جولیا فیشر، ویرتوز ویولون و پیانو (I)

جولیا فیشر
جولیا فیشر
جولیا فیشر (Julia Fischer) در ۱۵ جولای ۱۹۸۳ در مونیخ آلمان و از پدر و مادری آلمانی-اسلواک متولد شد. مادرش ویرا فیشر (نام خانوادگی پدری: کرنکوا) از اقلیت آلمانی در اسلواکی بود که در سال ۱۹۷۲ از کوشیتسه (Kosice)، اسلواکی به جمهوری فدرال آلمان مهاجرت کرده بود. پدرش فرانک-مایکل فیشر ریاضیدانی بود که در شرق آلمان متولد شده بود و در همان سال ۱۹۷۲ از ساکسونیتوی شرقی به آلمان غربی نقل مکان کرد.

جولیا فیشر پیش از اینکه چهار ساله شود به فراگیری نواختن ویولون نزد هلگه تلن (Helge Thelen) پرداخت.

چند ماه بعد فیشر نواختن پیانو را نزد مادرش آغاز کرد. فیشر می گوید «مادرم پیانیست است و من هم دوست داشتم پیانیست شوم. اما از آن جایی که برادر بزرگم هم پیانو می نوازد، مادرم پیشنهاد داد که خیلی خوب می شود که ساز دیگری نیز در خانواده داشته باشیم. من هم قبول کردم که ویولن را امتحان کنم و تا کنون آن را کنار نگذاشته ام».

فیشر آموزش ویولن نوازی را به طور رسمی در کنسرواتوار لئوپالد موتسارت در آگسبورگ و زیر نظر لیدیا دوبروسکایا (Lydia Dubrowskaya) آغاز کرد.

فیشر در نه سالگی در آکادمی موسیقی مونیخ پذیرفته شد. او همچنان در این آکادمی همراه با آنا چوماچنو (Ana Chumacheno) مشغول به کار است.

فیشر در نوجوانی بیشتر از گلن گولد (Glenn Gould)، یوگنی کیسین (Evgeny Kissin) و ماکسیم ونگروف (Maxim Vengerov) الهام می گرفت. فیشر با رهبران بین المللی شناخته شده ای مانند لورین مازل (Lorin Maazel)، کریستوف اشنباخ (Christoph Eschenbach)، یاکوف کرایزبرگ (Yakov Kreizberg)، سر نویل مارینر (Sir Neville Marriner)، دیوید زینمن (David Zinman)، زدنیک ماسل (Zdenek Macal)، جون مرکل (Jun Markl)، روبن گازاریان (Ruben Gazarian)، مارک جانووسکی (Marek Janowski)، هربرت بلومشتدت (Herbert Blomstedt)، مایکل تایلسون توماساند (Michael Tilson Thomasand) و با ارکسترهای برجسته ی آلمانی، آمریکایی، لهستانی، فرانسوی، ایتالیایی، سوئیسی، هلندی، نروژی، روسی، ژاپنی، چک و اسلواک کار کرده است.

او همچنین در بیشتر کشورهای اروپایی، ایالات متحده، برزیل و ژاپن به اجرا پرداخته و در کنسرت هایی که از رادیو و تلویزیون کشورهای بزرگ اروپا و شبکه های رادیویی ایالات متحده، ژاپن و استرالیا پخش می شدند نواخته است.

audio file بشنوید قسمتی از “کاپریس شماره ۵” ساخته پاگانینی را با تکنوازی فیشر

جولیا فیشر که از سال ۱۹۹۷ در ایالات متحده اجراهای متعددی را انجام داده بود در سال ۲۰۰۳ با ارکستر فیلارمونیک نیویورک به رهبری لورین مازل به اجرای ویولن کنسرتوی سیبلیوس در مرکز لینکولن نیویورک پرداخت. او همچنین ویولن کنسرتو مندلسون را در ویلِ کلورادو اجرا کرد. فیشر در سال ۲۰۰۳ اولین اجرای خود را در کارنگی هال انجام داد.

