دبرا فوگت، هنرمندی با صدای نافذ

دبرا فوگت
دبرا فوگت
دبرا فوگت (Deborah Voigt) خواننده آمریکایی سوپرانو، متولد ۴ آگوست ۱۹۶۰ امروز ه برای اجراهایش از آثار ریچارد واگنر و ریچارد استرائوس شهرت جهانی دارد. همچنین با خواندن نقشهای مشهور اپرایی از جمله، توسکا، آیدا و … شناخته شده است. فوگت دیسکوگرافی وسیعی دارد و مستر کلاسهای خوانندگی فروانی را برگزار کرده است. در بین اجراها و حضور تلویزیونی اش، وی نمادی از قدرت و زیبایی خارق العاده صدا است. فصل ۲۰۰۹-۲۰۱۰ فوگت آغاز و پایانی با آثار پوچینی (Puccini) داشت.

او فصل اپرای شیکاگو را با اجرای نقش توسکا آغاز نمود و نقش مینی را در اپرای “دختری از غرب طلایی” (La fanciulla del West) در ماه ژوئن پس از غیبتی طولانی در شیکاگو، اجرا کرد.

اوایل فصل پائیز، وی در مونیخ نقشی سوپرانو را در اپرای گورلیدر (Gurrelieder) اثر آرنولد شونبرگ (Arnold Schoenberg) به همراه ارکستر سمفونی رادیو باورین، زیر نظر ماریس جانسون (Mariss Jansons) اجرا نمود. در فاصله بین دو اجرایش از آثار پوچینی، به اپرای متروپولیشن بازگشت و دو نقش کلیدی کریسوتمیس در اپرای الکترا اثر استرائوس و نقش سنتا در اپرای “هلندی پرنده” اثر واگنر را اجرا نمود.

audio file قسمتی از “Siegfried” اثر واگنر را با اجرای دبرا فوگت بشنوید

فوگت نقش مشهور سالومه را در جشنواره های مختلف اجرا کرد؛ در جشنواره وربیر سوئیس با رهبری والری جرجیف (Valery Gergiev) و سپس در جشنواره سانتو کینن ژاپن با رهبری سجی اوزاوا که فوگت اجرایی دیگر از سالومه را با رهبری اوزاوا به همراه ارکستر سمفونیک بوستون در تنگلوود سوئیس نیز اجرا کرد.

در فصل آخر، فوگت اجرای اپرای مونالیزا (La Gioconda) اثر پونچیلی را به لیست اجراهای خود در اپرای متروپولیشن افزود و برای اولین بار نقش ایزولده (Isolde) را در شیکاگو با رهبری سر اندرو دیویس خواند. همچنین نقش آملیای اپرای بالو در ماچرا (Ballo in Maschera) اثر وردی را در اپرای ملی پاریس اجرا کرد و پس از کسب موفقیتی بزرگ به همراه اپرای پاریس در اولین حضور خود در هالیوود بول، وی در کنسرتی به همراه باربارا کوک در مرکز هنرهای کالیفورنیا شرکت کرد.

سه فصل پیش، وی برای اولین بار نقش مادالنا را در اپرای آندره چنیر (Andrea Chénier) اثر آمبرتو جیوردانو در بارسلونا اجرا کرد. همچنین در فصل ۲۰۰۷- ۰۸ اجرای نقش ایزولده را به لیست اجراهایش با اپرای متروپولیشن افزود و یکی از این اجراها به طور زنده بر روی نوار HD به نام متروپولیشن در ضبط زنده اپرا (The Met: Live in HD) عرضه شد که مجموعه ای فوق العاده به شمار می آید. نیویورک تایمز دراین باره نوشته است؛ ” فوگت…هنرمندی که با صدای نافذ، هوشمند و رسا می خواند.”

وی پس از آن به خانه رویال اپرا-باغ کانونت بازگشت تا نقش پریما دونا را در اپرای آریدنه آئوف ناکسوس (Ariadne auf Naxos) اثر استرائوس اجرا کند، او آثار بسیار مشهور دیگری را از آن دو آهنگساز بزرگ خوانده و چندی از آنها را نیز ضبط نموده؛ هلن مصری، در رسنکاوایلر (Der Rosenkavalier)، و روز صلح (Friedenstag) از استرائوس و لوهنگرین (Lohengrin)، تانهاوسر (Tannhäuser) و ندیمه های اودین (Die Walküre) از واگنر و اپرای فرانسوی تراوژنها (Troyens) از برلیوز و … هر دو ضبط سولوی فوگت برای ضبط کلاسیک EMI بسیار موفقیت آمیز بود.

