فیلیسیتی لُت، شوالیه انگلیسی آواز

فیلیسیتی لُت (Felicity Lott) خواننده سوپرانو انگلیسی متولد ۸ مه ۱۹۴۷ در چلتنهام انگلستان است. لُت از سن بسیار پائینی به دنیای موسیقی وارد شد، در سن پنج سالگی به یادگیری پیانو پرداخت، دوازده سالگی نوازندگی ویلن و خواندگی را آغاز کرد. در دانشگاه لندن به تحصیل زبانهای فرانسه و لاتین پرداخت. در زمان اقامتش در پاریس در کلاسهای خوانندگی کنسرواتوری شهر گرنبل شرکت کرد. او در آکادمی رویال لندن به تحصیل موسیقی پرداخت و جایزه آکادمی آن را دریافت نمود.

او با اپرای رویال روابط بسیار خوبی برقرار نمود، در Covent Garden اپرای رویال، نقشهای فراوانی خوانده است همچون؛ “آنه ترولاو” (Anne Trulove) در اپرای The Rake’s Progress، “بلانش” (Blanche) در اپرای فرانسوی “دیالوگهای کارملیتر” (Les Dialogues des Carmelites)، “الن اُرفُرد” (Ellen Orford) در اپرای “پیتر گریمز” (Peter Grimes)، “ایوا” (Eva) در اپرای آلمانی “شاعر شهر نوربرگ” (Die Meistersinger von Nürnberg) از ریچارد واگنر، نقش “کنتس آلماویا” (Countess Almaviva) در اپرای “عروسی فیگارو” (Le Nozze di Figaro)، نقش “مارشالین” (Marschallin) در اپرای “شوالیه رُز” (Der Rosenkavalier).

نقشهای متفاوتی از وی در جشنواره گلیندبورن (Glyndebourne) به اجرا رسیده، از جمله؛ آنه ترولاو، پامینا (Pamina)، دونا الویرا (Donna Elvira)، کنتس آلماویا، اُکتاوین (Oktavian)، کریستین (Christine)، کنتس مادلین (Countess Madeleine) و آرابلا (Arabella) را می توان نام برد.

فیلیسیتی لُت در بروکسل؛ نقشهای مارشلین (Marschallin) و کنتس مادلین (Countess Madeleine)، در پاریس؛ کلئوپاترا (Cleopatra)، دونا الویرا (Donna Elvira)، فیوردیلیژی (Fiordiligi) و مارشلین را خوانده است. وی به همراه اپرای شیکاگو، نقش کنتس مادلینی و کنتس آلماویا را اجرا کرده، نقش کنتس مادلیانی را در ماگیو میوزیکال در فلورانس، مارشلین را در سن فرنسیسکو، نقشهای آرابلا و مارشلین را در اپرای سمپر در شهر درسدن، با اپرای باورین مونیخ نقشهای کریستین، کنتست آلما ویوا، کنتس مادلینگ و مارشلین؛ برای اولین بار در اپرای متروپلیتن نیویورک نقش مارشلین را با رهبری کارلوس کلیبر (Carlos Kleiber) ایفا کرد و اولین اجرای وی در اپرای “لا اسکالا” (La Scala) در شهر میلان نقش آرابلا بود که آنرا با رهبری ساوالیش (Sawallisch) خواند.

audio file بشنوید اجرایی از فیلیسیتی لت را از قطعه “achgriserie” از افنباخ

خانم لُت به همراه اپرای وین نقشهای؛ آرابلا، کنتس مادلسنس و مارشلین را به رهبری کلیبر ایفا نمود، همچنین این نقشها را به همراه این اپرا در سفری به ژاپن اجرا کرد که از تلویزیون نیز پخش و فیلم ویدیوی آن عرضه شد. به عنوان یک هنرمند فعال در کنسرت، فیلیسیتی لُت به همراه بهترین رهبران بین المللی که در دوره وی فعال بودند و در همه ارکسترها و جشنواره های بزرگ انگلستان خوانده است، همچنین در کنسرتهای BBC به طور مرتب حضور یافته است.

