کریستوف ایشنباخ (I)

كريستوف ايشنباخ
كريستوف ايشنباخ
کریستوف ایشنباخ (Christoph Eschenbach) رهبر و پیانیست مشهور آلمانی، متولد ۲۰ فوریه ۱۹۴۰، برسلا – آلمان (امروزه متعلق به کشور لهستان) است. کریستوف ایشنباخ در زمان جنگ جهانی دوم پدر و مادرش را از دست داد. در نتیجه این فقدان برای یک سال صحبت نکرد تا آنکه از او سوال شد آیا مایل است سازی بنوازد! در سال ۱۹۴۶ دخترعمه مادرش والیدور ایشنباخ (Wallydore Eschenbach) او را به فرزندی پذیرفت. بعد از جنگ، کریستوف در کنار نامادری مهربانش به یادگیری پیانو پرداخت.

او در سن ۱۱ سالگی شاهد رهبری ویلهم فورت ونگلر (Wilhelm Furtwängler) بود که تاثیری عمیق بر وی گذارد.

کریستوف در سال ۱۹۵۸ در هنرستان موسیقی در شهر کولوگن ثبت نام کرد. در سال ۱۹۵۹ آغاز به یادگیری پیانو نمود. به عنوان آهنگساز، ایشنباخ جوایز اول رقابت های پیانوی فراوانی را از آن خود کرد، مثل جایزه اول رقابت کارلا هاسکی ۱۹۶۵ در سوئیس.

در سال ۱۹۶۴ اولین آلبوم خود را با اجرایی از آثار موزار و با برچسب دویچه گرامافون عرضه کرد. ایشنباخ به یادگیری رهبری از جرج سل (George Szell) ادامه داد و بیش از سه سال به همراه وی کار کرد، به اضافه هربرت فن کارایان (Herbert von Karajan) که برای نزدیک به بیست و پنج سال استاد راهنمایش بود.

در سال ۱۹۸۱ ایشنباخ رهبر میهمان ارکستر زوریخ شد و از سال ۱۹۸۲ تا ۸۶ به عنوان رهبر اصلی این ارکستر منصوب شد. از دیگر مقامهای وی، مدیر موسیقی ارکستر سمفونیک هوستون ۱۹۸۸-۹۹، رهبر ارکستر سمفونیک هامبورگ ۱۹۹۸-۲۰۰۴ و مدیر موسیقی جشنواره تابستانی راوینیا در ارکستر سمفونیک شیکاگو ۱۹۹۴-۲۰۰۵٫ وی به عنوان تک پیانیست و رهبر، بیش از ۸۰ اثر ضبط شده دارد و در چندین مستند تلویزیونی نیز حضور یافته که بسیاری از کنسرتهای وی از شبکه های اروپایی، آمریکا و ژاپن پخش شده است.

از سال ۲۰۰۰ ایشنباخ مدیر موسیقی ارکستر پاریس بود. در مه ۲۰۰۷ اعلام شد که وی قرارداد خود را با ارکستر پاریس در سال ۲۰۱۰ منعقد خواهد کرد. او به موسیقیدانان با استعداد جوان در جهت پیشرفت در حرفه شان کمک و حمایت کرده از جمله: رنه فلمینگ (Renée Fleming) خواننده سوپرانو، تیمون بارتو (Tzimon Barto) و لانگ لانگ (Lang Lang) پیانیست و کلودیو بورگز (Claudio Bohórquez) نوازنده ویلنسل.

وی از سال ۲۰۰۳ به عنوان هفتمین کارگردان موسیقی ارکستر فیلادلفیا منصوب شد، این انتصاب بحث های فراوانی را برانگیخت، چرا که ایشنباخ برای بیش از ۴ سال بود که این ارکستر را رهبری نکرده بود و موسیقیدانان از این روی نارضایتی خود را ابراز نمودند.

یکی از نوازندگان ارکستر پس از اعلام این انتصاب چنین گفت: “بعد از یک ساعت و نیم جلسه با ما و در پایان، اعلام این تصمیم، هیچ تشویقی در میان نبود، تنها اعتراضات بلند شد. یکی از اعضای هیات انتخابی گفت، شما خواهید دید که او را دوست خواهید داشت. اما ما همچنان به اعتراضات خود ادامه دادیم زیرا وی ما را برای بیش از ۴ یا ۵ سال رهبری نکرده بود، نزدیک به ۲۰ تا ۳۰ نوازنده هرگز با وی کار نکرده بودند.” با اینحال قرارداد وی که تنها برای سه سال بود، تا پایان فصل ۲۰۰۷-۲۰۰۸ تمدید شد. برخی از منتقدین عقیده داشتند که پس از آن ایشنباخ باید در ارکستر بماند و برخی معتقد بودند باید برود و در حرکت باشد.

