بدفهمى از مدرن (I)

بحثى پیرامون مدرنیته در موسیقى ایران!

بعضى ها فکرمى کنند تنها یک رویکرد از مدرن وجود دارد که نوع اصیلى از آن هم هست و سایر رویکردها به آن نزدیک و شبیه هستند و یا از آن دوراند و درصورتى که شبیه و نزدیک باشند صحیح اند و اگر دور طبعاً غلط. اینان کاملاً در اشتباهند!

انواع متنوع مدرنیته درغرب وجود داشته است. مدرنیته اى که در فرهنگ ژرمن اتفاق افتاده است این بوده که دین را مى پذیرد، درخود حمل مى کند و با آن راه آمده و نهایتاً از درون تغییرکرده و به هم مى ریزد، اما مدرنیته اى که در فرهنگ لاتین روى مى دهد برمبناى جنگ و خصومت شکل مى گیرد.

این دو نوع رویکرد مدرن به دین بوده و طبعاً در تمامى حوزه هاى دیگر هم این چنین بوده است.

ایرانى ها در این صدسال چه کرده اند؟ چه مى توان گفت؟ ایرانیان در قرن اخیر، امرمدرن را چگونه فهمیده اند؟ شاید بهتر باشد پرسش را این گونه مطرح کنیم، اینکه آنها مدرن را گونه اى فهمیده اند که با مختصات خاک و جغرافیایشان جور درمى آمده و با آن همخوانى داشته است.

به گونه اى دریافته اند که بافرهنگ قبلى، یا میزان سوادآموزى و دانش قبلى، با تحصیلات عالیه اى که درایران رواج داشته، با روابطى که با کشورهاى غربى و زبان هاى اروپایى داشته اند، شکلى از مدرن را فهمیده اند که منطق اجتماعى و فرهنگى شان اجازه مى داده است. دراین وضعیت تصورمى رود که ذهنیت مدرن گاهى تحت تأثیر برخى از فهم هاى لیبرال غربى بوده و گاهى هم تحت تأثیر فهم هاى چپى غربى.

بنابراین هریک از این دو گروه مى توانند گروه دیگر را به بدفهمى متهم کنند. اما هنوز هم درکى را از دنیاى مدرنیزه شده غرب دارند که مى توان گفت درکى است ایرانى و مربوط به فرهنگ ایران. شاید بهتر باشد به جاى آنکه نتیجه حاصله را بدفهمى ازمدرنیته نام گذاریم، بگوییم نوعى از فهم درباره غرب وجوددارد که کاملاً با مختصات ایرانى تعریف مى شود.

در موسیقى ایران و دراین ارتباط هیچ برخورد اندیشه برانگیزى با غرب و تفکر ایده آل مدرنیزه شده غرب وجود نداشته است، به جز تحولى که در اواخر دوره رضا شاه پهلوى اتفاق مى افتد. آنچه که در موسیقى ایران بیشتر مشهود بوده است، اینکه به دلیل محدودبودن استروکتور بیانى که در موسیقى ایران نهفته، امکان جذب شدنش در فرهنگ موسیقایى غرب به صفر مى رسد.

گرچه از دوره علینقى خان وزیرى به این طرف این تلاش ها دوچندان شده و نهایتاً به تکرار مى انجامد، اما همواره این موسیقى به صورت ژیتان باقى مانده است.

آن گروه از مجریان موسیقى هم که تلاش کردند تا نوعى از اکسپرسیونیزم غربى، آتونالیه و دودکافونیک وینى ها و سریالیزم و برنى و مسیانى را تکرارکنند و گاهى هم ندانسته ماده خام موسیقى الکترونیک زناکیس و اشتوکهاوزن و دارمشتاتى هاى بیچاره را تکرار مى کرده اند، تنها این نوع از موسیقى را به عنوان یک اپیدمى رایج پذیرفته اند نه به عنوان یک گرایش فکرى ایده آل و یک جهان بینى پایه گذار.

