جرج سل، رهبر با استعداد مجار (II)

جرج سل (1897-1970)
جرج سل (1897-1970)
سل، اشترائوس را اثر گذار اصلی بر شیوه رهبری خود می داند. بیشتر تکنیک چوب رهبری سل که صدای شفاف از اجرای ارکستر کلاولند را تولید می نمود و خواست سل مبنی بر سازنده یک ارکستر بودن، از شیوه اشترائوس می آید. این دو رهبر بزرگ پس از ترک سل در سال ۱۹۱۹ از اپرای رویال همچنان دوست باقی ماندند. حتی پس از جنگ جهانی دوم زمانی که سل در آمریکا مستقر شد، اشترائوس مشتاق بود بداند رفیق وی چگونه پیش می رود.

بین سالهای ۱۹۲۰ و ۳۰ سل در ارکسترها و اپراهای گوناگون در اروپا رهبری می کرد؛ برلین، استراسبورگ، جایی که وی جانشین اتو کلمپرر در تئاتر شهر شد، پراگ، دارمستاد، دوسلدورف و گلاسگو، این اجراها پیش از زمانی بود که او رهبر اصلی اپرای برلین در سال ۱۹۲۴ شود. در سال ۱۹۳۰ برای اولین بار در آمریکا به همراه ارکستر سمفونی لوئیز مقدس، کنسرت داد. در این زمان او بیشتر به عنوان رهبر اپرا تا رهبر ارکستر شناخته شده بود. پس از وقوع جنگ در سال ۱۹۳۹ سل در حال بازگشت از سفر استرالیا از طریق آمریکا بود که در نیویورک به همراه خانواده اش سکنی گزید.

پس از یک سال تدریس، دعوت های زیادی به عنوان رهبر میهمان از ارکسترهای بسیاری دریافت نمود. مهمترین آنها در سال ۱۹۴۱ مجموعه چهار کنسرت به همراه ارکستر سمفونیک NBC متعلق به آرتورو توسکانینی بود. سال ۱۹۴۲ اولین اجرای وی به همراه اپرای متروپولیتن بود، او این اپرا را برای چهار سال رهبری نمود. سال ۱۹۴۳ اولین رهبریش در فیلارمونیک نیویورک بود و در سال ۱۹۴۶ شهروند آمریکا شد.

در همان سال از وی درخواست شد تا مدیریت موسیقی ارکستر کلاولند را عهده دار شود. در آن زمان این ارکستر به عنوان ارکستر محلی آمریکایی شناخته شده بود در حالی که دیگر ارکسترهای بزرگ و مطرح آمریکایی وجود داشتند همچون: ارکستر فیلادلفیا، ارکستر سمفونیک بوستون، ارکستر سمفونیک شیکاگو، فیلارمونیک نیویورک و ارکستر سمفونی NBC.

به همین دلیل برای سل کارکردن در کلاولند این فرصت را به وی می داد که بتواند از آن، ارکستر آرمانی خود را بسازد که ترکیبی باشد از مهارتهای استادانه بهترین گروههای موسیقی آمریکایی با هماهنگی صدای بهترین ارکسترهای اروپایی. وی شرط خود برای قبول این پست با دارا بودن اختیار هنری کامل بیان نمود و آنان پذیرفتند. وی تا پایان عمرش در این سمت باقی ماند.

اولین اقدام اون اخراج موسیقیدانان بود و دقت بالا در استخدام افراد جدید، افزایش برنامه های ارکستر و داشتن بیش از ۱۰۰ نوازنده و کار و تمرین فراوان و بیرحمانه برای ارکستر! تمرینهای سل برای حرفه آنان افسانه ای بود، وی از تک تک نوازندگان توقع مهارت بالا و کمال را داشت. موسیقیدانان برای داشتن اشتباهات فراوان یا به سادگی برای زیر سوال بردن توانایی سل، اخراج می شدند!

این تنها سل نبود که چنین سخت گیری قاطعانه ای داشت. البته اینچنین اخراج موسیقیدانان امروزه دیگر صورت نمی گیرد، اجتماع موسیقیدانان نسبت به گذشته قوی تر است. اگر سل قبل از اجرا تمرین نوازنده ای را می شنید و آن را نمی پسندید از سرزنشِِِِ دریغ نمی کرد و جزئیات نت را برای وی توضیح می داد که این قطعه چگونه باید شنیده شود اگرچه تنها دقایقی به شروع کنسرت باقی مانده بود!

