ارکستر فیلارمونیک نیویورک (II)

عکسها و مدارک آرشیوی فیلارمونیک نیویورک حاکی از آن است که در سالهای ۱۸۷۶ تا ۷۷ لئوپولد دامروش (Leopold Damrosch) و فرانتز لیست (Franz Liszt) رهبری ارکستر را بر عهده داشتند، لیست در سال ۱۸۷۸ ارکستر را ترک کرد و در رقابت با آن اجتماع سمفونی نیویورک را در همان سال به وجود آورد. پس از مرگ او در سال ۱۸۸۵ پسر ۲۳ ساله اس؛ والتر، جای او را گرفت و رقابت خود را با فیلارمونیک ادامه داد. این والتر بود که توانست اندرو کارنگی را متقاعد کند که شهر نیویورک به یک سالن کنسرت درجه یک، نیاز مبرم دارد.

بدین ترتیب در ۵ مه ۱۸۹۱ در مراسم افتتاحیه تالار جدید، کنسرتی با رهبری والتر به همراه آهنگساز روسی چایکوفسکی (Piotr Ilyich Tchaikovsky) برگزار شد که نام این تالار بعدها از نام سازنده آن اندرو کارنگی گرفته شد.

تالار کارنگی تا سال ۱۹۶۲ خانه اصلی ارکستر فیلارمونیک نیویورک بود. تئودور توماس (Theodore Thomas) آمریکایی متولد آلمان که شهرت و محبوبیت فراونی را به عنوان رهبر ارکستر کسب کرده بود و برای سالها با فیلارمونیک در رقابت بود، سرانجام در سال ۱۸۷۷ رهبری فیلارمونیک را بر عهده گرفت، به استثنای فصل ۱۸۷۸-۷۹ که توماس در سینسیناتی به سر می برد و آدولف نئوندورف (Adolph Neuendorff) رهبری گروه را بر عهده گرفت.

وی پیش از ترک ارکستر در سال ۱۸۹۱ آنرا به مرحله بالاتر و شهرت و مهارت فراوانی رساند و برای ایجاد سمفونیک شیکاگو، ۱۳ نوازنده فیلارمونیک را با خود برد. دیگر رهبر نامی فیلارمونیک آنتون سیدل (Anton Seidl) بود. سدیل برداشتی رومانتیک در اجرای آثار داشت و دارای شیوه ای محافظه کارانه در عین حال ناب و متفکرانه بود.

در دوره رهبری او، فیلارمونیک موفقیتهای فراوانی کسب کرد و اولین اجرای جهانی خود را از اثر معروف آهنگساز مشهور جهان، دورژاک، سمفونی نهم، را به روی سن بردند. مرگ ناگهانی سیدل در سال ۱۸۹۸ از مسمومیت غذایی در سن ۴۷ سالگی ماتم و اندوه فراوانی به همراه داشت!

دوازده هزار بلیط در مراسم سوگواری او که در خانه اپرای متروپلیتن برگزار می شد به فروش رفت و ارکستر کنسرتی را به احترام و یاد او برگزار کرد. در سال ۱۹۰۹ برای بهبود بخشیدن اوضاع مالی فیلارمونیک، گروهی از ثروتمندان نیویورکی که توسط دو خانم هدایت می شد یعنی خانم ماری سنی شلدون (Mary Seney Sheldon) و مینیه اونترمیر (Minnie Untermyer)، سازمان ضامنین را تاسیس کردند و مدیریت و سازماندهی مالی ارکستر را بر عهده گرفتند.

آنان مسئول انتساب گوستاو مالر به عنوان رهبر اصلی ارکستر بودند و تعداد کنسرتهای ارکستر را از ۱۸ به ۵۴ در هر فصل افزایش دادند. ارکستر فیلارمونیک نیویورک تنها ارکستر سمفونی ای بود که مالر در آنجا به عنوان رهبر کار می کرد و هیچ وظیفه ای در سازماندهی بخش اپرا نداشت، اینکار به منظور آزاد گذاشتن او در ایجاد فضای عمیق تر مملو از سمفونیهای شاعرانه بود.

این اولین بار بود که مالر در نیویورک رهبری می کرد، وی همچنین آثاری را که خود آهنگسازی کرده بود را با اجرای ارکستر به حاضرین معرفی کرد. با شروع کار مالر، هم به عنوان آهنگساز و هم رهبر ارکستر، فصلها گسترش یافتند و حقوق موسیقیدانان بالا رفت.