وی به همراه ارکستر فیلارمونیک برلین، ارکستر فیلارمونیک وینبا ارکستر سمفونیک شیکاگو در سالزبورگ و در جشنواره های تابستانی کنسرت داده است. وی در بسیاری از شهرهای مهم دنیا به عنوان تک خواننده حضور یافته، همچون؛ پاریس، مونته کارلو، بروکسل، آمستردام، برلین، فرانکفورت، ژنف، لیسبون، روم، فلورانس، هنگ کنک، نیویورک، سیدنی، جشنواره های مونیخ، پراگ و در خانه موسیقی وین…

خانم لُت ازپیشگامان و عضو گروه “ترانه سازان آلاملنس” (The Songmakers’ Almanac) به سرپرستی گراهام جانسن (Graham Johnson) بود و آنان به همراه هم بهترین رسیتالها را اجرا نمودند. خانم لُت همچنین به همراه خواننده ایرلندی با صدای متسو-سوپرانو آنه موری (Ann Murray)، توماس آلن (Thomas Allen) با صدای باریتون (baritone) و خواننده اتریشی متسوسوپرانو آنجلیکا کریش اسشلاگر (Angelika Kirchschlager) دوئتهای زیادی را اجرا کرده است. وی همچنین آثاری از موزار را در به همراه کُر فیلارمونیک لندن و ارکستر خوانده است.

موفقیتهای وی همچنین در ضبط آثارش به همراه رهبرانی همچون؛ جرج سُلتی (Georg Solti)، هایتینک (Haitink)، جانسونز (Janssons) نویل مارینر (Neville Marriner)، ماکراس (Mackerras) و ژاروی (Jarvi) منعکس شده و عشق وی به ملودیهای فرانسوی، آلمانی و انگلیسی و قطعات آوازی استادانی همچون؛ ولف (Wolf)، شوبرت (Schubert)، شومان (Schumann) و استرائوس (Strauss) در ضبطهای بیشمار وی قابل ملاحظه است. خانم لت اخیرا اپراهای فیوردیلیجی (Fiordiligi) و دونه الویر (Donna Elvira) را با برچسب بین المللی تلارس (Telarc)، نقش ژوورنس (Governess) در اپرای “چرخشش پیچ” (The Turn of the Screw) با بر چسب کولینز کلاسیک (Collins Classics) و اپرای “بیوه خوشحال” (Die lustige Witwe) را با شرکت مشهور EMI ضبط کرده است.

فیلیسیتی لُت دارنده افتخارات فراوانی می باشد از جمله؛ مدال شوالیه انگلستان DBE در سال ۱۹۹۶ و مدال افتخار “شوالیه هنر” که از طرف دولت فرانسه به وی اهدا شد. وی در جشن عروسی پرینس اندرو در سال ۱۹۸۶ خوانده است و معاونت اپرای جوان انگلستان را بر عهده دارد. خانم فیلیسیتی لُت با گابریل ولف (Gabriel Woolf) هنرپیشه، ازدواج کرد و در سال ۱۹۸۴ صاحب فرزند دختری به نام “امیلی” (Emily) شدند. علاقه وی برای بازگشت به آرامش و استراحت، باغبانی است!

felicitylott.de

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXII)

در چنین شرایط داخلی و بین المللی در موسیقی ایرانی هم جهت گیری جدیدی با برنامه «به پیش به سوی گذشته» شکل گرفت. در سال ۱۳۴۳ در وزارت فرهنگ و هنر وقت «گروه پایور» به سرپرستی فرامرز پایور نوازنده سنتور و آهنگساز، اولین ارکستری است که فقط از سازهای ایرانی تشکیل می شود و آثار آهنگسازان گذشته را (مانند درویش خان، عارف، شیدا، نی داود) در برنامه کارش قرار می دهد. تکنوازان این ارکستر: هوشنگ ظریف تار، رحمت الله بدیعی کمانچه (او اول نوازنده ویلن و از بهترین شاگردان صبا بود) و حسن ناهید نی بودند.

