ارکستر سمفونیک ان.بی.سی (I)

ارکستر NBC به رهبری توسکانینی
ارکستر NBC به رهبری توسکانینی
ارکستر سمفونیک ان.بی.سی (NBC)، ارکستر رادیویی که توسط دیوید سارنوف (David Sarnoff) از شرکت پخش رادیویی ملی، به ویژه برای رهبر بزرگ ایتالیایی، آرتور توسکانینی، به وجود آمد. ارکستر NBCهر هفته به رهبری توسکانینی و یا رهبران دیگر به اجرا در رادیو می پرداخت که از نوامبر ۱۹۳۷ تا ۱۹۵۴ از آنجا به عنوان مکان اصلی اجراهای ارکستر استفاده می شد. تام لویز در مجله آمریکایی تاریخ، درباره برنامه های فرهنگی و اصالت ارکستر سمفونیک ان.بی.سی چنین گفته: دیوید سارنوف، رئیس شرکت ضبط RCA، شخصی که «جعبه موسیقی رادیو» را در سال ۱۹۱۶ پیشنهاد داد با این بینش که شنوندگان رادیو ممکن است از «کنسرت، سخنرانی، موسیقی، رسیتال» لذت ببرند، اما پیشنهاد وی رد شد!

در سال ۱۹۳۷ آر سی ای، آن شکست را فراموش کرد و بار دیگر سعی در ایجاد برنامه ای فرهنگی از پخش رادیو نمود. بدین منظور سارنوف، آرتورو توسکانینی را برای گردآوری یک ارکستر کامل و رهبری آن استخدام نمود.

در شب کریستمس ۱۹۳۷ ارکستر سمفونیک ان.بی.سی اولین اجرای خود را به نمایش گذاشت؛ کنسرتو در D مینور اثر ویوالدی در استودیوی ساختمان RCA. شرکت ملی پخش، ارکستر را حمایت مالی نمود، این شرکت سازمانی آمریکایی است شامل کارکنان و سهام دارانی که زمانی که اجرایی مورد قبول عموم واقع شود این شرکت سود بیشتری می برد.

اجرای شب کریستمس و دیگر اجراهای ارکستر سمفونیک ان.بی.سی برای ۱۷ سال زیر نظر این شرکت بوده است. آقای سارنوف هیچ هزینه ای برای ایجاد ارکستر سمفونیک ان.بی.سی متحمل نشد. آرتور روزینسکی (Artur Rodziński) به منظور سازمندهی، آموزش به اعضا و به ویژه برای کمک به توسکانینی استخدام شد. موسیقیدانان برجسته در سرتاسر کشور آمریکا اعضای جدید ارکستر شدند.

در زمان پیر مونتئوکس (Pierre Monteux) قراردادهای خشک در اجرای موسیقی از بین رفت و نیازهایی در استانداردهای پخش به وجود آمد. اولین پخش ارکستر در ۱۳ نوامبر ۱۹۳۷ با رهبری پیر مونتئوکس از استودیو ۸H متعلق به NBC بود. توسکانینی در اولین فصل ۱۰ کنسرت را رهبری نمود. اولین آن در ۲۵ دسامبر ۱۹۳۷ بود. علاوه بر پخش هفتگی آنان از شبکه خود رادیوی NBC، ارکستر سمفونیک ضبطهای بسیاری را برای RCA ویکتور انجام داد از جمله آثاری در فرمهای: سمفونی، اپرا و …

کنسرتهای تلویزیونی NBC در مارچ ۱۹۴۸ آغاز شد و تا مارچ ۱۹۵۲ ادامه یافت. در پائیز ۱۹۵۰ NBC استودیو ۸H را به یک استودیوی تلویزیونی تبدیل نمود و اجرا، انجام پخش و ضبط کنسرتهای خود را به تالار کارنگی منتقل کرد. توسکانینی به مدت ۱۷ سال ارکستر سمفونیک ان.بی.سی را رهبری نمود. تحت رهبری وی ارکستر در سال ۱۹۴۰ سفری به آمریکای جنوبی و در سال ۱۹۵۰ به سرتاسر ایالت متحده امریکا داشت.

در طی سالها، رهبران بزرگی ارکستر را هدایت نمودند: مونتئوکس، ارنست انسرمت (Ernest Ansermet)، اریش کلیبر (Erich Kleiber)، اریش لیندسدورف (Erich Leinsdorf)، چارلز مونش (Charles Münch)، فریتز رینیر (Fritz Reiner)، جرج شل (George Szell)، برونو والتر، لورین مازل جوان و رهبر جوان ایتالیایی جیودو کانتلی (Guido Cantelli) ارکستر را رهبری نمودند. لئوپاد استوکوسکی (Leopold Stokowski) از سال ۱۹۱۴ تا ۴۲ رهبر اصلی ارکستر بود.

