آرشیو دسته‌ها: مطالب عمومی

موسیقی شناسی فمنیستی (VIII)

موسیقی شناسی فمنیستی (VIII)
البته یونگ درباره ی وجود کهن الگوهای مشترک در می ان انسانها نیز استدلال هایی می آورد. این کهن الگوها، نشان دهنده ی یکی شدن و توافق ناخودآگاه جمعی هستند و بیرون از ناخودآگاه، در حالت رؤیاها، که آگاهی یا هوشیاری تقلیل پیدا کرده است، دوباره ظاهر می شوند. بر اساس استدلال او آن چه را که او ذهن ابتدایی می نامد، همواره در حالتی وارد عمل می شود که سطح آگاهی پایین آمده باشد و در این حالت، کهن الگوها ساده تر خود را نشان می دهند. به خاطر وجود همین سطح تقلیل یافته ی آگاهی در انسان های ابتدایی، اسطوره ها به وجود آمده اند. اسطوره ها بازتاب کهن الگوها هستند؛ کهن الگوهایی که در انسان های «برتر» که کنترل بهتری از آگاهی و هوشیاری خود دارند، با موفقیت بیشتری سرکوب و متوقف شده اند. مشکلات تحلیل فولکلور تقریبا مشابه مسائلی است که در مطالعه ی موسیقی با آن مواجه می شویم.

همه حق اظهارنظر دارند

همه حق اظهارنظر دارند
با این جمله لابد بارها برخورد کرده‌ایم. وقتی از آن استفاده می‌کنیم که کسی به نظر کس دیگری اعتراض کرده باشد. مثلاً وقتی‌که کسی بگوید «این چه مطلب بیراهی است که فلانی نوشته». جمله‌ی لیبرال‌منشانه‌ای است که این روزها طرفدارهایش از گذشته هم خیلی خیلی بیشتر شده و به‌سختی ممکن است بتوانیم با آن مخالفت کنیم.

مروری بر آلبوم «سایه وار»

مروری بر آلبوم «سایه وار»
مسعود شعاری از آن دسته نوازندگان برجسته‌ای است که بخشی از همِّ حرفه‌ای خود را معطوف سبک‌شناسی و اجرای مجدد آثار دیگر استادان بزرگ موسیقی ایرانی برای سه‌تار کرده است. نتیجه‌ی این کندوکاوِ او را پیش‌تر از یک سو در قالب سمینارها و اجراهای زنده‌ی آشنایی با شیوه‌ی نوازندگان قدیم (این که تا چه اندازه موفقیت‌آمیز بوده جایگاهی دیگر می‌خواهد) و از سوی دیگر دست‌کم یک آلبوم با عنوان «کاروان صبا» با تمرکز بر انتقال به سه‌تار و اجرای آثار صبا دیده‌ایم. آلبوم تازه‌ی «سایه‌وار» تداوم همین راه است و از آن رو که اجرای تفسیرمند و هنرمندانه‌ی آثار کارگان کلاسیک موسیقی ایرانی در برهه‌ی حاضر اهمیت فراوان دارد، شایسته‌ی توجه.

موسیقی شناسی فمنیستی (V)

موسیقی شناسی فمنیستی (V)
اعتقاد بر این است که کاچینی یک آهنگساز سریع و پر کار است که دردربار با موزیسن های مرد برابری می کرد. مقدار بسیار کمی از موسیقی های او به جا مانده است. بیشتر قطعات ساخته او برای اجرا با تاتر کمدی در سالهای ۱۶۱۳، ۱۶۱۴ و ۱۶۱۹ تنظیم شده بودند. در سال ۱۶۱۸ مجموعه ای از ۳۶ قطعه منتشرکرد. این قطعات دوئت باس و سوپرانو بودند با مضامینی از خطرات عشق و آهنگهای شاد ایتالیایی و متون مقدس لاتین. در زمستان ۱۶۲۵ فرانچسکا اپرا کمدی باله آزادی روگیرو را به افتخار شاهزاده لهستان به روی صحنه برد.

موسیقی شناسی فمنیستی (IV)

موسیقی شناسی فمنیستی (IV)
در آغاز، موسیقی شناسان فمینیست کوشیدند تا تاریخ اخراج زنان از جهان موسیقی را تهیه کنند. آنها روشن کردند در یونان باستان زنانی که به موسیقی اشتغال داشتند برده یا روسپی بودند. در کلیسای کاتولیک تا سده ی چهارم، زنان در کنار مردان در خواندن آوازهای دینی حضور داشتند و در پایان آن سده بود که از شرکت در موسیقی دینی منع شدند. حکم پولس رسول در «رساله ی اول قرنتیان» که «زنان شما در کلیساها خاموش باشند زیرا که ایشان را حرف زدن جایز نیست بلکه اطاعت نمودن، چنانکه تورات نیز می گوید» دلیل این ممنوعیت قلمداد شد. اما در اواخر نخستین هزاره در کلیسای ارتدکس زنان در موسیقی دینی نقش یافتند و زنی به نام کاسیا (متولد ۸۱۰) آهنگ سازی مشهور در این زمینه شد.

