خانواده گوارنری

یک نمونه از ویولون های گوانری
یک نمونه از ویولون های گوانری
گوارنری (Guarneri) نام فامیل گروهی از بزرگترین مدعیان سازنده انواع ویولن (خانواده ویولون) در سده ۱۷ و ۱۸ میلادی در کرمونای ایتالیاست که با سازندگان بزرگی همچون گروههای سازندگان آماتی Amati و استرادیواری Stradivari قیاس شده اند.

آندرا گوارنری Andrea Guarneri (دسامبر ۱۶۲۶-۱۶۹۸) از سال ۱۶۴۱ تا ۱۶۴۶ در کارگاه نیکولو آماتی Nicolo Amati مشغول کارآموزی شد و طی سالهای ۱۶۵۰ تا ۱۶۵۴ به ساخت ویولن برای آماتی پرداخت.

نخستین سازهای دست ساز او عموما بر اساس الگوی معروف آماتی ساخته شد اما وی تلاش کرد تا به کیفیت بالا و ممتاز سازهای شخصی آماتی دست یابد. آندرا گوارنری (Andrea Guarneri) ویولاهایی نفیس و ستودنی ساخت که یکی از آنها توسط ویلیام پریمرز (William Primrose) استفاده شد و به شهرت رسید.

از میان فرزندان آندرا دو تن از پسرانش حرفه پدر را ادامه دادند:
پیترو جیووانی گوارنری Pietro Giovanni Guarneri (فوریه ۱۶۵۵-مارس ۱۷۲۰) که پیتروی مانتوا Pietro da Mantova نامیده می شد (تا از برادر زاده اش پیترو گوارنری تمییز داده شود).

او از سال ۱۶۷۰ تا زمان ازدواجش در سال ۱۶۷۷ در کارگاه پدرش فعالیت کرده و پس از آن تا سال ۱۶۸۳ در کارگاه شخصی خود در مانتوا (Mantua) به عنوان نوازنده و سازنده ویولن مشغول کار شده است.

سازهای ساخت او عموما بهتر و نفیس تر از آلات دست ساز پدرش بود اما بدلیل دو شغله بودن وی، تعداد این سازها محدود بوده و به وفور ساخته و تولید نشد. جوزف زیگتی (Joseph Szigeti) نوازنده بزرگ ویولون یکی از بهترین این سازها را در دست داشته است.

جوزپه جیووانی باتیستا گوارنری Giuseppe Giovanni Battista Guarneri (نوامبر ۱۶۶۶-۱۷۳۹ یا ۱۷۴۰) فرزند کوچکتر آندرا و معروف به فیلیوس آندرا (filius Andreae) که در کارگاه پدرش در کرمونا مشغول به کار شد و در سال ۱۶۹۸ وارث کارگاه پدر گردید. اگرچه او برای رقابت با استرادیواری (Stradivari)٬ یگانه رقیب با نفوذ و تاثیرگذار دوران حرفه ای اش پیاپی تلاش کرد٬ لیکن در میان سازندگان بزرگ ویلن٬ مشهور و شناخته شده بود. از حدود سال ۱۷۱۵ پسرانش و احتمالا کارلو برگنزی (Carlo Bergonzi) به او ملحق شده و همکاری با وی را آغاز نمودند.

جوزپه جیووانی باتیستا پدر دو سازنده بعدی سازهای زهی بود:
پیترو گوارنری Pietro Guarneri (آوریل ۱۶۹۵- آوریل ۱۷۶۲) معروف به پیترو ونیزی Pietro da Venezia که از زندگی در خانه پدری ناخورسند بود٬ در سال ۱۷۱۸ کرمونا را به قصد یافتن مکانی آرام و مطبوع ترک گفت و سرانجام در ونیز مستقر شد. او در ونیز تکنیک های کرمونا را که از پدرش آموخته بود با متد ونیز که طی کار با مونتانانا (Domenico Montagnana) و تونونی (Carlo Annibale Tononi) یاد گرفت٬ در هم آمیخت و در سال ۱۷۳۰ نخستین برچسب اریجینال خود را از ونیز به جامعه هنرمندان معرفی کرد. آلات موسیقی ساخت او نیز همچون سازهای پدر و عمویش٬ بسیار نادر٬ متمایز و نفیس هستند. یکی از ویلنسل های ساخت وی توسط بئاتریس هریسون (Beatrice Harrison) مورد استفاده قرار گرفته است.


