ارکستر فیلارمونیک مونیخ

ارکستر فیلارمونیک مونیخ (Munich Philharmonic) به همراه ارکستر سمفونیک رادیو باورین و ارکستر باورین، سه ارکستر سمفونی مهم شهر مونیخ می باشند. از سال ۱۹۸۵ این ارکستر در مرکز فرهنگی گاستیگ استقرار یافت. ارکستر فیلارمونیک مونیخ در سال ۱۹۸۳ در شهر مونیخ توسط فرانز کایم (Franz Kaim) به وجود آمد. کایم فرزند کارخانه دار سازنده پیانو بود. در سال ۱۸۹۵ در تالار کنسرت شهر “تون هال”، این ارکستر کنسرتهای خود را برگزار می کرد. فیلارمونیک مونیخ، در میان ارکسترهای اروپایی بلند آوازه و غرق در سنت بود، بدین ترتیب بسیار سریع مورد توجه رهبران برجسته دنیا قرار گرفت همچون: ریچارد استرائوس، هربرت فن کارایان و نیز گوستاو مالر که برای اولین بار ارکستر را در سال ۱۸۹۷ با اجرای سمفونی شماره ۴ و شماره ۹ خود رهبری کرد.

همچنین برونو والتر ارکستر را در اجرای “صدای زمین” (Das Lied von der Erde) اثری از مالر رهبری نمود.

فلیکس وینگراتنر (Felix Weingartner) مدیر موسیقی ارکستر از سال ۱۸۹۸ تا ۱۹۰۵ بود و ویلیام فورتوانگلر جوان اولین رهبری درخشان خود را در سال ۱۹۰۶ به همراه ارکستر به روی سن برد. آنتون بروکنر (Anton Bruckner) نیز رهبری ارکستر را بر عهده داشت و فردیناند لوو (Ferdinand Löwe) شاگرد وی، پس از او سنت بروکنر را در رهبری در پیش گرفت.

در سال ۱۹۱۰ ارکستر به عنوان ارکستر “انجمن کنسرتها” (Konzertverein) شناخته شد و وجه های اهدایی فراوانی کسب نمود. در جنگ جهانی اول کمکها قطع شد و وضع اقتصادی ارکستر دچار رکود شد و بسیاری از نوازندگان به خدمت سربازی خوانده شدند. پس از جنگ، ارکستر توسط خود شهر مونیخ بار دیگر احیا شد و تحت رهبری و مدیریت آهنگساز، هانس فیتزنزر (Hans Pfitzner) کنسرتهای ارکستر از سر گرفته شد، پس از مدتی، زیگموند فن هائوسگر (Siegmund von Hausegger) پست او را گرفت.

در سال ۱۹۲۸ ارکستر نام رایج امروزی خود را تثبیت نمود. بعد از حضور نازی ها در سال ۱۹۳۳ ارکستر اجراهای خود را با مهر صلیب شکسته و با نام “ارکستر موج فاشیست” ادامه داد. نشان صلیب شکسته تا اوایل سالهای ۱۹۹۰ بر روی آنان باقی ماند. در سال ۱۹۸۳ ازوالد کاباستا (Oswald Kabasta) از حامیان نازی ها (pro-Nazi) رهبری ارکستر را بر عهده گرفت و توانست استاندارد های موسیقی ارکستر را حتی با شروع جنگ جهانی دوم حفظ کند و ادامه دهد.

در زمان جنگ، تونهال (تالاری که ارکستر کنسرتهایش در مونیخ را در آنجا برگزار می کرد) خراب شد و ارکستر بدون مکان و تالار ماند، به همین دلیل برای مدتی به اجبار شرایط، تمرینها و اجراهای فیلارمونیک متوقف شد. بعد از جنگ، با رهبری هانس روزبائود (Rudolf Kempe) و رودلف کمپ (Hans Rosbaud) ارکستر بار دیگر قادر به ادامه فعالیت شد.

در سال ۱۹۷۹ سرجیو چلیبیداکه (Sergiu Celibidache)ه جانشین آنان شد و در طی دو دهه ارکستر را به درجه های بالای استانداردهای موسیقی بین المللی رسانید و توانست فیلارمونک مونیخ را به عنوان یک ارکستر جهانی مطرح کند. به طور طبیعی در دوره وی موسیقی و صدای رومانیایی از جایگاه ویژه ای در اجراهای ارکستر برخوردار بود. پس از مرگ ناگهانی او در سال ۱۹۹۶، جیمز لوین (James Levine) به عنوان رهبر اصلی ارکستر تا سال ۲۰۰۴ منصوب شد.

