زنان و موسیقی (V)

قرن هجدهم
در قرن هجدهم نقش زنان در موسیقی پر رنگ تر شد و حتی زنان به آهنگ سازی نیز پرداختند. اما موفقیت آن ها بیشتر در نوازندگی بود تا آهنگ سازی. از بین آهنگ سازان زن این دوره می توان به نام های زیر اشاره کرد:
در کشور فرانسه:
مری دو لوان کور (Marie de Louvencourt، ۱۶۸۰-۱۷۱۲) نویسنده اُپرانامه، شاعر و موسیقی دان. او در سال ۱۹۸۰ در پاریس متولد شد. وی دختر اُگوستن دو لوان کور (Augustin de Louvancourt) مشاور پادشاه وقت فرانسه، بود.

مری نوازنده تیوربو (Théorbe) بود و به هنگام خواندن شعرهایش می نواخت. خانم مَدلِن دو اسکودِری (Madeleine de Scudéry، نویسنده فرانسوی) که از دوستان مِری بود، برخی از اشعار او را به چاپ رساند.

مری برخی از ترانه هایش را با روئیه دو کودره (Rouillé de Coudray از اشراف زادگان فرانسوی) سرود و برخی از کانتات های او نیز به ویژه توسط لویی- نیکولا کِلرامبو (Louis-Nicolas Clérambault آهنگ ساز فرانسوی دربار لویی یازدهم) موسیقی گذاری شده بود.

بیاردون دو سووینی (Billardon de Sauvigny نویسنده و نمایش نامه نویس فرانسوی، ۱۷۳۸-۱۸۱۲) در مورد او چنین می گوید: «مری دو لوان کور، خلق و خویی آرام داشت، صحبت هایش سرشار از جدابیت و گیرایی بود. او بسیار خوب آواز می خواند؛ مری صدای درخشان خود را با طعم بی نظیر نواختن ِتیوربو پیوند می داد. هیچ چیزی دلفریب تر از تماشای این خانم جوان و زیبا در حال نواختن و خواندن اشعاری که خود سروده بود، نبود.»

دوشیزه بیون یا ماری اِمانوئل بیون (Marie-Emmanuelle Bayon) معروف به خانم لوئی (Madame Louis) آهنگ ساز و نوازنده پیانو (که بسیار فعال بود و از نفوذ قابل توجهی برخوردار بود) در سالن ها و محافل ادبی آن دوره رفت و آمد داشت. او در سال ۱۷۶۸ با نام دوشیزه بیون، مجموعه ای از شش سونات را برای کلاوسن یا پیانو فورته (piano forte) نوشت که سه سونات از این مجموعه می توانست با همراهی ویولون نواخته شود.

او با نام خانم لوئی اپرایی کمدی در دو پرده با عنوان Fleur d’épine نوشت که به خاطر صداهای سولو، گروه کُر و ارکستر مورد توجه قرار گرفت. “Fleur d’épine” دوازده بار در فصلِ ۷۷-۱۷۷۶ کمدی ایتالیایی اجرا شد. آخرین اجرای این اپرا در حضور ملکه ماری آنتوانت (Marie-Antoinette) و اعضای خانواده پادشاه صورت گرفت.

بر اساس زندگی نامه شوهرش ویکتور ماریونو (Victor Marionneau) ماری اِمانوئل بیون، سال ۱۷۴۶ در شهر اُرن (استان نورماندی واقع در غرب پاریس) به دنیا آمده بود. در پیشگفتار مجموعه ای از سونات هایش، او از محبت هایی که خانم مارکیز لانژرون (Madame la Marquise de Langeron) و خانواده اش از زمان کودکی نسبت به او داشته اند، صحبت می کند و این مجموعه را به خانم مارکیز اهدا می کند.

تصور می رود که بیون که ظاهرا در پاریس یا اطراف پاریس رشد کرده، با توجه به محیطی که در آن بزرگ شده است، در زمینه موسیقی تعلیم دیده باشد. نشانه هایی از فعالیت های وی از سن بیست و بیست و یک سالگی در خاطرات و مکاتبات شخصیت های بزرگ دوران طلایی فرانسه در قرن هجدهم دیده می شود.