لیبل یکی از ویولون های گوانری
بارتولومئو جوزپه گوارنری (عیسی) Bartolomeo Giuseppe Guarneri (آگوست ۱۶۹۸- اکتبر ۱۷۴۴) معروف به جوزف که بزرگترین سازنده ویولن لاین آماتی نامیده شده است. او با نام عیسی نیز شناخته شده است چراکه برچسب های او همیشه شامل کاراکترهای I.H.S. Iota-Eta-Sigma٬ سه حرف اول نام عیسی در زبان یونانی و صلیبی رومی بوده است.

audio file بشنوید صدای ویولون گوارنری را

سازهای ساخت وی به میزان وسیعی از تکنیک های سنتی خانوادگی او فاصله گرفت و روش های منحصر به فرد خود او جایگزین آن شد و رتبه دوم کیفیت را پس از استرادیواری که در نوع خود بی نظیر بوده٬ کسب نمود. ساز مورد علاقه و محبوب نوازنده مشهور ویلن نیکولو پاگانینی (Niccolò Paganini) ویلن دو کانونه گوارنری Il Cannone Guarnerius بود که در سال ۱۷۴۳ توسط عیسی گوارنری ساخته شد.
همچنین ویلن “لرد ویلتون” Lord Wilton که در سال ۱۷۴۲ ساخته شد توسط یهودی منوهین (Yehudi Menuhin) و دیگر نوازندگان قرن بیستم سازهای عیسی همچون آرتور گرومیاکس (Arthur Grumiaux) ٬ یاشا هایفتز (Jascha Heifetz)٬ ایزاک ایشترن (Isaac Stern) و هنریک شرینگ (Henryk Szeryng) نواخته شد.

این امکان وجود دارد که تاریخچه خانواده گوارنری اندکی نامعتبر باشد. به گفته منبعی موثق٬ جوزپه عیسی و پیتروی ونیزی ممکن است پسرعمو بوده و برادر نباشند و همچنین این احتمال وجود دارد که پیتروی ونیز فرزند پیتروی مونتانا باشد!

en.wikipedia.org

4 دیدگاه

  • violin
    ارسال شده در آبان ۷, ۱۳۸۶ در ۱:۴۳ ق.ظ

    ممنون.لطفا بیشتر درمورد سازهای جهانی بنویسید
    به نظر میاد جدیدا نویسندگان بخشهای موسیقی کلاسیک کمکار شده اند.

  • kyoomars
    ارسال شده در آبان ۱۰, ۱۳۸۶ در ۱۰:۳۱ ب.ظ

    خیلی عالی بود.تلاش شمارامیستایم در زمینه موسیقی جدی

  • hooman
    ارسال شده در آذر ۱, ۱۳۸۶ در ۷:۱۴ ق.ظ

    ,mikhastam azatoon khahesh konam dar morede saxophone va navazandegish ham matlab benevisid,man be in saz alageye ziyadi daram,ama engar hich mana ya ostadi nist (hade aghal tooye shahre man)ke betoone in saz ro amoozaehs bede.mamnoon misham azatoon age komakam konid,

  • violine
    ارسال شده در شهریور ۱۲, ۱۳۸۹ در ۸:۵۷ ب.ظ

    age mishe bishtar ax bezarin…

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VI)

نمونه اولین چکامه در منظومه درخت آسوریک آمده که تا زمان ما حفظ شده است. باربد را بزرگترین شخصیت ناقل فهلویات به شمار آورده اند. یکی از شکلهای معمول شعری و موسیقی زمان باربد پتواژه بوده است. پتواژه از دو واژه پت و واژه یعنی سخن بزرگ تشکیل شده متن آن از اشعار ستایشی و وصفی ترکیب یافته، بیشتر به قصیده های منبعده ی اسلامی شباهت داشت.

مروری بر آلبوم «لیله راست»

برخورد مستقیم گوش ایرانی با نغمات موسیقیِ عربی، در دوره‌ای (دهه‌های۴۰و۵۰) در کنارِ اشتهار ام‌کلثوم در ایران، در شاخه‌ی منحصربه‌فردی از موسیقی مردم‌پسند در خوانده‌های خوانندگانی چون قاسم جبلی یا داود مقامی و بعد از انقلاب بیش از همه عموماً در تلاوت قرآن بوده‌است. «لیله راست» (شبِ مقامِ راست) فرصتِ شنود و مواجهه‌ی مستقیم با اثری از موسیقی عرب را برایمان فراهم کرده‌است.

