کارایان و سمفونی های موتسارت (I)

اولین کار ضبط شده هربرت فون کارایان متعلق به موتسارت بود: اورتور فلوت سحرآمیز که با شرکت اشتاتسکاپل برلین (Staatskapelle Berlin) در سال ۱۹۳۸ ضبط شد (و اخیرا نیز دویچه گرامافون دوباره آن را منتشر نموده است). کارایان سپس سمفونی های سل مینور هافنر و ژوپیتر را در سال ۱۹۴۲ با ارکستر رادیویی تورین ضبط کرد. یکی از اولین اثر های ضبط شده او پس از جنگ جهانی اول یکی دیگر از سمفونی های موتسارت یعنی سمفونی شماره ۳۳ k 319 در سی بمل بود که با ارکستر فیلارمونیک وین و در سال ۱۹۴۶ ضبط شد.

اگرچه کارایان در تمام طول عمرش، یک موزیسین موتسارتی باقی ماند اما هیچ گاه سمفونی های نخستینِ موتسارت، حتی سمفونی شماره ۲۵، را ضبط نکرد! یکی از اولین سمفونی های موتسارت که کارایان آن را ضبط کرد، سمفونی ۲۹ k 201 بود که در آغاز در سال ۱۹۶۰ با ارکستر فیلارمونیا و پنج سال بعد با ارکستر فیلارمونیک برلین ضبط شد.

این سمفونی همچنین بار دیگر در سال ۱۹۸۷ نیز با همین ارکستر به ضبط رسید. کارایان هیچ گاه «پاریس» (سمفونی شماره ۳۱) یا سمفونی شماره ۳۴ در سی ماژور را ضبط نکرد؛ اما به نظر می رسد که به غیر از شش سمفونی معروف آخر (و سمفونی شماره ۲۹)، سمفونی شماره ۳۳، سمفونی مورد علاقه کارایان بوده است.

علاوه بر ضبط آن در سال ۱۹۴۶ با ارکستر فیلارمونیک وین، کارایان آن را دوباره در سال ۱۹۶۵ و با ارکستر فیلارمونیک برلین ضبط کرد. کارایان شش سمفونی آخر موتسارت (هافنر، لینتز، پراگ، سمفونی شماره ۳۹ در می بمل، شماره ۴۰ در سل مینور و ژوپیتر) را برای نخستین بار در سپتامبر ۱۹۷۰ در قالب یک مجموعه سمفونی ضبط کرد.

آخرین ضبط او از سمفونی های موتسارت شماره های ۲۹ و ۳۹ در سال ۱۹۸۷ بودند. کارایان کلا سمفونی شماره ۴۰ را پنج بار ضبط کرد: سه بار با ارکستر فیلارمونیک برلین، یک بار با ارکستر فیلارمونیک وین در سال ۱۹۴۹ و یک بار هم بار ارکستر فیلارمونیا در سال ۱۹۵۵٫

کارایان به عنوان یک موزیسین موتسارتی، با تسلط ماهرانه خود، موومان هایی ریتمیک و پر نشاط و طنینی پالوده را به بوجود آورد که همگی از وجود خودش سرچشمه گرفته بودند. لحن او پر مایه تر از موسیقی بیچام، رنگ آمیزی او پیچیده تر و جمله بندی هایش گاهی دشوارتر بودند.

کارایان نیز مانند دیگر رهبران بزرگ آثار موتسارت، کاملا بر کار خود مسلط است: جلسه های تمرین کارایان مانند تمرین های والتر نشان دهنده دقت او به جزئیات و همچنین توجه به نغمه و آهنگ همراه با ساختاری ظریف و طنین قوی است و همانطور که از یک رهبر بزرگ اپرا انتظار می رود در کارهای کارایان همیشه نوعی تمرکز دراماتیک و وقوع طبیعی رویدادهای موسیقایی به چشم می خورد.

ساختن سمفونی های موتسارت بیش تر از اپراهایش طول کشید: او اولین اپرایش را در دوازده سالگی و اولین سمفونیش را در هشت سالگی ساخت. در واقع تعداد سمفونی های موتسارت (۵۰ سمفونی) به طور چشمگیری بیش تر از کوارتت های زهی، کنسرتو ها یا سونات برای پیانو هستند. اما از آن جا که سمفونی های او در جوانی ساخته شده اند، تعداد سمفونی های خوب او کمتر از تعداد کنسرتوها یا کوارتت های مهم اوست.

موتسارت پیش از ۱۸ سالگی حدود ۴۰ سمفونی ساخته بود و سمفونی دلربا و دوست داشتنی لا ماژور (شماره ۲۹) را نیز تنها دو ماه بعد نوشت. سمفونی های شماره ۳۲ و ۳۳ در سال ۱۷۷۹ و در سالزبورگ ساخته شدند. موتسارت هافنر و لینتز را اوایل دهه ۸۰ قرن هیجده و پس از رفتن به وین نوشت. او پراگ، فیگارو و کنسرتو پیانوهای مهم خود در لا ماژور (k488)، سی مینور (k491) و سی ماژور (k503) را در سال ۱۷۸۶ خلق کرد.