پیتر دوبرین (Peter Dobrin) منتقد در روزنامه Inquirer نوشت: “حضور ایشنباخ در ارکستر برای بسیاری سخت بود، برای سه فصل ایشنباخ و ارکستر، کنسرتهای درخشانی را برگزار کردند. اگرچه اغلب موسیقیدانان به کار او انتقاد می کردند، او در بین نتها در زمان کنسرت گم می شود؛ در زمان تمرین بدون برنامه ریزی است و اغلب درخواست زمان بیشتری می کند و روی سرعتهای تند و کند به شکل خاصی تکیه دارد.” با اینحال ایشنباخ حضوری پرثمر برای ارکستر داشت و به دلیل موفقیتهای درخشانش در آنجا، توانست کمکهای مالی فراوانی برای ارکستر فراهم کند.

دوبرین در مقاله ای در اعتراض به انتقادهای شدید نسبت به ارکستر و ایشنباخ که در اخبار و حتی سایتهای اینترنتی پخش شده بود، اینچنین نوشت: “من و بسیاری از منتقدین دیگر، احساس می کنیم که به استاد ایشنباخ حمله های لفظی شدیدی می شود، چنین نقدهایی راجع به استاد و ارکستر بسیار مضحک و بی رحمانه است. تمام خانواده ارکستر از چنین گزارشات غیر منصفانه ای نسبت به خود، مایوس شده اند.” جیمز آندرفولر (James Undercofler)، با موسیقیدانان ارکستر صحبت نمود و به ایشنباخ نتیجه این صحبت را بیان کرد: “۸۰ درصد نوازندگان از برخورد هنری شما راضی نیستند. ۸۰ درصد نوازندگان پس از پایان هر کنسرت خشم فراوانی داشتند. ارکستر بمبی قابل انفجار از نارضایتی است!”

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

اولین دکتر موسیقی (I)

حســین ناصحی در سال ۱۳۰۴ در خانواده ای هنردوست به دنیا آمد. مادرش از شاگردان استاد درویش خان بود و تار می نواخت. به همین جهت ذوق موسیقی او از اوان کودکی پرورش یافت. وی از ســن ۱۴ سالگی با ورود به هنرستان عالی موسیقی و انتخاب ساز ترومبون زیر نظر اســتاد چک «ژوزف اسالدک» مشغول تحصیل گردیــد و پس از مــدت کوتاهی به همکاری با ارکســتر رادیو به سرپرستی پرویز محمود پرداخت. او جزو شاگردان ممتازی بود که به دعوت دولت ترکیه و با بورســیه هنرستان برای ادامه تحصیل روانــه آنکارا گردید و در آنجا زیر نظر اســتاد «کاظم آکســس» از شاگردان برجســته «بلا بارتوک» آهنگساز شهیر مجارستان به همراه دوست دیرینه اش ثمین باغچه بان به فراگیری آهنگسازی پرداخــت.

دوازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران (مگتان ۱۲- بهمن ماه ۹۶) برگزار می شود

دوازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران در روز ششم بهمن ماه ۱۳۹۶ به صورت اینترنتی برگزار خواهد شد. ای دومین دوره مسابقات مگتان است که به صورت اینترنتی به صورت ترکیب اجرای زنده و اینترنتی برگزار می شود و طبق معمول به برنده این مسابقه یک گیتار با ارزش اهدا خواهد شد.

از روزهای گذشته…

صداسازی در آواز (III)

صداسازی در آواز (III)

در هنگام تنفس شکمی تصور کنید بادکنکی در داخل محوطه شکمی قرار گرفته که هوای درون آن در هنگام عمل دم و بازدم به توسط فشار دیواره های اطراف محوطه شکم، پر و خالی می شود و مجموعه قفسه سینه و مجرای تنفسی را صرفا به عنوان یک کانال برای عبور و هدایت جریان هوا از دهان به سمت شکم و بالعکس تلقی کنید. این بدان معنی است که وقتی در مقابل آینه نفس گیری می کنید نباید درناحیه قفسه سینه حرکت محسوسی دیده شود یا شانه ها به سمت بالا و پایین حرکت کنند. بر عکس در ناحیه شکم شاهد آن خواهید بود که پهلوها به طرف جناحین جابجا شده و قسمت جلوی شکم نیز به سمت بیرون و یا به داخل حرکت می کنند.
نوازنده و تمرین (VIII)

نوازنده و تمرین (VIII)

روش تمرین و استراحت که پیشتر در مقاله نوازنده و تمرین شماره یک، مورد بررسی قرار گرفت مبتنی بر بهره گیری از کوچکترین فرصت های روزانه برای تمرین نمودن و تقسیم کردن تمرین روزانه به بخش های مختلف و مجزا است.
کنی جی، معرف جهانی ساکسیفون سوپرانو

کنی جی، معرف جهانی ساکسیفون سوپرانو

Kenneth Gorelick ( متولد ۵ جون ۱۹۵۶)، که با اسم صحنه خود،Kenny G ، شناخته شده تر است، یک نوازنده ساکسیفون آمریکاییست که آلبوم چهارمش ، Duotone ، در سال ۱۹۸۶ برای او موفقیت چشم گیری به ارمغان آورد.
بحیرایی: از ایده های جدید استقبال میکنم