او کنسرتو دوبل برامس را با ارکستر سمفونیک رادیوی باواریا به رهبری لورین مازل اجرا کرد که مورد تحسین بسیاری قرار گرفت. فیشر در تور ارکسترهای متفاوتی شرکت نموده است از جمله با لورین مازل و آکادمی سن مارتین این د فیلدز (Saint Martin Academy in the Fields)، هربرت بلومشتدت و ارکستر گواندهاوس (Gewandhaus Orchestra)، ارکستر فیلارمونیک سلطنتی و فیلارمونیک درسدن (Dresden Philarmonic).

13 دیدگاه

  • مطلبی
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۹ در ۱۰:۰۸ ب.ظ

    بعنوان فردی که دو ساز می زنه،اجراش از کاپریس ۵ خوبه. اما در قیاس با اجرای بزرگان ویولن از این اثر، تفاوت نحوه اجرا و تمپو کاملا مشهود بود است و کافیست همین اثر را با اجرای اقرادی چون مینتز یا پرلمن بشنوید.

  • ناشناس
    ارسال شده در اسفند ۲۹, ۱۳۸۹ در ۹:۳۵ ب.ظ

    :baba jon aghaye motalebi azize man akhe chera fekr mikoni darmorede hبعنوان فردی که دو ساز می زنهamechi bayad nazar bedi??

  • لازم نیست!
    ارسال شده در فروردین ۱, ۱۳۹۰ در ۹:۴۰ ق.ظ

    hala del e javoon e mardomo nashkanid….bezarid dar mored e Julia (talafoz e sahihesh Yulia ast) ham nazar bedeh…. agar sohbat az tempo basheh ke be joz LEONIDAS KAVAKOS hame armoon zadand….albateh bayad tavajoh ham dashte bashid ke Perlman, Mintz va taghriban aksar e violinist ha Arsheh haye Original e Caprice No.5 ra nemitavanand ejra konand…che bereseh be tempoye balaye un!
    harvaght asari ra navakhtid ya be towr e kamel Barrasish kardeh boodid nazar raje be Tempo va …. bedahid.
    mesal baraye arsheye original “Ricochet”

    http://www.youtube.com/watch?v=GPfmtMvBKqI

  • ناشناس
    ارسال شده در فروردین ۱, ۱۳۹۰ در ۱۱:۵۹ ب.ظ

    daghighan ba nazare 3vom movafegham dige akhe ta in had!! yani shoma(aghaye motalebi)be jolia fisher ham hasooditon mishe???????

  • عارف
    ارسال شده در فروردین ۴, ۱۳۹۰ در ۸:۵۶ ب.ظ

    چرا همه اینطور درباره ی این نوازنده حرف می زنند؟
    به نظر من فیشر یکی از نابغه های معاصر در عرصه نوازندگی ویلن است.
    من که شخصا او را برتر از نوازنده های پر آوازه ای مثل چانگ می دانم.
    والسلام./

  • Sarj
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۹۰ در ۲:۰۹ ق.ظ

    جولیا جز نوازندگان جوان و بسیار ماهر است.
    حرفهای بی ربط واقعا بر این نوازنده جایی نداره.
    واقعا دوسش داریم.

  • مطلبی
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۹۰ در ۷:۱۳ ب.ظ

    لطفااز کلی گویی و ادبیات سطح پایین که شایسته اظهار نظر درباره هنرمند و هنر نیست، پرهیز کنید و مشخصا در صورتی که درباره نظری که در کامنت شماره ۱ گذاشته ام، نقد فنی ای دارید ابراز کنید(در این رابطه اگر تفاوت نحوه اجرا و تمپوی این اجرای فیشر را با افرادی که نام برده ام متوجه نمی شوید، کاری از دست من بر نمی آید. ضمن اینکه من در رابطه با اجرای کاپریس ۵ فیشر که در سایت گذاشته شده نظر داده ام نه کل روش نوازندگی ایشون که ظاهرا در این رابطه هم توجه لازم رو ندارید و فقط بدون توجه به حرف طرف مقابل به روش های مختلف نظرات بی ربط در رابطه با کامنت من میدهید!.) .

