اپرای متروپلیتن (III)

اجرای ۴ اپرا برای اولین بار در دنیا و ۲۲ اپرای جدید از برنامه خاص متروپلیتن بود. اجرای آثار جدید در دوره ولپ بیش از دیگر دوران بود. ولپ، والری گرگیف (Valery Gergiev) را در سال ۱۹۹۷ به عنوان رهبر اصلی میهمان منصوب نمود و اجرای قطعات روسی را در اپرا وسعت بخشید.

سیسیلیا بارتولی، دیانا دامرا (Diana Damrau)، ناتالی دسی (Natalie Dessay)، رنه فلمینگ، خوان دیگو فلورز (Juan Diego Florez)، مارچلو جیوردانی (Marcello Giordani) و بسیاری دیگر از هنرمندان سرشناس برای اولین بار نامشان در اپرای متروپلیتن در این دوره شنیده شد. مدیریت اپرای متروپلیتن در حال حاضر بر عهده پیتر گلب (Peter Gelb) می باشد.

وی کار خود را در آوریل ۲۰۰۶ آغاز نمود. او هر سال تولیدات بیشتری از سال پیش عرضه می کند، وی همچنین مبلغ بلیطها را برای جذب حضار جدید بدون مایوس کردن عاشقان پرشور اپرا، کم کرده است، گلب این امر را بسیار حائز اهمیت می داند که یک شرکت اپرای جهانی بتواند از پس اقتصاد خود بدون تکیه بر تماشاگران برآید. وی فصل خود را با اجرای “خانم پروانه” با کارگردان انگلیسی آنتونی مینگلا (Anthony Minghella) آغاز نمود.

روش بسیار تئاترگونه مینگلا باعث ایجاد بازی بیشتر برای خوانندگان شد. مضمونی آبستره در آثار وی گاه حضور عروسکانی را با سه عروسک گردان در لباس سیاه شامل می شد. تا اواخر سالهای ۱۹۹۰ بیشتر شیوه ای سنتی را پیش می گرفت. از آن زمان به بعد تنها اجراهای معدودی شیوه گذشته را در پیش داشتند و این تغییرات از اجرای اپراهای “هلندی پرنده” در سال ۱۹۸۹ و “تریستین و ایزولد” ۱۹۹۸ آغاز شد.

از سال ۲۰۰۰ طراحی صحنه و لباس نیز دگرگون شد در حالی که پیش از آن در این اپراها همواره صحنه و لباس بر اساس آنچه قرنها پیش بود به کار گرفته می شد. این مدرنیزه کردن همچنان ادامه داشت تا سال ۲۰۰۷ که در اجرای جدید اپرای ایتالیایی جیانی چیچی (Gianni Schicchi) از سیفون استفاده شد، در حالی که داستان این اپرا مربوط به سال ۱۲۹۹ بود زمانی که چنین چیزی در آن زمان وجود نداشت!

طراحی صحنه و لباس آن باز می گشت به قرن هفدهم در اسکاتلند و این تناقضها در جایی زیباتر شد که به جای لباس اسکاتلندی لباس قرن بیستمی اسموکینگ در اجرای جدیدی از مکبث استفاده شد و یا لباسهای تاریخی با حال و هوای آمیخته از جنگ جهانی اول و شخصیتی که با خشم پیانویی را می نواخت در طول اجرای سال ۲۰۰۸ از اپرای دختر رگیمنت (La fille du régiment) استفاده شد!

در سال ۱۹۹۵ در دوره ولپ، متروپلیتن سیستم خاص خود را برای ترجمه متنهای اپرا اتخاذ کرد، سیستم ۲٫۷ میلیون دلاری که به نام “عنوان متروپلیتن” شهرت دارد، بر روی پرده ای در جلوی هر صندلی به طور مستقل بدون خدشه وارد شدن به دید حضار از اپرا، متنی به زبان انگلیسی نمایش داده می شد. این سیستم برای اولین بار در جهان بود که استفاده می شد.