چنددهه پیش گروهى از ایرانیان به اصطلاح انتلکتوئل مصمم بودند تا هرنوع وابستگى خود را با فرهنگ ایرانى به حداقل رسانده و تنها نگرانى ایشان این بود که مجبور بودند به سبب ملیت و تاریخ تولدشان نام ایران را یدک بکشند.

همین افراد بعدها مدعى وارداتى تفکر متد اندیشگى جهان بینى مدرن و مکتب موسیقایى مدرن به ایران بوده اند. شاید کمى ساده لوحانه به نظر آید، زمانى که بگوییم مدرن بودن در موسیقى ، یا وابستگى و همجوارى با مدرنیزم ، تنها به امکانات متکى بوده و بسته به توان مالى افراد بوده است. شخصى به دلیل توان مالى و یا به سبب سرعتش در رؤیت انقلاب صنعتى اروپا توانسته در انتقال صوتى موسیقى مدرن آن دوره سهیم باشد. اما در بخش آفرینش، آفرینندگى و دریافت از دانش و منطق فکرى دخالت و وابستگى را یا به دریافت شهودى عودت مى داده و یا آن را نوعى غرب زدگى مسرى رقم مى زدند.

آنچه که در این راستا وضعیت موسیقى مدرن را در ایران بازتابانده ، استفاده از یکسرى ماده خام دست مالى شده ابتداى قرن است که در یک بى خبرى واهى ملت ایران به انجام رسیده و بس. لذا آنچه در این میان ثبت و ضبط مى شده یک نوع صنعت موسیقایى غربى سنتى شده شوئنبرگى بوده است.

گروهى دیگر هم در تلاش بوده اند تا موسیقى اى را بیافرینند که در عین وابستگى اش به صنعت موسیقایى مدرن غربى ، وابستگى عمیقى با ملیت و فرهنگ ملى و بومى شان نیز داشته باشد. در واقع یک نوع ذهنیت بارتوک نویسى که آن هم یک ذهنیت فراموش شده بوده است.

مشکل ما در پذیرش آن ذهنیت وارداتى صنعت موسیقى است که فى الذاته تهى از مبانى فکرى هر نوع متدولوژى مدرنیستى است. پذیرش اینکه شخصى توانسته باشد اندیشه مدرن را یا مکتب فکرى موسیقى مدرن را وارد ایران کرده باشد، بیشتر شبیه شوخى است.

4 دیدگاه

  • Saman Shahi
    ارسال شده در مرداد ۱۴, ۱۳۸۷ در ۹:۱۴ ب.ظ

    Tafakkore modernism dar iran hamishe dochare yek vabastegiye ejbari be sonnatha va farhange Amme pasand dashte va hamin baes shode ke moosighiye ma dar gharne akhir dochare yek seri kilishehaye hazm nashode bashe ke paziresh ya ertedade moosighi ro az tarafe mokhatab dar bar dare.

    Be nazare man chizi ke ma dar moosighiye hale hazer dar iran ehtiaj darim zenhe baz va daneshe vasi hastesh.
    Man fonte farsi nadaram bebakhshi babate finglish.

  • matin
    ارسال شده در مرداد ۱۵, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۷ ب.ظ

    maghale movafagh va jalebi bood sepasgozaram

  • neda
    ارسال شده در مرداد ۱۵, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۰ ب.ظ

    salam aghaye soltani kash dar morede tafavote modern va modernite dar music matlabi benevisid .tebghe mamool aali va bi nazir bood.moteshakeram

  • matin
    ارسال شده در مرداد ۱۸, ۱۳۸۷ در ۱:۴۵ ق.ظ

    motefavet va khas minevisid.khandane matalebe sho be adam etminan va etemad midahad az jesarat va serahatetan lezat mibaram.tasavor mikonam dar ebtedaye maghale manzooretan aghaye alireza mashayekhi bashad ke agar chonin bashad ba shoma movafegham.ba dorood

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (XI)

همانطور که قبلا تاکید کردم، آهنگساز باید آزاد باشد که به هر نوع زبان موسیقایی و به هر نوع استیل که می خواهد آهنگسازی کند. آشنایی با موسیقی ایران افق دید آهنگساز را باز می‌کند صرف نظر از هر استیلی و هر زبان موسیقایی که آهنگساز بخواهد در آن کار کند.

