نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (X)

در میزان ۱۰۲ با پایان یافتن بخش ویولون سولو روی “لا” که تا اینجا مو به مو مطابق با نوشته ابوالحسن صبا بود، همزمان ورود سازهای ایرانی را می شنویم و در واقع با کادانس حذفی یا فرود حذفی برخورد می کنیم.

مضرابی ها در این بخش یکه تازی می کنند و تنها یک پدال ویولونسل و کنترباس و یک همراهی ملودیک کلارینتها را با نوانس متسوفورته دارند.

بعد از گذشت پنج میزان از نواخت سازهای مضرابی و ایجاد یک ضرب و نیم سکوت، در فضای سکوت ناگهان دسته ویولونها با نوانس فورته، پاساژی می نوازند که پل ارتباطی با قسمت دوم جمله ملودیک است.

سپس در میزان ۱۱۲ ویولون سولو جمله ای بر اساس موتیف پنج نتی ای که از مضرابی ها شنیدیم ساخته می شود. ویولون به شکل سولو درآمده و با هیجان سیکوئنس وار به سمت بالا می رود و با گذشت چهار میزان به شکل سیکوئنس رئال در آمده و شوشتری جدیدی روی فاصله پنجم ساخته می شود و بسط و گسترشی عصیان گرانه در سیر ماجرای ویولون سولو با ارکستر پیش می آید.

در این زمان، ارکستر با سکوت مطلق خود، گویی ناظر به عصیان گری ویولون است تا جایی که با ویولون با دوبل های کروماتیک به سر حد جنون می رسد و ارکستر با صدایی خفیف، زمزمه وار، حرکتی بالا رونده اجرا می کند.

دوبل های این قسمت ویولون هم راستا با شعار همیشگی حسین دهلوی مبنی بر ساده نویسی، بسیار خوش دست و قابل اجرا نوشته شده است، به صورتی که یک سیم آزاد است و نت های کروماتیک روی سیم لا که با سیم می آزاد دوبل شده است نواخته می شود. در میزان ۱۲۴ سولوی ویولون در رجیستر بم روی شوشتری می، تم اصلی قطعه را می نوازد و گویی دیگر برای خود هذیان می گوید… این قسمت از این اثر یکی از شاهکارهای تصویر سازی این آهنگساز محسوب می شود که به زیبایی به جنون رسیدن را با اصوات به تصویر می کشد.

در میزان ۱۴۰ باز با ایمیتاسیون روبرو می شویم ولی در همان مایه شوشتری “لا” و برای اولین بار یک پاسخ کامل کننده از کل ارکستر، منهای سازهای مضرابی که اولین دیالوگ مستقیم ویولون سولو با ارکستر است و در میزانهای بعدی باز سیکوئنس های بالا رونده تا اینکه ارکستر یک فالس سیکوئنس را به گوش می رساند که در این قسمت که میزان ۱۴۶ است، ویولون به اجرای دوبلهایی با تقویت بادی چوبی ها و پاساژ اونیسون و مشخص ویولون یک و ویولا همراه است، می پردازد.

مقایسه میزانهای ۱۴۶ و ۱۴۷ با میزانهای ۱۴۸ و ۱۴۹ به ما نگاه دهلوی به ارکستر نویسی را نشان میدهد که چطور با اینکه با یک سیکوئنس کلیشه وار برخورد می کند، ارکستر را تنوع می بخشد و از تکرار ارکستراسیون پرهیز می کند تا قطعه شادابی و تنوع خود را از دست ندهد.

میزان ۱۵۹ که باز ویولون به اجرای دوبل های سیم “لا” با “می” آزاد می پردازد، باز از شگردهای زیبای آهنگساز است که رهایی ویولون را به شکلی استادانه به نمایش می گذارد و در ادامه آن پاسخ تقلید وار زهی ها را از تم ویولون سولو می شنویم.

هنوز گوشمان به پاسخ زهی هاست که ناگهان ویولون به اجرای تکنیکی می پردازد که از سازهای مضرابی ایرانی وارد قطعات ضربی ویولون ایرانی شده و دهلوی به زیبایی این بخش را در این قطعه گنجانده است.

5 دیدگاه

  • ریزوندی
    ارسال شده در مهر ۲, ۱۳۹۱ در ۱:۴۹ ب.ظ

    نگاهتان به کار استاد بسیار آموزنده و زیباست…
    تنها به آثار فاخر از بزرگانی مانند دهلوی می توان چنین خیره شد.

  • эрфан
    ارسال شده در مهر ۵, ۱۳۹۱ در ۲:۲۸ ب.ظ

    انقدر که شما راجع به این قطعه نوشتید،منقدین راجع به کنسرتوویلن برامس و شوستاکویچ ننوشته اند

  • ارسال شده در مهر ۵, ۱۳۹۱ در ۴:۲۷ ب.ظ

    نوشتند دوست عزیز! احتمالا شما نخواندید

  • فریدون
    ارسال شده در دی ۲, ۱۳۹۱ در ۹:۴۴ ق.ظ

    فایل
    آهنگ را اقلا قرار می دادید یا من ندیدم . سپاس .