یک دیدگاه

  • mohammad hessam
    ارسال شده در مرداد ۳۰, ۱۳۹۰ در ۱۰:۰۵ ب.ظ

    besyar niku faghat dust daram bedunam manzuretun az inke karajan ye musiciane mozarti e chie? ba tashakor

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (I)

باربد، موسیقیدان و هنرمند بزرگ ایرانی، مربوط به دوره طلایی ساسانی. کسی که پایه های موسیقی ایرانی و شعر عروضی عرب را بنیان نهاد. شخصیتی جادویی که برای هر روز ماه و سال، جنگ ها، پادشاهان و غیرت و عظمت ایرانی آهنگ و شعر ساخت و سروده های زرتشت را در قلب ایرانیان حک کرد. نوازنده چیره دست بربط و شاه رامشگران ایران. در این مقاله هر چند کوتاه، به دوران زندگی پر افتخار این مرد بزرگ می پردازیم. سفر او از شهری کوچک در خراسان تا تیسفون پایتخت امپراطوری ساسانی و شروع دوران رشد و شوفایی او و هنر ایران. سپس اولین شکست خسرو پرویز از اعراب و شروع دوران افول فرهنگ و عظمت و هنر ایران. در هر مجالی که فرصت داد اشعاری که بزرگان در باب وی سرودند را آوردیم و در سروده های فردوسی که به مدح و ستایش باربد پرداخته به جستجو و بررسی پرداختیم. با وجود بیش از پانصد کتاب در زمینه باربد یا مرتبط با ایشان سعی بر آن نمودیم که با استفاده از منابع دقیقتر و جامع، اصل و چکیده زندگی این اسطوره ایرانی را به تصویر و نگارش بکشیم. باشد که مورد توجه علاقمندان به فرهنگ و هنر ایرانی مخصوصا موسیقی ایرانی قرار گیرد.

مروری بر آلبوم «تصنیف‌های عارف قزوینی»

اجرایِ مقبولِ همه‌ی تصنیف‌های عارف در یک مجموعه، درباره‌ی شخصیت او و تصنیف‌سازی‌اش و در مورد تصنیفِ قاجاری به طور عام، فرصتِ تأملی دیگر می‌دهد. ازاین رو هر چند تصریح شده که هدف، گردآوریِ نمونه‌ای آرشیوی یا آموزشی نبوده اما می‌توان چنین کارکردی نیز برای این مجموعه قائل شد وگرنه با تمام تلاشی که در شنیدنی‌شدنِ اجرای همه‌ی بندهای تصانیف شده، هنوز شنیدن سیزده دقیقه تکرارِ تضرعِ عارف برای ماندنِ مورگان شوستر در ایران، در مقامِ یک اثر موسیقی چندان توجیهی ندارد*.

از روزهای گذشته…

«ما بی وطن ها…»

«ما بی وطن ها…»

«استانبول» برای من همیشه تداعی‌کننده‌ دو موضوع بوده: شهرِ مقصد هزاران ایرانیِ گریزان از جنگ در سال‌هایی نه‌چندان دور، و شهری که محل زندگی ثمین باغچه‌بان، آهنگساز صاحب‌نام و مهاجر ایرانی است.
پایِ لنگِ پنج ضربی  و  هفت‌ضربی (II)

پایِ لنگِ پنج ضربی و هفت‌ضربی (II)

اما امروز بعد از گذشت نزدیک به چهل سال، استفاده از این الگوی کلیشه‌ای، به ویژه در قطعات موسیقی بی‌کلام، دیگر توجیهی ندارد و تکرار ساده و هزاران‌باره‌ی آن، خود می‌تواند از نشانه‌های رخوت و رکود فکری موسیقی کلاسیک ما باشد.
در باب متافیزیک موسیقی (V)

در باب متافیزیک موسیقی (V)

به علاوه، چون در نتیجه نظریه فیزیکی زیربنایی، ویژگی واقعا موسیقایی اصوات باید در نسبت سرعت ارتعاشات آنها یافت شود و نه در قدرت نسبی شان، گوش موسیقایی همواره ترجیح می دهد در هارمونی، نه قویترین نت بلکه زیرترین نت را دنبال کند. از این رو، حتی در نیرومند ترین همراهی ارکسترال نیز، سوپرانو برجسته است و از این رو حق طبیعی برای اجرای ملودی پیدا می کند. با این حال، انعطاف پذیری زیاد سوپرانو، که نتیجه همان سرعت ارتعاشات است، همان طور که در پاساژهای پر زرق و برق و موومان ها دیده می شود، به این امر کمک می کند.
از چه آکوردی به چه آکوردی برویم؟