واشنگتون پست درباره او اینچنین نوشته: “با چشمان با بصیرت، در پس قطعه های پر شور، صدایی فوق العاده که نه تنها با قدرت شنیده می شد بلکه برداشتی حسی و ریز بینانه از آن قطعه را بیان می نماید.” آلبوم پیشین فوگت با نام “تسلط در ذهن” (Obsessions) شامل قطعاتی از اپراهای استرائوس و واگنر می باشد. در مجله گرامافون درباره این آلبوم آمده است: “این آهنگها توانایی فوق العاده فوگت را در پروازی آزادانه و درخشان بر فراز ارکستر توسط صدای غنی، زیبا و نه سخت و نه شکننده اش آشکار کرده است.” ضبط او از “هلن مصری” استرائوس بهترین فروش را روی بیلبورد داشت و یکی از بهترین CD های سال اپرا نیوز شناخته شد.

ضبط زنده سال ۲۰۰۳ اپرای “تریستین و ایزولده” توسط ضبط دویچه گرامافون عرضه شد. خانم فویگت کنسرتهای خیریه فروانی را به منظور کمک به سازمانهای مبارزه با ایدز و دیگر بیماریها برگزار کرد. اپرا نیوز چنین نوشته است: “فویگت… به طور ذاتی یک ستار ه خوانندگی است… اگر وی در سالهای ۱۹۷۰ بود احتمالا باز هم قادر بود خود شبکه وسیع ارتباطی بین المللی را ایجاد کند.”

audio file قسمتی از “Tristan und Isolde” اثر واگنر را با اجرای دبرا فوگت بشنوید

وی در سه کنسرت به همراه باربارا کوک و دیان ریوز (Dianne Reeves) در هالیوود بول شرکت کرده است و در مرکز لینکون در مجموعه “کتاب آوازهای آمریکایی” خوانده است. درباره وی گفته شده: “دبرا فوگت شاید یکی از مشهورترین خوانندگان نمایشی سوپرانوی عصر ما باشد، وی به غایت آگاه است که هر قطعه حرفی برای گفتن دارد، پیام وی به شدت صادقانه و صدایش شیوا و روشن است… وی خرامان و سبک بال از پس قراردادهای اپرا می گذرد و به دنبال پناه گرفتن در لحظه ای ویژه و استوار می گردد. وی همچنین دارای شیطان صفتی بشریت است که به طور لذت بخشی در لبخند شیطنت آمیز وی نقش بسته است!”

صدای وی بارها توسط میلیونها بیننده تلویزیونی شنیده شده، در پخش NBC برنامه سال ۲۰۰۴ روز استقلال آمریکا و برنامه روز شکرگذاری، بسیاری نظاره گر اجرای با عظمت وی بودند. دبرا فوگت در دانشگاه کالیفورنیا تحصیل کرده است. وی عضو برنامه ملورای اپرای سن فرنسیسکو بود و هر دو مدال طلای رقابت چایکوفسکی موسکو و اولین جایزه رقابت لوچینو پاوروتی فیلادلفیا را کسب کرده است.

وی همچنین به عنوان شوالیه هنرها از طرف کشور فرانسه برگزیده شد و خواننده برتر آمریکایی سال ۲۰۰۳ شناخته شد. در سال ۲۰۰۷ جایزه اپرا نیوز را برای موفقیتهای بزرگش کسب و در سال ۲۰۰۹ دکترای افتخاری را از دانشگاه جنوب کالیفورنیا دریافت نمود.

en.wikipedia.org

یک دیدگاه

  • ارسال شده در دی ۱۲, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۸ ق.ظ

    سلام
    دوقطعه ی کوتاهی که از صدای ایشان گذاشته بودید را شنیدم . صدای خودم هم سوپرانوست که در اثر تعلیم سولفژ در دانشگاه توسط بانو …. تنها توانستم سیما بینا و ثمین باغچه بان از جمله (یه سگ غلدور داره همسایه ی ما …) رو بخونم … متوجه نشدم منظور سرکار از لبخند شیطانی این بانو چیست ؟ راستی بد نیست شما هم بعد از اینکه من صد سال است در این جا کامنت میگذارم کمی در جزیره ی من زیر سایه ی درختی استراحت کنید .

    میس شانزه لیزه

    سپس نوشت : وقتی کارتون زیبای خفته را در کودکی میدیدم با اپراهایی مواجه میشدم که هیچ وقت نفهمیدم کار کیست اگر میدانید بگویید و ممنون .

