فریتز رینر، رهبر مجار

فریز رینر (۱۹۶۳ - ۱۸۸۸)
فریز رینر (۱۹۶۳ - ۱۸۸۸)
فردریک مارتین رینر (Frederick Martin “Fritz” Reiner) رهبر نامی اپرا و موسیقی سمفونیک قرن بیستم بود. وی در خانواده ای یهودی در بوداپست مجارستان به دنیا آمد. پس از تحصیلات اولیه بنا به خواست پدر در رشته حقوق، رینر آن رشته را به منظور تحصیل پیانو و آهنگسازی در آکادمی فرانتس لیست، رها نمود. در دو سال آخر تحصیل، معلم پیانوی او بلا بارتوک (Béla Bartók) بزرگ بود.

بعد از اجراهای اولیه در اپرا خانه های بوداپست و در سدن (Dresden) با ریچادر استرائوس کار می کرد؛ در سال ۱۹۲۲ به منظور رهبری ارکستر سمفونیک سینسیناتی به آمریکا نقل مکان کرد.

در سال ۱۹۲۸ شهروند آمریکا شد و آغاز به تدریس در مرکز کورتیس در فیلادلفیا-پنسیلوانی نمود؛ جایی که لئونارد برنستین (Leonard Bernstein) و لوکاس فوس (Lukas Foss) از هنرجویان وی بودند!

از سال ۱۹۳۸ تا ۱۹۴۸ ارکستر سمفونیک پترزبورگ را رهبری کرد و چندین ضبط نیز با آنان برای کمپانی ضبط کلمبیا انجام داد؛ پس از آن برای چندین سال رهبری اپرای متروپولیتن را عهده دار شد (جایی که در سال ۱۹۴۹ اجرای تاریخی را از سالومه اثر استرائوس، به همراه سوپرانوی بلغاری جوبا ولیتش (Ljuba Welitsch) در نقش سالومه رهبری کرد)؛ همچنین در سال ۱۹۵۲ به همراه این اپرا اولین اجرای آمریکایی “پیش رفتن شن کش” (The Rake’s Progress) اثر ایگور استراوینسکی را رهبری نمود.

وی رهبری و ضبط تولیدات مشهور سال ۱۹۵۲ اپرای متروپولیتن از اپرای کارمن اثر بیتز (Bizet) با حضور ستاره ای چون ریز استیفن (Rise Stevens) بر عهده داشت. پیش از مرگش، در حال آماده سازی اجرا و ضبط جدیدی به همراه اپرا متروپولیتن از “تاریک و روشنیهای خداوندان” (Götterdämmerung) اثر واگنر بود که ناتمام ماند.

در سال ۱۹۴۷ در فیلم “تالار کارنگی” به همراه ویلنیست جاشوآ هیفتز (Jascha Heifetz) حضور یافت؛ وی در این فیلم ارکستر فیلارمونیک نیویورک را با اجرای دومین قسمت کنسرتوی ویلن اثر چایکوفسکی، را در تالار کارنگی رهبری نمود. سالها بعد هایفتز و رینر کنسرتوی کامل چایکوفسکی را برای ضبط ویکتور RCA در شیکاگو ضبط کردند.

اگرچه رینر با ورودش به ارکستر سینسیناتی، تمرکز خود را بر روی کار در آمریکا گذاشت، با اینحال پس از جنگ جهانی دوم فعالیت وسیعش را در ارپا آغاز نمود. در سال ۱۹۵۳ زمانی که شهرت بین المللی فراوانی داشت، کارگردان موسیقی ارکستر سمفونیک شیکاگو شد.

ده سالی که در این ارکستر به سر برد به عنوان دوره درخشان در حرفه وی ثبت شد که امروزه نیز در آثاری که از سال ۱۹۵۴ تا ۶۲ به همراه این ارکستر برای ویکتور RCA ضبط کرده است، به گوش می رسد.

