لیدی بلانت و مسیح (II)

آنچه را که می توان درباره جزئیات قطعات تعویض شده مطرح نمود ابتدا درباره فینگر برد کوتاه و پهن آن است که تماما از چوب افرا ساخته شده و یک روکش نازک از جنس چوب آبنوس بر روی سطح آن قرار داشت و باس بار این ساز که کمی نسبت به نمونه مشابه خود در ویلن مسیح کوتاه تر بوده اما از نظر کیفیت از جنس همان چوب کاج با رگه های پهن ساخته شده است.

ساختار رنگ و جلای سطح ساز از کیفیت بالایی برخوردار است و آنچنان که دیده می شود، پوشش سطوح کلی ساز کاملا ماهرانه اجرا شده است که بخشی از آن در ارتباط با میزان قوام در مجموعه مواد تشکیل دهنده رنگ است، غلظت جلای اصلی هنوز در بخشهایی از گوشه های مثلثی شکل ساز و همچنین در لبه ها به چشم می خورد.

درون Peg Box نوشته ای واضح است که شکل PG می باشد و بیانگر این است که این ویولن بر اساس آن شناسه ساخته شده است.

هنگامی که صحبت ازشناسه، کد و یا عدد و یا حروفی به اشکال مختلف به میان می آید، احتمال وجود سند مهندسی و یا تصویری را محقق می سازد که استناد سازنده ساز بر آن گواهی شده است حال می تواند بعد از بهره گیری سازنده از طرح مورد نظرش در آن تغییراتی را برای رسیدن به نکات تازه تر اعمال کرده باشد و یا اینکه تماما از آن شناسه تبعیت کرده باشد، در این جا نیز با همین نکته مواجه هستیم حال آنکه شناسه PG در اسناد به جا مانده از استرادیواری وجود داشته و به ثبت رسیده است.


PG Document به عنوان اصلی ترین سند در کنار دیگر نمونه های موجود به جهت استخراج طرح اصلی برای باز سازی مجدد Lady Blunt مورد استفاده قرار می گیرد هر چند که Antonio Stradivari به طور قطع تغییراتی را در آن اعمال نموده است که شاید از دید ما پنهان باشد اما می توان از طریق بررسی نمونه اصلی ساخته شده بخشهایی از آن را نیز مطابقت داد.



به احتمال بسیار زیاد تا قبل از سال ۱۹۰۰ میلادی الگوهای دقیقی از آن بوسیله خانواده ویوم و هیل استخراج شده است که به کامل ترین آن می توان به نمونه های ویوم اشاره نمود، زیرا که برای تعویض باس بار ساز او نیز ویلن را صفحه برداری نموده و طبیعتا از مختصات ضخامتی ساز جدولی را ترتیب داده است، اما اینکه این اسناد کجاست و چگونه امکان دسترسی به آن فراهم است مبحثی بس گسترده و پیچیده که شاید از گذشته تا امروز بوده و تا آینده ای در پیش رو ادامه خواهد داشت.



در نمایی دیگر یک خط برش در قسمت کلاف پائین ویلن در ناحیه میانی به چشم می خورد، به نظر میرسد که این کلاف در ابتدا یک تکه بوده است که شاید بنا به دلایل فنی برش خورده و مجددا به بلوک انتهایی متصل شده باشد. بر خلاف سایرآثار استرادیواری که موج های چوب از هماهنگی ممتد برخوردار هستند در این نمونه جهت موجها (نقوش و فرهای روی چوب) در محیط کلی کلافها یک شکل نیست همچنین جهت خطوط موجها در صفحه زیر بصورت V باز در نظر گرفته شده است و همانطور که در تصویر مشاهده می کنیم از کیفیت بالا و بر افروختگی ویژه ای برخوردار است.



