اپرای لا بوهم (II)

صحنه ای از اپرای لا بوهم
صحنه ای از اپرای لا بوهم
خود مارگور چنین گفته است: “بوهمیا صحنه ای است در زندگی هنری، مقدمه ای است برای یک فرهنگستان هنر.” اگرچه اپرای پوچینی به زبان ایتالیایی است اما عنوان فرانسوی خود را حفظ نموده است. در واقع استفاده از این کلمه به هیچ عنوان به منظور بیان معنی لغوی و جغرافیایی آن یعنی کولی نبوده و تنها مفهومی شاعرانه و هنری دارد.

این اپرا در دهه ۱۸۹۰ اولین موفقیتهای خود را به دست آورد.

پس از اولین اجرای آن، شهرت این اپرا در ایتالیا باعث شد تا تولید کنندگان ایتالیایی موسیقی روی آن سرمایه گزاری کنند.

اولین اجرای خارج از ایتالیای لا بوهم در کولون تئاتر شهر بوینس آیرس آرژانتین در ۱۶ ژوئن ۱۸۹۶ بود. در اوایل سال ۱۸۹۷ در لیسبون، مسکو و الکساندریای مصر اجرا شد.

اولین اجرای انگلستان آن در تئاتر رویال شهر منچستر در همان سال بود، این اپرا به زبان انگلیسی اجرا شد و آلیس استی (Alice Esty) در نقش می می ظاهر شد. پس از آن در لندن، لس انجلس، نیویورک نیز اجرا شد. اولین اجرای به زبان آلمانی اپرا در ۲۲ ژوئن ۱۸۹۷ در اپرای کرول برلین بود و اولین اجرای فرانسه زبان اپرا در ۱۳ ژوئن ۱۸۹۸ با تولید شرکت تولید فرانسوی اپرا-کومیک (Opéra-Comique) در تئاتر ملی پاریس برگزار شد.

“لابوهم” موفقیتهای بین المللی خود را در قرن بیستم نیز دنبال نمود و شرکت اپرا-کومیک تا سال ۱۹۰۳ صد اجرا از این اپرا را تولید نمود. این اپرا در سال ۱۹۰۰ برای اولین بار در بلژیک اجرا شد. ۱۹۰۲ اسپانیا، ۱۹۰۳ اتریش با رهبری گوستاو مالر و ۱۹۰۵ سوئد.

داستان این اپرا
داستان در پاریس ۱۸۳۰ اتفاق می افتد. متمرکز بر روی عشق میمی خیاط و شاعر رودولفو است. آنان تقریبا در همان بار اول عاشق یکدیگر می شوند. رودولفو به دلیل عشوه گری های می می با دیگر مردها می خواهد او را ترک کند. اگرچه میمی مریض است و رودولفو خود را مقصر می داند زیرا وجود خود را باعث به خطر افتادن سلامتی و آینده میمی می پندارد. آن دو پیش از مرگ میمی بار دیگر به یکدیگر باز می گردند.

audio.gif قسمتی از “beviam ” از اپرای لابوهم را بشنوید

سازهای استفاده شده در این اپرا دو فلوت، دو پیکولو، دو ابوا، کرانگله ، دو کلارینت، ۲ کلارینت باس، ۲ نی بم (bassoon)، ۴ شیپور، سه ترومپت، سه ترومبون، درام، تیمپانی، مثلث، سنج، درام بیس، زیلوفون، گلوکن شپیل.

اپرای لا بوهم با اجراهای مختلف ضبطهای فراوانی نیز داشته از جمله: ضبط ۱۹۷۳ با RCA Victor، با رهبری جرج سولتی (Sir Georg Solti)، مونتسرات کاباله (Montserrat Caballé) در نقش می می و دومینگو (Plácido Domingo) در نقش رودولفو که جایزه گرمی سال ۱۹۷۴ را برای بهترین اپرای ضبط شده کسب کرد. از ضبطهای اخیر این اپرا با دویچه گرامافون در سال ۲۰۰۸ با رهبری برتراند د بیلی (Bertrand de Billy)، آنا نتربکو (Anna Netrebko) با می می و رونالدو ویلازون (Rolando Villazón) با رودولفو است.

در سال ۲۰۰۲ باز لورمن (Baz Luhrmann) در مرکز تئاتر برودوی (Broadway) در نیویورک، این اپرا را بار دیگر روی سن برد، برای ۸ بار اجرا در هفته که بدین منظور ۳ نفر برای هر یک از نقشهای می می و رودولفو و دو نفر برای هر یک از نقشهای موزتا و مارچلو استفاده شد؛ این اجراها جایزه تونی (Tony Award) را برای بهترین موسیقی از آن خود کرد.