یک دیدگاه

  • navid
    ارسال شده در بهمن ۲۵, ۱۳۸۸ در ۵:۵۶ ب.ظ

    سلام از اطلاعاتتون خیلی ممنونم ولی یه نکته اینکه ما در شهرهای غیر از تهران دسترسی به این موسیقی ها نداریم خوبه که تعدادی از اونها رو یا آدرس فری دانلودش رو برامون بذارین مخصوصا کارهای متن فیلم ..سپاسگزارم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (V)

فیاض ادامه داد: من به روشنی به خاطر دارم که اگر ۳۰ سال پیش می‌گفتیم که فلانی نقد می‌کند، معنی‌اش این بود که فلانی با چیزی مخالفت می‌کند ولی در ذهن حداقل بنده و فکر می‌کنم شمار بسیار زیادی از دوستانی که در آذر ۱۳۹۷ زندگی می‌کنند منتقد کسی نیست که ایراد بگیرد. این جا یک رویداد همزمانی را شاهد هستیم. یعنی ما همزمان دوستانی را داریم که در زمانی زندگی کرده‌اند که نقد عبارت بوده است از موضع‌گیری مخالف با یک موضوع و بعد به مرور با کنش‌های نسل‌های دیگری معانی دیگری پیدا کرده است و این از جمله جاهایی است که من شکاف نسلی را می‌بینم. اگر به خیلی از عزیزانی که مثلا ممکن است ۲۰ سال از من بزرگ‌تر باشند بگوییم قرار است نقد شوید با نوعی جبهه‌گیری آن‌ها مواجه می‌شویم، چون فکر می‌کنند منتقد به معنی مخالف است.

یادداشتی بر مجموعه کنسرت‌های «چندشب عود»

شاید اگر با چند جابه‌جایی یا اضافه‌کردن شب چهارم، اجرای نوازندگانی همچون حمید خوانساری، شهرام غلامی، مریم خدابخش، سیاوش روشن و امیرفرهنگ اسکندری و… را در چنین برنامه‌ای می‌شنیدیم، می‌شد سنجه‌های دقیق‌تری از عیار عودنوازیِ امروز ایران بدست داد. با اینحال آنچه در این سه شب رخ داد چنین بود:

از روزهای گذشته…

تئوری بنیادین موسیقی (قسمت چهارم)

تئوری بنیادین موسیقی (قسمت چهارم)

گاه در یک قطعه به نت هایی غیر از ضریب دو نیاز میشود. نقطه یکی از ابزار های ایجاد نت هایی به این شکل میباشد. هر گاه نقطه ای در سمت راست نت قرار دهیم دیرندآن نت معادل نفصف ارزش آن نت به آن اضافه میشود.
منبری: همکاری با ارکستر مضرابی از افتخاراتم است

منبری: همکاری با ارکستر مضرابی از افتخاراتم است

دوست داشتم و کاملاً علمی و جدی کار می کردم. خیلی اساسی و بنیادی با هنرجوها کار می کردم. فقط اهل کار می ماندند و خیل شاگردها بعد چند ماه می رفتند. از طرفی هم گذران زندگی هم بود و ازدواج هم کرده بودم.
عمومی: مردم با نظریه های جدید در ابتدا مخالفت می کنند

عمومی: مردم با نظریه های جدید در ابتدا مخالفت می کنند

من در سال ۱۳۴۲ وارد دانشگاه شدم و سال دوم دانشکده بودم که در اردوها شرکت کردم و همان موقع بود که با اساتید آشنا شدم و به دنبال آن به هنرستان رفتم و به کلاس‌های استاد محمود کریمی برای فراگیری ردیف رفتم و تئوری و سلفژ را با استاد فرهاد فخرالدینی کار کردم؛ در همان موقع بود که من به گروه آقای فرامرز پایور رفتم یعنی من حدود ۵۰ سال پیش، سال ۴۵ یا ۴۶ به گروه سازهای ملی آقای پایور که تأسیس شده بود پیوستم. ایشان کنسرت من را در پایان سال تحصیلی یا هنرستان دیده بودند و از استاد کریمی خواسته بودند که من را دعوت کنند تا به گروه ایشان بپیوندم.
سطحی شنوی (I)

سطحی شنوی (I)