محمدرضا امیرقاسمی «شبی برای پیانوی ایرانی» را به روی صحنه می برد

کنسرت گروه موسیقی برف با عنوان «شبی برای پیانوی ایرانی» در تاریخ جمعه ۱۰ اسفند ساعت ۲۰ در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران روی صحنه خواهد رفت. سرپرست و تکنواز پیانوی گروه برف محمدرضا امیرقاسمی و خواننده این کنسرت علی امیرقاسمی و اجرای تمبک با سحاب تربتی می باشد. در این برنامه علاوه بر اجرای آثار اساتید بزرگ پیانوی ایرانی نظیر جواد معروفی و مرتضی محجوبی، از چند نوازنده پیانوی دوره قاجار مانند اساتید محمود مفخم (مفخم الممالک) و مشیرهمایون شهردار هم قطعاتی اجرا خواهد شد. اجرای آثاری کمیاب و خاص از پیانو نوازیِ دوره ی قاجار و عصر مشروطه اولین بار است که در یک کنسرت اتفاق می افتد.

از روزهای گذشته…

از استقبال بی نظیر تا بدرقه با شکوه ملودی اصلی

از استقبال بی نظیر تا بدرقه با شکوه ملودی اصلی

این مقاله تعمیمی بر فرم های موسیقی است. اگر یک قطعه موسیقی را به سه قسمت تقسیم کنیم؛ استقبال، ملودی اصلی و بدرقه سه بخش یک اثر موسیقیایی خواهد بود که می توان آن را به فرم ABA’ نسبت داد. رقص فلوت ها از سوئیت فندوق شکن اثر چایکوفسکی نمونه ی بارزی از معرفی این فرم است.
اندر تعریف موسیقی کلاسیک (III)

اندر تعریف موسیقی کلاسیک (III)

با توجه به این مطالب اینگونه نتیجه میگیریم که موسیقی کلاسیک اثری است با صدا هایی توبتو که خود را چون منبعی به گوش شنونده میرسانند و او را از شنونده ای ساده و غریزی به شنونده‌ای خلاق و متفکر که مدام افق های جدید از احساس های درونی را در خود می‌آفریند، تبدیل می‌کند. به همین دلیل است که اثر دارای دامنه زمانی گسترده می‌شود و در عین حال به دلیل فرایندهای حسی پیچیده‌اش طبعا دارای دامنه جغرافیایی محدودتر است.

دو خبر از دنیای موسیقی

پس از موفقیت شوریده، کار گروه دستان و پریسا و انتخاب این اثر بعنوان بهترین موسیقی سال ۲۰۰۳ از طرف وزارت فرهنگ فرانسه، شرکت نت ورک آلمان اثر تازه ای از گروه دستان و پریسا را با نام گل بهشت منتشر کرد.
از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (V)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (V)

آنچه موجب خلق اثری هنری و به ویژه موسیقی می شود، زایش درونی اثر و تجسد بیرونی آن است. علت نیز روشن است، هر اثری دارای دو ویژگی جوهره ی هنری و تکنیک های تجلی است. علم به اولی از راه معرفت شناسی و علم به دومی از راه منطق ها و عقل ویژه ی ساختاری به دست می آید. ما برای اولی دارای حس ویژه و خاص خود و برای دومی دارای احساس های پنج گانه ایم، دستگاه هایی که به تجربیات مشترک توجه دارند.
نمودی از جهان متن اثر (X)

نمودی از جهان متن اثر (X)