امکان اجراهای بیشتر و رقابت برای پا گذاشتن به قرن بیستم باز بود. در سال ۱۹۱۱ مالر با مرگی ناگهانی و غیر قابل انتظار از دنیا رفت و فیلارمونیک جوزف استرانسکی (Josef Stransky) را جانشین وی کرد! بسیاری، از انتخاب استرانسکی متعجب شدند زیرا او را جانشین شایسته ای برای مالر نمی دانستند. استرانسکی کنسرتهای ارکستر را تا سال ۱۹۲۰ رهبری کرد و همچنین اولین ضبط ارکستر را در سال ۱۹۲۱ انجام داد.

en.wikipedia.org

یک دیدگاه

  • h
    ارسال شده در آبان ۱۷, ۱۳۸۸ در ۹:۳۱ ب.ظ

    سلام.پس تالار گفت و گو چرا باز نمیشه؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

‌‌‌مـوسیقی‌ به چه درد ما می‌خورد؟

در یکی از جلسات بحث در یکی از دانشکده‌ها‌ ضمن‌ پرسشهای‌ گوناگون، دانشجوئی پرسـید: «مـوسیقی بـه چه درد ما می‌خورد؟» این سؤال می‌تواند در هر مورد دیگر‌ هم پیش‌آید مثل «میز به چه درد مـا می‌خورد؟» نکته این تست که معمولا این‌ سؤال بقصد آگاهی از‌ ماهیت‌ مسئله نیست بلکه پرسـش کننده اغلب خود را آمـاده رد هـمه جوابها کرده است، مثلا اگر بگویند میز هنگام غذا خوردن یا نوشتن به کار می‌آید خواهیم گفت: «روی زمین هم‌ می‌توان خورد و روی زانو هم می‌توان نوشت» و از این قبیل جوابها بسیار می‌توان جـست.

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (V)

این انتخاب، انتخابی عجیب به نظر می آمد. خانه ای در مرکز شهر بود و دیگر مناظری از دهکده و طبیعت زیبا نداشت. همچنین، برای یک شخصیت ملی بزرگ و معروف مانند الگار که نیاز زیادی برای سفرهای متعدد به لندن داشت، هیرفورد حتی دورتر از مالوِرن بود. شاید به علت جدا افتادگی هیرفورد بوده که الگار آن را برای نواختن موسیقی احتیاج داشته و برای خرید انتخاب نموده است.

از روزهای گذشته…

به بهانه کنسرت ارکستر کامه راتا در تالار وحدت (II)

به بهانه کنسرت ارکستر کامه راتا در تالار وحدت (II)

در هنگام مقایسه کلیه آثار پارت پس از ۱۹۷۶، یک تم بنیادین مشترک وجود دارد و آن امر ماورائی و الهی است. رویکرد پارت به مذهب، جلوه خاصی به خلوص و بی آلایشی نگاه هنرمندانه وی بخشیده است. بسیاری موسیقی پارت را گذار شنونده به “لحظه بیرون زمان” تعبیر کرده اند. از برجسته ترین آثار این دوره می توان به Fratres، Cantus In Memoriam Benjamin Britten و Tabula Rasa اشاره کرد.
کتابی در اقتصاد موسیقی (I)

کتابی در اقتصاد موسیقی (I)

نقد و معرفی کتاب اقتصاد موسیقی: فرایند تولید، بازاریابی و فروش محصولات (به همراه بررسی نظام اقتصادی موسیقی ایران)، نوشته‌ی محمدرضا آزاده‌فر، تهران، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، دی ۱۳۹۰، ۵۲۲ صفحه، شمارگان ۱۰۰۰، قیمت ۷۰۰۰۰ ریال.
سپنتا؛ نقطه پایان یک مکتب (I)

سپنتا؛ نقطه پایان یک مکتب (I)

در چهار دهه‌ی گذشته علاوه بر این که شرایط هنری موسیقی تغییرات زیادی را از سر گذراند، هنجارها و کانون‌های توجه کار پژوهشی موسیقی نیز تغییر کرد و همین امر کار را برای همراهی نسل‌های گذشته دشوار می‌نمود. اما سپنتا به دلیل زندگی حرفه‌ای دانشگاهی‌اش با این تغییرات همراه بود و بدون این که لازم باشد زیرساخت زیباشناختی یا مکتب فکری‌اش را عوض کند با هنجارهای جدید همگام شد. افزون بر این یکی از معدود کسانی است که در دوره‌ی خاموشی ده‌ساله‌ی موسیقی بعد از انقلاب نیز چراغ موسیقی نویسی را در مجلات ادبی-هنری روشن نگاه داشت تا آن هنگام که دوباره نشریات موسیقی امکان انتشار یافتند.
چرا صدای پیانو ها با هم فرق دارند؟

