البته این گفته ناهید بی پاسخ نماند:
«در این میان شایعاتی هم بوجود آمده که گذاشتن کلید روی نی، این ساز را به یک فلوت ناقص تبدیل می کند! این دیدگاه بسیار غیرحرفهای و غلط است؛ چرا که اگر برای تمام نتهای نی هم کلید بگذاریم این ساز با دندان نواخته می شود و بالاخره رنگ صدایی نی تولید می شود! البته شاید دلیل مطرح کردن چنین مسائل غیر علمی، علاقه بعضی از اساتید به ساز تخصصیشان باشد که این علاقه حالت تعصب پیدا کرده و ساز را از وسیله موسیقی به هدف موسیقیدان تبدیل کرده است» (نجفی و پورقناد، ۱۳۸۳).
در عین حال ناهید وقتی از ارزش هنری پرویز مشکاتیان میگوید، مستقیما به خلاقیت او اشاره میکند: «آقای مشکاتیان، نوازندهای بسیار قوی و آهنگسازی باذوق بود. جایگاه او در موسیقی ملی ایران ممتاز و والاست. او آهنگساز و نغمهپردازی خلاق و خوشفکر بود» (مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۹۵).
یا محمدعلی کیانینژاد که مخالف سرسخت تغییر در ساز نی است و میگوید: «برخیها به جای اینکه بروند و تکنیک نوازندگی را درست کنند، میروند ساز را عوض میکنند» (هنرآنلاین، ۱۳۹۵). در ادامه با کنایهای به معرفی نیِ ششدانگ حسین عمومی در آمریکا (محل زندگی و تدریس کنونی عمومی) میگوید:
«جالب اینکه برخیها فکر میکنند خارجیها آدمهای گیجی هستند؛ بنابراین میروند و ساختار یک ساز را عوض میکنند و در سازی مانند نی سوراخ اضافه میکنند. در کشوری مانند آمریکا فضا به سمتی رفته که آنها دوست دارند با ساز نی آشنایی بیشتری پیدا کنند آن وقت برخیها میروند و کلید و سوراخ به نی اضافه میکنند. باور کنید زنده یاد کسایی هم بلد بود از این کارها کند اما چرا دست به چنین اقدامی نزد؟ چون میدانست ساز ایرانی شناسنامهای ارزشمند و به حد کفایت وجوه فنی بالایی دارد که میتوان بهترین نغمات را از این ساز تولید کرد» (همان).
در همین سخنرانی، کیانینژاد صریحاً میگوید:
«من به هیچ عنوان با نوآوری مخالفتی ندارم اما بر این باورم موسیقی سنتی چارچوب دارد که ما به جای ساز درست کردن و تغییر در ساختار آن میتوانیم به ارتقای کیفیت چوب آن ساز بیندیشیم. به هر ترتیب ما باید برای موسیقی اصیل ایرانی شناسنامه درست کنیم چون موسیقی اصیل ایرانی درحال فراموش شدن است… میان این نسل ما باید آگاه باشیم که موسیقیدان خلاق به این راحتیها دست یافتنی نیست و حالا دیگر وقت آن رسیده که به فکر درست کردن ماجرا باشیم» (همان).
اینکه کیانینژاد از اصطلاح «موسیقی سنتی» به جای «موسیقی دستگاهی» یا «موسیقی کلاسیک ایرانی» استفاده میکند اتفاقی نیست، چراکه دقیقاً در جملاتی که میآورد نشان میدهد که این موسیقی را جزو دسته کلاسیک (که در آن خلاقیت چه در تولید اثر و چه ارتقاء کیفیت سازها، مهمترین نقش را بازی میکند) نمیداند ولی در عین حال میگوید با نوآوری مخالفتی ندارد. آثار ضبط شده از او هم نشان میدهد که این ادعا بیدلیل نیست؛ او جزو اولین هنرمندانی بوده است که در آلبوم «دف و نی» برای این ساز چندصدایی نوشته است.






















۱ نظر