سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (XII)

توماس بیچام (1879 – 1961)
توماس بیچام (1879 – 1961)
بیچام به اندازه کافی عمر کرد تا آثاری را نیز به صورت استریو ضبط کند. علیرغم اینکه او در اوایل دهه سی قرن بیستم در برنامه های آزمایشی ضبط استریوفونیک در انگلیس شرکت کرده بود و سمفونی ژوپیتر موتسارت را اجرا کرده بود اما از این فرایند جدید ضبط ابراز ناآگاهی می کرد. کارهای ضبط شده او به صورت استریو عبارتند از: اجراهایی از پوئم سمفونیک تاپیولای سیبلیوس که سپس به عنوان اولین صفحه های ال پی سرافیم (Seraphim) منتشر شد و موسیقی متن او برای توفان (The Tempest).

بیشتر صفحه های بعدی بیچام با شرکت EMI ضبط و با لیبل HMV در انگلستان و با لیبل های the Angel یا Capitol در ایالات متحده روانه بازار شدند.

ای ام آی و بی بی سی، آلبوم هایی را تهیه کردند که گزیده هایی از تمرین ها، جلسه های ضبط، کنسرت های بیچام، مصاحبه هایی با او و موزیسین هایی که او را می شناختند و هم چنین نمونه های از شوخ طبعی او را در بر می گرفتند.

در یکی از تمرین ها وقتی که نوازنده توبا یکی از نت ها را اشتباه نواخت، بیچام فریاد زد که «ممنونم. حالا لطف می کنید سیفون را هم بکشید!؟» وقتی که بیچام مشغول ضبط صفحه مشهور لا بوهم در سال ۱۹۵۶ بود، از یوسی بیورلینگ و رابرت مریل خواست که یکبار دیگر دوئت خود را اجرا کنند در حالی که اولین برداشت از آن خوب بود.

زمانی که از او دلیل این درخواستش را پرسیدند او پاسخ داد که: «لذت می برم وقتی این دو پسر جوان این قطعه را می خوانند!»

یکی از کارهای ضبط شده او که بسیار بحث برانگیز شد ضبط تنظیم سر اوژن گوسنز (Sir Eugene Goossens) از مسیحا (Messiah) ساخته هندل بود که برای یک ارکستر کاملِ مدرن تنظیم شده بود.

آخرین صفحه های او در دسامبر ۱۹۵۹ ضبط شدند که تعدادی از آن ها نیز پس از مرگش منتشر شدند.

رابطه بیچام با دیگر رهبران انگلیسی همیشه دوستانه نبود. از نظر سر هنری وود (Sir Henry Wood) بیچام یک تازه به دوران رسیده بود. وود به موفقیت بیچام حسادت می ورزید.

سر آدریان بولت (Sir Adrian Boult) که فردی وسواسی بود معتقد بود که بیچام به عنوان یک فرد و موزیسین شخصیت دافعی دارد؛ سر جان باربیرولی (Sir John Barbirolli) نیز به او اعتماد نداشت .

سر مالکولم سارجنت نیز در پایه ریزی ارکستر فیلارمونیک لندن با بیچام همکاری می کرد و دوست و همراه او بود اما با این وجود به سوژه ای برای طعنه ها و کنایه های بیچام تبدیل شده بود، مثلا بیچام هربرت فون کارایان را «گونه موسیقیایی مالکولم سارجنت» توصیف می کرد. رابطه بیچام با رهبران خارجی اغلب بسیار خوب بود. بیچام با آرتور توسکانینی خوب کنار نمی آمد، اما ویلهلم فورت ونگلر را دوست داشت و او را تشویق می کرد، پیر مونتو (Pierre Monteux) را تحسین می کرد، رودلف کمپ (Rudolf Kempe) را به عنوان جانشینش در ارکستر فیلارمونیک سلطنتی تشویق می کرد.

بیچام هم چنین مورد تمجید فریتز راینر (Fritz Reiner)، اتو کلمپرر (Otto Klemperer) و هربرت فون کارایان قرار گرفت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تاریخ مختصر موسیقی ایران، پیش از اسلام تا صفویه (IV)

در این دوره وضعیت موسیقیدانان بسیار بهتر شد. خسرو پرویز بزم ها و مجالس بسیاری داشت. در حجاری طاق بستان در کرمانشاه یک شکار به تصویر کشیده شده که تعداد زیادی چنگ، موسیقار، دف های چهارگوش، شیپور، نی، سازهای کوبه ای و یک نفر در حال دست زدن را نشان می دهد. چنگ های مثلث و افقی در این دوره بسیار رایج بوده است.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (V)

متن نیز «دیگری» دریافت‌کننده است. نه چون از آنِ دیگری است یا از فرهنگ دیگری است بلکه چون خود «دیگری» است. فارغ از این که از ورای آن مؤلف را ببینیم که در بخش نخست دیدیم، خواه‌ناخواه دیگری است. خود متن امری است جدا از «خود»، ممکن است لحظه‌ای به درون بیاید اما ماندگار نمی‌شود. متن جزئی از هیچ دریافت‌کننده‌ی مثالی‌ای نیست همچنان که حتا جزئی از مؤلفش هم نیست. از این رو متن بیش از هر مؤلفه‌ی دیگری نیازمند مفاهمه و دریافت است. حلقه‌ی آنچه تاکنون گفته شد به یاری درک دیگری متن است که کامل می‌شود.

