اپرای متروپلیتن (II)

با مدیریت هنریش کنرید (Heinrich Conried) از سال ۱۹۰۳ تا ۱۹۰۸، انریکو کاروزو (Enrico Caruso) برای اولین بار در اپرا حضور یافت، یکی از درخشان ترین خوانندگان اپرای متروپلیتن که ۲۵ سال در آنجا به اجرا پرداخت. جیولیو گاتی کاسازا (Giulio Gatti-Casazza) نمونه ای از برنامه ریزی صحیح و سازماندهی بی نقص همراه با موفقیت فراوان در بالا بردن مهارت اعضای اپرا بوده است. بار دیگر در دوره وی بزرگترین خوانندگان و رهبران در متروپلیتن حضور یافتند.

توسکانینی و مالر از جمله رهبران بزرگی بودند که بارها در متروپلیتن اجرا داشته اند. رهبر اپراتیک کانادایی؛ ادوارد جانسن (Edward Johnson) بین سالهای ۱۹۳۵ و ۵۰ مدیر آنجا بود که در دوران تاریک جنگ جهانی دوم متروپلیتن را با موفقیت مدیریت نمود.

زینکت ویلانوف (Zinka Milanov)، جوسی بجورلینگ (Jussi Björling)، ریچارد توکر (Richard Tucker) و روبرت مرلی (Robert Merrill) برای اولین بار در دوره مدریت جانسن در متروپلیتن حضور یافتند و سر توماس بکام (Sir Thomas Beecham)، جرج سل (George Szell) و برونو والتر در میان رهبران بزرگی می باشند که در دوره جانسن برای اولین بار اپرا را رهبری نمودند.

رودلف بینگ (Rudolf Bing) با اصلیت اتریشی یکی از اثرگذارترین رهبران متروپلیتن بود. دوره وی از ۱۹۵۰ تا ۹۷ طولانی ترین در تاریخ متروپلیتن می باشد، وی سیستم های کاری متروپلیتن را مدرن نمود، سیستم قدیمی فروش بلیط را پایان بخشید و به حضور یک شب در هفته اپرا متروپلیتن در فیلادلفیا پایان بخشید.

وی خوانندگان فوق العاده ای را در این اپرا گرد هم آورد و تولیدات درخشانی را عرضه نمود و شرکت را در مرکز لینکولن به عنوان خانه جدید مستقر کرد. به طور تقریبی تمام خوانندگان بزرگ آن دوره در زمان مدیریت بینگ به متروپلیتن پیوستند. انتقادها از بینگ، مبنی بر فقدان استفاده رهبران بزرگ بوده، اما این در حالی است که رهبران برجسته ای همچون؛ فریتز استیردرای (Fritz Stiedry)، دیمتری متروپولوس (Dimitri Mitropoulos)، ایریش لینسدورف (Erich Leinsdorf)، فریتز رینر (Fritz Reiner) و کارل بوهم (Karl Böhm) بارها در دوره وی اپرا متروپلیتن را رهبری نمودند.

در میان موفقیتهای دوره بینگ، یکدستی هنرمندان متروپلیتن قابل ستایش است. اجرای تاریخی سال ۱۹۵۵ ماریان اندرسون آغازی بود بر معرفی نسلی جدید و درخشان از هنرمندان آفریقایی-آمریکایی که به دنبال آن گریس بامبری (Grace Bumbry)، شیرلی ورت (Shirley Verrett)، جرج شیرلی (George Shirley) و بسیاری دیگر نیز در متروپلیتن حضور یافتند. بعد از بازنشستگی بینگ در سال ۱۹۷۲ جانشینان بسیاری مدیریت متروپلیتن را به عهده گرفتند.

جانشین مقرر شده برای بینگ، گوران جنتل (Göran Gentele) مدیر اپرای سوئدی بود که قبل از آنکه کار خود را در آنجا آغاز کند بر اثر صانحه رانندگی از دنیا رفت. پس از وی دیگر یک مدیر برای متروپلیتن مقرر نشد و اسشورلی چاپین (Schuyler Chapin)، آنتونی بلیس (Anthony Bliss) و بروس کروفورد (Bruce Crawford) به طور مشترک زیر نظر کارگردان موسیقی جیمز لوین (James Levine) اپرا را سرپرستی نمودند.

جوزف ولپ (Joseph Volpe) از ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۶ دومین مدیری بود که دوره ای طولانی متروپلیتن را سرپرستی نمود. ولپ اولین مدیری بود که به عنوان سمتی دیگر وارد متروپلیتن شد. در سال ۱۹۶۴ وی کار خود را در این شرکت به عنوان نجار آغاز نمود. ولپ تورهای بین المللی متروپلیتن را وسعت بخشید و سری کنسرتهای اپرا را در تالار کارنجی ترتیب داد، همچنین دامنه اجراهای اپرا را متنوع کرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

خسرو جعفرزاده درگذشت!