بحیرایی: از ایده های جدید استقبال میکنم

همونطور که اشاره کردید تا حال سه آلبوم در بازار موسیقی عرضه شده اند که من هم در شکل گیری آنها نقش داشتم. در واقع دو آلبوم با صدای بنده به نامهای خوان هشتم که یک آلبوم صوتی است، به آهنگسازی آقای وحید طارمی و بر روی شعری از مهدی اخوان ثالث و آلبوم تصویری شهان آسمانی که از دوشب کنسرت با گروه شاهو به آهنگسازی آقای حامد صغیری منتشر شده است و آلبوم دیگر که به نام سرخانه بر اساس طرحی از آقای فاطمی است بنده یک تراک آن آلبوم را که به آهنگسازی آقای پیام جهانمانی است را اجرا کردم.
سکانسی به نام موسیقی فیلم (II)

سکانسی به نام موسیقی فیلم (II)

تکرار یک تم یا ایده یا حتی جمله و ملودی در بستر زمانی یک فیلم باعث ایجاد انتظار در شنونده می شود که این موسیقی چیست و چه هدفی از تکرار آن دنبال می شود که در همان صحنه های رویارویی مادر و فرزند پخش می شود. این اتفاق ذهن کنجکاو بیننده را در دنبال کردن موسیقی پویا نگه می دارد و بعد از فراز و نشیب هایی در سکانسی قرار است مادر و فرزند به نسبت حقیقی خود پی ببرند. آهنگساز در اینجا آماده است که فرم کلی موسیقی اش را که تاکنون رد پاهای گوناگونی از آن را در بخش های مختلف فیلم دیده ایم به نمایش بگذارد و شنیده شدن واضح موسیقی سرنوشتی مصادف می شود با صحنه ی برخورد آگاهانه ی مادر و فرزند.
علی رحیمیان : دوست دارم آثارم زنده اجرا شود

علی رحیمیان : دوست دارم آثارم زنده اجرا شود

در ادامه مصاحبه با آقای علی رحیمیان راجع به فعالیت های هنری ایشان، در این مطلب قسمت سوم این مصاحبه را می خوانیم.
بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (I)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (I)

«ابونصر طرخان ابن محمد فارابی» را «معلم ثانی» لقب داده‌اند (به تعقیب ارسطو که معلم نخست بود) که یعنی ارسطوگراترین متفکر دوره‌ی خودش بوده است. اندیشه‌ی موسیقایی فارابی نیز در بعضی دیدگاه‌ها بی نصیب از تاثیر اندیشه‌های یونانی نمانده تا حدی که برخی آرا و اندیشه‌های موسیقی‌شناسانه‌ی او را تنها ترجمانی از آرای موجود در نوشته‌های نظریه‌پردازان موسیقی یونانی می‌دانند:
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XV)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XV)

البته هنوز خطرها در کمین اند: روح جرونتیوس صداهای خوفناک دیو ها را که همراه با خنده هایی هجوآمیز اند به وضوح می شنود. وقتی که دیو ها میگذرند، روح در می یابد که او تنها صدای آنها را شنیده و خود آنها را ندیده است. آیا او قادر به دیدن خدا خواهد بود؟ فرشته می گوید که روح می تواند خدا را ببیند اما اخطار می دهد که شعله های عشق ِ جاویدان او را برای همیشه خواهد سوزاند.
گزارش جلسه پنجم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی»

گزارش جلسه پنجم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی»

بعد از ظهر چهارشنبه ۲۵ بهمن ماه ۱۳۹۱، پنجمین جلسه‌ی «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» با عنوان «آشنایی با برخی بحث‌ها در زیباشناسی و فلسفه» (که در نقد مورد استفاده‌اند) در خانه‌ی موسیقی برگزار شد.
پیترو ماسکانی (I)

پیترو ماسکانی (I)

پیترو آنتونیو استفانو ماسکانی (۷ دسامبر ۱۸۶۳ – ۲ آگوست ۱۹۴۵) یک آهنگ ساز ایتالیایی بود که بیش تر به خاطر اپراهایش معروف است. شاهکار سال ۱۸۹۰ او با نام “روستایی سلحشور” (Cavalleria rusticana) یکی از شورانگیزترین ساخته های تاریخ اپرا به شمار میرود و توسط خود او به تنهایی در جنبش ورسیمو رهبری شد. هرچند که ادعا کرده اند که ماسکانی نیز مانند لئونکالوالو «مرد تک اپرایی» بوده است که هیچ گاه نتوانست اپرایی با موفقیت نخستین اپرایش بسازد اما این ادعا بی اساس و نادرست است. لامیکو فریتس (L’amico Fritz) و ایریس (Iris) از همان زمان اجرایشان در اروپا بسیار معروف شدند و مورد استقبال قرار گرفتند.