر است، نمونه ها و تصاویر، قابل استفاده برای الگوبرداری نیست و صرفا جنبه گزارش تصویری دارد اما ابعاد و ارقام مطابق طرح بوده و با ابزار اندازگیری دقیق و با معیار mm ارائه شده است.

نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (I)

امروز دهمین سالگرد درگذشت پرویز مشکاتیان است؛ پویان فخرایی دو سال پیش به مناسبت درگذشت این هنرمند مقاله ای نوشته است که امروز می خوانید: شاید تنها یک جمله باشد؛ ولی نه تنها یک جمله نیست. نهان‌های بسیاری از کنار این جمله بر خواهند گذشت:«مشکاتیان دیگر از خواب بر نخواست.» اگر دنیای مردگان تشریفاتی همچون…
ادامهٔ مطلب »

ریتم و ترادیسی (IX)

با این حال، حتی مفیدتر از فهرست های رویدادها، تجسم داده های MIDI به صورت پیانو-رُل مطابق شکل ۱۲ است. در این نوع ارائه، محور عمودی نشان گر شماره های نت MIDI است (مانند F2=53) و نت های متناظرِ شستی های پیانو به صورت گرافیکی بر هر دو طرف شکل نشان داده شده اند. زمان در طول محور افقی حرکت می کند، و با ضرب ها و میزان ها مشخص شده است. هنگام نمایش سازهای کوبه ای، هر سطرْ متناظر با یک ساز متفاوت (به جای یک نت متفاوت) است. برای مثال، در مشخصات کلی MIDI برای طبل، سطر متناظر با C1 طبل بزرگ با شماره ی نت MIDI برابر ۳۶ است، D1=38 طبل کوچک است و ۴۲=۱♯F و ۴۴=۱♯G و ۴۶=۱♯A انواع مختلف سِنج پایی هستند. این موارد در شکل همراه با شماره ی نت MIDI متناظرْ برچسب گذاری شده اند.

از روزهای گذشته…

اپرای ایالتی وین

اپرای ایالتی وین

اپرای ایالتی وین – اشتاتزوپر- واقع در شهر وین اتریش، یکی از مهم ترین اپراهای اروپا و دنیاست و تا سال ۱۹۲۰ کاخ اپرای وین نامیده می شده است. مالر (Gustav Mahler) یکی از برجسته ترین رهبرانی است که دراپرای وین فعالیت کرده است. وی در مدت زمان تصدی مقام رهبری٬ نسل جدیدی از خوانندگان همچون Selma Kurz ,Anna Bahr-Mildenburg و Leo Slezak را تعلیم داده و طراح صحنه جدیدی را استخدام کرد که او صحنه پردازی مدرن مشابه با سبک Jugendstil را جایگزین دکوراسیون قدیمی و پر زرق و برق صحنه نمود.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VI)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VI)

برای دریافتن چرایی این امر باید به تغییر وضعیت استقرار دانگ‌ها در طول پیشرویِ دستگاه ماهور توجه کرد. خروج از توالی متصل دانگ‌های سه‌گانه‌ی متصل ماهور به‌طور مشخص از گوشه‌ی زیرافکند آغاز می‌شود که مقدمات این تغییر از حصار ماهور قابل مشاهده است. در زیرافکند، دانگ‌ها از مدار اصلی ماهور منحرف می‌شوند و با فاصله‌ای طنینی نسبت به آغاز دانگ دوم ماهور (نت دو) بازتعریف می‌شوند. دانگ‌های جدیدْ محدوده‌ی تتراکردی رـ سل و در ادامه سل ـ دو را در بر می‌گیرند. از همین تغییر، برای مدگردی و تعریف گوشه‌هایی که دارای مشابهت با دستگاه‌های دیگر، به‌خصوص شور، هستند استفاده می‌شود؛ مثلاً گوشه‌های شکسته و دلکش بر مبنای همین دانگ‌ها (تتراکرد رـ سل و سل‌ـ دو) و فقط با تغییر فواصل شکل می‌گیرند. اگر به این نکته توجه کنیم، تأکید بر متیف آغازین گوشه‌ی شکسته یا نیریز در ردیف میرزاعبدالله هم معنادارتر می‌شود: تأکید و تثبیت محدوده‌ی تتراکردی رـ سل.
اپرای آیدا (I)

اپرای آیدا (I)

آیدا (Aida) اپرایی است در چهار پرده که توسط جوزپه وردی (Giuseppe Verdi) بر لیبرتویی ایتالیایی از آنتونیو گیسلانسونی(Antonio Ghislanzoni) و بر اساس سناریویی از آگوست مریت (Auguste Mariette)، مصر شناس فرانسوی، ساخته شده است. آیدا برای نخستین بار در خانه اپرای خدیوال (Khedivial Opera House) در ۲۴ دسامبر ۱۸۷۱ در قاهره اجرا شد و رهبری آن را جیوانی بوتسینی (Giovanni Bottesini) بر عهده داشت.
دلاور سهند (II)

دلاور سهند (II)