متاسفانه با خبر شدیم، خسرو جعفرزاده، موسیقی شناس و معمار و از نویسندگان ثابت سایت گفتگوی هارمونیک، بدورد حیات گفت و جامعه نویسندگان موسیقی ایران را در اندوه و درد باقی گذاشت. ژورنال گفتگوی هارمونیک، این واقعه دردناک را به همسر هنرمند او پروفسور فروغ کریمی و علاقمندان نوشته های او تسلیت گفته و امیدوار است به زودی انتشار آثار منتشر نشده او را از سر بگیرد. در ادامه نوشته ای از علیرضا میرعلی نقی نویسنده نام آشنای عرصه موسیقی و محقق تاریخ معاصر موسیقی ایران را در این باره می خوانید:

دنبال ساز دست دوم می‌گردید؟

گاه از زبانِ آنها که تصمیم گرفته‌اند به دنیای موسیقی گام بگذارند می‌شنویم که دنبال یک «ساز دست دوم» هستند؛ احتمالاً با این ذهنیت که قیمت‌اش ارزانتر باشد یا اینکه اگر از ادامه‌ی راه منصرف شدند، زیاد متضرر نشوند.

از روزهای گذشته…

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XV)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XV)

ما معمولا برای هر آلات و ابزاری در هر فعل و عملی دو وجه مهم و برجسته را انتظار داریم، یکی کمیت شامل مولفه های بصری، فیزیکی، راحتی، نوع ساخت و هر خصلتی را که بتوان برای آن وسیله یا ابزار در نظر گرفت که بصورت کمی آنرا موجه تر و راحت تر کند و یا نشان دهد و وجه دوم، کیفی است که در این ابزار و آلت که برای ایجاد صوت و صدای موسیقیایی بکار برده می شود.
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXII)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXII)

در چنین شرایط داخلی و بین المللی در موسیقی ایرانی هم جهت گیری جدیدی با برنامه «به پیش به سوی گذشته» شکل گرفت. در سال ۱۳۴۳ در وزارت فرهنگ و هنر وقت «گروه پایور» به سرپرستی فرامرز پایور نوازنده سنتور و آهنگساز، اولین ارکستری است که فقط از سازهای ایرانی تشکیل می شود و آثار آهنگسازان گذشته را (مانند درویش خان، عارف، شیدا، نی داود) در برنامه کارش قرار می دهد. تکنوازان این ارکستر: هوشنگ ظریف تار، رحمت الله بدیعی کمانچه (او اول نوازنده ویلن و از بهترین شاگردان صبا بود) و حسن ناهید نی بودند.
نوشتن همراهی برای یک ملودی (I)

نوشتن همراهی برای یک ملودی (I)

به هیچ وجه قصد نداریم در اینجا خیلی پیشرفته و تخصصی راجع به انواع و اقسام روشهای همراهی صحبت کنیم. بلکه خیال داریم در جواب دوستانی که بارها و بارها براشون این سئوال مطرح شده که حالا روی این ملودی چه آکورد هایی بگذاریم؟ و یا اصلا” مدل همراهی چگونه باشد یک پاسخ ساده ارائه کنیم.
وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (II)

وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (II)

اگر چه گستردگی جغرافیایی وام‌گیری موسیقایی آهنگساز کم‌نظیر است و نمونه‌های اصلی نیز ترانه‌های سر زبان افتاده در محیط شهری نیستند، اما خود روش استفاده در ظاهر تا این حد کمیاب نیست؛ او یک تم کوتاه، یک «وام‌آوا» را برمی‌گزیند و در قطعه‌اش –به ترتیبی که خواهیم دید- استفاده می‌کند. به این معنا او علاوه بر وسعت جغرافیایی با مصالح برخوردی کارگانی دارد (۶). امکان دسترسی به کارگانی وسیع‌تر از تنها چند ده ترانه‌ی مشهور را می‌توان تاثیر توجه به فرهنگ‌های موسیقی قومی در چند دهه‌ی گذشته و بر پایه‌ی آن، پژوهیدن، ضبط و منتشر شدن نمونه‌هایی نفیس (یا حتا معمولی) از این کارگان‌ها دانست. یعنی فرآیند ژرف‌تر شدن آشنایی موسیقی‌دان سمفونیک با موسیقی‌هایی که پیش از این اگر کسی رغبتی هم به آن داشت امکان دسترسی به آن برایش به قدر امروز فراهم نبود.
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (IV)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (IV)