از روزهای گذشته…

نگاهی به مازورکای شماره ۶ شوپن

نگاهی به مازورکای شماره ۶ شوپن

اگر پیانو کار کرده باشید حتما” در دوران آموزش تعداد زیادی از مازورکاهای شوپن جزو کارهایی بوده که آنها را اجرا کردید، اگر نه پیشنهاد می کنم حتما” تعدادی از آنها را گوش کنید چون علاوه بر زیبایی خاصی که دارند اغلب حاوی مطالب و مفاهیم زیبای آموزشی در زمینه های مختلف هستند. به تم اول یکی از مازورکاهای شوپن شماره ۶ (اپوس ۷ شماره ۲) گوش کنید تا صحبت را ادامه دهیم.
خداوندگار سنتور (II)

خداوندگار سنتور (II)

استاد فرامرز پایور در جهت حفظ میراث موسیقی ایرانی، «رنگ شهر آشوب» که یکی از آثار قدیمی موسیقی ایرانی است را در خرداد ماه ۱۳۶۳، به نت درآورد و بعد آن را به طور کامل اجرا و ضبط کرد
سریر: باید اجازه بدهیم هر کس روایت خود را داشته باشد

سریر: باید اجازه بدهیم هر کس روایت خود را داشته باشد

من ترجیح دادم در این کار دخالت خاصی نداشته باشم و بگذارم این گروه کار خود را پیش ببرند. نوازندگان این ارکستر تقریبا همگی جوان بودند، در انتخاب خوانندگان هم سعی شده بوده از میان خوانندگان پر طرفدار روز کسانی انتخاب شوند که توجه بیشتری به کیفیت کار موسیقی دارند و خانم نوری هم روی این گروه از خوانندگان تاکید داشتند.
سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (III)

سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (III)

چایکوفسکی در نامه دیگری نیز این بحث را دنبال کرد: «اجازه دهید به بحث خودمان در رابطه با عظمت موسیقی سمفونیک و مجلسی در قیاس با اپرا، این نکته را بیفزایم که در دوران ما تنها موسیقیدان بزرگی که برای تئاتر و اپرا چیزی نمی نویسد “برامس” است. “سزار کوئی” در مقاله ای نوشته است که برامس هم از نظر انسانی و هم از لحاظ هنری یک قهرمان است و همیشه در افکار خود افکار و پندارهای والا را جان می بخشد و شایسته احترام و تحسین است و من، با نظر او موافقم ولی معتقدم که متاسفانه نبوغ او در فضای محدودی او را نشان می دهد و وسعت لازم را ندارد اما با این حال، یک قهرمان محسوب می شود و من در خود این قهرمانی را نمی بینم و نمی توانم خود را در دایره تنگ برامس زندانی کنم. زیرا صحنه نمایش با تمامی زرق و برق هایش به گونه مقاومت ناپذیری مرا به سوی خود می کشد.»
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VI)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VI)

برای دریافتن چرایی این امر باید به تغییر وضعیت استقرار دانگ‌ها در طول پیشرویِ دستگاه ماهور توجه کرد. خروج از توالی متصل دانگ‌های سه‌گانه‌ی متصل ماهور به‌طور مشخص از گوشه‌ی زیرافکند آغاز می‌شود که مقدمات این تغییر از حصار ماهور قابل مشاهده است. در زیرافکند، دانگ‌ها از مدار اصلی ماهور منحرف می‌شوند و با فاصله‌ای طنینی نسبت به آغاز دانگ دوم ماهور (نت دو) بازتعریف می‌شوند. دانگ‌های جدیدْ محدوده‌ی تتراکردی رـ سل و در ادامه سل ـ دو را در بر می‌گیرند. از همین تغییر، برای مدگردی و تعریف گوشه‌هایی که دارای مشابهت با دستگاه‌های دیگر، به‌خصوص شور، هستند استفاده می‌شود؛ مثلاً گوشه‌های شکسته و دلکش بر مبنای همین دانگ‌ها (تتراکرد رـ سل و سل‌ـ دو) و فقط با تغییر فواصل شکل می‌گیرند. اگر به این نکته توجه کنیم، تأکید بر متیف آغازین گوشه‌ی شکسته یا نیریز در ردیف میرزاعبدالله هم معنادارتر می‌شود: تأکید و تثبیت محدوده‌ی تتراکردی رـ سل.
چهلمین سالروز درگذشت روح الله خالقی

