گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

«تفضلی: تک‌زبانی موسیقی‌ را‌ به‌ محاق‌ می‌برد» (۲)

محمدرضا تفضلی

شما به نوعی موسیقی ملی را در آثارتان بازتاب می‌دهید، در واقع «ایرانی بودنِ» موسیقی برای شما مهم است. چه آثاری را با این دغدغه تا به حال ساخته‌اید؟
جدای از مضامین مشخص ملی، بد نیست قبل از پاسخ به این سوال مقدمه‌ای را بگویم. زمانی‌که من تحصیل موسیقی را در تهران شروع کردم یعنی در سال‌های انتهایی دهه ۶۰  و همچنین اوایل دهه ۷۰، مسئله هویت، مسئله اصلی آهنگسازان بود. به ‌طوری که همه آهنگسازها این هدف را داشتند که اثرشان، «ملی» به‌گوش رسد و در واقع این گفتمان اصلی در میان آهنگسازان ایرانی غالب بود و وجود داشت. از میان آهنگسازانی که آثار ارکستری می‌نوشتند مرتضی حنانه، احمد پژمان، حسین دهلوی، فرهاد فخرالدینی، حسین علیزاده، کامبیز روشن‌روان، هوشنگ کامکار، محمدرضا درویشی، محمدسعید شریفیان و… هرکدام به شکلی این هدف را دنبال می‌کردند. با وجود هدف مشترک اما کاتگوری موسیقی‌ها متفاوت بود و این خود منجر به تفاوت لحن آهنگسازان می‌شد.

حتی آهنگسازانی مانند علیرضا مشایخی که قبلا به آثار آوانگارد شهره بودند بعد از بازگشت به ایران آثاری با زبان ایرانی نوشتند. پس مساله هویت برای نسل ما مساله اصلی و ارجح بود و در عمل این را آموخته بودیم. با این پس‌زمینه من برای ادامه تحصیل به خارج کشور رفتم و بعد از فارغ‌التحصیلی از سن‌پترزبورگ به ایران برگشتم، یعنی در نیمه دهه ۸۰؛ وقتی به ایران برگشته بودم دغدغه‌ نسل جدید به گونه‌ای متفاوت شده بود. یعنی بیشتر از این که علاقه‌مند باشند که موسیقی‌شان ملی به گوش برسد، این تمایل وجود داشت که موسیقی‌شان بین‌المللی به‌گوش رسد که مورد پذیرش هم مکان‌های تحصیلی و هم جشنواره‌های اروپایی و آمریکایی قرار بگیرد، البته اشاره کنم که بعدها میان این دو رویکرد به یک تعدیلی رسیدیم.

به نظرم در تمام این تغییر گرایش‌ها می‌توان تأثیرات و پیامدهای رویدادهای اجتماعی-سیاسی را جست‌وجو کرد. برمی‌گردیم به همان مساله هویت که برای من هم مدت‌ها دغدغه اصلی بود. حتی در کارهایی که شاید یک مضمون ملی مشخص هم نداشته باشند، این دغدغه را دنبال کردم. به ‌طور مثال در سمفونی شماره ۱ به نام «واگویه‌ها» که در واقع وجه تسمیه آن به دلیل واگویه‌هایی از ردیف موسیقی ایرانی است که در موومان اول استفاده شده است.

در موومان آخر یعنی رندو آلا کوردا (رندو به شیوه کردی) تمی شبیه موسیقی کردی به کار رفته است. در کارهایی همچون کوارتت شماره ۱، سونات برای پیانو و سونات برای ویلنسل و پیانو هرکدام به نوعی این گرایش وجود دارد. مثلا استفاده از ریزپرده در ساز ویلنسل در فینال سونات ویلنسل و پیانو. اما از منظر مضامین ملی اگر بخواهم به آثاری اشاره کنم می‌شود به کانتات «پیر احمد آباد» بر روی شعر «تسلی و سلام» اخوان ثالث به یادبود دکتر محمد مصدق، سوئیت «دنا» برای ارکستر کوچک با الهام از کوه دنا، و اخیرا کوارتت شماره ۲ اشاره کنم که کوارتت اخیر را در زمان جنگ و همان شرایط ویژه جنگ در تهران نوشتم و به همین دلیل نام این کوارتت را «تهران» گذاشتم. موومان اول را در جنگ ۱۲ روزه شروع کردم و موومان‌های دوم و سوم را در همین جنگ ۴۰ روزه نوشتم. با این فکر که در شرایط سخت و دهشتناک هم امر هنر نباید تعطیل شود. در موومان دوم کوارتت تهران از یک تم علی‌اکبر شیدا و در موومان سوم از یک تم‌ محمدرضا لطفی استفاده کردم.

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران
مدرس دانشگاه هنر ایران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است