آخرین کنسرتش در آنجا در بهار ۱۹۶۳ بود و آخرین ضبط وی در آرشیو مخصوص مجله Reader’s Digest عرضه شد؛ اجرایی بود از سمفونی چهارم اثر برامس که آنرا به همراه ارکستر فیلارمونیک رویال در تالار کینگزوی لندن اجرا و ضبط نمود؛ بعدها این اجرا به روی LP و CD نیز عرضه شد. وی همچنین به همراه اعضای ارکستر شیکاگو در مجموعه تلویزیونی شیکاگو WGN-TV در سالهای ۱۹۵۳-۵۴ و بعدها در مجموعه برنامه های ملی “موسیقی برای شیکاگو” حضور یافت که بعضی از این اجراها بر روی DVD عرضه شده است.

Audio File قسمتی از سمفونی ۳۹ موزار ارکستر سمفونیک شیکاگو به رهبری رینر را ببینید

رینر به عنوان اجرا کننده ای بزرگ از آثار اشترائوس و بارتوک شهرت دارد با اینحال گاه طبع مدرنیزم در آثاری که وی رهبری کرده به گوش می رسد. او به همراه هم وطنش جوزف زیگتی (Joseph Szigeti)؛ سرجی کوزویتسکی (Serge Koussevitzky) که در آن زمان کارگردان موسیقی ارکستر سمفونیک بوستون بود؛ را متقاعد نمودند تا “کنسرتو برای ارکستر” اثر بارتوک را برای اجرا در برنامه این ارکستر بگذارد.

در حقیقت رینر مجموعه آثار وسیعی را اجرا نمود و موسیقی موتسارت را بیش از دیگر آثار تحسین می نمود. تکنیک رهبری رینر بر مبنای اقتصاد و دقت بود بر اساس شیوه آرتور نیکیش (Arthur Nikisch) و آرتورو توسکانینی. وی در هنگام اجرا ژستهای ریز و خاصی به خود می گرفت؛ گفته شده، ضربه چوب وی از دید نوازندگان به شدت بیانگر بود.

رینر اجرایی که از موسیقیداناش دریافت می نمود یکی از شگفت آورترین دست یابی ها و وضوح در بیان و رهبری بوده است. استراوینسکی؛ ارکستر سمفونیک شیکاگو را تحت رهبری رینر ”دقیق ترین و انعطاف پذیرترین ارکستر جهان” نامید. رینر هیچ گاه از طریق تاکتیکهایی که به شخصیت افراد توهین کند، استفاده نمی نمود.

موسیقیدانان شیکاگو از شیوه خاص رینر اینگونه سخن گفته اند: نوازنده ترومپت آلودف هرثت (Adolph Herseth) به رادیوی ملی گفت: “رینر اغلب می توانست من و دیگر موسیقیدانان را آزمایش کند.”

فردریک رینر سه بار ازدواج کرد و پدر سه دختر است. در سالهای پایانی زندگی سلامتی وی بر اثر حمله های قلبی که در سال ۱۹۶۰ دچار آن شده بود بسیار بحرانی شد و سرانجام در اکتبر آن سال در سن ۷۴ سالگی در نیویورک از دنیا رفت.

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (XIII)

قطعا راه های مختلفی برای آموزش دادن به کودکان وجود دارد. آموزش نکات اخلاقی و مهارتهای زندگی یکی از آموزشهای مهمی است که از طرق مختلف می‌توان به کودکان ارائه داد و یکی از راههایی که می‌توانید به کودکان این آموزشها را بدهید، اشعار و ترانه های کودکانه است.

رحمت الله بدیعی: تجویدی چیز دیگری بود

آقای شهرام صفارزاده که در امریکا هستند. ایشان ۵ سال پیش من ویولون کار کرده اند، البته بعدها پیش حبیب الله بدیعی رفتند اما در شرح حالی که خود صفارزاده نوشته بود گفته اند که «من ۵ سال شاگرد رحمت اله بدیعی بوده ام»، اگر ایشان نمی گفتند، شاید من هم یادم نبود! در حقیقت گرفتن ویولون از آرشه، انگشت گذاری و کلاً تکنیک ویولون را پیش من بودند. آقای گرگین زاده شاگرد من بودند، پروین پیشه و…