وی ارکستر را به اجرای آثار موسیقی معاصر رسانید. از سال ۲۰۰۰ فیلارمونیک به همراه ارکستر سمفونیک رادیو باورین با اجرای مجموعه کنسرتهای با نام: “کلاسیک در میدان اودئون” (Klassik am Odeonsplatz) توانست موفقیتهای شایسته ای را در موسیقی کلاسیک به دست آورد، مجموعه کنسرتهایی که با کیفیتی بالا در فضایی خارجی، یکی از زیباترین میادین مونیخ، میدان اودئون، اجرا می شد. ارکستر همچنین پروژه ای مخصوص نوجوانان و جوانان در دست داشت؛ “جوانان، گوش بسپارید” (Jugend horcht)، برنامه ای وسیع که بسیار مورد تقدیر و استقبال قرار گرفت. هدف فیلارمونیک از چنین پروژهایی، آموزش صحیح و تشویق نسل جدید موسیقیدانان بود. در اکتبر ۲۰۰۴ کریستین تیلمان (Christian Thielemann) به همراه ووتر هوکسترا (Wouter Hoekstra) مدیر موسیقی ارکستر در سال ۲۰۰۴ شد.

اگرچه در سال ۲۰۰۷ هوکسترا بعد از مشاجره و اختلافات فراوان با تیلمان، از فیلارمونیک اخراج شد. در سال ۲۰۰۹ اعلام شد که دوره تیلمان تا سال ۲۰۱۱ بیشتر ادامه نخواهد داشت. در تاریخ کنسرتهای فیلارمونیک، اجرای اولین آثار آهنگسازان بزرگ، ثبت شده، مانند: گونتر بیالاس (Günter Bialas)، آنتون بروکنر (Anton Bruckner)، هارالد گنزمر (Harald Genzmer)، لویجی نونو (Luigi Nono)، گوستاو مالر و بسیاری دیگر.

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آواز بنان (IV)

او غزلی را اجرا کرده است با ردیف «نشینم» (۲) که غزل‌سرا به جای «ببوسم»، «نشینم» را انتخاب کرده و بنان با چنان مهارتی این غزل را اجرا کرده که زهر و ابتذال کلمه را گرفته و این کاری است که از عهده همه کس برنمی‌آید.

نماد‌شناسی عود (VII)

ابن سینا در کتاب خود «شفا» (کتاب ریاضیات) (۲۲) بخش زیادی از فصل مربوط به آلات موسیقی را به بحث کوک و فواصل و فیزیک صدا اختصاص داده و در آن بیان کرده‌است که عود بهترینِ سازها و محبوب‌ترینِ آنها نزد مردم است. (۲۳) مضاف بر این در ادامه‌ راجع به تعداد سیم‌های عود می‌گوید که ما پیش‌تر آن را در یکی از افسانه‌هایی با نگاهی تن-نمایانه برای عود یافتیم: او می‌گوید که عود گاهی دارای ۵ جفت سیم است اما بیشتر ۴ جفت سیم دارد(۲۴) و در هر دو صورت سیم‌های این ساز معمولاً با یک فاصله‌ی چهارم نسبت به هم کوک می‌شوند.(۲۵)

از روزهای گذشته…

فرجامی ققنوس‌وار؟ (II)

فرجامی ققنوس‌وار؟ (II)

تک‌نوازی سنتور مشکاتیان؛ چیزی که خیلی‌ها منتظرش بودند، با حال و هوایی شبیه آن‌چه در نوار «مژده‌ی بهار» شنیده بودیم آغاز شد. این شیوه‌ی سنتورنوازی را (از دیدگاه صدادهی، ملودی و همراهی‌ها) آغازگر جریانی می‌دانند که بعدها به سنتورنوازی معاصر شهرت یافت. گونه‌ای از نوازندگی این ساز خوش صدا که در آن سال‌ها سخت تازه بود، اما امروز دیگر این طور نیست. ساز مشکاتیان با آواز «نوربخش» همراهی می‌شد.
عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان(II)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان(II)

آوازخوان باید هنگام آوازخواندن یک اتوبیوگرافی ِ اعتراضی، اندیشگی و درون گرا از خود ارائه دهد.درواقع آوازخوان با بیان موسیقی آوازی و در قالبی غیرمعمول، سطری از دفتر زندگی خود را به صورت یک تاریخچه ی شخصی رقم می زند که در آن حقایقی نهفته از پرده می افتد، چونان آرش کمانگیر که بطالت و عبث بودن محیط بی رحم خود را ثبت کرد. آوازخوان باید مخاطب خود را وادارد تا حکمت، تشخیص و جذابیت اجراهای او را تحسین کند. از این رو آنچه ارائه می شود نباید به سمت شعار هنری بگرود(منظورم وجود اندیشه ی خام و عریان در اثر است).
گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (III)

گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (III)

مرجان راغب افزود فصل بعدی کتاب «بررسی خصوصیات عارف قزوینی» و سوابق او در خوشنویسی، شعر، موسیقی و سیاست می‌پردازد. فصل بعدی کتاب، به «آثار مکتوب عارف قزوینی» می‌پردازد که شامل دیوان عارف، زندگی‌نامۀ خودنوشت او، و عارف‌نامۀ هزار است و در کتاب به تفاوت آنها پرداخته شده است. فصل بعدی «منابع سه‌گانۀ موجود از تصنیف‌های عارف» بررسی و همراه با جدول‌هایی مقایسۀ تطبیقی شده‌اند.
آکوردهای sus – قسمت دوم

آکوردهای sus – قسمت دوم

در ادامه مطلب مربوطه به آکوردهای Sus ، به Improvise انجام شده روی این توالی آکورد شکل اول که تکرار میشود توجه کنید تا در ادامه بحث راجع به آکورد های sus را دنبال کنیم.
درباره حسینعلی ملاح (II)

درباره حسینعلی ملاح (II)

تخصص او در موسیقی علمی و عملی و در شعر ادیب پارسی و آشنایی به زبان های دیگر همگام با عشق به پژوهش از وی پژوهشگری کم نظیر و مطمئن ساخت به نحوی که بنا به قول استاد بزرگوار زنده یاد دکتر محمد تقی دانش پژوه دانشمندی چون مجتبی مینوی با آن وسواس علمی فیش های موسیقی خود را به وی می سپرد که یادآور سفارش علامه دهخدا در تحویل فیش های لغت نامه به دکتر معین است تا سیر تحقیق در باب تشویق تداوم یابد حسینعلی ملاح از نخستین کسانی بود که آقای مهدی ستایشگر صاحب اثر واژه نامه موسیقی را در این کار تشویق و ترغیب نمود و راهنمایی های موثری جهت این کار برای ایشان انجام داد.
آروو پارت

آروو پارت

یازدهم سپتامبر ۱۹۳۵ در شهر کوچکی بنام پاید (Paide) در نزدیکی پایتخت کشور استونی (Estonia) بدنیا آمد. ۱۹۴۴ سالی بود که استونی شاهد اشغال، توسط نیروهای اتحاد جماهیر شوروی بود. حضور نیروهای اشغالگر در این کشور برای مدت ۵۰ سال ادامه یافت و یقینا” تاثیر بسیاری روی زندگی و موسیقی او گذاشت.
هم‌صدایی لحظه‌ها (III)

هم‌صدایی لحظه‌ها (III)

از میان دیوارهایی که جان کیج سرش را به آن می‌کوبید یکی هست که اهمیتی ویژه در تاریخ موسیقی کلاسیک دارد و در جریان تغییرات موسیقی در قرن بیستم هم مورد توجه ویژه‌ی نوگرایان قرار داشت. هارمونی، یا اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم مجموعه‌ی فنون گسترش بافت عمودی و سازماندهی مصالح صوتی.
نامه سر گشاده علی رهبری به وزیر فرهنگ و ارشاد

نامه سر گشاده علی رهبری به وزیر فرهنگ و ارشاد

در خبرها داشتیم که علی رهبری آهنگساز و رهبر دائم ارکستر سمفونیک تهران، چندی پیش تهران را به قصد وین ترک کرد و در آخرین کنسرت خود بیان کرد که دلایل رفتن خود را پس از رسیدن به وین، بصورت نامه ای به وزیر ارشاد می نویسم.
مصاحبه با ایگور ایستراخ (II)

مصاحبه با ایگور ایستراخ (II)

بله خیلی، بیش تر از هر دانش آموز دیگری، به آنها خیلی مؤدبانه آموزش می داد، شوخی می کرد و سعی می کرد به آنها توهین نکند اما من پسرش بودم و این مسئله زیاد اهمیت نداشت!
اپرای متروپلیتن (IV)

اپرای متروپلیتن (IV)

تکنولوژی “عنوان متروپلیتن” داری سیستم خاموش روشن شدن، عوض کردن زبان (در حال حاضر به آلمانی و اسپانیایی نیز می باشد)، فیلتری که نور صفحه، حضار پشتی یا کناری را اذیت نکند. به دلیل ارتفاع صحنه نمایش سالن متروپلیتن، گذاشتن متن ترجمه در بالای سن مناسب نبود، در حالی که در بیشتر اپراها از این روش استفاده می شد. استفاده از آن به شدت توسط کارگردان موسیقی جیمز لوین منع شد و سیستم “عنوان متروپلیتن” به عنوان بهترین راه حل نمایش ترجمه، مورد قبول هنرمندان اپرا و حضار بوده.