محدوده لبه ها در ساز پهناورو مسطح هستند، سه زه ها نیز پهن بوده وضخامتی بیش ازنوع سه زه های امروزی است واستقرارآن در امتداد محیط صفحه ات ساز در جایگاه خود به خوبی کار گذاشته شده وتا انتهای قسمت تاجی شکل (گوشه ها) گسترش یافته اند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (IV)

از چنین راستایی می‌توانیم گفت‌وگو با دیگری فرهنگی را در موسیقی شدنی‌تر بیابیم زیرا آغاز راهش سهل‌تر می‌نماید ( و تنها می‌نماید وگرنه دلیلی نداریم که حقیقتاً باشد). احساس اولیه از دریافت دیگریِ فرهنگ موسیقایی اگر به خودبزرگ‌بینی منجر نشود، همچون طعمه‌ای فریبنده پنجره‌ی گفت‌وگو را می‌گشاید. نخست به این معنا که بدانیم دیگری موسیقایی نیز وجود دارد. بر وجود او آگاه شویم. و سپس خواست فهمیدن او پدید آید. و این خواست مفاهمه چیزی افزون بر آن دارد که پیش‌تر میان دریافت‌کننده و دیگری مؤلف برشمرده شد. اینجا پای «خود» به مفهوم هویت جمعی نیز در میان است.

احمد نونهال: گروه های کر با چالش روبرو هستند

گروه کُر «شانته» به‌ رهبری احمد نونهال با همکاری جشنواره موسیقی صبا در دومین رویداد تابستانه پنج قطعه موسیقی کرال را در موزه نگارخانه کاخ گلستان اجرا کرد. احمد نونهال رهبری جوان و پر انگیزه است و توانسته با وجود مشکلات مختلف این گروه جوان را به روی صحنه ببرد. امروز گفتگوی محمدهادی مجیدی را با او می خوانید:

از روزهای گذشته…

وان موریسون، نوری در تاریکی (III)

وان موریسون، نوری در تاریکی (III)

وان موریسون برای مدت سه سال هیچ آلبومی عرضه نکرد. بعد از یک دهه کار مداوم و بی وقفه، در مصاحبه ای گفت: “احتیاج دارم به طور کامل از موسیقی فاصله بگیرم و برای ماهها بدان گوش نیز نسپارم.” آلبوم “دوره تحول” را در سال ۱۹۷۷، به طور مشترک به همراه دکتر جان به پایان برد. این آلبوم نقدهای ملایمی در بر داشت و آغازی بود به دوره پر کار و پرثمر در ساخت موسیقی. یک سال بعد، موریسون آلبوم “طول موج” (Wavelength) را عرضه کرد که در مقایسه با دیگر آلبومهای وی فروش بسیار پر سرعتی داشت.
سیداصفهانی: مگر هنر گناه است؟

سیداصفهانی: مگر هنر گناه است؟

بله، سوال شما سوال مهمی است و اینکه چرا “نامبرده، حسین سرشار”؟ من زمانیکه میخواستم این کتاب را جمع آوری بکنم، این اطلاعات را در واقع، از آقای فرید مصطفوی که یکی از دوستان خوب من در زمینه کار سینما هستند خواستم که اگر چیزی در رابطه با حسین سرشار میدانند در اختیارم بگذارند. لطف کردند و صفحاتی از ماهنامه سینمایی “فیلم” را که آقای گلمکانی -همانطور که الان در ماهنامه سینمایی فیلم کار می کنند آن موقع هم کار میکردند- صفحاتی در اختیار من گذاشتند.
نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی <Br>متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت هفتم

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت هفتم

در [۱] تمرین‌ها اکثرا از نمونه‌های آثار آهنگسازان انتخاب و از هنرجو خواسته شده آن‌ها را هارمونی کند یا اینکه با توجه به عادت‌های موسیقایی عصر مورد بررسی، خود دست به ابتکار بزند و بخش‌های داده شده را تکمیل سازد. برای مثال در تکالیف صفحه‌ی ۱۰۵-۱۰۴ چند نمونه از «هندل»، «راتگبر»، «کروگر» و باخ در اختیار هنرجو قرار گرفته تا هارمونی کند. یا تمرین‌هایی از «پاسیون متی» باخ، در ص ۱۱۷ که تماما به ملودی‌های برداشته شده از این اثر باخ اختصاص دارد یا نمونه‌ی تمرینی منحصر به فرد که در آن از خواننده خواسته شده بر روی شعری از «گریفوس» موسیقی بنویسد و «و هر جا که متن به اوج احساس می‌رسد از آکورد Sn استفاده کنید» ص ۱۰۹ (۷) و (۸).
نوازندگی نی (II)