موسیقی شناسی فمنیستی (III)

موسیقی شناسی فمنیستی (III)
در بررسی های فرهنگی معنای گوناوندی «شکل گرفتن اجتماعی هر آنچه بر زمینه ی یک فرهنگ خاص مردانه و زنانه خوانده می شوند» است. به عبارت دیگر گوناوندی اشاره ی مستقیم به زمینه های تاریخی و اجتماعی دارد و با تقسیم بندی دو جنس که استوار به تفاوت طبیعی و زیست شناختی است یکی نیست. در عبارت مشهور سیمون دو بووار «کسی زن زاده نمی شود بلکه در جامعه تبدیل به زن می شود» زن به معنایی گوناوندانه اش آمده و نه به معنای رایج در دسته بندی جنسیتی. یکی از سازندگان مفهوم جدید گوناوندی جودیت باتلر است. او نشان داده گوناوندی با گزینش راه های زندگی مان، شیوه های ایفای نقش های اجتماعی مان و شکلی که از بدن خویش سود می جوییم یا آن را به کار می گیریم، برگزیده می شود.

موسیقی شناسی فمنیستی (II)

موسیقی شناسی فمنیستی (II)
تنوع دیدگاه های متوجه به آزادی زنان چندان است که باید از انواع فمینیسم یاد کرد. کسی که صرفا به ضرورت برابری حقوقی زنان و مردان باور دارد فمینیست است؛ کسیکه این برابری را به شرطی ممکن می داند که نخست برای برابری امکانات زندگی اجتماعی (امکانات مادی و معنوی مساوی در آموزش و شغل و در کردارهای زندگی و گزینش آزادانه) مبارزه شود نیز فمینیست است؛ کسی که بنیاد استثمار از زن را در نظام سرمایه داری می داند و مبارزه برای آزادی زن را به مبارزه علیه سرمایه داری پیوند می زند چون اصل ستمدیدگی زنان و ضرورت خلاصی از آن را می پذیرد به معنایی خاص فمینیست است؛ کسی که بنیاد فرودستی زنان را در فرهنگ مردسالار و در پدرسالاری می داند و برای از بین بردن این فرهنگ می کوشد فمینیست است؛ و سرانجام کسی که مردان را بنا به ماهیت شان ظالم و استثمارگر می شناسد و دوری زنان از جهان مردانه را توصیه می کند نیز فمینیست است.
صفحات: قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 100 101 102 بعدی

پنج دوره ضبط قاجاریه و نقش هنرمندان استان مرکزی (I)

قرن نوزدهم ظهـور فنـاوری جدیـد تمـدن بشـری اسـت تلگـراف، تلفـن، عکاسـی، سـینما، لامـپ الکتریـک و بسـیاری از اختراعـات دیگـر حاصـل ایـن قـرن اسـت که مهمتـرین ایـن اختراعات ضبط و پخش صوت بود که تحول بزرگی را در ماندگار بودن صدا ایجاد کرد. نخسـتین اختـراع تومـاس آلـوا ادیسـون دسـتگاه ضـبط و پخـش صـدا بـر روی ورق قلـع بـود که در سـال ۱۸۷۸ مـیلادی انجـام داد؛ چنـد سـال بعـد دسـتگاه فنـوگراف را اختـراع و تولیـد کرد. در فنـوگراف ضـبط و پخـش بـه روی اسـتوانه هـای مـومی انجـام مـی شـد که پیشـرفت خـوبی در کیفیـت صـدا بـود.

مروری بر آلبوم «عشیران»

عشیران سومین محصول ایده‌های موسیقایی زوج کردمافی-کاظمی (پس از آلبوم‌های «بداهه‌سازی» و «بزمِ دُور») در طول حدود ده سال گذشته است؛ سه اثری که در دور کردنِ «گفتمان احیا» از چندرگگی کامیاب‌تر از تجربه‌های دیگر بوده‌اند چرا که هم از اجرا و نواختن، و از عمل موسیقایی برآمده‌اند و هم وصل‌های جاندارتری به موسیقیِ دستگاهی داشته‌اند.