انتقاد از تصویب قانون واریز بخشی از درآمد کنسرت‌ها به خزانه

انجمن صنفی هنرمندان موسیقی در پی تصویب قانون تکلیف مجلس به وزارت ارشاد برای واریز بخشی از درآمد کنسرت‌ها به خزانه طی روزهای گذشته بیانیه‌ای را منتشر کرد. در متن بیانیه انجمن صنفی هنرمندان موسیقی که روز سه شنبه ۲۸ اسفندماه به رسانه‌ها ارسال شده، آمده است:

از روزهای گذشته…

خالقى از زبان خالقی (I)

خالقى از زبان خالقی (I)

در سال ۱۲۸۵موقعی که پدرم میرزا عبد الله خان در کرمان منشی فرمانفرما؛ والی ایالت بود به دنیا آمدم. هنوز چند ماهی از تولدم نگذشته بود که ماموریت پدرم به سرآمد و با اوبه تهران مراجعت کردیم. سالهای اولیه دوران کودکی را درست به خاطر ندارم ولی از سن پنج، شش سالگی را خوب به یاد می آورم که در همان خانه با مادر، خواهرو برادر بزرگترم زندگی می کردیم و در همین هنگام بود که مرا هم مانند خواهرم (مخلوقه) و برادرم (کریم) به مدرسه آمریکایی فرستادند.
بزرگداشت محمود کریمی

بزرگداشت محمود کریمی

محمود کریمی (۱۳۰۶- ۱۳۶۳) در موسیقی ایران شخصیت بی نظیر و استثنایی است؛ او سالها به تدریس ردیف آوازی موسیقی ایران پرداخت و هنوز هم ردیف آوازیش، بهترین ردیف برای آموزش آواز و مرجع خوانندگان است.
حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (I)

حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (I)

در سال ۱۳۰۶ مصادف با تحولات شدید فرهنگی و سیاسی در ایران متولد شد. پدرش معلم تار و ویولون (به سبک ایرانی) و از شاگردان خوب علی اکبرخان شهنازی بود. ابتدا با تار شروع کرد ولی به دلیل کوچک بودن جثه اش به ناچار ویولون در دست گرفت و دیری نپایید که به شاگردان ابوالحسن صبا پیوست. شکل گیری شخصیت حسین دهلوی در واقع در این دو محیط او را شخصیت اسطوره ای موسیقی ما کرده است.
فروغ بی پایان

فروغ بی پایان

او موسیقی را با نواختن drums شروع کرد با یافتن استعداد خوانندگی در خود شروع به نواختن گیتار و به تدریج سازهای دیگر مانند پیانو نمود. روایات حاکی از اینست که نواختن ساز را بدون استاد آموخته و شعر گفتن را از پدرش به ارث برده بود. از سال ۴۶ با ایجاد گروه های کوچک موسیقی با خواندن موزیکهای غربی بخصوص بلوز وارد عرصه هنر شد (او از مریدان ری چالرز بود).
کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (VI)

کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (VI)

انتظار این می‌رود که تا پایان این دو بخش دانشجویی که کتاب را به عنوان ماده‌ی درسی مطالعه کرده است، با آنالیز شنکری آشنایی پیدا کرده و آمادگی لازم برای خواندن و درک متن‌های سطح بالاتر تجزیه و تحلیل شنکری را به ‌دست آورده باشد. با این فرض، فصل آخر (دوازدهم)، به عنوان سرپُلی برای ورود خواننده به متن‌های تکمیلی و پیشرفته‌تر طراحی شده و در مقدمه به بعضی از مسائل بنیادی تجزیه و تحلیل موسیقی در دوران خودش (۱۷) می‌پردازد. طرح پرسش‌هایی چون «چه تفاوتی بین تئوری و آنالیز وجود دارد؟» یا «چگونه آگاهی ازمسائل تئوریک به موسیقیدان برای آنالیز کمک می‌کند؟» با این پیش‌زمینه معنی پیدا می‌کند زیرا اینها پرسش‌های بسیار با اهمیتی هستند که خواننده در مراحل پیشرفته‌ی تجزیه و تحلیل به عنوان بستر نظری با آنها برخورد خواهد کرد.
پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (V)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (V)