از روزهای گذشته…

او هشتاد سال دارد

او هشتاد سال دارد

اسکار پیترسون در دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ با گروه سه نفری خود متشکل از هنرمندانی چون سم جونز و نیلز هننینگ بعنوان نوازندگان بیس، جو پس بعنوان گیتاریست و لوئیس هایس نوازنده درامز * بود به فعالیت های هنری خود ادامه داد.
راوی شانکار، اسطوره زنده موسیقی هند (I)

راوی شانکار، اسطوره زنده موسیقی هند (I)

راوی شانکار (Ravi Shankar) متولد ۷ آپریل ۱۹۲۰ با اصلیت بنگالی-هندی، آهنگساز و نوازنده سیتار و مشهورترین هنرمند تاریخ هندوستان است. او پیرو بابا الا اودین خان، خالق مایهر قارانا (Maihar gharana) در موسیقی کلاسیک هند است. شانکار، پیشرو نوازندگان هندی در عصر نوین می باشد. او سالهای زیادی با نوازنده طبلا (tabla) استاد الله راکا (Ustad Allah Rakha) کیشن مهاراجه (Kishen Maharaj) و به طور مقطعی با نوازنده بزرگ سارود، علی اکبر خان همکاری نزدیکی داشته است. همچنین مشارکت وی با ویولونیست بزرگ یهودی منوهین، فیلمساز ساتیت رای (Satyajit Ray) و گروه بیتلز (Beatles) به خصوص جرج هریسون، در فعالیتهای بین المللی او قرار دارند.
ویولون گوارنری ویوتام (II)

ویولون گوارنری ویوتام (II)

ویولون ویوتام سالهای زیادی ذهن علاقه مندان به ویولون را به خود مشغول کرده بود. در سال ۱۸۹۱، آرتور هیل، تاجر اهل لندن زمانی که می خواست این ساز را بفروشد در دفترچه یادداشت روزانه اش نوشت: «افسوس که آنقدر ثروتمند نیستیم که خودمان این ویولون را نگهداریم چون آهنگ و ویژگی های دیگر این ساز معرکه هستند».
آموزش گیتار به کودکان (III)

آموزش گیتار به کودکان (III)

در تئاتر اصطلاحی فرانسوی به نام “میزانسن” وجود دارد که به عناصری همچون طراحی صحنه، نور، دکور و … اطلاق می‌شود. در واقع مناسب‌ترین بستری که بازیگران برای ایفای نقش بر أساس نمایشنامه در آن قرار می‌گیرند تا بهترین بازی و نمایش را از خود ارائه دهند. این موضوع در تمامی أمور حرفه‌ای قابلیت تعمیم دارد. هر چیزی وقتی در جای مناسب قرار بگیرد رشد و شکوفا می‌شود. بنابراین ایجاد یک محیط مناسب برای تمرین موسیقی شاید مهمترین کاری باشد که می‌بایست والدین انجام دهند. قسمتی از اتاق را برای تمرین موسیقی آماده کنید. حتا می‌توانید گوشه‌ای از دیوار را با طرح‌ها و گیتاریست‌های مطرح مزُین کنید. از اشکال فانتزی ِموسیقایی استفاده کنید. در نهایت یک میزانسن “موسیقایی” را ایجاد کرده‌اید.
تاریخ برگزاری تور گروه The Who اعلام شد

تاریخ برگزاری تور گروه The Who اعلام شد

گروه افسانه ای موسیقی راک The Who، برای اولین بار پس از گذشت بیش از ۲۰ سال، تور خود را آغاز میکنند. این تور با کنسرتهایی در ایالات متحده، کانادا، آمریکای جنوبی، آسیای شرقی، اروپا و استرالیا برنامه ریزی شده و اولین کنسرت آن روز ۱۲ سپتامبر در فیلادلفیا اجرا خواهد شد.
مروری بر آلبوم «بوم خیال»

مروری بر آلبوم «بوم خیال»

