ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (V)

اوژن ایزایی (1858-1931)
اوژن ایزایی (1858-1931)
کلا نسبت به منتشر کردن نوشته هایم تردید دارم؛ مطالب زیادی برای منتشر کردن دارم اما آنقدر شاهد چاپ مطالب ضعیف، خسته کننده و بی ارزش بوده ام که ترجیح می دهم که به ارزش نوشته هایم شک کنم تا اینکه اشتباهی را که دیگران مرتکب شدند را تکرار کنم. ما می توانیم از گام های (scales) دبوسی و آهنگسازان پس از او استفاده کنیم، همچنین آکورد های جدید آنها و توالی چهارمها و پنجمها، زیرا فرمول های تکنیکی جدید همیشه پس از یافته های هارمونیک دست می دهند.

هر چند هنوز متدی برای ویولن وجود ندارد که برای نواختن یک گام هولتون (whole-tone) انگشت گذاری تعریف کند. شاید باید تا زمانی که کرایسلر (Kreisler) یا خود من متدی برای ویولن بنویسیم که شکوفایی زیبایی های تکنیکی و رشد زیبایی شناسانه ویولن را آشکار سازد، شکیبا بود.

«در رابطه با تدریس ویولن باید بگویم که هیچ گاه ویولن را آنگونه که عموما انتظار می رود تدریس نکرده ام. اما در گودین – که اغلب تابستان هایی که در اروپا هستم را آنجا سپری می کنم- یک دوره آموزشی سنتی را درباره ویوتام، وینیافسکی و دیگر بزرگان ویولن برای ۴۰ تا ۵۰ دانشجو که علاقه مند بودند برگزار کردم، قرار است که همین دوره را برای مستر کلاسی از یک سری دانشجویان سطح بالا در سینسیناتی نیز برگزار کنم. من این کار را از روی عشق و علاقه انجام می دهم زیرا آثار مخصوصا ویوتام و وینیافسکی بسیار الهام بخش هستند. اما در عین حال نیز آنقدر بد نواخته می شوند (بدون هیچ شکوه و زیبایی و حسی از تفسیر سنتی اثر) که کیفیت کار نوازنده مانند کیفیت کار کارگرهایی است که از روی مقاطعه کار می کنند و مزد می گیرند!»

ویولن نوازی استادانه
«زمانی که کل تاریخ ویولن را در نظر می گیرم، به این نتیجه می رسم که سه گروه از موسیقیدانان از تبحر واقعی در زمینه ویولن برخوردار بودند. گروه نخست که متعلق به دوره رمانتیک هستند عبارتند از کورلی (Corelli)، ویتی و ویتام. گروه دوم متشکل از سه عضو است که به تکامل هنری رسیده اند: لوکاتلی (Locatelli)، تارتینی و پاگانینی.»

«گروه معاصر هم تراز این دسته دوم را سزار تامسون، کوبلیک (Kubelik) و بورمایستر (Burmeister) تشکیل می دهند. در آخر هم گروه سوم که بیشتر در زمینه آثار لیریک فعالیت دارد. اعضای این گروه چهار نفره عبارتند از: ایزایی، تیبود، میشا المان (Mischa Elman) و سامتینی (Sametini) از شیکاگو. سامتینی حقیقتا یکی از هنرمندان بسیار خوب گونه آوازی یا لیریک است. البته ویژگی های دیگری نیز وجود دارند. لوکالتی فقط در زمینه تکنیک برجسته نبود.»

«بسیاری از موسیقیدان های دیگر که نامشان در این گروه ها بیان نشده نیز خصوصیات مشترکی با این هنرمندان دارند. اما در حالت کلی من معتقدم که این گروه بندی به خوبی نمایانگر آنچه که ویولن نوازی استادانه می نامیم هستند و یک ویولون مستر باید یک ویولنیست، متفکر و شاعر باشد. او باید امید، عشق، احساسات و ناامیدی را شناخته باشد. او باید هر گونه احساساتی را درک کرده باشد تا بتواند آنها را در حین نواختن بیان کند. او باید آن گونه ویولن بزند که پان (خدای شبانان) فلوت می زد!»

و در آخر ایزایی نکته ای را خطاب به دانش پذیران و نوازندگان بلند پرواز گوش زد می کند: «اگر قرار است شاهد پیشرفت هنری باشیم، نباید عوامل تکنیکی و مکانیکی کار را نادیده بگیریم. نباید از یک پسر بچه پانزده ساله انتظار داشته باشیم که مانند یک نوازنده سی ساله که زندگی را واقعا تجربه کرده است بنوازد. اگر هنر ویولنیست، یک هنر واقعی باشد، نمی تواند در سنین نوجوانی موزیسین به اوج شکوفایی خود برسد.»