نوازندگی نی (II)

در نی اگر ازصدای اول شروع کنیم، با کمی تغییر درحالت زبان و زاویه دمیدن به صدای دوم نی می رسیم که صدای سوم(غیث) نی با دمیدن بیشتردر صدای دوم تولید میشود. صدای بم نرم نیز با کم کردن شدت دمیدن در حالت صدای دوم ایجاد می شود. البته نوع دیگری از صدای بم نرم در نی وجود دارد که از صدای اول ساخته می شود.
خود آموختگان و نقشگذاران افزایش ظرفیت آنها (III)

خود آموختگان و نقشگذاران افزایش ظرفیت آنها (III)

خرم و تجویدی نیز از نمونه های دیگراند، تجویدی از اخطار پدرش سر باز زد. سرانجام لازم است به گروهی اشاره کنیم که حتی مجال خودآموختگی هم پیدا نکردند. به راستی تاریخ موسیقی ما تاریخ ناکامی استعدادها است!
درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (I)

درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (I)

در گفتمان موسیقی ایرانی چنین شایع شده است که آهنگ های موسوم به «شیش هشت» از نظر وزن شناسی، «دو ضربی ترکیبی» هستند. چرا که این آهنگ ها را می توان با دو پا زدن اجرا کرد و در هر ضرب، سه چنگ یا یک سیاه نقطه دار جا دارند و نوشته من در کتاب «موسیقی ایرانی» شناسی، مبنی براینکه این آهنگ ها شش ضربی هستند، یک «اشتباه فاحش» (۱) است.
گفتگو با تیبو (VI)

گفتگو با تیبو (VI)

یکی از عالی ترین و زیباترین خاطره های من در زمینه موسیقی به جلسه کوارتت و کوئینتت زهی (با پیانو) در خانه ام در پاریس بر می گردد. در این جلسه ما ۴ اثر از دوست داشتنی ترین آثار موسیقی مجلسی را به ترتیب زیر اجرا کردیم: کوارتت هفتم بتهوون (ایزایی ویولون یک، من ویولون دو، کرایسلر ویولا که خیلی هم خوب می نواخت و کاسالز ویولون سل)؛ کوراتت شومان (کرایسلر ویولون یک، ایزایی ویولون دو، من ویولا و کاسالز ویولون سل) و کوارتت سل ماژور موتسارت (من ویولون یک، کرایسلر ویولون دو، ایزایی ویولا و کاسالز ویولون سل). سپس ما به پونیو (Pugno) تلفن زدیم و او هم به ما پیوست.
ردیف منتظم الحکما به انتشار رسید

ردیف منتظم الحکما به انتشار رسید

ردیف موسیقی ایرانی به روایت منتظم الحکما، نت نویسی مهدیقلی هدایت و تصحیح و بازنگری امیر اسلامی منتشر شد. قدیمی ترین ردیف مکتوب منتشر نشده موسیقی ایرانی به روایت منتظم الحکما و نت نویسی مهدیقلی هدایت توسط نشر دانشگاه هنر منتشر شد.
پدیده های دنیای جز (I)

پدیده های دنیای جز (I)

Jazz سبکی از موسیقی است که ریشه در تفکر روحانی، موسیقی بلوز و البته Ragtime دارد. در یک بیان ساده موسیقی جاز، هنر بداهه نوازی مطابق با سبک و روحیات مختص هر نوازنده است. در واقع برخلاف موسیقی کلاسیک، نحوه اجرا و القای خصوصیات روحی نوازنده در ملودی آنقدر تاثیر پذیر است که اگر شنونده ای اجرای نسخه دوک الینگتون (Duke Ellington) از یک موسیقی مشخص را می پسندد، باید حتمآ همان نسخه را گوش کند، چرا که ممکن است نسخه ای از همان موسیقی را که دیگری اجرا کرده است به هیچ وجه نپسندد.
گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.