هر چند که میان آنالیز معطوف به طبقه‌بندی و آنالیز معطوف به وحدت ممکن است بتوان شباهت‌هایی پیدا کرد یا استدلال کرد که یکی ناقض دیگری نیست اما تفاوت ظریفی نیز میان آن‌ها موجود است و آن این که اولی به وضوح و در اکثر اوقات در مورد بیش از یک اثر صحبت می‌کند و در حالی که موضوع کار دومی اکثر اوقات یک اثر است، مگر زمان‌هایی که حضور وحدت خصوصیت همه‌ی آثار یک آهنگساز باشد.
اقیانوسی بنام باخ (II)

اقیانوسی بنام باخ (II)

دلیل جاودانگی آثار باخ هر چه که باشد، سبب می شود شنونده مجددا به باخ برگردد. کاملا واضح است که بقای هر اثر هنری ارتباط مستقیم با اشتیاق آهنگسازان و مخاطبان برای اجرا و شنیدن اثر مربوطه دارد. موسیقی باخ بر خلاف تابلوی مونالیزای داوینچی یا مجسمه پیتای میکلانژ در هر اجرای جدید، مجددا زنده شده و نزد شنونده نمود پیدا می کند.
“ذوق ما را خشکانده اند ” (II)

“ذوق ما را خشکانده اند ” (II)

خیر، به یاد ندارم ایشان را از نزدیک هم دیده باشم ولی قطعاتی از ایشان شنیده ام؛ در تالار مدرسه البرز «سوئیت های محلی» او اجرا شد. از این موضوع همیشه متاسف بودم که چرا آقای پرویز محمود علاقه ای به موسیقی ایرانی نشان نمی داد حتی استاد خودم آقای ناصحی هم از ساخته شدن قطعه «سبکبال» به سبک ایرانی و با فواصل ایرانی ابراز نارضایتی کرد.
نیلوفر محبی: حضورم در این ارکستر جنبه مادی ندارد

نیلوفر محبی: حضورم در این ارکستر جنبه مادی ندارد

در این ارکستر اتفاقاتی وجود دارد (نه به معنی خوب یا بد) که آنرا با دیگر ارکستر ها متفاوت می کند؛ صحبت های رهبر این ارکستر، تفسیر او از قطعات، شیوه تمرین با ارکستر، مسائلی هستند که بسیاری از بچه ها را در اینجا دور هم جمع کرده اند. در مورد مسائل مالی باید در مورد خودم بگویم که در بسیاری از برنامه ها فقط قصدم داشتم درآمد است ولی حضورم در این ارکستر به هیچ وجه به این دلیل نیست و به خاطر شیوه کار آقای گوران و تفسیرهای ایشان است و از همه مهمتر خروجی این برنامه است.
مغالطات ایرانی – آکوردهای ایرانی

مغالطات ایرانی – آکوردهای ایرانی

ایجاد روشی برای هارمونیزه کردن موسیقی ایرانی، از دیرباز مورد منازعه اهالی موسیقی ایرانی بوده است؛ بعضی به ایجاد هارمونی برای موسیقی ایرانی بر اساس شیوه ای نزدیک به هارمونی تیرس اعتقاد دارند، بعضی شیوه های دیگری را برگزیده یا ابداع کرده اند و عده ای دیگر به کلی با هارمونیزه کردن موسیقی ایرانی موافق نیستند.
اینجا همه چیز در دسترس من است …

اینجا همه چیز در دسترس من است …

Norah Jones ، پیانیست و خواننده ، متولد ۱۹۷۹، توانسته است با ارائه موسیقی خاص – موسیقی ای ساده و ترکیبی از jazz و rock – توجه محافل موسیقی را با ارائه ترانه هایی زیبا بخود جلب کند. پدر او راوی شانکار ، نوازنده شهیر سیتار هندی است که با نبوغ خود توانسته گوشه هایی از موسیقی و فرهنگ کهن هند را به جهانیان نمایش دهد.