از دیدگاه انتقادی، در حالیکه در مناطق محروم جهان، بسیاری از مردم تنها کنترل محدودی بر زندگی خود دارند، در بخش های توسعه یافته تر جهان محدوده های انتخاب ها و فرصت ها به صورت قابل توجهی متنوع تر است. در جهان غرب می توانید انتخاب کنید که در چه فضای موسیقایی ای می خواهید شرکت کنید، و اغلب، انتخاب ها وابسته به چنین دسته بندی های ظاهراً منسوخی مانند موسیقی مردمی، هنری و مردم پسند، صورت می گیرد. در واقع بسیاری از مردم به فهم فضایِ موسیقی هنری (و هنرهای والا به صورت کلی) به صورتی نخبه گرایانه ادامه می دهند. اعتبار آنها قطعاً به واسطه حمایت نهادی قوی با بودجه های قابل توجه برای حمایت از ارکسترهای دولتی، کنسرواتورها، سالن های کنسرت، موزه ها و…، تأمین می شود. دولتی که چنین نقشی را بر عهده دارد، هنرهای والا را به عنوان ابزاری برای پیشبرد “فرآیند متمدن سازی”، با افزایش تدرجی سطح “فرهنگ” مردم به عنوان یک کل، قلمداد می کند.
میرهادی: از استادان تنبور کرمانشاه کسب اجازه کردیم

میرهادی: از استادان تنبور کرمانشاه کسب اجازه کردیم

بعد از چندین سال آقای تفرشی تماس گرفتند و گفتند که به این خاطر که همه مقام هایی که می خواهیم را نمی توانیم اجرا کنیم، من چند ترانه فولک شهری را در میان کار می خواهم استفاده کنم و شعرهای جدیدی روی آن گذاشتیم که باز آقای تفرشی زحمت کشیدند و اجازه استفاده از آنها را از خوانندگان آن منطقه گرفتند. من طی سه روز این کنسرتو را نوشتم البته این کار یک پشتوانه ۷ ساله هم داشت. این کنسرتو در جشنواره موسیقی معاصر با نوازندگی تنبور سجاد محرابی و آواز نوید رحمانی اجرا شد.
سعید تقدسی: سپاسگذار دکتر موحد هستم

سعید تقدسی: سپاسگذار دکتر موحد هستم

رپرتوارهایی که اینجا برای کر فلوت بود، قبلا بسیار کم بود و آدم مجبور بود خودش آرانژمان انجام بدهد برای چنین ویزیت سانگی ولی الان این کر ها، بینهایت زیاد شده اند یعنی بخصوص از نظر رپرتوار، در موسسه های انتشاراتی مجله های نت موسیقی در آمریکا، شما هر قطعه ای که فکر کنید، تنظیم اش وجود دارد و بینهایت زیاد هستند. از نظر رپرتوار ما هیچگونه در مضیقه نیستیم و بی نهایت زیاد است.
همراه با سلطان بلوز در ۸۰ سالگی

همراه با سلطان بلوز در ۸۰ سالگی

بی.بی کینگ (B.B. King)، اسطوره بلوز همچنان در تور است و ساعتهای فراغت خود را در اتوبوس مجهز بسیار بزرگ خود به بازی تخته نرد و دومینو در کامپیوتر میگذراند.
صبای آموزگار (II)

صبای آموزگار (II)

ابوالحسن صبا نیز بعدها نام خانوادگی خود را از تخلص جدش عاریه گرفت. میهمانان منزل کمال السلطنه بیشتر شاعران، موسیقیدانان و اهالی فرهنگ بودند و همین امر سبب می شد که صبا دوران کودکی خود را در محیطی رشد کند که به علایق و استعدادهای او سمت و سو دهد. تابستانها که هوای تهران گرم و طاقت فرسا می شد کمال السلطنه چند هفته ای را به همراه خانواده اش در ییلاق های اطراف تهران میگذراند. در طول یکی از همین سفر های کوتاه مدت تابستانی بود که ابوالحسنِ پنج، شش ساله با اجازه ی پدرش برای اولین بار ساز او را به دست گرفت تا عطش کنجکاوی کودکانه اش را پاسخ گوید. در همان چند دقیقه ی اول که با سه تارِ پدرش بازی میکرد سعی می کرد که آنچه از نواختن سه تار به چشم دیده و به گوش شنیده بود تقلید کند.
اشتوکهاوزن، عقل گرا و عارف (IV)

اشتوکهاوزن، عقل گرا و عارف (IV)

این نیاز به با گذشت، چند سال بیش از پیش احساس شد، مخصوصا در نتیجه ارتباط اشتوکهاوزن با موسیقی و مذهب شرقی. اشتوکهاوزن پس از معروف شدن، تور کنسرت هایی را در سراسر دنیا برگزار کرد. برخوردهایی که اشتوکهاوزن در طی این تورها با فرهنگ هندی و ژاپنی داشت، تمایلات مذهبی که از دوران کودکی تا کنون درون او خفته بودند را بیدار ساخت.