مهدی برکشلی (۱۲۹۰-۱۳۶۶) رساله دکتری خود را در دهۀ بیست شمسی در رشتهٔ فیزیک صوت و با موضوع فواصل موسیقی ایرانی در دانشگاه سوربن و اکسماریس به انجام رساند. زاون هاکوپیان (۱۲۷۵-۱۳۷۰) به دنبال برکشلی، رسالهٔ دکتری خود را در سال ۱۳۳۳ در رشتهٔ موزیکولوژی در دانشگاه استراسبورگ ارائه داد.
سومین فصل بر ظهور و تثبیت مفهوم دوازده دستگاه در متون اروپایی و آمریکایی تمرکز دارد و به بررسی پایاننامهٔ دکتری موسیقیشناس ایرانی، خاچیخاچی میپردازد که تحتنظر موسیقیشناس آلمانی ماریوس اشنایدر و در دانشگاه کلن آلمان نوشته بود (Khatschi ۱۹۶۲). این فصل به مرور رسالهٔ خاچی و منابعی که استفاده کرده میپردازد و تأثیر خاچی بر برخی موسیقیشناسان محقق موسیقی ایرانی را پیگیری میکند. ایدهٔ دوازده دستگاه در نتیجهٔ همین روال به نظام مدال رایج موسیقی ایران در متون اتنوموزیکولوژی تبدیل شد.
بخش دوم این کتاب به ظهور مفهوم دستگاه در متون موسیقایی فارسی اختصاص دارد. آغازگر این بخش (فصل چهارم)، طبقهبندی مدال در ایران پیش از دورهٔ قاجار را بررسی میکند. اولین قسمت این فصل مدهای باستانی را توصیف میکند که به عنوان هفت راه منسوب به باربد (موسیقیدان مشهور دورهٔ ساسانی) شناخته میشوند. در ادامه اولین طبقهبندیهای مدال نوشته شده توسط صفیالدین ارموی و محمد نیشابوری مورد بحث قرار گرفته است.
این دو نویسندهٔ متعلق به اواخر دوران خلافت عباسیان، نظامی مبتنی بر دوازده مد اولیه و شش مد ثانویه را ثبت کردهاند. این نظام به طبقهبندی رایج مدها در بین نویسندگان منابع ایرانی، عربی و ترکی تبدیل شد. حدود دو قرن بعد، سومین نظام مبتنی بر بیست و چهار مد به مجموعههای پیشین اضافه شد و یک صد سال بعد نظامی دیگر با چهل و هشت مد این دستهبندی را کامل کرد. آخرین بخش این فصل روابط اشتقاقی بین چهار مجموعهٔ مدال متعلق به دورهٔ صفوی را مورد بررسی قرار داده و استدلال میکند که این ارتباطها لزوماً به معنای ارتباط مدال نبوده و بیشتر جنبهٔ سمبلیک داشتهاند.
پنجمین فصل با پرداختن به مسئلهٔ ظهور دستگاه به عنوان مجموعهٔ اجرایی چندمدی، مفهوم قرابت مدها را بررسی میکند که نخستینبار توسط قطبالدین شیرازی (۶۱۵-۶۸۹ ق) در اوایل قرن هشتم قمری ثبت شد و بعدها عبدالقادر مراغهای آن را بسط داد. در اوایل دورهٔ صفوی مفهوم توصیهٔ مدهای مذکور بهصورت مجموعهای چهارتا پنجتایی در متون موسیقایی گمنام نوشته شد که پس از یک قرن به مفهوم چهار شدّ بسط پیدا کردند؛ و درنهایت با روی کار آمدن سلسلهٔ قاجار عنوان «دستگاه» بر آنها نهاده شد.
فصل ششم به برقراری نظام دستگاهی در دورهٔ قاجار میپردازد؛ دورهای که ثبات اجتماعی و حمایت از هنر، فرصتی را برای گسترش فعالیتهای موسیقایی فراهم کرده بود. دو متن تاریخدار متعلق به اواخر سدۀ دوازدهم و اوایل سیزدهم، نمونههایی از مجموعههای چهار و دوازده دستگاه ارائه کردند که هرکدام شامل مدهای متعددی میشدند. در دورهٔ ناصرالدین شاه نیز دو متن دیگر که معرف دو نمونه از یک نظام دستگاهی بودند، تألیف و گردآوری شدهاند.


۱ نظر