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آثاری از دوره رمانتیک با اجرای ارکستر آرکو به روی صحنه رفت

اجرای ارکستر آرکو با مدیریت اجرایی نیما جوان، شب گذشته با استقبال علاقه‌مندان به موسیقی کلاسیک مواجه شد و تقریبا تمام صندلی‌های تالار وحدت پراز تماشاگر بود. ارکستر زهی آرکو به رهبری ابراهیم لطفی، شب گذشته جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸ در تالار وحدت به صحنه رفت. کنسرت مایستر این اجرا علی جعفری پویان بود و بردیا کیارس هم در این اجرا حضوری افتخاری داشت.

گزارشی از نشست خبری دومین جشنواره موسیقی دانشگاهی «صبا»

نشست خبری دومین جشنواره موسیقی دانشگاهی «صبا» روز چهارشنبه بیست و دوم آبان در پردیس باغ ملی دانشگاه هنر تهران برگزار شد. در این نشست با حضور پوریا رمضانیان (دبیر جشنواره)، محمد هادی مجیدی (دبیر اجرایی جشنواره)، محمدرضا آزاده فر (معاون پژوهشی دانشگاه)، محمدرضا تفضلی (مشاور هنری جشنواره)، سیاوش مهرآیین (سرپرست تیم طراحی گرافیک) و پردیس نیک بخش (روابط عمومی جشنواره) برگزار شد.

از روزهای گذشته…

آلبوم «در محاصره» با آهنگسازی منتشر شد

آلبوم «در محاصره» با آهنگسازی منتشر شد

یکی از کنسرت‌های ارکستر «خنیاگران مهر» به سرپرستی و آهنگسازی بهزاد عبدی در قالب آلبوم صوتی تصویری «در محاصره» به خوانندگی محمد معتمدی، توسط نشر «پردیس موسیقی معاصر» منتشر شد. آلبوم «در محاصره» مشتمل بر یکی از کنسرت‌های ارکستر «خنیاگران مهر» به سرپرستی بهزاد عبدی که مرداد ماه سال ۱۳۹۵ به خوانندگی محمد معتمدی در تالار وحدت تهران روی صحنه رفت، در قالب یک اثر صوتی تصویری توسط نشر «پردیس موسیقی معاصر» وارد بازار موسیقی شد. این مجموعه همزمان با کنسرت‌های اروپایی ارکستر «خنیاگران مهر» در کشورهای فرانسه، سوئیس، کانادا و آمریکا نیز به صورت فیزیکی و دیجیتال در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.
به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (III)

به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (III)

ابتدا با انتخاب عنوان ” به چه سبکی سنتور بنوازیم ” با تصور اینکه ” سبک سنتور نوازی ” اصطلاحی آشنا و عامیانه ما بین سنتور نوازان است و با گمان این پیش فرض که تعریف “سبک سنتور نوازی ” تقریبا دارای تعریف واحدی در اذهان افرادِ مرتبط با موسیقی است شروع به بحثی پیرامون این موضوع نمودم که هدف آن یاد آوری دیدگاه جدیدی به این مقوله بود.
توماس فتس والر، اسطوره جز (I)

توماس فتس والر، اسطوره جز (I)

به جرات می توان گفت که بزرگترین پیانیست و خواننده Jazz ای که توانایی آنرا داشته که ساعت ها برای مردم ساز بزند و بخواند بدون آنکه مردم احساس خستگی و یکنواختی کنند کسی نبوده جز توماس فتس والر.
نمودی از جهان متن اثر (XVII)

نمودی از جهان متن اثر (XVII)

شدیدترین نقدی که از این زاویه بر آنالیز وارد شده نوشته‌ی جوزف کرمن است (۷۸). همان‌طور که قبلا چند بار به آن اشاره شد فرا رفتن از این ناتوانی آنالیز با توجه به ایده‌ی مرکزی‌اش (نزدیک شدن به دانش تجربی) تنها از طریق گرویدن به نوعی «طبقه‌بندی کور» میسر است.
پورساعی: نمی توان بدون ایده قوی قطعه مدرن ساخت

پورساعی: نمی توان بدون ایده قوی قطعه مدرن ساخت

من آثار آقای حسین علیزاده را خیلی علاقه دارم و کنسرتهایی هم در وین برایشان با همسرم (خسرو جعفرزاده) برگزار کردیم و شاید اولین کسی بود که در وین سه تار زد. در کنسرتش من فهمیدم که یک سه تار چطور میتواند پیانو سیسیمو و فورته سیسیمو داشته باشد، به خصوص علیزاده با آن دست های بزرگ… چگونه انسان را محو میکند. کار ارکستری بزرگش را هم وقتی با یک ارکستر ۵۰ – ۶۰ نفره به اتریش آمد شنیدم… کارهای بزرگ و کوچک زیادی انجام داده. بعد از علیزاده آثار حمید متبسم را هم آن زمان شنیدم و لذت بردم.
مروری بر آلبوم «زمان»

مروری بر آلبوم «زمان»