از روزهای گذشته…

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (VIII)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (VIII)

به عبارت دیگر جمالزاده و نیما با «زبان خودشان» آثاری به وجود آوردند که در حرکت جهانی مدرن، نماینده فرهنگ و هنر ایران بود. پیشگامان و معتقدان به ادبیات متجدد نمی خواستند زبان جدیدی به وجود آورند و حتی (در ایران) در فکر تغییر خط فارسی هم نبودند و برخلاف ادعای برخی، به دشمنی با ادبیات قدیم هم برنخاسته بودند. (استثنای عمده در میان احمد کسروی بود که او هم بیشتر تاریخ نگار بود تا ادیب و «زبان پاک» اش هم سرنوشتی مانند «موسیقی نوین و علمی» پیدا کرد).
دیکته‌ی نانوشته غلط ندارد

دیکته‌ی نانوشته غلط ندارد

این ضرب‌المثل را وقتی به کار می‌برند که از چیزی خرده بگیریم. با گفتنش می‌خواهند به یادمان بیاورند که هیچ کاری مصون از اشتباه نیست، حتا نیمچه‌ هشداری هم می‌دهند که «خود نویسنده هم!». پندی اخلاقی و در عین حال بدیهی است، حتا شاید توضیح واضحات به نظر برسد. همه این را در ناخودآگاهمان می‌دانیم -بگذریم که گاهی خودآگاهانه نادیده‌اش می‌گیریم. اما آیا این پند بدیهی اخلاقی خارج از حوزه‌ی عمومی، مثلاً نقد موسیقی، هم کاربردی دارد؟ برای این که بتوانیم پاسخ درست را بیابیم باید کمی در معنای جمله دقیق‌ شویم.
دان لاشر، نوازنده ترومبون جز درگذشت

دان لاشر، نوازنده ترومبون جز درگذشت

دان لاشر، نوازنده ترومبون جز و ارکسترهای بزرگ، که بیش از هر چیز به عنوان نوازنده ترومبون در گروه جز تد هیث Ted Heath Jazz Band شهرت دارد، روز گذشته (۵ جولای ۲۰۰۶) در گذشت. او در دوران حرفه ای ۶۰ ساله خود، با گروه های موسیقی بسیاری هم نوازی کرد و دو مرتبه به عنوان رئیس انجمن ترومبون بریتانیا انتخاب شد.
بیانیه دبیر ششمین دوره جشنواره نوشتارها و سایت های موسیقی در اینترنت

بیانیه دبیر ششمین دوره جشنواره نوشتارها و سایت های موسیقی در اینترنت

ششمین جشنواره نوشتارها و سایت های موسیقی در اینترنت با تفاوتی اساسی نسبت به دوره های گذشته روبرو بود، آن هم اینکه، نام جشنواره تغییری اساسی یافت و ضمن تاکید بر نوشته های موسیقی، نام وبلاگ از عنوان جشنواره به کلی حذف گردید. با اینکه در این شش دوره تلاش کردیم با تشویق به وبلاگ نویسی و نشان دادن اهمیت های آن، مشوق فعالین در این عرصه باشیم، نتوانستیم در مقابلِ سونامیِ جهانگیرِ مرگِ وبلاگ ها و فرهنگ وبلاگ نویسی، توفیقی داشته باشیم. امروز تقریبا بر چهره تمام وبلاگ هایی که فعال و مشهور بودند، گرد فراموشی و خاموشی نشسته است و وبلاگ نویسان شان نیز در فضاهای تاریک اپلیکیشن های پیام‌رسان موبایلی، گم شده اند. این جشنواره با تغییر عنوان خود ناگزیر از بازگفتن این واقعیت تلخ بود.
ارفع اطرایی: در موسیقی ردیف، عده ای سودجو از استقبال مردم سوء استفاده میکنند.

ارفع اطرایی: در موسیقی ردیف، عده ای سودجو از استقبال مردم سوء استفاده میکنند.