در این دوره توسکانینی ارکستر را در مجموعه کنسرتهای موفقیت آمیزی که که به نفع بازماندگان پس از جنگ برگزار می شد، رهبری نمود. با بازنشستگی توسکانینی در بهار ۱۹۵۴، NBC، ارکستر را بر هم زد و آخرین کنسرت پخش شده آنان در آن دوره در تالار کارنگی در ۴ آوریل ۱۹۵۴ برگزار شد که به صورت هم مونو و هم استریو ضبط شد و آخرین ضبط آنان در اوایل ژوئن همان سال بود.

در فصلهای آغازین ارکستر سمفونیک ان.بی.سی برنامه هایی را که اجرا می کرد و از طرف سازمان هایی مورد حمایت مالی بودند. در سالهای بعدی نیز پخشهای آنان نیز با حمایت مالی شرکتهای تجارتی که اصلی ترین آن جنرال موتور بود انجام می شد. تحت حمایت جنرال موتور اجراهای NBC با نام «جنرال موتور سمفونی ملودی» پخش می شد که البته این با ارکستر سمفونیک جدید به همین نام «سمفونی ملودی» تفاوت دارد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

در اندیشه برداشت های دیگر از موسیقی دفاع مقدس (V)

بخشی از آثار مربوط به دفاع مقدس، در سال های بعد از آن ساخته شده اند. نظیر قطعاتی که آقایان: روشن روان، انتظامی و شریفیان ساخته اند و اکثر آنها شنیده شده اند. بیشتر این آثار و بلکه تمام آنها، برای ارکستر بزرگ (بخوانیم ارکستر سمفونیک) و گاه گروه کر همراه آن نوشته شده و اجرا شده اند که در عرف معمول موسیقیدانان ما محمل مناسبی هستند برای نمایاندن شکوه و عظمت نبرد ۸ ساله ایران و عراق.

مروری بر آلبوم «ماهرو»

همان قطعه‌ی اولِ این نخستین آلبومِ مستقلِ یک آهنگساز جوان (متولد ۱۳۷۲) نشانه‌هایی از شوق و انگیزه‌‌ای امیدوارکننده برای خلق موسیقی دارد. گمانه‌ها و آزمون‌هایی در چندصدایی، ذوقِ ملودی‌پردازی و رسیدن به انگاره‌هایی چند متعلق به خود او (اگرچه معدود و محدود)، قانع نشدن به داشتنِ روال یکسان لحنی و ایقاعی در قطعات و سرحالی و شوری که در صدای گروه است، همه و همه سرچشمه‌ی روشنیِ نخستین‌اند. در عین حال می‌توان شنید که در گوش مؤلف، کار آهنگسازانی –تنها در حوزه‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی- که قدیمی‌ترین‌ و اثرگذارترین‌شان پرویزمشکاتیان و محمدعلی کیانی‌نژادند رسوب دارد و گه‌گاه بازی‌های موسیقی روی بندِ نغمه‌های کروماتیک، یادآور آهنگسازان جوان‌تر نیز هستند.

از روزهای گذشته…

هنرمند افسانه ای ، قسمت دوم

هنرمند افسانه ای ، قسمت دوم

پس از آزمودن عده ای از نوازندگان بیس، جان دیکن (John Deacon) به گروه پیوست. ورود او درست مصادف با ضبط اولین آلبوم گروه به نام Queen در سال ۱۹۷۳بود. این آلبوم و تک ترانه ای که مرکوری قبل از پخش آن اجرا کرده بود “I can hear music” موفقیت چندانی کسب نکردند.
تفضلی: کر در ایران هنوز جوان است

تفضلی: کر در ایران هنوز جوان است

سال گذشته گروه کر تهران مجموعه ای به نام ۵ مینیاتور کرال را از من اجرا کردند که روی اشعار ۵ شاعر معاصر ایران، نیما یوشیج، مهدی اخوان ثالث، احمدرضا احمدی، سهراب سپهری و علی شریعتی بود که البته در این فستیوال تنها قطعه “سوتک” با شعر دکتر شریعتی اجرا می شود و یکی از برنامه های جالب گروه کر شهر تهران -همانطور که آقای قاسمی فرمودند- برنامه فستیوال هفته موسیقی معاصر تهران بود که آثار کرال آهنگسازهای چند نسل ایران را اجرا کردند و می توانستیم رویکردهای متفاوت را در آن آثار به خوبی مشاهده کنیم. من فقط می خواهم در مورد آثار آهنگسازهای هم نسل خودم صحبت کنم. دغدغه ها متفاوت است. دغدغه خودم، بیشتر هارمونی بود. سعی می کنم که در کارم کمی از هارمونی متعارف فاصله بگیرم و هارمونی های پیچیده تری را به کار بگیرم که البته آقای قاسمی -در آن دوره ای که تمرین می کردند- با وجود چالشهای متفاوت به خوبی از پس کار برآمدند.
خانلری و موسیقی (I)

خانلری و موسیقی (I)

خانلری، از همان زمان که در دارالفنون تحصیل می‏کرد، با شادروان روح الله خالقی‏ (موسیقیدان نامدار) مجالست و مؤانست و دوستی داشت. خالقی در کتاب سرگذشت‏ موسیقی ایران نوشته است: یکی از خاطرات خوش آن ایّام، پیدا کردن چند دوست بود که از دوران‏ تحصیل در دارالفنون باهم آشنا شدیم.
سابین مایر، ستاره ای در کلارینت