  • محمد اسماعيل پور
    ارسال شده در آذر ۱۲, ۱۳۹۰ در ۵:۰۱ ب.ظ

    four season ویوالدی رو از جولیا فیچر گوش دادم.به گمانم جوانتر از الان بوده ولی با این حال اجرای بسیار خولی رو شاهد بودم.دقت کنید دوستان.نباید یک نوازنده ی جوان مثل فیچر رو با نوازندگان مشهور قرن ۲۰ مثل ارتور گرومیاکس،یهودی منوهین یا امثال این افراد مقایسه کرد.نسبت به نوازندگان حاضر به نظرم فیشر بی نظیره

  • roze
    ارسال شده در دی ۲۷, ۱۳۹۰ در ۵:۴۳ ب.ظ

    سلام. من اجراهای فیشلرو گوش ندادم پس نظر کلی نمی تونم بدم . ولی درمورد کاپریس ۵ که اینجا گزاشتن در مقایسه با اجرای پرلمن یا مینتز به نظرم ضعیف تره . من حقو به آقای مطلبی میدم . من حتما چنتا دگه از اجراهای این خانومو گوش میدم این جوری بهتر میشه قضاوت کرد D:

  • roze
    ارسال شده در دی ۲۸, ۱۳۹۰ در ۳:۱۷ ب.ظ

    دوباره سلام این سری رفتم اجراهای فیشلرم گوش دادم الان دگه شک ندارم این خانم جلوی بزرگایی مٍل پرلمن هیچ حرفی واسه گفتن نداره four season vivaldi va halvorsen passagiaاین دوتا کارو هم فیشلر هم پرلمن اجرا کردن پرلمن کجا فیشلر کجا برین مقایسه کنین . فقط زدن نت که ملاک نیست تو سطح اینا اون حس مهمه و اون چیزی که نویسنده موسیقی میخواد . به نظر من فیشلر تو این دونا اجرا اون حس و نداشتن چه جوری بگم وقتی یه چیز خوب گوش میدی مو تنت سیخ میشه تو اجرا فیشلر چنین چیزی نبود D: مرسی

  • ناشناس
    ارسال شده در شهریور ۲, ۱۳۹۲ در ۹:۳۷ ق.ظ

    باسلام هنروخصوصا موسیقی نشانه تکامل انسان است وهنرمندرابه چشم یک انسان تکامل یافته بایدنگاه کرد

  • پرهام
    ارسال شده در فروردین ۲۹, ۱۳۹۳ در ۳:۲۱ ق.ظ

    با سلام.
    در اینکه نوازنده خوب و قابل و با استعدادی هستند شکی نیست ولی فکر میکنم عنوان ویرتوز برای ایشون یک مقداری دست و دلبازانه به کار رفته است.

  • ashkan
    ارسال شده در شهریور ۱۱, ۱۳۹۳ در ۱:۴۲ ب.ظ

    بابا تورو خدا انقدر چرت و پرت نگید..بزرگای ویلن ما به گرد پای همین خانم میرنی؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فراخوان چهارمین جشنواره و جایزه«نوای خرّم» منتشر شد

با اعلام شرایط ثبت نام شرکت کنندگان فراخوان چهارمین جشنواره و جایزه«نوای خرّم» منتشر شد دبیرخانه چهارمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم) فراخوان نحوه حضور هنرمندان و گروه های متقاضی شرکت در این رویداد موسیقایی را منتشر کرد. به گزارش امور رسانه ای چهارمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم)، دبیرخانه چهارمین…
ادامهٔ مطلب »

«نیاز به کمالگرایی داریم» (VII)

تقریبا همیشه! ولی متخصص ها هم سطح بندی دارند، اینطور نیست که کسی که متخصص شد در تمام زمینه ها سرآمد باشد، غیر از این مورد، در عرصه هنر ممکن است یک هنرمند خلاق بعد از مدتی افت کند، نمونه هایش را در موسیقی ایرانی زیاد دیده اید. پس نمی توانیم بگوییم متخصصان همیشه در کمال هستند، هر چند کمتر از غیر متخصصی اثر قابل توجهی می بینیم یا می شنویم.