سل با افتخار بیان کرده: “ارکستر کلاولند هفت کنسرت در هفته برگزار میکند که تنها دو اجرای آن برای عموم است.” بعضی از منتقدین معتقدند ارکستر بیش از حد تمرین کرده و خود جوشی در آنان دیده نمی شود. سل آن را تائید نمود و اعتقاد داشت ارکستر در تمرینها بهتر عمل کرده است. در پایان ۱۹۵۰ به جهان ثابت شد که ارکستر کلاولند به درستی بی نقص است و جایگاهش را در میان بهترین ارکسترهای آمریکا و اروپا به دست آورده.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

از روزهای گذشته…

لیدی بلانت و مسیح (II)

لیدی بلانت و مسیح (II)

آنچه را که می توان درباره جزئیات قطعات تعویض شده مطرح نمود ابتدا درباره فینگر برد کوتاه و پهن آن است که تماما از چوب افرا ساخته شده و یک روکش نازک از جنس چوب آبنوس بر روی سطح آن قرار داشت و باس بار این ساز که کمی نسبت به نمونه مشابه خود در ویلن مسیح کوتاه تر بوده اما از نظر کیفیت از جنس همان چوب کاج با رگه های پهن ساخته شده است.
انتشار اولین کتابشناسی توصیفی موسیقی ایران (II)

انتشار اولین کتابشناسی توصیفی موسیقی ایران (II)

خلاصه نویسی مقالات موسیقی غیر از مشقت زیادی که به نویسنده وارد میکند، عملی بسیار فنی و دشوار است که لغزش در آن میتواند اعتبار نویسنده را به کلی زیر سئوال برد ولی در این زمینه میرعلینقی با همراه داشتن تجربه سالها نشست و برخواست با اهالی موسیقی و شنیدن نکاتی از آنها که در هیچ کنسرواتوار و دانشگاهی هم ممکن است تدریس نشود، این توانایی را کسب کرده تا نقاط کلیدی مقالات را شناسایی و جان مطلب را خلاصه نویسی کند.
تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (VII)

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (VII)

همین مورخ می‌نویسد: «از خلفای عباسی هارون بود که درجات موسیکاران را همچنان برقرار کرد که اردشیر پاپکان ساز کرده بود و همو بود که طریقت پادشاهان ساسانی را برگزید. در این نظم و ترتیب، ابراهیم موصلی و ابن جامع و زلزل (منصور الضارب) درجه یکم را می‌داشتند. زلزل نوازندگی می‌کرد و ابن جامع خوانندگی و سلیم بن سلام (ابو عبیدالله کوفی) و عمروالغزل و امثال ایشان درجه دوم را حائز بودند و درجه سوم به کسانی داده شده بود که تنبور می‌زدند و سنتور می‌نواختند و ضرب گیر بودند.
نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (III)

نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (III)

متاسفانه خوانندگان صاحب نام ما نیز هرگز تلاشی جهت رفع این معضل فرهنگی و هنری نمی کنند، چرا که حل این مساله را به ضرر خود دیده و به عبارتی هیچ کاسبی در تلاش برای کساد کردن بازار خود نیست. در ۳۰ سال اخیر با آمدن بزرگانی چون محمد رضا شجریان و شهرام ناظری و … این مساله مشهود تر شده و این هنرمندان هرگز تلاشی برای کمرنگ کردن این ماجرا نکرده اند.
ادیت در ویولن (III)

ادیت در ویولن (III)

ر-۳: گاهی برای پرش از پوزیسیون اول به پوزیسیون های بالاتر و یا برعکس، از نواختن نت های مذکور به شکل سیم آزاد استفاده می کنیم. در این حالت استفاده از سیم آزاد، امکان رهایی و پرش دست چپ از پوزیسیونی که نوازنده مشغول نواختن در آن است را به او می دهد. (نمونه-۷: بتهوون- کنسرتو ویلن اپوس۶۱)
چگونه استودیوى خانگى بسازیم