« در این سن تنها نویدی بر موفقیت ویولنیست وجود دارد که تنها با گذر زمان و در مسیر زندگی می تواند به موفقیت واقعی تبدیل شود. در عین حال آمریکایی ها استعداد ذهنی و روحی بالایی برای درک زیبایی دارند. آنها می توانند با افتخار ویولنیست هایی را که آینده درخشانی داشته و می توانند تا دو دهه دیگر به خط مقدم پیشگامان ویولن بپیوندند را از همین حالا معرفی کنند.»

theviolinsite.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (I)

شاید تنها یک جمله باشد؛ ولی نه تنها یک جمله نیست. نهان‌های بسیاری از کنار این جمله بر خواهند گذشت:«مشکاتیان دیگر از خواب بر نخواست.» اگر دنیای مردگان تشریفاتی همچون دنیای زندگان داشته باشد، بسیاری به پیشوازش خواهند آمد. تمام رفتگان موسیقی و بسیاری از مشاهیر ادبیات به احترامش از جا بلند می‌شوند و کلاه از سر بر می‌دارند که کارهای او جزو طلایی‌ترین آثار موسیقی ایران بود. از حافظ و آقا علی اکبر خان فراهانی بگیر تا روح الله خالقی و حتی نورعلی برومند…

ریتم و ترادیسی (IX)

با این حال، حتی مفیدتر از فهرست های رویدادها، تجسم داده های MIDI به صورت پیانو-رُل مطابق شکل ۱۲ است. در این نوع ارائه، محور عمودی نشان گر شماره های نت MIDI است (مانند F2=53) و نت های متناظرِ شستی های پیانو به صورت گرافیکی بر هر دو طرف شکل نشان داده شده اند. زمان در طول محور افقی حرکت می کند، و با ضرب ها و میزان ها مشخص شده است. هنگام نمایش سازهای کوبه ای، هر سطرْ متناظر با یک ساز متفاوت (به جای یک نت متفاوت) است. برای مثال، در مشخصات کلی MIDI برای طبل، سطر متناظر با C1 طبل بزرگ با شماره ی نت MIDI برابر ۳۶ است، D1=38 طبل کوچک است و ۴۲=۱♯F و ۴۴=۱♯G و ۴۶=۱♯A انواع مختلف سِنج پایی هستند. این موارد در شکل همراه با شماره ی نت MIDI متناظرْ برچسب گذاری شده اند.

از روزهای گذشته…

گفتگو با قدسیه مسعودیه (III)

گفتگو با قدسیه مسعودیه (III)

روی ریل بودند. بیشترشان دست خودمان است. بخشی از آنها را به تازگی روی سی‌دی هم منتقل کرده‌ایم. کیفیت فایل‌ها چون قدیمی هستند نسبت به آنچه الان به آن کیفیت می‌گوییم طبیعتاً بالا نیستند ولی برای زمان ضبط خودشان، خوب محسوب می‌شوند.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XI)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XI)

در این دوران بود که او عصر جدیدی از آثار خود را که شامل یک اپرای بلند بود آغاز کرد. “زن اسپانیایی” و “سمفونی سوم” نیز شامل همین دوره می شوند. در سال ۱۹۳۳ او به پاریس رفت تا در آنجا کنسرتوی ویلن خود را به همراه “یهودی منوهین” به اجرا درآورد. در زمانی که در فرانسه بود، الگار به دیدن “دلیوس” شتافت. (هر دوی این مردان سال بعد وفات یافتند) در ماه اکتبر، الگار به عارضه ی توموری که بر روی عصب سیاتیک او قرار داشت گرفتار شد. اجرای بعدی وی ناممکن شد و او در بیست و سوم فوریه ی سال ۱۹۳۴ جان به جان آفرین سپرد.
ماجرای غم انگیز نقد لطفی

ماجرای غم انگیز نقد لطفی

چندیست که ماجرای کمانچه نوازی محمدرضا لطفی نوازنده و آهنگساز صاحب نام ایران، پس از چند سال بازار نقد و نقادی را در نشریات گرم کرده است. نقدها با کیفیت های مختلف و از زاویه های متفاوت بر نوازندگی و گفته های لطفی در خبرگزاری ها و مجلات هنری به چاپ رسیده و تقریبا این ماجرا بدون نتیجه ای خاص به پایان رسیده است.
واثقی: برادرم نت موسیقی نمی دانست