از روزهای گذشته…

بوطیقای ریتم (X)

بوطیقای ریتم (X)

از موسیقی با کلام و حضور مستقیم ساختارهای آوازی در موسیقی مشکاتیان که بگذریم چنین ساختارهایی به شکل پیدا و پنهان در موسیقی سازیاز پیش ساخته شده‌‌اش نیز نفوذ می‌کنند. در قطعات سازی مشکاتیان به‌ویژه آن‌ها که متری سنگین‌تر دارند ساختارهای آوازی حضور می‌یابند. از آن‌جا که چنین ساختارهایی به‌سختی به قالب یک چارچوبتناوبی به مفهوم متریک آن درمی‌آیند، شنونده جریان یافتن تاکیدهای آن‌ها را به شکل جابه‌جایی نسبت به چارچوب مرجع متریک می‌شنود و البته آهنگساز نیز مجبور است چنین پدیده‌ای را در نوشتن قطعه‌اش از طریق انتخاب متر پیچیده یا آزاد کردن تاکیدها در بافت متر ساده لحاظ کند.
تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (II)

تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (II)

با وجود آوردن عنوان و تقسیم‌بندی موضوعی، خواننده‌ی پژوهش‌گر گاه نیازمند است بیشتر بداند، چرا که بسیاری از اوقات عنوان، گویای تمامی بار اطلاعات یک مقاله یا کتاب نیست. همچنین تقسیم‌بندی موضوعی هر چقدر هم دقیق باشد نمی‌تواند خواننده را کاملا راهنمایی کند که در مقاله چه چیزی خواهد یافت. به همین دلیل توصیف و چکیده‌نویسی یا به عبارت دیگر کتاب‌شناسی توصیفی ضرورت می‌یابد. اولین مسئله‌ای که کتاب‌شناسی‌های توصیفی را از یکدیگر متمایز می‌کند روش چکیده‌نویسی است؛ زیرا یک چکیده‌ی خوب می‌تواند ضمن فشرده بودن، اطلاعات زیادی را منتقل کند. از این دیدگاه هر چه اطلاعات منتقل شده نسبت به طول چکیده‌ی نوشته شده (تعداد کلمات) بیشتر باشد کارآیی بیشتر است.
عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (V)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (V)

آیا هر ماده برای جنبش، نیاز به نیرویی برتر و خارج از خود دارد، یا تلنگری از بیرون دارد؟ و آیا این تلنگر و نیروی بیگانه از طبیعت و ماده خاستگاهش مو سیقی است و مخاطب باید با موسیقی دریفی ایران از سکون به در آید؟ تمامی فعالیت پراتیک و علمی بشر ثابت می کند که هم ماده و هم کل جهان هستی، تنها با تحرک و تغییر و تکامل است که هستی دارد. شاید موسیقی ایران نگران گسست فرایند هستی است ، یا بیمناک آن است که مبادله ی میان موجود زنده و محیط پیرامون او متوقف بماند؟
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (IV)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (IV)

فرمودید: «حتی نوازندگان ویلن ایرانی هم از سیم های زه استفاده نمی کنند و اغلب یک پارچه ی بزرگ به ویلن وصل می کنند تا شفافیت صدا را کم کنند و صدای ویلن را از حالت اصلی خود به صدای تودماغی کمانچه نزدیک کنند میدانید چرا؟ چون ساز زدن با این سیمها مشکل است چون فالش نزدن با این سیمها مشکل است چون فالشی ها به بهترین شکل شنیده میشود در حالیکه وقتی شما با کمانچه فالش میزنید مردم خوششان هم می آید» البته در همه موارد اینطور نیست، بسیاری از نوازندگان مطرح ویولون کلاسیک از سیم های متال هم استفاده می کنند چه ایرانی و چه غیر ایرانی (حتما در فیلم ها دیده اید)‌ پارچه انداختن روی ویولون هم مشکل فالشی را حل نمی کند، فقط کمی (بسیار کم)‌ ارتعاش را دمپ می کند و این اتفاق باعث خاموشی هارمونیک هایی می شود که شدت کمتری دارند. ضمنا کسی از کمانچه فالش بیشتر از کمانچه ژوست خوشش نمی آید، اگر اینطور بود الان شاگردان استادان از استادان بیشتر طرفدار داشتند (گمان می کنم این قسمت را به مزاح گفتید!)
تئودوراکیس، موسیقیدان سیاسی