موسیقی ایران موسیقی بی‌نهایت وسیعی است. به خاطر اینکه موسیقی ایران یک سیستم دوگانه «دوآل‌سیستم» (Dual System) دارد که از قرن‌های متوالی به ما رسیده است. بخشی از این سیستم که قدیمی‌تر است سیستم «مقام» است که از قرن هشتم میلادی تا قرن نوزدهم میلادی در ایران رواج داشته است. و به خاطر شرایطی تاریخی که من از آن آگاه نیستم، به علت اینکه موزیکولوگ نیستم، سیستم جدیدتری به اسم «دستگاه» در ایران رشد می‌کند ولیکن مقام از بین نمی‌رود و در موسیقی نواحی ایران هنوز با سیستم مقام سروکار داریم و هنوز مقام به زندگی خودش ادامه می‌دهد. درنتیجه با دو سیستم در موسیقی ایران مواجه هستیم. به همین خاطر وسعت این سیستم دوگانه بی‌نهایت زیاد است. نمی‌خواهم به مسائل تکنیکی بروم اما مثل اقیانوسی است که می‌شود از هر کجایش آب برداشت. هر نوع موسیقی‌ای که بخواهیم می‌شود از این سیستم درست کرد.
موسیقی آفریقای جنوبی (II)

موسیقی آفریقای جنوبی (II)

سازهای غربی برای نواختن آهنگ های روستایی مورد استفاده قرار گرفتند که به نوبه خود باعث شد که سبک های جدید و دو رگه (ترکیبی) ساخت موسیقی (و همچنین رقص) در مراکز شهریِ در حال توسعه، افزایش پیدا کند.
نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (I)

نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (I)

مؤسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی فعالیت رسمی خود را از بهار سال ۱۳۸۰با انگیزه مشارکت در شناخت، حفظ و پژوهش میراث فرهنگی هنری ایران زمین با گرایش آموزش و پژوهش موسیقی آغاز کرد.
زنان در موسیقی قاجار (I)

زنان در موسیقی قاجار (I)

وقتی که در هنگامه ی کم مانند عصر حاضر،هر گفت و شنفتی در حوزه موسیقی نیازمند رعایت احتیاط از سوی اهالی موسیقی است (آن هم در هزاره سوم !) و هنوز تصمیم متفق القولی از سوی متوالیان فرهنگی در مورد حرمت یا حلت این هنر بیچاره اتخاذ نشده است، از” حافظ” که در بیدادگاه قرن هشتم می زیسته چشمداشتی به غیر از آنچه در ابتدا آمد، نمی توان داشت. این فجایع فرهنگی یعنی پنهان نوشی، پنهان نوازی، پنهان نگاری و… و از سوی دیگر حضور مستمر مورخان سر سپرده، سبب شده است که متاسفانه صفحات تاریخ مان را به ناگزیر در میان پنهان سرائی های ادبیات مان جستجو کنیم. و این واقعیت آنگاه نمود بیشتری پیدا می کند که بخواهیم در مورد تاریخ موسیقی ایران آن هم از نوع زنانه اش پژوهش کنیم و مجبور شویم از درگاه ادبیات هم با دستی تقریبا خالی باز گشته و سفرنامه های فرنگیان ساکن ایران را ورق بزنیم.
موسیقی و طنز (قسمت سوم)

موسیقی و طنز (قسمت سوم)

افزودن کلام، تصویر و هر عامل غیر موسیقایی دیگر، جنبه درونگرایی آن را کم میکند و آن را برونگرا میکند. در این برونگرا شدن، نقش عاطفی و تاثیر روانی موسیقی، به نفع آن عوامل غیر موسیقایی، تضعیف یا محو می شود و به شکل عنصری تزئینی در می آید. پس نتیجه میگیریم که موسیقی در اینجا نوع بی کلام و بی تصویر آن است. پدیده ایست درونگرا، بسیار شخصی، انتزاعی و غیر قابل توصیف با توضیح.