از چه آکوردی به چه آکوردی برویم؟

احتمالا خیلی از شما افرادی را دیده اید که توانایی همراهی با هر ترانه ای که یک خواننده می خواند را دارند. اینگونه از افراد با گوشهای دقیق، تجربه و معلوماتی که از دانش هارمونی دارند بسادگی می توانند به چنین قدرتی دست پیدا کنند. اما چگونه؟
پاسخی بر یک سئوال

پاسخی بر یک سئوال

شهریور ماه سال گذشته بود که مطلبی در این سایت منتشر شد با عنوان «چند سوال!» که به اجرای موسیقی کشورهای غربی با سازهای ایرانی می پرداخت. این نویسنده در نوشته ای دیگر به طنز اجرای موسیقی غربی با سازهای ایرانی به «پیتزای قرمه سبزی» تشبیه کرده بود.
از آخرین نوازنده تا اولین آهنگ‌ساز (I)

از آخرین نوازنده تا اولین آهنگ‌ساز (I)

هنر موسیقی تاریخی ویژه‌ی خود دارد، از ظهور خواننده تا نوازنده و از آن تا ظهور شخصیت قدرت مند آهنگ‌ساز سه مرحله‌ی مهم از عرصه‌ی هنر موسیقی است. تنها با ظهور آهنگ‌ساز که تفریبا هم‌زمان با ظهور زبان موسیقی بود، این هنر توانست عرصه‌ای از نقد اثر را برای سازنده‌اش فراهم سازد. روندی که منجر به تنوع و تکامل حیرت‌انگیزی در تولید آثار این هنر شد. در ایران خودمان هرچند که هنوز جدال‌های خواننده با نوازنده به‌ پایان نرسیده و در حالی‌که خواننده می‌تواند به مقامات عالی برسد، هنوز هم نوازنده ناچار است در پس پرده ساز را به‌دست گیرد، در دوره‌ای خاص به همت هنرمندانی چون وزیری و خالقی بارقه‌هایی از عصر آهنگ‌سازی پدید آمد، به‌طوریکه می‌توان چنین گفت که خالقی اولین آهنگ‌ساز حرفه‌ای کامل در کشورمان گردید. او تماما به‌عنوان یک آهنگ‌ساز شهرت پیدا کرد، هرچند که وزیری شایسته‌ی آن‌ است که آغازگر این راه باشد، اما وزیری هم بیشتر به‌عنوان یک نوازنده‌ی تار مشهور شده بود.
هندسه ای مطنطن!

هندسه ای مطنطن!

در موسیقی فواصل کسردار فواصلی اند که در آن ها نسبت فرکانسی دو نت با یک کسر حاوی اعداد صحیح بیان می شود. یکی از قدیمی ترین رساله ها که این نوع از فواصل را ارجح دانسته، رساله «هارمونی»‌ بطلمیوس، فیلسوف قرن دوم میلادی یونان است که در تایید و تکمیل نظریه فیثاغورث مبنی بر ساختار ریاضی فواصل موسیقی نوشته شده است.
تحلیلی بر «چنگ رودکی» (V)

تحلیلی بر «چنگ رودکی» (V)

این آرامش، به دلیل به کارگیری برخی عناصر مشابه با ملودی مصرع اوّل بیت قبل، احساسی از «بازگشت» (و آرامشی حاصل از این بازگشت) را نیز با خود در بردارد که در هماهنگی با مضمون معنایی بیت (سرو سوی بوستان آید همی) است. تعلیق و تنش ملودی مصرع قبل نیز دارای رابطه ای مشابه با مضمون آن مصرع (میر سرو است و بخارا بوستان) است.
بیژن کامکار: پدرم تحت تاثیر صبا بود

بیژن کامکار: پدرم تحت تاثیر صبا بود

ظاهرن‌ پدرم با پول تو جیبی‌هایش ساز می‌خریده و پدرش چند بار سازش را شکسته بود ولی باز پدرم ادامه می‌داده است. به هر حال در آن دوره، موسیقی را مطربی می‌دانستند و اصلاً شأن خوبی نداشته است. با تکنیک کمانچه‌ای که داشت و نُت هم می‌دانست شروع کرد به زدن قطعه‌های محلی و کُردی با ویولن تا اینکه برای یک دوره‌ی موزیک نظام از طرف ارتش به تهران می‌آید. ‌
بررسی اجمالی آثار شادروان<br> روح الله خالقی (قسمت دوم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت دوم)

این اثر را که برخی آنرا آهنگ آذربایجان نیز نامیده اند نباید با سرود “آذربادگان” که کلام آن از دکتر حسین گل گلاب است اشتباه گرفت. این ترانه حماسی پر شور حاصل طبع لطیف رهی معیری است که در عین سویه سیاسی، آثار قریحه شاعرانه رهی را نیز در بر دارد.