استاد ارفع اطرایی نخستین بانوی نوازنده ی حرفه ای سنتور است که تحصیلات خود را در سومین دوره ی هنرستان عالی موسیقی ملی به پایان رساند و از شاگردان به نام استاد ابولحسن صبا و استاد فرامرز پایور است. وی کتب ارزنده ای نوشته است که فرهنگ موسیقی ایران، سنتور و ناظمی، دوازده مقام موسیقی ملی ایران و زندگی و آثار حبیب سماعی از آن جمله اند.
عدم اعتنا به بی اعتنایی! (V)

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (V)

دومین موومان جسورانه و درخشان این اثر تحت عنوان “اردوگاه پاتنام” بیانگر تاثیر گردش روز چهارم ژوئیه بر یک کودک است. آیوز در این موومان، خاطره دوران کودکی اش را از دو دسته همنواز هنگام رژه و آمیزه ناساز نغمه های آنها تجسم بخشیده است. او تکه هایی از مارش های مشهور جان فیلیپ سوزا (۱۹۳۲-۱۸۴۵)، آهنگساز آمریکائی ملقب به “سلطان مارش”، را در اثرش گنجانده است. گریز زدن آیوز به سرودهای میهن پرستانه و نغمه های محلی آمریکا در پیدایش رنگ و بوی مردم پسند این قطعه سهمی به سزا دارد.
آشنا چون کویر

آشنا چون کویر

بیان درونی ام را به واژه ی “آشنا” و “غریب” و تضاد میانشان اختصاص می دهم و در این جا از “آشنا” می گویم، چراکه درباره اش حرف های ناگفته ی بسیاری دارم. با گذشت سی سال از دوران موسیقایی ام و کشف صداهای متعدد و جستجوی مدام برای دستیابی آن چه غریب به نظر می-رسد، هنوز وقتی با خود خلوت می کنم به دنبال صدای آشنا می گردم غالباً در پی این بوده ام که زیر و بالای هر آن چه را که غریب می ماند، از صدا، سکوت ـ زمان و مکان، غربت را بردارم و آشنایش کنم و نهایتاً از غرابت دوری کنم؛ باز گردم و هر آن چه آشناست را در مقابل بگذارم و بکوشم تا در آینده آن را ترسیم سازم.
بحرانی با افق نامعلوم (I)

بحرانی با افق نامعلوم (I)

اگر قرار باشد در یک فهرصت کوتاه، فشرده و سریع موقعیت نشر و ناشر در موسیقی را ترسیم کنیم، حاصل جز یادداشتی کوتاه و فشرده و سریع نخواهد بود و آن هم محدود به یک اظهار نظر صرفا شخصی که نه بر داده های آماری استوار است و نه بر پژوهشی متکی به روش و سئوالات معین. این هم که بگویم وضعیت نشر موسیقی در ایران، خراب است و باید مسئولین و دولت به کمک بیایند نه حرف تازه ای است و نه سخن به درد بخوری.
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

در این هنگام «قاسم آفرین» در نقد گرایش فمینیستی ابتدا خاطره‌ای تعریف کرد از اینکه سال‌های پیش متوجه شده است که بعضی کارهایی که انسان انجام می‌دهد با وجود ظاهر متفاوت، در خواست جذب جنس مخالف ریشه دارد و سپس پرسید آیا استنباط وی با گرایشی که امروز در کلاس مورد بحث است همسان است؟ مدرس پاسخ داد که موضوع جذابیت و جذب ارتباط چندانی با بحث حاضر ندارد. سپس قاسم آفرین نقد دیگری را مطرح کرد و آن هم اینکه پیشروی فمینیست‌ها (یا به‌طور کلی فمینیسم) منجر به توقف ادامه‌ی حیات نسل انسان خواهد شد. این نقدی است که در سال‌های اولیه‌ی نظریه‌ی فمینیستی در هنر نیز زیاد سخن از آن به میان آمده و حاوی فروکاهش کل جریان فمینیسم به حق فرزندآوری است، مانند این فراز که «شوارتز» تلقی مِیلر (Mailer) (منتقدی که نقد او بر کتاب «سیاست جنسی» «کیت میلت» (Kate Millett) بر وَن دِر تورن تاثیرگذار بود) و ون در تورن را از تعریف فمینیسم توضیح می‌دهد:
راش

راش

“راش” (Rush) آلبومی با اجرای استودیویی (eponymous debut studio album) توسط گروه راک کانادایایی “راش” است که شهرت فراوانی دارد. آلبوم راش در سال ۱۹۷۴ عرضه شد و در سال ۱۹۹۷ مجددا با کیفیت بهتری تکثیر شد. اولین برنامه های اجرا شده توسط “راش” بیشتر موسیقی هووی متال (heavy metal) به همراه گروههای راک محبوب بریتانیا، بود. راش طرفدار گروههای همچون لد زپلین (Led Zeppelin) و کریم (Cream) بود و این تاثیرات در آثار و اشعار این گروه شنیده می شود.