نگره‌ی سکوت نقش‌دار به‌راستی نقش ایده یا نگره در آفرینش یک اثر موسیقایی کجاست؟ کدام پایه‌ی موفقیت آثار هنری را نگره‌شان می‌سازد؟ یا به بیانی دقیق‌تر رابطه‌ی نگره و ارزش یک اثر چیست؟ یک پاسخ بزرگ آن است که تعیُّن نگره، کیفیت محقق شدنش یا چگونگی برابر ایستادنش تعیین‌کننده است. بحث دامنه‌دار و پیچیده‌ای است…
ادامهٔ مطلب »
مروری بر آلبوم «برای کامیون‌ها»

مروری بر آلبوم «برای کامیون‌ها»

مهمترین امتیاز این آلبوم ایده‌ی اولیه‌ی آن است: اینکه مجموعه‌ای از آوازهای بکر و بومیِ مردمِ فرهنگ‌های جغرافیایی مختلف در محیطِ خودشان ضبط شود، سپس موسیقی‌ای ساخته شود و صداهای ضبط شده همچون نگینی در دل آن موسیقی‌ها نشانده شوند. چنین ایده‌ای تا حال بی‌اغراق در ده‌ها آلبوم موسیقی‌های الکترونیک، راک تجربی و امبینت به کار رفته است. مانند استفاده از صدای امواج رادیویی مختلف، آوازها و موسیقی‌های بومیان، صداهایی از طبیعت، گفتگوهای تلفنی، صداهای ضبط شده از صنایع مختلف و نمونه‌های پرشمارِ موسیقایی و غیرموسیقاییِ دیگر که دستمایه‌ی آلبوم‌های موسیقی شده‌اند. در اینجا نیز نسخه‌ی ایرانیِ چنین ایده‌ای مبنای کار بوده که کماکان جذاب می‌نماید: آوازخواندن‌هایِ مردانی از قومیت‌های مختلف ایران. برای هر ضبط نیز ماجرایی و توضیحی و ترجمه‌ای در دفترچه نوشته شده است.
پیرگلو: گرایش دانشگاه ملبورن بیشتر بر موزیکولوژی بود

پیرگلو: گرایش دانشگاه ملبورن بیشتر بر موزیکولوژی بود

چند کنسرت پیانو هم رفتم در این جا که واقعا ناامید شده ام و تعجب می کنم که چگونه به خودشان اجازه می دهند که بروند و رسیتال بدهند. اینها اگر فکر می کنند موزیسین هستند باید چهار تا اجرا را بشنود و سعی کنند از آن ها تقلید کنند، کجا در بتهوون آن قدر پدال می گیرند؟ واقعا سطح نوازندگی و گوش ها خراب شده است و حالا هم همه قطعاتی می سازند و به بازار می دهند، ماهی ده سی دی بیرون می آید که به هیچ وجه کیفیت ندارد، من اصلا متوجه نمی شوم برای چه آن را بیرون می دهند.
چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (I)

چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (I)

در پدیدار شناسی (phenomenology) صدا، میرایی و ناپایداری موسیقی در رابطه با سکوت و زمان تعریف می شود. همیشه صوت در طبیعتش می میرد، مگر آن که ما مرگش را به تأخیر بیندازیم. هرگاه صوت تولید می شود، در مقابلش سکوت ارائه می گردد، و به این صورت صوت تداومش را به ما یادآوری و برای مقدار کشش و شنیده شدن اش، سکوت را پیشنهاد می کند. همین ایده را سکوت به هنگام رؤیت شدنش مطرح می سازد و این رودررویی و مقابله آن قدر ادامه می یابد که به چالش و مقابله با قانون طبیعی صدا و سکوت برخیزیم.
پیوند نام اثر موسیقایی با محتوا و نقد آن (I)

پیوند نام اثر موسیقایی با محتوا و نقد آن (I)

آهنگساز با برگزیدن نامی برای اثر خود چه هدفی را دنبال می کند و اگر تصمیم می گیرد اثرش عنوانی نداشته باشد، در حقیقت از چه چیزی چشم پوشی کرده است؟ اینکه در تاریخ موسیقی غرب بویژه تا قبل از امپرسیونیستها و سمبولیستها، معدود آثار موسیقی نام خاص مطلق داشته اند و باخ، موتسارت، بتهوون و بسیاری دیگران به آسانی، با یک عدد! و با اشاره ای به فرم اثر، بسیاری از قطعاتشان را نامگذاری کرده اند و صدها اثر حتی بعد از آن دوران نیز به همین شیوه نامگذاری شده، ناشی از چه عواملی است و ریشه این نام ها و نامگذاری ها از کجا آب می خورد!؟ چه چیزی برای استراوینسکی به هنگام نامگذاری باله ای با عنوان “پرندهی آتش”! مهم است که برای شوپن چندان اهمیتی ندارد؟ یا این هر دو در چه نکته ای در این خصوص اختلاف نظر بنیادی با هم دارند؟