چرا صدای پیانو ها با هم فرق دارند؟

اگر ساز شما پیانو باشد بدون شک همواره این سئوال برای شما مطرح بوده که چرا صدای برخی از پیانوهای حرفه ای ها زیبا تر از صدای ساز شما است. بخصوص اگر هزینه زیادی هم صرف خرید ساز کرده باشید این موضوع برای شما اهمیت بیشتری خواهد داشت.
از موسیقی شناسی زیستی تا آواز میکروتونال پرندگان (II)

از موسیقی شناسی زیستی تا آواز میکروتونال پرندگان (II)

Agelaius phoeniceus یا توکای بال قرمز پرنده ای است که از امریکای شمالی تا امریکای مرکزی گسترده است. جنس نر بالغ این پرنده در شانه های خود دارای مناطق قرمز رنگی است که مشخصه آن می باشد.
موسیقی ایرانی و واکنش غیرایرانیان در گفتگو با ایمان وزیری

موسیقی ایرانی و واکنش غیرایرانیان در گفتگو با ایمان وزیری

ایمان وزیری (تکنواز تار و آهنگساز)‌ به تازگی همراه با فرزانه ابراهیمی (آواز) در موزه تروپن در آمستردام کنسرتی داشت. به همین بهانه، در زمینه‌های گوناگون با او گفتگویی خودمانی کردیم:
بیانیه هیات داوارن چهارمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی

بیانیه هیات داوارن چهارمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی

چهارمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی را در شرایطی به اجرا در آوردیم که ضرورت حضور اهل هنر و به ویژه هنر موسیقی در چنین فعالیت هایی بیشتر و بیشتر احساس می شود. حضور اهل قلم و اندیشه در عرصه موسیقی می تواند بهتر از هر اقدام دیگری ارزش های این هنر معنوی را آشکار سازد، بویژه که امسال هیات داوران با مقالاتی بهتر و عمیق تر در شاخه های مختلف موسیقی روبرو گردیدند.
چه نوع موسیقی میل دارید؟ (IV)

چه نوع موسیقی میل دارید؟ (IV)

در حالیکه برخی از پژوهش ها نشان می دهند که دانش آموزانی که به موسیقی رپ یا هوی متال گوش می دهند نمره های پایین تری در امتحان های خود می آورند، یافته های یک تحقیق حاکی از این است که نه تنها توانایی تحصیلی دانش آموزان سفید پوست پس از تماشای کلیپ های رپ بهبود یافته بلکه نگرش آن ها نیز بهتر شده است، پس از تماشای کلیپ های رپ با موضوعات سیاسی تمایل آن ها به حمایت از نامزد های سیاه پوست لیبرال در برنامه های سیاسی افزایش می یابد.
چالشهای یک موسیقی

چالشهای یک موسیقی

موسیقی ایران از دیرباز متاثر از فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی و همواره به فراخور شرایط زمانی در حال تغییر و تحول بوده است. این موضوع به گونه ای موجب شده است که بیان عواطف و احساسات مردم به عنوان یکی از اهداف موسیقی تلقی شود. هدفی که اکثر موسیقیدانان و آهنگسازان در تلاشند تا با بررسی اوضاع و احوال اجتماعی و تطبیق آن با فعالیتهای هنری خود به آن نایل آیند.
درباره‌ی نقد نماهنگ (IX)

درباره‌ی نقد نماهنگ (IX)

نخست پیوند موسیقی است با جهان خارج از خود، با هر حقیقت فراموسیقایی. این امر جدای از این که در یک نماهنگ باشد یا جز آن، مورد بحث قرار گرفته است. و به این صورت می‌تواند خلاصه شود که؛ موسیقی «بیان، بیانگر، بازنمای و …»ِ «چیز دیگری» است. یا از آن خلاصه‌تر موسیقی Xِ یک R است (۱۵). بدین ترتیب، پرسش این است که اگر موسیقی Xِ یک R است، فیلم نماهنگ که بناست با آن پیوندی پیدا کند خود چه نسبتی با آنها دارد؟ محتوای دیداری-روایی فیلم چگونه نسبت به آن X یا R برابرمی‌ایستد؟ یا خود R می‌شود که رابطه‌اش با آن اینهمانی است.