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیابانگرد: تقلید باعث بوجود آمدن آسیب های جسمی و هنری می شود

چون متدهای مدونی برای آموزش تکنیک آوازی نداشته ایم و فقط از طریق گوش هست که جوانان به شنیدن صدایی که استایل نادرست و تکنیک ناقص هستند عادت می کنند و آنها را الگو خودشان می کنند و این جریان باعث می شود، تکنیک و استایل افت کند و متاسفانه تقلید تا آنجاست که علاوه بر تقلید جنس صدا، از فیگور ظاهری هم و نوع آرایش مو خوانندگان دیگر هم تقلید می کنند!

گزارش از نقد آلبوم عطاریه (II)

پورقناد در پایان گفت: به نظر من آلبوم عطاریه به جز در قطعه «سرچشمه» به صورت خودخواسته سعی کرده پا را فراتر از فرم های شناخته شده نگذارد. در این اثر قطعات «سرچشمه» و دو تصنیف در آواز بیات ترک که از قدرت ملودیک قابل قبولی برخوردار است، بهترین آثار این آلبوم محسوب می شوند. وی همچنین با انتقاد از اجرای بعضی از بخش های متر آزاد این اثر به صورت بداهه گفت: بخشی از آواز های این آلبوم خوشبختانه به صورت طراحی شده ارائه شده بود که کیفیت قابل قبولی داشت ولی ظاهرا در بخش هایی از آلبوم بداهه نوازی انجام شده که بهتر است امروز از این کار اجتناب شود چراکه به خاطر تکرار مکررات، دچار کلیشه و اشباع شده ایم.

از روزهای گذشته…

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XIV)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XIV)

شاید علتِ مخالفتِ آدرنو با نظراتِ والتر بنیامین این بود که بنیامین تحتِ تاثیرِ برتولت برشت بر تاثیر هنر بر گروه تاکید داشت نه بر فرد. این دیدگاه در نظرِ آدرنو موجبِ همگانی شدن هنرِ والا و بازاری شدنِ آن می شد. از دیدِ آدرنو، ایدئولوژیِ برشت و بنیامین کارکردی تخریبی داشت. آدرنو به عنوانِ یک جامعه شناسِ فرهنگ( به گفته ی خودِ آدرنو) مقابلِ عقیده ی قرن نوزدهمی بود که در موسیقی فقط احساسات را ملاک قرار داده بود و عقل را در حدِ تکنیک پایین آورده بود، از نظرِ او موسیقی فقط احساساتِ لذت بخش نیست بلکه یک تلاشِ عقلانی است.
به یاد جرج هریسون

به یاد جرج هریسون

جرج هریسون (George Harrison)، گیتاریست و یکی از نوازندگان گروه جاودانه بیتلز در ۲۹ نوامبر سال ۲۰۰۱ در خانه یک دوست در لس آنجلی در کنار همسر و پسر ۲۴ ساله اش پس از جدال طولانی با سرطان، درگذشت. انسانیت فوق العاده و نوع دوستی منحصر به فرد از جمله صفاتی بود که او را به آهنگسازی متفاوت بین هم عصرانش مبدل ساخت. سفارش همیشگی او به خانواده اش، جستجو برای یافتن خدا و عشق ورزیدن به یکدیگر بود.
موسیقی و طنز (قسمت دوم)

موسیقی و طنز (قسمت دوم)

مقصود اینکه به جز مثال های بسیار استثنایی، به دشواری بتوانیم پیدا کنیم، قطعات با کلامی را که نقش طنز پردازنه آنها، یکسان به دوش واژگان و به دوش صداها گذشاته باشد. در اکثریت قریب بااتفاق آنها، فقط کلام است که نقش طنز آمیز دارد و موسیقی یا خنثی است یا اصلا احساسات دیگری را تداعی می کند و یا حداکثر در حکم وسیله تزئینی به کار گرفته شده است.
باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (I)

باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (I)

باغلاما سازی زه صدا و از خانواده ی لوت های دسته بلند است، نزدیکترین هم خانواده های این ساز “قپوز” و “چگور” سازهای مورد استفاده ی عاشیق- اوزان های اقوام ترک است. در مقاله ی زیر با خانواده ی ساز “باغلاما” و تغییر و تحولات آن در قرن بیستم به طور مختصر آشنا خواهیم شد.
سرک کشیدن به کمی دوردست تر (III)

سرک کشیدن به کمی دوردست تر (III)

شکل‌گیری تدریجی و این بازی محو شدن وبرگشتن پاره‌های تم مشخصه‌ی اصلی شهر خاموش و بخش‌های دیگری از دو قطعه‌ی پرواز و در انتظار باران را تشکیل می‌دهد، در همین بین رابطه‌ی تغییرات شدت‌وری و رنگ با تغییر تدریجی جملات نیز تا حدودی برقرار است. این رابطه را در پایان فراز اول قطعه زمانی که شدت‌ به اوج خود می‌رسد و سپس به یک سکوت منتهی می‌شود به وضوح می‌توان دید. این روش برخورد در ابتدای قطعه‌ی «در انتظار باران» هم به شکلی مشابه به چشم می‌خورد.
طراحی سازها (IV)