تئودوراکیس، موسیقیدان سیاسی

تئودوراکیس را همه با موسیقی فیلم زوربایی یونایی میشناسند. آهنگسازی محبوب در میان مردم کشورش که جدا از حرفه اش در زمینه آهنگسازی فعالیت های سیاسی اش نیز مورد توجه بود و در برهه ای از زمان به دلیل این فعالیت های سیاسی، موسیقی و فعالیت وی در کشورش ممنوع بود! موسیقی و سیاست عناصری ناگسستنی در آثار تئودوراکیس میباشند.
هارمونی زوج (I)

هارمونی زوج (I)

هارمونی زوج، هارمونی ابتکاری شخص مرتضی حنانه بر روی موسیقی ایران بود که در ایران آثار بسیاری خلق کرد و بر عواطف بسیاری از ایرانیان تاثیر فراوانی گذاشت. این اولین قدم برای صاحب سبک شدن در موسیقی کشورمان بود؛ یک سبک هارمونیک و زبان موسیقی شخصی که در ایران کاملا منحصر به فرد شد.
Ray Charles

Ray Charles

روز گذشته در خبرها داشتیم که Ray Charles خواننده و نوازنده پیانو در سن ۷۵ سالگی از دنیا رفت. او با وجود آنکه بیشتر یک خواننده بود تا نوازنده پیانو بخاطر توانایی در مطرح کردن قطعات زیادی از سبکهای Jazz ، Blues ، R&B و Soul بعنوان قطعات کلاسیک، به عنوان یک نابغه معروف شده بود و واقعا” هم اینگونه بود.
سیداصفهانی: مگر هنر گناه است؟

سیداصفهانی: مگر هنر گناه است؟

بله، سوال شما سوال مهمی است و اینکه چرا “نامبرده، حسین سرشار”؟ من زمانیکه میخواستم این کتاب را جمع آوری بکنم، این اطلاعات را در واقع، از آقای فرید مصطفوی که یکی از دوستان خوب من در زمینه کار سینما هستند خواستم که اگر چیزی در رابطه با حسین سرشار میدانند در اختیارم بگذارند. لطف کردند و صفحاتی از ماهنامه سینمایی “فیلم” را که آقای گلمکانی -همانطور که الان در ماهنامه سینمایی فیلم کار می کنند آن موقع هم کار میکردند- صفحاتی در اختیار من گذاشتند.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VIII)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VIII)

نخستین تم موومان اول که آوازی نمونه از آوازهای اسلاو است به سادگی هرچه تمام تر توسط پیانو سراییده می شود، در حالی که یک آکومپانیمان ریتمیک در کنار آن به گوش می رسد. در این بخش آکومپانیمان به یاری سازهای زهی مجهز به سوردین و پیتسیکاتوی کنترباس ها انجام می گیرد.
دیبازر: دوست ندارم پدیده ها را در قیاس با همدیگر بسنجم

دیبازر: دوست ندارم پدیده ها را در قیاس با همدیگر بسنجم

نمی دانم چرا باید در یک ریتم مسلسل واری مثل بسیاری افراد که در سینما یا موسیقی کار می کنند، بایستی هر سال آلبوم عرضه شود و دلیلی برای آن متوجه نشدم که این وقفه بخواهد پاسخی برای آن باشد. فکر می کنم هر وقت حرفی برای گفتن هست باید حرف زد و الان احساس می کنم که در قالب یک آلبوم به اندازه “بوم” حرفی برای گفتن داشتم که زدم.