از روزهای گذشته…

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IX)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IX)

به همین خاطر از درون سیستم شعر کلاسیک ایران بیرون می‌آید و پایه شعر معاصر ایران را می‌ریزد. همین کار را می‌توانیم در موسیقی انجام دهیم. شما اگر دانگ‌های موسیقی ایران را به‌طور مستقل استفاده کنید دیگر در سیستم موسیقی ردیف نمی‌گنجد و ما نمی‌توانیم به آن بگوییم موسیقی سنتی یا کلاسیک ایران ولی حالت زبانش هنوز فارسی و ایرانی است همانند شعر نیما یوشیج.
بررسی سیر ترویج شیطانک نوازی

بررسی سیر ترویج شیطانک نوازی

اگر به صورت مدام در ۱۵ سال اخیر، شاهد اجرا های گروه های موسیقی ایرانی باشید، رواج یک تکنیک توجه شما را جلب می کند: «شیطانک نوازی» (۱). اجرای این تکنیک، به این صورت است که نوازنده، با لمس سیم بر روی شیطانک و بدون تماس زیاد با بخش آزاد سیم، به اجرای نغمه ای (تقریبا) فاقد هارمونیک های بالا و شبیه به صدای سازهای پرکاشن پوستی، می پردازد.
گاه و بیگاه

گاه و بیگاه

۱- (روی اول) دونوازی سنتورو تنبک – در این قطعه ، ترکیب بندی دو ساز ، بسیار خوب صورت پذیرفته است. همچنین ضربات تنبک ، چیزی بیش از همراهی یک ساز دیگر است و شخصیتی کاملا مستقل دارد.
شریفیان: در غرب و ایران، موسیقی دیکته می شود!

شریفیان: در غرب و ایران، موسیقی دیکته می شود!

وضعیت غرب بسیار بسیار با ایران متفاوت است. ما در ایران تسلط دولت و بودجه دولتی را بر برنامه ارکسترها داریم ولی در غرب به جز معدود مواردی، همیشه بخش خصوصی پشت ارکسترهاست؛ حتی در ارکسترهایی که نام فیلارمونیک ندارند. شما اگر بروشور یکی از ارکستر سمفونیک های انگلیس را باز کنید می بینید چقدر آیکون حامیان مالی از بانکها و شرکتهای خصوصی، در آنها دیده می شود. آنجا دنیای دیگری است و اینجا دنیایی دیگر با مشکلاتی دیگر و در این زمینه مقایسه غلط است.
بازگشت ایرانی  (II)

بازگشت ایرانی (II)

رادیو و تلویزیون هم، که سال‌ها (به عدد سال‌های رنج فردوسی) است با موسیقی قهراند. برنامه‌ی کودک و نوجوان که یک لحظه‌اش بدون آهنگ نیست، چیزی بر شناخت بچه‌ها از موسیقی سرزمین مادری‌شان نمی‌افزاید (راستش را بخواهید از موسیقی سرزمین‌های دیگر هم در آن چیزی نیست) و تقریبا همان روش کودکستانی را دنبال می‌کند، با این تفاوت که در این جا گاهی علاوه بر «خاله»، «عمو» هم داریم و حرکات موزون هم اکیدا ممنوع است. آن یار دلنواز هم اگر هست در پس گلدانی یا شمایل زنبوری یا … رخ در نقاب کشیده.
تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:
شجریان مهر

شجریان مهر

اول مهر مهرماه ۱۳۸۳، استاد عالیقدر آواز ایران ، محمدرضا شجریان ۶۴ ساله شد. شجریان هنرمندی با هوش و ذکاوتی سرشار که حقیقتا” حق مطلب را درست ادا کرده از دیار قدسیان، یگانه مشهد ایران رهسپار سفری دور و دراز شد و امروز با خود کوله باری لبریز از پاکترین و معصومترین آیه های آریایی بودنمان را بدوش می کشد.
ریتم و ترادیسی (XIX)

ریتم و ترادیسی (XIX)

آن ها باید نوعی از مرتبه ی (نسبتاً) سطح بالایی را بر رویکرد واقع نما تحمیل کنند به گونه ای که قابل فهم باشد. از این رو فهرست متغیرهای (۱)–(۱۰) در بالا می تواند به عنوان تلاشی برای دادنِ امکانِ کنترل مستقیم متغیرهای معین سطح بالا به آهنگ ساز در نظر گرفته شود. این عوامل اولیه کاملاً متفاوت از ایده ی استاندارد «نت» موسیقایی، با زیرایی، حجم صدا و شیوش اَش هستند، اما بدست آوردن یک احساس بصری برای متغیرهایی مانند چگالی، کِدِری، و شفافیت سخت نیست.
عشق‌بازی می‌کنم با ˝نام˝ او (II)

عشق‌بازی می‌کنم با ˝نام˝ او (II)

آیا عنوان “مثنوی در موسیقی دستگاهی” به معنای معرفی و سپس بسط این گوشه در موسیقی دستگاهی نیست؟ و اگر پاسخ سوال پیشین مثبت است، این اتفاق چگونه رخ داده؟
به قلم یک بانوی رهبر (IX)

به قلم یک بانوی رهبر (IX)

قبلا آرام تر حرف می زدم اما با صدایی بلند تر. گاهی آهنگ حرف زدنم به جای این که پایین رونده باشد بالا رونده بود. اما فهیمدم که این کار هیچ اتوریته ای برای من به ارمغان نمی آورد. در عوض صدایم را قوی کردم و زیر و بمی آن از بین رفته است.