طراحی سازها (IV)

ما مفهوم ریاضی را بصورت آکادمیک بدین عنوان فرا گرفته ایم که قوانین ریاضی به منزله یک کیف بی‌جان پر از ابزار و فنون است که مورد استفاده مهندسین و حسابدارها قرار می گیرد، اگر بتوانیم این مفهوم را از بین ببریم، و به این قوانین به چشم یک راز سر به مهر برای اصلاح فرهنگ مردمی نگاه کنیم، دست‌کم توانسته‌ایم فضای روشن‌فکرانه‌ای را در برابر معضل درک تصورات ریاضی دوران قبل ایجاد نماییم.
آنها برای بردن من می آیند

آنها برای بردن من می آیند

ترانه نوآورانه یا novelty record اصطلاحی است که برای موسیقی همراه با نوآوری در اجرا و استفاده خلاقانه از فنون صدابرداری، به طوری که این نوآوری به یک روش محبوب اجرا و ضبط بدل شود، به کار میرود. در طی سالیان، ترانه هایی نوآورانه اجرا و ضبط شده اند که عجیب ترین و موفق ترین آنها، اثری از ناپلئون چهاردهم Napoleon XIV به نام : “They’re Coming to Take Me Away, Ha-Haaa!” (آنها برای بردن من می آیند، ها هااا) است.
محمد معتمدی و افق پیش رو

محمد معتمدی و افق پیش رو

اولین بار که صدای محمد معتمدی را شنیدم از تلویزیون بود که ساز و آوازی با صدای او پخش میشد، طبق معمول روی تصاویری از طبیعت! این صدا و مخصوصا تکنیک مطلوب او توجهم را جلب کرد، چون در آن زمان کمتر صدای خواننده جوانی را میشنیدیم که از نظر استیل و تکنیک های آوازی در وضعیت خوبی قرار داشته باشد. از همان روز نامش در خاطرم ماند تا اینکه برای اولین بار کنسرت او را به همراه گروه خورشید به سرپرستی مجید درخشانی در تالار وحدت دیدم.
ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (I)

ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (I)

اوژن ایزایی، ویولنیست بلژیکی، از مشهورترین مستر ویولنیست های زمان خود به شمار می رود؛ «نیروی خارق العاده طبیعی ایزایی به عنوان یک مفسر» تحت تأثیر استعداد سرشار او در تُن و تکنیک نوازندگی نمود بیشتری می یابد. استعدادی که هم عصران او نیز به آن اشاره کرده اند. در واقع، ایزایی بزرگ ترین نماینده مکتب شگفت انگیز ویولن نوازی بلژیکی است که در هنر استادان او مانند ویوتام و وینیافسکی ریشه دارد. همانطور که خود ایزایی می گوید «در یک دوره هفتاد ساله برترین مکتبی بوده است که در کنسرواتوار پاریس و در آثار نوازندگانی مانند: ماسارت (Massart)، رمی (Remi)، مارسیک (Marsick) و دیگر مفسران حرف اول را می زده است».
تولد یک اثر جامعه‌شناسی موسیقی (III)

تولد یک اثر جامعه‌شناسی موسیقی (III)

آنچه او را قادر می‌سازد که چنین تحلیل‌هایی به‌دست دهد بیش از همه درک او و فراستش برای تشخیص رابطه‌ی قدرت و تنازع‌های درونی جامعه‌ی موسیقی و چگونگی پیوند خوردنشان با منابع قدرت-منزلت سیاسی، اقتصادی و/یا اجتماعی است. یکی از بهترین نمونه‌های این گونه تحلیل را به هنگام بحث درباره‌ی رقابت‌های «زوج وزیری-خالقی» با «زوج مین باشیان-آژنگ» برسر مباحث مدیریتی در رادیو و … (ص ۱۶۳) می‌توان دید، جایی که نویسنده با تیزبینی از افتادن به دام ساده‌انگارانه‌ی «شرق-غرب» می‌گریزد (۳) و به خوبی نشان می‌دهد که اولا چگونه به‌رغم تفاوت‌های ظاهری در بعضی جاها اینها نزدیک‌تر از آنند که خود می‌پنداشتند و ثانیا چطور رقابت ممکن است علاوه بر رویه‌ی نظری دلایلی ملموس‌تر نیز داشته باشد.