كريستوف ايشنباخ (II) – گفتگوی هارمونیک Harmony Talk

کریستوف ایشنباخ (II)

كريستوف ايشنباخ
كريستوف ايشنباخ
در مقاله ای در سال ۲۰۰۷ مارک اسود (Mark Swed) از تایمز لس انجلس درباره ایشنباخ و ارکستر فیلادلفیا نوشته است: “ایشنباخ یکی از بهترین موسیقیدانان دنیا است. وی دارای عقیده و صاحب سبک و موسیقیدانی جهانی است. موسیقی را پرهیجان اجرا می کند، همکاران از وی با گرمی و حرارت سخن می گویند و همواره مورد علاقه خوانندگان است… پس مشکل کجاست؟ همه می دانند که ارکستر در پذیرفتن وی دچار مشکل بود. زمانی که ایشنباخ به عنوان مدیر ارکستر منصوب شد پنج سال از آخرین باری که ارکستر را رهبری کرده بود می گذشت. ۷۵ نفر از نوازندگان نامه درخواستی را مبنی بر تعلیق این تصمیم امضا کردند. از ابتدا رابطه آنان در مسیری غلط و ناخوشایند پیش می رفت. موسیقیدانان بر روی سن کسل بودند و بسیاری از حضار از سالن خارج می شدند و فضایی ناخوشایند در حین اجرای کنسرت حاکم بود.”

با تمام این حرفها در آگوست ۲۰۰۷ ارکستر اعلام نمود که ایشنباخ پس از پایان قرارداد تمدید شده اش در فصل ۲۰۰۷-۰۸، رهبری ارکستر را به عنوان رهبر میهمان تا پایان فصل ۲۰۰۹-۲۰۱۰ برعهده خواهد داشت.

در ارتباط با تور جشنواره اروپای سال ۲۰۰۶ نظریات مثبت و منفی درباره ارکستر و ایشنباخ منتشر شد: “اعضای ارکستر فیلادلفیا آنطور می نواختند که گویی به آنچه می نوازند وابسته هستند. زهی ها به حرکات حساب شده ایشنباخ به درستی پاسخ می دادند، بادی ها فریاد می کشیدند و کلارینت برای ایفای اجرایی زیبا جان می داد.” نقدی دیگر درباره اجرای آنان در هامبورگ آمده: “شاید روش آنان لئوپاد استوکوفسکی (Leopold Stokowski) خوانده شود، از خود بی خود شدن، گاه دست یافتن به فشار فراوان و عبوری مخفیانه که گاه به مرحله غیرقابل تحملی برای شنوده می رسد که اجرای آنان را تا مرز قبول مخاطره می برد.”

“ارکستر فیلادلفیا با رهبری کریستوف ایشنباخ خود را به عنوان یکی از بزرگترین ارکسترها نه تنها در آمریکا بلکه در جهان معرفی نموده… زمانی که به شاهکار نوازندگی آنان گوش می سپارید مبهوت می شوید… به درستی که آنان استادان صدا هستند.”

“اجرای به یاد ماندنی ایشنباخ و ارکستر از سمفونی پنجم بتهوون شوکی غریب وارد می کند… احساس غوطه ور شدن در نا کجا آباد. اجرای سمفونی پنجم چایکوفسکی حاکی از شگفتی هنر ایشنباخ است.”

” کریستوف ایشنباخ… شوری را بیان می داشت که بدان به زیبایی توسط ارکستر جان بخشده شد. با اجرای سمفونی پنجم چایکوفسکی، جریانی سلیس در افکار حضار شکل می گیرد… در سمفونی پنجم بتهوون، قضاوتی درست را نسبت به این اثر یک بار دیگر به اجرا در می آورد.”

کریستوف ایشنباخ… اثری بسیار آشنا و کلاسیک (سمفونی پنجم بتهوون) را با واژه هایی نو، تندی و حرارتی اغراق شده به روی سن آورد… سمفونی پنجم چایکوفسکی، ارکستر فیلادلفیا را تشویق نمود تا بار دیگر برتری خود را به عنوان گروهی با قدرت اجرای نمایشی ثابت کنند، به ویژه با اجرای عالی دومین بخش سمفونی که قطعه معروف سلوی چنگ بود. اما در برداشت ایشنباخ به طور ناسازگاری سعی داشت شنونده را در سطحی عصبی نگاه دارد که بدین منظور مجبور به بالا بردن شتاب در اجرای سمفونی بود.”

“صدایی که این ارکستر به اجرا می گذارد افسانه ای است… خواه نتیجه آن باورپذیر باشد خواه نه، اهمیتی ندارد. بیان قدرتمندانه از سمفونی پنجم بتهوون، همچنین تمایل به اجرایی ویژه از سمفونی پنجم چایکوفسکی در E مینور که چنین طرز فکر جدیدی انتقادناپذیر است و حتی از آن استقبال نیز می شود.”

در ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۸ ارکستر سمفونی ملی اعلام نمود که ایشنباخ ششمین رهبر ارکستر برای فصل ۲۰۱۰-۱۱ خواهد بود. وی همچنین اخیرا به عنوان مدیر موسیقی مرکز کندی (Kennedy Center) منصوب شده است. ایشنباخ دارنده مدال فرانسوی سلحشور هنرها است که از طرف وزیر فرهنگ فرانسه دوندیو د-وابرس (Renaud Donnedieu de Vabres) به وی تقدیم شد. در اکتبر ۲۰۰۲ مدال افتخاری از طرف رئیس جمهور فرانسه ژاک شیراک به وی تعلق یافت، در آگوست ۲۰۰۲ نشان لیاقت کشور آلمان و در سال ۱۹۹۳ صلیب فرمانده را دریافت نمود. وی در سال ۱۹۹۳ دارنده جایزه لئونارد برنستین بود که آن را از طرف جشنواره موسیقی صلح جویانه دریافت نمود جایی که از سال ۱۹۹۲ تا ۹۸ مدیر هنری اش بود.

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تار و پودِ نشانه (I)

تار و پود بیش از آن که یک آلبوم باشد یک نشانه است؛ نشانی از دشواری‌های یک راه نکوبیده و نپیموده در موسیقی کلاسیک ایرانی. با آن، حمید متبسم که پیش از این طبع خود را رویاروی بلندترین قله‌ی شعر حماسی فارسی (شاهنامه‌ی فردوسی در قطعه‌ی سیمرغ) آزموده بود، حالا به صرافت طبع‌آزمایی موسیقایی با یکی از بلندترین ستیغ‌های شعر غنائی فارسی (خسرو و شیرین نظامی) افتاده است. به این ترتیب مجموعه‌ی تار و پود بدل به نشان مسئله‌ی موسیقی ما با روایت داستانی شده است. سیمرغ را می‌توانستیم «یک تجربه‌ی منفرد» (یا نادر) بشماریم و بگذریم یا همچون یک راه تازه‌گشوده با آن برخورد کنیم و منتظر آنچه در تداوم راه پیش می‌آمد بمانیم. اما با آمدن تار و پود، هنگامی که کار از یک گذشت، به وادی مقایسه می‌رسیم و خواه‌ناخواه آنچه پیش‌تر مبهم بود آشکار می‌شود. موقعیت این مجموعه به‌عنوان دومین تلاش است که آن را نشانه می‌کند.

امامی: استقبال خوبی از برنامه ما در سوئیس شد

من علاقه زیادی به موسیقی قدیم ایران داشته ام و سعی کرده ام در حد توانم بر روی آن حوزه موسیقی کارکرده و بر روی موسیقی دوره قاجار و هم قبل از آن دوره مطالعات مختصری داشته ام و به طبع در آثارم از آن ها بهره می برده ام در این سال ها آلبوم های تولید کرده ایم با همراهی دوستانم مثل آلبوم برافشان و آلبوم چهار سو که با آهنگسازی دوست خوبم حمید شریفی بوده و همچنین آلبوم بزم ۲ با آهنگسازی دوستانم سعید کورد مافی و علی کاظمی که همه این آلبوم ها توسط انتشارات ماهور منتشر شده است و تمامی این آثار رویکردی که ما داشته ایم استفاده از امکانات بالقوه موسیقی قدیم ایران بوده است و اینکه این امکانات بالفعل کرده و امکاناتی نظیر فرم و دورها و متدهای متفاوتی که در آن موسیقی وجود داشته است و الان کمرنگ شده است و یا کمتر استفاده می شوده است. این امکانات در هر صورت به ما راهی را نشان می دهند که شاید از این طریق بتوان رنگ و بوی تازه از موسیقی ایران رو شنید، البته شاید! در هر صورت راهی است که می شود در بستر تاریخی اصالت ها را حفظ کرد و موسیقی گذشته را به این شکل منتقل کرد.

از روزهای گذشته…

شروع یک گفتگو «نغمه» یا «صدا»

شروع یک گفتگو «نغمه» یا «صدا»

از دیدگاه علم فیزیک، فرق اصوات موسیقایی با اصوات غیر موسیقایی، در طول موج آنهاست. هنگامی که ارتعاش صوت منظم باشد، دامنۀ موج و بسامد آن ثابت و منظم است و به گوش خوش می آید، اصوات موسیقایی غالباً از این نوعند، این امواج در زبان انگلیسی تن (tone) نامیده می شوند؛ ولی هنگامی که ارتعاش صوت نامنظم باشد و دامنه و بسامد موج دایماً بدون نظم و قاعدۀ خاصی تغییر کند، به گوش ناخوشایند است و اصوات غیرموسیقایی از این نوع هستند، این امواج در زبان انگلیسی نویز (Noise) نامیده می شوند.* فرهنگستان زبان و ادب فارسی در مقابل واژه پیچ (Pitch) و تن (Tone) اصطلاح فارسی نغمه را استفاده کرده که در سال های اخیر تا حد زیادی جای خود را در ادبیات موسیقی شناسی باز کرده است و در کتاب های موسیقی نیز بسیار دیده می شود که به جای صوت موسیقایی از واژه «نغمه» استفاده شده است. نوشته ای که پیش رو دارید، به نقد این واژه مصوب شده توسط فرهنگستان زبان و ادب فارسی می پردازد.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVI)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVI)