پیشاپیش باید گفت که موضوعی قهرمانی را به این شکل گزاف، «سانتی مانتالیزه» کردن و در پیچ‌ و خم کلیشه‌های تآتری گردانیدن نوعی‌ نقض غرض است. پرداختن بخش اعظم لیبرتو به عشق پنهان بابک به رخسانه، به حسد زنانه‌ی آذر به رخسانه، به هوس شهوی ماهیار به رخسانه و بالاخره‌ به انتقام خصوصی ماهیار از بابک، دیگر مجالی برای برجسته ساختن نقش‌ انقلابی و مبارزاتی بابک -که در چنین ایرانی باید هدف اصلی باشد- بجای‌ نمیگذارد و از همین جا است که روابط غیرمنطقی میان پرسوناژها جان‌ میگیرد.
مارسین دیلا؛ آقای برنده (II)

مارسین دیلا؛ آقای برنده (II)

سال ۲۰۰۷ را با برگزاری تور موفق کنسرتو آرانخوئز سپری کرد. این تور برای ویلا دستاوردهای مهمی داشت. نویسندگان مختلفی به تمجید از شیوه نوازندگی و درک بالای او از این اثر مشهور قرن بیستم پرداختند. ری بلوم در نشریه The Advertiser این پدیده نوظهور گیتار کلاسیک را این طور توصیف کرد:”…با این که کنسرتو آرانخوئز قطعه ای برای گیتار و ارکستر است، دیلا سازش را همچون یک ارکستر -که شش سیم دارد- می نوازد. او در حالی که گردن سازش را با دست چپ در آغوش گرفته و دست راستش با مهارت کامل مشغول ضربه زدن به سیم ها است، همچون عاشقی است که گونه معشوق را در برابر دارد. نوازندگی و برداشت او از موسیقی ای که می نوازد یادآور در آغوش کشیدنی شهوانی و یا شاید سیلیِ آرامی است، حالتی نوسانی که در هر رابطه {انسانی} وجود دارد….”
سفری با کلید های سیاه وسفید

سفری با کلید های سیاه وسفید

” موسیقی برای پیانو” سفریست چونان سفر نوع بشر. سفریست به خویش. سفریست به فرهنگ خویش. اگر پیوسته بنگری کوره راهی(۲) است چون “باریکه راه مزرعه”(۳) که به نگاه اول به تسخیر در نمی‌آید و بهای خویش را نمی‌نماید. چندان راهی کوچک که اگر نیک بنگریش بزرگ و بی‌همتایش خواهی یافت. کوره راهی از خویش تا خویش. و تو حاصل سفر (۴)”فریماه قوام صدری” را از این باریکه راه می‌شنوی که تو را نیز به سفر می‌خواند حتا اگردر شنیدار.
به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (III)

به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (III)

لازم به یاد آوری است که علاوه بر بسیاری از سنت گرایان، حتی برخی از غرب گرایان هم چون دکتر هرمز فرهت هم در کل با چند صدایی کردن موسیقی ایرانی مخالفت دارند و بر این اعتقادند که این عمل ظرایف و پیچیدگی های موسیقی ایرانی را زایل میکند چراکه به زعم آنها هم موسیقی ایرانی ذاتا خصلت تک نوازی و بداهه پردازی دارد. (از جمله رجوع شود به مصاحبه با هرمز فرهت مندرج در گزارش موسیقی ۱۹).
نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی <br>متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت هشتم

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت هشتم

رسم‌الخط مخصوصی را برای مکتوب ساختن برخی از اصطلاحات جا افتاده‌ی موسیقی به کار برده که در ابتدا باعث می‌شود خواننده کمی سردرگم شود. برای مثال: «سُپرآنُ» به جای سوپرانو و «آلتُ» به جای آلتو یا «مینُر» به جای مینور و ماژُر به جای ماژور (۱۲). در [۴] با وجود این‌که اشکالات زبانی کمتر است، اما گاه اظهار نظرهایی وجود دارد که خواننده را در مورد صحت متن ترجمه شده به شک می‌اندازد.
منتشری: به برنامه گلهای پیرنیا نرسیدم

منتشری: به برنامه گلهای پیرنیا نرسیدم

ما ۵-۶ آواز خوان و ۱۰۰ تصنیف خوان داشتیم. شما خودتان ردیف آوازی کار کردید و می دانید آواز مشکلات خاص خودش را دارد و حنجره و توانایی مخصوص خود را می طلبد. تصنیف به گونه ای دیگر است: اولا آهنگ تصنیف توسط آواز خوان ساخته می شود و به خواننده یاد می دهند ولی آواز به این صورت نیست و خود خواننده روی شعر آهنگسازی می کند و برای آن قالب مخصوص اش را می سازد پس آواز خوان هم سازنده و هم خواننده اثر است.
یادداشتی بر آلبوم «رخت بنما»

یادداشتی بر آلبوم «رخت بنما»

«صوفی» از دقیق‌ترین نام‌هایی‌ست که تاکنون برای یک آلبوم موسیقی انتخاب شده است. برای شرح این مدعا باید کمی به عقب برگردیم. سال ۱۳۷۹ آلبومی منتشر شد با نام «مستانه» به خوانندگی علیرضا افتخاری و سه‌تار جلال ذوالفنون که تا امروز به لطف رسانه‌ی ملی زیاد شنیده شده است. همه‌ی تصنیف‌های آلبوم -به جز یک مورد- شش‌‌وهشت‌های مستانه‌ای بودند، هر کدام روی غزلی. هر تصنیف از درآمد یک دستگاه شروع و با دم دستی‌ترین ملودی‌ها بالا و پایین می‌شد و با چاشنیِ الحان و اطوار آشنای خواننده‌ی آلبوم نیز همراه بود. چه ایرادی دارد؟