سابین مایر، ستاره ای در کلارینت

سابین مایر یکی از برجسته ترین تکنوازان عصر حاضر است، او یکی از مروجین اصلی ساز کلارینت بر روی صحنه های جهانی موسیقی کلاسیک است. وی متولد کریلسهایم (Crailsheim) است که در اشتوتگارت (Stuttgart) زیر نظر اتو هرمان (Otto Hermann) و در هانوفر (Hanover) زیر نظر هانس داینزر (Hans Deinzer) تحصیل کرده است.
روش سوزوکی (قسمت پنجاه و نهم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و نهم)

به همین ترتیب کارهایی که ما می‌گفتیم با کودکش انجام می‌داد تا اینکه هیتومی ‌متقاعد شد که این یک بازی جمعی است. بله، این بهترین روش تعلیم و تربیت است و این یک نتیجه گیری است: کودک باید قابلیت و توانایی و مهارت فن کسب کند. اگر از ابتدا با کودک برخوردی جدی و سخت بشود از همان ابتدا به راهی غلط برده می‌شود. ابتدا باید ذهن و روحیه را پرورش داد و بعد از آن رشد توانایی و مهارت را در آنها جایگزین کرد. این یک روش درست و طبیعی است، به این گونه هیتومی‌ کازویا پیشرفت عظیمی‌کرد و در سال ۱۹۶۴ که فقط پنج سال داشت، ما را در آمریکا مشایعت کرد.
بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (VI)

بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (VI)

اما تئوری پردازان نسل معاصر (کیانی، طلایی، علیزاده) اصرار دارند که از لفظ – در واقع عامیانه – «دانگ» استفاده کنند و بدون استدلال این فاصله را شاخص اصلی مقام شناسی معرفی می کنند. (۱)
موسیقی های آشنا از دو هنرمند

موسیقی های آشنا از دو هنرمند

بنا به درخواست چند نفر از دوستان اقدام به بررسی فعالیت های هنری Richard Clyderman، نحوه گرایش او به موسیقی، سبک خاصی که دنبال می کند و … خواهیم داشت. قبل از شروع این مباحث مناسب دیدیم تا راجع به دو تن از همکاران کلایدرمن یعنی Paul de Senneville و Olivier Toussaint صحبت کنیم. قبل از آن به این قطعه زیبا ساخته پاول سنویل که توسط کلایدرمن اجرا شده توجه کنید، قطعه دارای Vocal نیز می باشد.
به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را (II)

به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را (II)

مگر می شود برای ارتقاء ذائقه ی جسم، دیزی را در مایکرویو بپزیم، پیتزا را در زود پز؟! و به جهت رسیدن به طعمی جهانی، قرمه سبزی را با بیف استروگانف ترکیب کنیم و بگوییم به به! چه طعم جهانی و بکری؟! حال چگونه است که برای ارتقاء بخشیدن به ذائقه ی روح که بسیار حساس تر و مهم تر از جسم است، رو آورده ایم به نواختن آثار پاگانی نی با تار، گوشه ی لیلی و مجنون با پیانو و ترکیب اشعار شمس با موسیقی باخ و…؟
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (VI)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (VI)

مزدک فرزند بامداد بعد از مانی و در زمان قباد پدر انوشیروان ظهور کرد و مدعی آیینی شد که موسیقی یکی از نمادهای آن بود. در آیین مزدک موسیقی مقام خاصی دارد چنانکه در مکاتب فلسفی و آیین مزدک پس از فیثاغورث بزرگ‌ترین ارج و اعتبار به موسیقی نهاده شده است. در مذهب مزدک «نیروی شادی» نماینده موسیقی ذکر گردیده که مانند سه نیروی دیگر ـ شعور، عقل و حافظه ـ از اهمیت خاصی برخوردار است. او موسیقی و شادی را یکی از قوای محترم نزد ایزد بیان کرده است. کریستنسن در کتاب تمدن در زمان ساسانیان از مزدک یاد می‌کند و اهمیت و مقام موسیقی را در آیین او شرح می‌دهد که چگونه آن را مانند یکی از نیروهای معنوی چهارگانه برابر خداوند جلوه‌گر می‌سازد. (راهگانی، ۱۳۷۷: ۱۰۸)
چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (II)

چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (II)

آثار موسیقایی زمانی که توسط مصنفین موسیقی نگاشته می شوند، با وجود موارد نسبی و قابل تغییری چون تمپو (Tempo) ، آکسان و شدت و ضعف صدا (Accentuation) نمی توانند صداقت و وفاداری شان را به خواسته ی آهنگ ساز و پارتیتور (Dynamics) نشان دهند و آکسان (score) تا زمانی که به اجرا در نیایند، به طور واقعی وجود نخواهند داشت؛ چرا که تأویل و تعبیر در موسیقی نیز نتیجه ی همین تعلیق در عناصر است و حتا عناصر دیگری چون شفافیت ، وضوح (Transparency)، سونوریته و صدا دهی (Audibility).