چهلمین سالروز درگذشت روح الله خالقی

بیست و یکم آبان ماه امسال، چهلمین سالروز درگذشت روح الله خالقی، آهنگساز و پژوهشگر نامدار ایرانی است. هنرمندی متعهد که با ساخت آثاری چون سرود «ای ایران»، ترانه های «حالا چرا»، «می ناب» و نگارش کتاب هایی چون «سرگذشت موسیقی ایران» و «نظری به موسیقی» تاثیری عمیق و انکارناپذیر بر موسیقی ایران گذاشت.
ایران در کشاکش موسیقی (II)

ایران در کشاکش موسیقی (II)

پس از شاه تهماسب پسرش شاه اسماعیل دوم به حکومت رسید، او که مردی نالایق عیاش و بی کفایت بود، دستور قتل برادرش سلطان ابراهیم میرزا که شاعر، موسیقیدان، خوش نویس، ادیب و فاضل بود را صادر کرد. دوره صفویه دوره رکود مطالعات نظری بشمار می رود به علت جهالت و تعصب سلاطین صفوی، اکثر موسیقیدانان جان خود را در خطر دیدند و جلای وطن کردند و رهسپار هندوستان شدند.
کریستوفر هاگوود: رهبر، موسیقی شناس و نوازنده کیبورد (II)

کریستوفر هاگوود: رهبر، موسیقی شناس و نوازنده کیبورد (II)

او همچنین در سال ۲۰۰۹ “The Rake’s Progress” از استراوینسکی را در سالن تیترو ریل مادرید به کارگردانی رابرت لپاژ رهبری کرد. او در اواخر سال ۲۰۱۰ و اوایل سال ۲۰۱۱ رهبری مجموعه ای از اجراهای عروسی فیگاروی موتسارت در خانه اپرای زوریخ را به عهده داشت. در تاریخ یک سپتامبر ۲۰۰۶، ریچار اگار (Richard Egarr) نوازنده هارپسیکورد به عنوان مدیر موسیقی آکادمی موسیقی باستانی جایگزین هاگوود شد و هاگوود به عنوان مدیر افتخاری آکادمی معرفی شد.
کج بشینیم، راستشو بگیم  (II)

کج بشینیم، راستشو بگیم (II)

زادگاه من (محله‌ی قره‌آغاج شهر تبریز) نیز یکی دو تا مجنون خیلی جالب و با مزه داشت. یکی‌شان «دلی جاواد» یا همان جواد دیوونه بود؛ خیلی بعید است هنوز زنده باشد. این آدم، عجیب دوست داشتنی بود؛ تپل بود و قد بلند. غالبن سنگریزه جمع می‌کرد. عاشق نان سنگک بود و ویژگی منحصربفردش این بود که بیشتر اوقات زار زار گریه می‌کرد. در حدی که جگر شمر کباب می‌شد! یا مورد دیگری که در دوره‌ی دانشجویی از دوستان سبزواری‌ام شنیدم؛ مجنونی موسوم به «هَنتال»، در روستای بِیزَخ سبزوار که سال ۸۷ از دنیا رفت. هنتال را «کِله شِفتله» (کله شفتالو) هم صدا می‌کردند. ریش سفید بلندی داشت و سرش طاس بود. بیشتر اوقات مشغول هیزم جمع کردن بود. می‌گویند روی تشت و این قبیل چیزها ضرب می‌گرفت و یکی از دوستان اهل موسیقی که هم‌روستایی هنتال نیز بود می‌گفت درک ریتم شگفت‌انگیزی داشت. هنتال گاه ساعتها در سکوت به صدای پرندگان گوش می‌داد و اگر کسی در آن حوالی سر و صدایی می‌کرد در ساکت کردن او با جدیت تمام، فرمان «هیس!» می‌داد.
قلب رازگوی شوپن

قلب رازگوی شوپن

ادگار آلن پو استاد نوشتن داستان های ترسناک و وابسته به مرگ بود. داستان کوتاه او با نام «قلب رازگو» یک داستان کلاسیک گوتیک است که ریشه در گناه و ترس دارد. داستان از این قرار است که تصور قلب از جا در آمده و پر تپش مقتول ذهن قاتل را تسخیر می کند. آثار پیانویی شوپن که یکی از برجسته ترین آهنگسازان دوره گوتیک است بسیار روح نوازند؛ اما یک قرن است که اتفاقات پس از مرگش ذهن دانشمندان را درگیر کرده است و ارزش این را دارد که اساس نوشتن داستان های ترسناک شود. دانشمندان در لهستان اکنون ادعا می کنند که علت مرگ شوپن را یافته اند. اما سوال اینجاست که بر اساس کدام شواهد؟ پاسخ چیزی نیست جز «قلب رازگوی شوپن».