نمایشنامه نویس با نفوذ، مدرس و موسیقی دان، استفانی دو ژانلی (Stéphanie de Genlis زاده ۱۷۴۶ و درگذشته ۱۸۳۰) از خانم بیون به عنوان دوست خود یاد کرده است.

همچنین فیسلسوف معروف، دنی دیدرو (Denis Diderot زاده ۱۷۱۳ و درگذشته ۱۷۸۴) او را مانند دختر خود دوست می داشت.

خانم بیون به دختر دیدرو به نام آنجلیک (Angélique) از سال ۱۷۶۵ تا سال ۱۷۶۹ نواختن کلاوسن می آموخت و آن دو به دوستان صمیمی تبدیل شده بودند. دیدرو آثار او را با آثار دومنیکو آلبرتی (Domenico Alberti، خواننده، نوازنده کلاوسن و آهنگ ساز ایتالیایی، ۱۷۴۰-۱۷۱۰)، یوهان کریستین باخ (Johann Christian Bach پسر یوهان سباستین باخ)، یوهان گاتفرید اکارد (Johann Gottfried Eckard، نوازنده پیانو و آهنگ ساز آلمانی، ۱۸۰۹-۱۷۳۵)، یوهان شوبرت (Johann Schobert، نوازنده کلاوسن و آهنگ ساز) و دیگر آهنگ سازان غیر فرانسوی که آثارشان در آن زمان در پاریس تمجید می شد، مقایسه می کرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روش سوزوکی (قسمت چهل و هشتم)

هر انسانی مسئول خودش و وظایفش است این نگرش من نسبت به زندگی است و من از خود می‌خواهم و تمنا دارم که زندگی من در عشق و شادی طی بشود، در واقع هیچ کسی طالب بیچارگی و مورد نفرت قرار گرفتن نیست. کودکان نمونه‌های بارزی از پاکی هستند زیرا آنها سعی می‌کنند در پاکی و عشقی صاف و سرشار از وی زندگی کنند، من بدون کودکان قادر به زندگی نیستم اما بزرگترها را هم دوست دارم به آنها علاقه قلبی دارم و در نهایت آنها هم رفتنی هستند؛ انسانها باید به هم مهر بورزند و باعث تسلّای خاطر یکدیگر باشند و برای همدیگر باشند، این را موتسارت می‌آموزد و من هم بر این عقیده هستم.

منشور اخلاقی مربیان موسیقی

مرام نامه های یا منشور های اخلاقی اسنادی هستند که در آن اصولا اخلاقی یک نهاد یا گروه در آنها قید شده است. در این منشور اخلاقی محور هایی مانند اخلاق اجتماعی و اخلاق حرفه ای مورد توجه قرار گرفته و انتظاراتی که آن نهاد یا گروه از نظر رفتارهای اخلاقی از افراد دارد در آن ثبت می شود.

از روزهای گذشته…

پیتر و گرگ

پیتر و گرگ

داستانهای پریان مانند “زیبای خفته”، “کفشهای بلورین”(یا سیندرلا)، “فندق شکن” و بسیاری از داستانهایی که برای کودکان نوشته شده اند، به شکلی ماهرانه دستمایه خلق اپرا، باله و قطعات موسیقی شده اند که البته لذت دیدن و شنیدن آنها برای بزرگسالان بسیار بیشتر است.
کوارتت های فلوت موتسارت

کوارتت های فلوت موتسارت

موتزارت در زمستان سال ۱۷۷۷- ۱۷۷۸ ، یعنی هنگامی که در مانهایم (Mannheim) بسر می برد با یکی از ثروتمندان آلمانی بنام De Jean آشنا شد. او نوازنده مبتدی فلوت بود و به موتزارت پیشنهاد ساخت سه کنسرتو کوتاه و ساده و دو کوارتت برای فلوت داد. موتزارت این پیشنهاد را پذیرفت و آنها بر سر قیمت کار به توافق رسیدند، اما به هنگام تسویه حساب آقای De Jean تنها حدود نیمی از بهای توافق اولیه را به موتزارت پرداخت.
کرونوس کوارتت و اجرای آثار تازه