اینکه هدف استاد شجریان چه بوده از خلق این ساز، باید عرض کنم ایشان می خواستند سازی بوجود بیاورند که چهره ی ایرانی و صدایی نزدیک به کمانچه و قیچک داشته باشد تا در ارکسترهای ایرانی یک نوازنده ویلن بتواند آنرا براحتی بنوازد و برای همکاری با ارکستر موسیقی سنتی مجبور به یادگیری کمانچه نشود.
درباره مشکل کوک

درباره مشکل کوک

اگر در جمع موسیقیدانان موسیقی ایرانی باشید، حتما” شنیده اید که گاهی نوازندگان به هم توصیه هایی راجع به بالاتر یا پائینتر بردن پرده های سازها می دهند و بعد از تغییر دستگاه، دوباره نوازنده را می بینیم که پرده ها را به جای اولیه خود باز می گرداند! حتما” این سوال برای شما پیش آمده که آیا جایگاه مشخصی برای نتهای مختلف در موسیقی ایرانی وجود ندارد؟ بهترین جواب برای این پرسش اجراهای دقیق جلیل شهناز و احمد عبادی است.
یک ترانه زیبای جز

یک ترانه زیبای جز

یکی از زیبا ترین ملودیهای jazz که می توان از آن نام برد قطعه ای است بنام Summertime از جورج گرشوین (George Gershwin).
“سه گاه و شور”در نی انبان اسکاتلندی

“سه گاه و شور”در نی انبان اسکاتلندی

آیا میتوان در نواحی کوهستانی (HighLand) اسکاتلند سه گاه را شنید؟ البته که می شود! بد نیست بدانیم که نی انبان های کوهستانهای اسکاتلند گامهایی را به گوش می رسانند که میکروتونال بوده و فواصل بعضی از آنها دقیقاً منطبق بر دستگاههای خودمان می باشد.
چارلز مکرس (II)

چارلز مکرس (II)

موفقیت بزرگ دیگر چارلز مکرس در بهار ۱۹۵۱ بود زمانی که او اولین اجرای کاتا کابونآ را در اپرای سدلر ولز رهبری کرد. بسیار زود به دلیل کیفیت نمایشی در رهبری اپرا مورد تقدیر واقع شد و شهرت یافت. تا سال ۱۹۵۴ در اپرای سدلر ولز باقی ماند تا آنکه پست رهبری در ارکستر BBC را به دست آورد. در این دوره آغاز به ضبط به همراه ارکستر فیلارمونیای والتر لگز نمود.
نگاهی به اپرای مولوی (XIV)

نگاهی به اپرای مولوی (XIV)

مولانا حرف آخر را می زند: «صواب اندیش می گوید که ترک عشق خوبان کن، من این کار خطا هرگز کنم؟ عقل این قدر دارم»* گذشته از کژتابی ای که در «عقل این قدر دارم» به گوش می رسد، آهنگسازی این بخش یکی از نقاط برجسته اپرای مولوی است. ظهور ناگهانی شمس در لحظه آمدن این بیت: «خیال روی شمس الدین، مرا تا مونس جان شد…» و انقلابی که در ارکستر از پدال همان آکوردLa – Re – La – Si b – Do – Re با اجرای ملودی های کوتاه ویولونها در پاسخ به آواز، روی می دهد، شنونده را مجذوب این صحنه درخشان می کند.
همگون و ناهمگون (II)

همگون و ناهمگون (II)

امروزه بسیاری از قالیبافان خبره و نقش‌خوانان توانمند که بخش قابل توجهی از آنان زن هستند، از کار قالی کناره گرفته‌اند و بر این باورند که به لحاظ روانی دیگر طاقت زور و ستم «یاسایی»ها را ندارند. قالیبافی برخلاف گذشته که کار بسیار پستی بوده، امروزه به یک کار لوکس بدل شده است.
اصول نوازندگی ویولن (XI)

اصول نوازندگی ویولن (XI)

نگارنده در ادامه سلسله مقالات اصول نوازندگی ویولن؛ از میان الگوهای مختلف آرشه کشی یک راهکار مطلوب و مورد استفاده را پیشنهاد داده و اصول آن را مورد تشریح قرار می دهد. در صورت نیاز، علاقه مندان می توانند با تحقیق از چگونگی سایر روش های مختلف آرشه کشی آشنا گردند.
نمایشگاه آثار سازسازی منوچهر قربانپور برگزار می‌شود

نمایشگاه آثار سازسازی منوچهر قربانپور برگزار می‌شود

نمایشگاهی از سازهای منوچهر قربانپور در محل سالن ساختمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری واقع در تقاطع یادگار امام و خیابان آزادی از روز شنبه ۲۶ الی ۳۰ مهرماه ۹۳ ، همه روزه از ساعت ۱۰ الی ۱۶ برگزار خواهد شد. آثار این هنرمندِ سازساز، شامل ۱۴ دستگاه تار، سه تار و تنبور خواهد بود.