مطلبی که پیش رو دارید نوشته ضیاالدین ناظم پور آهنگساز و نوازنده رباب است که در این شماره اولین قسمت از سلسله مقالات ایشان را خواهید خواند؛ به مرور نوشته های دیگری از این نویسنده، در وب سایت «گفتگوی هارمونیک» انتشار می یابد.
نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (IV)

نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (IV)

در جایی که ما فاصله رآلیزم، سمبولیزم و مدرنیزم، متعلق به عصر روشنگری باشیم، نمیتوانیم زبانهای ملل را در یکدیگر ترکیب کنیم و صدا و زبان را به عنوان ریشه اصلی هستی صدا و زبان برگزینیم.
تشخیص تونالیته و انتخاب آکورد

تشخیص تونالیته و انتخاب آکورد

در ادامه مطلب قبل راجع به نوشتن همراهی برای ملودی، یکبار دیگر به ملودی آماده شده نگاه کنید. فرض را بر این میگذاریم که ملودی ما دارای تونالیته هست لذا باید سعی کنیم تونالیته آن را پیدا کنیم. – البته این فرض غلطی نیست چرا که موسیقی های بدون تونالیته را به این سادگی نمی توان درک کرد! – در بسیاری از موارد سرکلید ها کمک بسیار خوبی برای نزدیک شدن به تونالیته موسیقی هستند (اما نه همیشه). بنابر این از سرکلیدهای قطعه مشخص هست که ملودی یا در Eb ماژور نوشته شده یا در C مینور.
دلاور سهند (III)

دلاور سهند (III)

به اعتقاد من اگر واقعه قتل او را نیز در اپرا میگنجاندند و تحقیرهائی را که دشمن دید آشکار می‌نمایاندند، نه تنها موقعیت قهرمانی‌ او تشدید میشد حتی اپرا میتوانست دارای دراماتیک‌ ترین صحنه‌های‌ حماسی باشد و از این راه تاثیری شدید، موثر -و حتی انقلابی- در پوبلیک‌ بجای بگذارد.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (III)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (III)

نکته‌ی کلیدی گفتارهای این متن در یک اشاره‌ی کوتاه در پیش‌گفتار گفتار سوم آمده: «اصل موضوع در این گفتار، اصالت عرفان است.» (ص ۳۷) این مطلب که در اینجا به روشنی بیان شده در قسمت‌های دیگر نیز بدون شرح رعایت شده. اما در این گفته اولین تناقض مهم با ادعای کتاب پیدا می‌شود؛ فرض سخن عرفانی بر خردورزی به مفهوم فلسفی آن نیست بلکه بی‌شمار عارفان به مذمت این‌گونه تفکر پرداخته و در رد آن کوشیده‌اند.
نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (III)

نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (III)

نمونه های زیادی از انواع فرهنگ های موسیقایی بدوی در جهان وجود دارد که در آنها، نوازنده و آهنگساز و حتی شاعر و خواننده یکنفر است؛ در موسیقی قرون وسطای اروپا هم این پدیده زیاد دیده می شود. ارتباط دادن این مسئله با تفکرات عرفانی و فلسفی ایرانیان، نوعی فلسفه بافی است که متاسفانه در نوشته های نوازندگان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی بسیار دیده می شود (۱) ضمن اینکه همین فلسفه بافی هم بدون توجه به مشکلاتی که در اسناد تاریخی اش دارد، دچار مشکلات منطقی است؛ همانقدر که یک اثر بداهه نوازی تحت تاثیر نواخته گذشتگان اش است (۲)، یک قطعه کلاسیک هم در موسیقی غربی، تحت تاثیر تکنیک های هارمونی، کنترپوان، فرم و… گذشتگان اش است.
یک هارمونی متفاوت

یک هارمونی متفاوت

دو نفر از دوستان بصورت مجزا درخواست موسیقی و نت یکی از کارهای بسیار زیبای گروه بیتلز را کرده بودند، که در اینجا ضمن آوردن اینکار، نگاهی هم به هارمونی نسبتا” پیچیده این قطعه موسیقی زیبا می اندازیم. نت این قطعه را می توانید در قسمت pdf & music داشته باشید.