اگر اجرای موسیقی آوازیِ مو به مو مبتنی بر بلوک‌بندی و جمله‌بندی و ساختار خرد و کلان ردیف‌ها را یک سرِ طیف، و موسیقی آوازیِ آهنگسازی‌شده را، که شاید از ماحضر موسیقی کلاسیک ایرانی تنها اشل‌هایِ صوتیِ مدها را در خود داشته باشد و تمام دیگر عناصرش (از الگوهای ملودیک و ریتمیک گرفته تا نحوه و روند تغییر مدها، فرم و غیره) از چشمه‌ی خلاقیتِ سازنده/نوازنده‌اش جوشیده، سرِ دیگرِ طیفِ آن سنتی بدانیم که در قرن اخیر بداهه‌نوازی نام گرفته است، پنج تکه تکنوازیِ مجملِ صائب کاکاوند در «بوم خیال» را باید جایی نزدیک به پایانه‌ی نخستِ طیف در نظر گرفت.
فواصل زمانی (II)

فواصل زمانی (II)

از فواصل تبدیلی می توان به عنوان ابزاری درتغییرات متریک موسیقی ٬ مثلا تبدیل اوزان ساده و ترکیبی به یکدیگر استفاده نمود:
نمودی از جهان متن اثر (XV)

نمودی از جهان متن اثر (XV)

به نظر می‌رسد تا زمانی که فرض اولیه‌ی آنالیز بر «تجزیه به عناصر…» قرار دارد، نمی‌توانیم این اشکال را برطرف کنیم چرا که این امر ذاتی کنش تجزیه و تحلیل است. اما از سوی دیگر درست است که طرح پرسش رابطه‌ی جزء و کل در یک اثر موسیقایی صحیح به نظر می‌رسد اما پذیرش این که آنالیز در دست یافتن به دانشی درباره‌ی کل ناتوان است اولا آن را کاملا بی‌اعتبار نمی‌سازد، چرا که می‌توانیم اعتبارش (یا دستکم بخش مهمی از آن) را به توانایی شرح روابط میان اجزای یک قطعه نسبت دهیم؛ ثانیا اگر بپذیریم که آنالیز به طور کلی از این طریق بی‌اعتبار می‌شود، مانند این است که فضای کار دانشورانه را به سوی نوعی «عرفان موسیقایی» یا گونه‌ای «شهود شنیداری» مبتنی بر درک بی‌واسطه و کاملا شخصی و البته به همان نسبت بدون قاعده‌مندی شناخته شده از آثار موسیقی هدایت کرده باشیم؛ در این صورت تنها راه‌هایی که برای «درک» اثر باقی می‌ماند، دست یافتن به کل اثر از طریق تجربه‌ی مستقیم شنیداری یا اجرای آثار (و احتمالا غرق شدن در لحظات ناب موسیقی بدون هر گونه فعالیت تحلیلی) است.
نگاهی به اپرای عاشورا (IV)

نگاهی به اپرای عاشورا (IV)

این پرده با تم معروف حر آغاز میشود که تنها پرده این اپرا است که عبدی در آن از تمی غیر از ساخته های خودش استفاده کرده است. اکثرا در تعزیه هایی که در جای جای کشور ما اجرا میشود، ملودی های مختلفی به کار گرفته میشود و به ندرت چند تعزیه کاملا یکسان میتوان یافت، مگر قسمت حر که در اکثر تعزیه ها همین تم در مایه دشتی استفاده میشود؛ در این اپرا هم عبدی از همین سنت پیروی کرده است.
سیداصفهانی: هنرمندان برای خود رازهایی دارند

سیداصفهانی: هنرمندان برای خود رازهایی دارند

ببینید ایشان به مرور دچار این فراموشی می شوند، همین طور که خانم میلانی در گفتگویشان گفتند و در کتاب هست، می بینیم که برای یکی از فستیوال ها که می روند ارمنستان، در آنجا گروه کر می بیند که آقای سرشار انگار یک تیکه هایی را دارد دوباره میخواند به اشتباه و رهبر ارکستر همه چیز را جمع میکند. اوایل خیلی به صورت تدریجی این اتفاق برای آقای سرشار می افتد. من از هرکس که این سوال را کردم فقط همه تایید می کردند حتی از آقای گلمکانی که گفتند آدرسها را فراموش میکردند. این فراموشی ایشان یاد ِ همکارانشان هست. بقیه هم اگر قانع نمیشوند کتاب را بخرند و بخوانند و قضاوت کنند. من در مورد هنر ایشان کار کرده ام نه در مورد مردن ایشان!