چگونه استودیوى خانگى بسازیم

مطلبى که پیش رو دارید در مجله تخصصى «استرینگز» توسط جان یلا سکوئز درباره این استودیوهای خانگی چاپ شده است: بالاخره تصمیم گرفتید که تدریس خصوصى موسیقى را آغاز کنید. مبارک است. احتمالاً خیالتان از بابت مهارت هاى تدریس راحت است، اما کمتر در مورد نحوه درست کردن یک استودیو مطمئن هستید. براى تأسیس یک استودیوى راحت و کاربردى محلى را پیدا کنید که در آن بتوانید با همسایه ها نیز زندگى مسالمت آمیزى داشته باشید.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت بیست و دوم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و دوم)

در اینجا یادآوری این نکته ضروری است که همهِ قسمتهای تاکنونی آهنگ، فقط ساخته و پرداختهِ ذهن وقاد خالقی و دسترنج او میباشند و اجرای استاد نی داود اصولاً با ملودی اصلی آغاز میشود و فاقدِ همهِ این مقدمه هاست. این همان نکته ایست که در آغاز این مقال، از آن سخن رفت. اجرای خالقی قسمتهای دیگری هم دارد که در اجرای نی داود نیست.
گفتگو با آرش محافظ (III)

گفتگو با آرش محافظ (III)

سیستم دستگاهی با سیستم مقامی تناقضی ندارد. سیستم دستگاهی جدید است و ربطی به تیموری و صفوی ندارد. یک چیزی بین اواخر صفوی قرن هجدهم دوره زندیه و اوایل قاجار است. بین قرن ۱۸ و ۱۹٫ شما هر تقسیم از هر استادی گوش کنید کوتاه و نهایتاً ۵دقیقه است. در آن نهایتا ۲ ،۳ دقیقه‌ی اول فقط مقام اصلی است و بقیه مدگردی است. هنر موزیسین مقام‌شناس این است که بعد از آن می‌خواهد چکار کند. در ایران هم همینطور بوده اما بعد از اواخر صفوی که دربار سلیقه‌ی نازلی داشته و بعد از سقوط اصفهان و حمله‌ی افاغنه، ظهور دربار زندی با موسیقی نازل‌تر، بخش بزرگی از رپورتوآر آهنگسازی از بین می‌رود. قطعه‌ها فراموش شدند. آنقدر وضع اجتماعی خراب بوده و عرضه و تقاضای موسیقایی به هم ریخته بوده که منتقل نشده. وقتی تا این حد موسیقی تحت انحطاط بوده که از صدها قطعه حتی یکی به دوره‌ی بعد منتقل نشده، مسلماً خیلی از مقام‌ها و ریتم‌ها از بین رفته است. به‌نظر می‌رسد با این ضربه‌ی وحشتناک یکسری موزیسین به این نتیجه می‌رسند که دوباره هرچه مانده را سازماندهی کنند تا از بین نرود. به‌نظر دستگاه اینگونه شکل گرفته که چند مقام همگن‌تر را چیده‌ و مجموعه‌ی جدیدی ایجاد کرده‌اند.
فخرالدینی: رهبری ایرانی اصول دیگری دارد

فخرالدینی: رهبری ایرانی اصول دیگری دارد

من آرزو کردم کاش قطعات با کلام یا بی‌کلام که آن دوران نوشته بودم را استاد صبا می‌دیدند؛ چون آنها از نظر خودم بسیار بهتر بود اما هیچوقت نتوانستم به استاد صبا بگویم که قطعاتی که قبلا نوشته‌ام را ببیند و نظرشان را بشنوم ولی بعدها پشیمان شدم که چرا این کار را نکردم… استاد صبا مرد بسیار مهربانی بود و بعضی‌ وقت‌ها بیشتر از نیم ساعت از خاطرات خود برای ما تعریف می‌کرد و همینطور فرصت مناسبی برای من بود که کارهایم را به ایشان نشان دهم ولی هیچ وقت چنین اجازه‌ای ندادم که از استادم چنین درخواستی داشته باشم، اگر امروز بود چنین کاری را می‌کردم.
فیلیپ گلس (III)

فیلیپ گلس (III)

گلس ، به خصوص از اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰، با ساختن اپرا و موسیقی برای تئاتر به طور فزاینده ای به نوشتن موسیقی برای ترکیبهای اجرایی قابل دسترس مانند کوارتت زهی و ارکستر سمفونیک پرداخت و در واقع به سمت ریشه های ادبی دوران تحصیل خود بازگشت.