کرونوس کوارتت و اجرای آثار تازه

بر عهده گرفتن اولین اجرای یک قطعه موسیقی برای گروه نوازندگان سازهای زهی کرونوس کوارتت Kronos Quartet امری عادی است. از سال ۱۹۷۳، زمانی که دیوید هرینگتون David Harrington این گروه چهارنفری را در سانفرانسیسکو به وجود آورد تاکنون، کرونوس به اجرای بیش از ۵۰۰ قطعه موسیقی جدید از آهنگسازان مختلف پرداخته است که ۲۰۰ قطعه از آنها به قدری قابل توجه و با ارزش بوده اند که توسط گروههای دیگری از نوازندگان اجرا و ضبط شده اند.
جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (III)

جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (III)

گویند گنج هایی را امپراطور روم از ترس خسرو پرویز سوار بر کشتی کرد و به آب انداخت تا به دست خسرو پرویز نیفتد اما طوفان و باد آنها را به ساحل مصر برد از قضا آنجا جایگاه سربازان خسرو بود که آن سواحل را فتح کرده بودند به این ترتیب این گنجها ازآن ایرانیان شد و این چنین بود که باربد آهنگی را به نام «گنج باد آورده» ساخت چنان که اشاره شد هر یک از الحان باربد بر اساس داستانی شکل گرفته است.
گفتگو با قدسیه مسعودیه (I)

گفتگو با قدسیه مسعودیه (I)

شاگردان مستقیم و غیرمسقیم محمدتقی مسعودیه قوم‌موسیقی‌شناس، آهنگساز و پژوهشگر برجسته‌ و تأثیرگذار موسیقی ایران، به دو شکل از او یاد گرفتند و بهره‌مند شدند. نخست، از دانش و علم او در کلاس‌ها و کتاب‌هایش و دوم از منش و سلوک او با عمل به توصیه‌ی مشهور لقمان حکیم. «انزوای محترمانه‌ی […] محمدتقی مسعودیه […] به ما آموخت که شیوه‌ی بنیادی‌تر و تندروانه‌تری در پیش بگیریم. روش متین و گام ‌به‌ گام پیشکسوتان ما نتیجه‌ی اندکی داده بود. […] ما از شیوه‌ی متین پیشینیان‌مان فاصله گرفتیم و در دفاع از شیوه‌ی کار خود فریاد زدیم و حتا پرخاش کردیم، چرا که دیگر برای حرکت گام‌ به‌گام دیر شده بود.» (فصلنامه‌ی ماهور، ش ۴۰، ص ۱۱) بله! منش متین مسعودیه همین بود.
عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (II)

عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (II)

در سال ۱۹۷۵ هیئت مدیره کنسرواتوار دولتی موسیقی ترکی در استانبول (İstanbul Devlet Türk Müziği Konservatuarı) عارف ساق را به عنوان استاد مدرس و عضو هیئت علمی خود برگزید. تدریس موسیقی مردمی و نوازندگی باغلاما در این آکادمی بر عهده او بود. در سال ۲۸۹۱ از کنسرواتوار بیرون آمد و تدریس را در خانهی موسیق عارف ساق ادامه داد. خانهی موسیقی عارف ساق در سال ۱۹۸۰ با همکاری یوسف تورامان (Yusuf Toraman) نوازنده و سازندهی باغلاما پایه گذاری شد. در یک دوره از سال ۴۸۹۱ تا ۷۸۹۱ با دیگر استادان باغلاما از جمله موسی اَراُغلو (Musa Eroğlu)، مُخلص آکارسو (Muhlis Akarsu) و یاووز تُپ (Yavuz Top) سری آلبومهای “محبت ۵-۱” را منتشر کرد( معروف به گروه چهار نفرهی باغلاما).
مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (III)

مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (III)

پی آمدن چپ و راست، بی شک توان وی را در پیاده کردن ریتم ها و الگوهای ضربی متفاوت تری می افزاید. توان را فزون می سازد اما این قدرت چون هر قدرتی باید مهار شود. وقتی با کشش های مطول کار می کنید و ضرباهنگ موسیقی را زیر آن کپه ریزها می سازید، حساسیت ها کمتر است، دقت بر تک ضربه ها نیست. نه اینکه تک ضربه بی اهمیت باشد، نه، اما چون به دور هر گام ریتم، گوشتی تنیده شده از گستره زمان که با ضربات پر شده است، اگر کمی از این گوشت نیز ساییده شود، به استخوان نخواهد رسید و ریتم سلیس خواهد ماند.
ارکستر فیلارمونیک وین

ارکستر فیلارمونیک وین

تا قبل از آنکه در ۲۸ مارچ سال ۱۸۴۲ ارکستر فیلارمونیک وین اولین اجرای رسمی خود را انجام دهد، شهر وین اعتبار خود را مدیون افرادی چون ژزف هایدن، ولفگانگ آمادئوس موتزارت و لودویک فون بتهوون بود و هیچ تجربه حرفه ای در زمینه اجرای کنسرت نداشت. کارهای سمفونیک بیشر برای مراسم و موقعیت های خاص اجرا می شد و نوازندگان اغلب متشکل از حرفه ای ترین موسیقی دانهایی بودند که در تئاتر ها کار می کردند.
کج بشینیم، راستشو بگیم  (IV)

کج بشینیم، راستشو بگیم (IV)

گروهی نیز به شدت علاقمندند بیوک آقا را ضمیمه‌ی تذکر الاولیا کنند و آوارگی‌ها و بی‌خانمانی‌های او را، شوریدگی شبلی‌وار درویشی وارسته و واصل تعبیر کنند. شیدای عارفی که تمام کلمات به ظاهر ساده و گاه نامفهومش در عالم معنا و معرفت سرچشمه داشت و چشم معنابینی می‌بایست تا اندر احوالات ظاهری چونان سرگشته‌ای، نشانه‌های سرور و سرمستی از سرکشیدن شراب حقیقت ببیند. وجود چنین پنداشتهایی نیز، از عشق و علاقه‌ی ریشه‌دار ما به اسطوره‌سازی‌ها و تقدس بخشیدن‌ها دور نیست. مگر نه این است که در دو دهه‌ی پایانی زندگی بیوک‌آقا، با رسیدگی‌ها و توجه هرچه بیشتر مردم و هنردوستان، حال جسمی و روحی او اندکی بهتر ‌شده بود؟ پس بر چه اساسی و به استناد چه نشانه‌هایی می‌توان ثابت کرد که بیوک‌آقا خود، آگاهانه این نوع زندگی فلاکت‌بار و دردآلود را انتخاب کرده ‌بود؟
سرک کشیدن به کمی دوردست تر (I)

سرک کشیدن به کمی دوردست تر (I)

یک گام بلندتر برای سرک کشیدن به کمی دوردست‌تر. کیهان کلهر را با گام‌های دوستانه‌اش به سوی همسایگان جغرافیایی می‌شناسیم. او می‌گوید: «فاصله‌ی ما با شبه قاره‌ی هند و فلات آناتولی تنها یک گام به راست و یک گام به چپ است.» (نقل به مضمون) و در نتیجه به دنبال همنشینی و تجربه‌ی موسیقایی با آن‌ها می‌رود. او با این جملات در حقیقت بخشی از ایده‌ی موسیقی تلفیقی امروز دنیا را بازگو می‌کند و نیز برخی بی‌توجهی‌های پیشین به فرهنگ‌هایی که شاید همسایگی‌شان با ما بیش از آن باشد که می‌پنداریم.