واثقی: برادرم نت موسیقی نمی دانست

خود آقای دهلوی از من خواستند که این قطعه را در فیلم استفاده کنیم. اتفاقا همان اجرا هم بهترین اجرای این اثر بوده است که خود آقای دهلوی رهبری کرده اند و سنتور ها را من و آقای اسماعیل تهرانی زده ایم. این اجرا به صورت کاملا ارکسترال در استودیوی وزارت فرهنگ و هنر ضبط شده است و از کیفیت بسیار خوبی دارد.
کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (II)

کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (II)

خانم النی کارایندرو در بازگشت به آتن، لابراتورای از سازهای سنتی در مرکز فرهنگی ORA کشف کرد و کشفیاتش را در برنامه رادیویی اتنوموزیکولوژی بیان کرد. همچنین در سال ۱۹۷۶ با مرکز ECM آشنا شد، او درباره این مرکز می گوید: “من دنیای خود را کشف کردم. بداهه نوازی و آهنگسازی بر اساس احساسات و بدون هیچ گونه قید و بند سبکی و فرمی.” در این دوره بود که او به نوشتن آغاز کرد (به خصوص برای فیلم و تئاتر).
روش سوزوکی (قسمت هجدهم)

روش سوزوکی (قسمت هجدهم)

تلاش به فکر به اینکه انسان بی استعداد است و اینکه باعث تسلیم اش میشود نشانه ترسو بودن، بزدلی و تنبلی اش می باشد. آموزش و پرورش اندک باعث توانمندی و بازدهی اندک می‌شود اگرچه که پذیرش آن دشوار است، انسان باید تمام تلاش و کوشش خود را برای بدست آوردن و به حداکثر رساندن توانایی و رشد به کار گیرد. این را باید خوانندگان من به خاطر بسپارند. اما تلاش و زحمت درست و واقعی چیست؟ در این باره، من بعدا” خواهم گفت.
ارکستر سمفونیک تهران در اغما

ارکستر سمفونیک تهران در اغما

پس از سی سال ارکستر سمفونیک تهران به خوابی عمق فرو رفته… بسیار غم انگیز است! ارکستری که در دوره اول از کمبود بازدید کننده و مقرون به صرفه نبودن کنسرتها، مشکلات مادی و معنوی جنگ جهانی دوم، خروج نوازندگان کلیدی از ارکستر، کمبود ساز و در دوره دوم تحریم های مربوط به موسیقی، خروج دوباره نوازندگان خبره، مشکلات مادی و معنوی زمان جنگ هشت ساله و … صدها مشکل دیگر تا به امروز حیات خود را حفظ کرده بود؛ در دوره ای که بیش از همیشه طرفدار دارد و بلیط کنسرتها هم در بالاترین حد خود است، به خاطر سوء مدیریت باید تعطیل شود!
یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (V)

یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (V)

دانشنامه ی آزاد ویکی پدیا جنبش هنری را چنین توصیف می کند: “جنبش هنری یک جریان و حرکت هنری است که تحت تاثیر تحولات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و یا عوامل دیگر شکل می گیرد و برای مدتی گروهی از هنرمندان را به فکر و عملکرد مشابه می کشاند. این جنبش ها بسته به بنیان و زمینه های بوجود آورنده و توسعه دهنده ی آنها می توانند کوتاه مدت یا نسبتا پایدار باشند. همچنین جنبش های هنری ممکن است در یک منطقه ی جغرافیایی خاص و تنها در یک رشته ی هنری رایج شوند و یا به صورت فراگیر بخش وسیعی از دنیای هنر را تحت تاثیر خود قرار دهند.
نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (III)

نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (III)

متاسفانه خوانندگان صاحب نام ما نیز هرگز تلاشی جهت رفع این معضل فرهنگی و هنری نمی کنند، چرا که حل این مساله را به ضرر خود دیده و به عبارتی هیچ کاسبی در تلاش برای کساد کردن بازار خود نیست. در ۳۰ سال اخیر با آمدن بزرگانی چون محمد رضا شجریان و شهرام ناظری و … این مساله مشهود تر شده و این هنرمندان هرگز تلاشی برای کمرنگ کردن این ماجرا نکرده اند.
منتشری: از ده سالگی تهران بودم

منتشری: از ده سالگی تهران بودم

دلیل اصلی آن، این است که من از سنین ۱۰-۱۱ سالگی از شهرستان [لنگرود] به تهران آمدم و بقیه سال های زندگی ام را در این شهر بودم. یعنی منزل ما یا در سه راه سیروس یا بازار آهنگرها بوده است و با افرادی همراه بودم که همین لحن را شنیده ام و “بیات تهران” که می خوانم را تهرانی اصیل هم نمی تواند بخواند. “هفت سین” و “چهارشنبه سوری” و “کوچه باغی” و… مربوط به تهران است که استاد بعدا این ها را با ردیف های آوازی تطبیق داده بود.