  • ارسال شده در دی ۲, ۱۳۹۱ در ۸:۴۴ ب.ظ

    دوست گرامی، برای چنین مطلبی لازم است که کل فایل صوتی گذاشته شود که اینکار طبعا مخالف قانون کپی رایت است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد آرای محمدرضا درویشی (I)

از اواخر دهه‌ی شصت، ناظر و پیگیرِ اتفاقات و جریان‌های فکریِ هنر در ایران بوده‌ام. به‌نظر می‌رسد، اغلبِ کسانی که حرفی نو در حوزه‌ی نظر و اندیشه‌ی هنر در ایران داشته‌اند، آن را از اندیشمندان علوم انسانی اخذ کرده‌اند و ترجمه و برگردانش را در حیطه‌ی هنر، بسط و نشر داده‌اند. البته هنرمندان صاحب‌فکر و اندیشه هم در هنرِ ایران دیده می‌شوند، ولی انگشت‌شمارند.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

از روزهای گذشته…

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه ششم

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه ششم

مبحث «موسیقی و زندگی اجتماعی» از سه منظر قابل مطالعه است. هریک از این سه منظر نیز جنبه‌های بسیاری از نسبت موسیقی و جامعه را مورد توجه قرار می‌دهد. این سه منظر اصلی عبارت‌اند از:
در جستجوی رهایی

در جستجوی رهایی

موسیقی به عنوان یک هنر و به عنوان یک پدیدار مستقل از عناصرمختلفی تشکیل شده است و مانند دیگر پدیدارها هستی‌اش را تنها از یک ساحت کسب نمی‌کند. اما یک موسیقی خاص می‌تواند نیروی پیش برنده‌ی خود را بیشتر یا تماما از یکی از عناصر کسب کند. از همین رو رویکرد تحلیلی به موسیقی نیز باید با در نظر داشتن همین کیفیت صورت گیرد.
خود آموختگان و نقشگذاران افزایش ظرفیت آنها (II)

خود آموختگان و نقشگذاران افزایش ظرفیت آنها (II)

برخلاف مرحله اول در مرحله دوم با مقولات فن و عقل روبروئیم. تمامی شاگردانی که به آموزشگاه های هنر میروند همین فنون و تکنیک های بیان را فرامی گیرند. با این حال باید توجه داشت که در ادواری خاص ظهور یک پیام نوین درونی نیازمند به زبانی جدید است.
لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (IV)

لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (IV)

پیوند زدن مفهوم سرعت اجرا و منحصر به فرد بودن نغمه‌ی اجرایی با مقام و کارکرد نغمه‌ها در آن یکی دیگر از مختصات نظریه‌ی وی است. او معتقد است مقام‌ها هر چه که در محور اصلی بالاتر می‌روند سرعت اجرایشان بیشتر می‌شود (۱۳) (هر چه به نغمه‌های زیرتر در اجرای یک دستگاه نزدیک می‌شویم) (۱۴). همچنین از نظر لطفی هر نغمه از نظر نواک در ساختار دستگاه منحصر به فرد است (به عنوان مثال نمی‌توان به ساختمان دستگاه وفادار ماند و یک درآمد را منطقه‌ی زیرتری از اوج همان دستگاه اجرا کرد).
چه آتش‌ها

چه آتش‌ها

کنسرتی که گروه همنوازان حصار در پاییز ۱۳۹۰ در تالار وحدت تهران اجرا کرد، پاییز امسال در قالب آلبومی به نام «چه آتش ها» به بازار آمد. انتشار آلبوم نیز همانند اجرا، واکنش های ضد و نقیضی در پی داشت. روهی آن را فاقد اصالت و قوام موسیقایی دانستند و گروهی نیز آن را خلاقیتی جسورانه خواندند. اما به زعم نگارنده، این نگاه های سیاه و سفید، ریشه در خود آلبوم و محتوای آن دارند و خود این چیدمان ۹۰ دقیقه یی نیز کشکولی از عناصر سیاه و سفید است؛ به این معنی که از سویی نگاه شنونده را با درخشش و شکوه خود در لحظاتی خیره می کند و از دیگر سو نه تنها با کنش هایی دیگرآزارانه، مخاطب را گیج و منگ رها می کند بلکه وجود مخاطب را در لحظاتی نادیده می گیرد و راه خود را می رود.
نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (III)

نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (III)

اما در بعد هنری، مدرن در موسیقی همان مکتبی است که پس از اکسپرسیونیسم توسط شوئنبرگ پایه گذاری شده. بنابراین مدرن در چنین موقعیتی مکتب و رویکرد فلسفی تلقی میشود. در عین حال باید سیری وجود داشته باشد تا جریانی از مرحله کهن به مرحله “نو” تداوم پیدا کند.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (III)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (III)

«Musicology: the Key Concepts» نام کتابی است تاثیرگذار که نویسندگانش،«دیوید بیرد» (۶) و «کنت گلاگ» (۷)، اذعان کرده‌اند که: «هدف این کتاب فراهم ساختن سلسله‌ای از ایده‌ها برای بحث و بررسی بیشتر است […] امیدواریم نقطه‌ی آغاز تماسی را شکل بدهیم که از طریق آن راهی به سوی دیگر متن‌های اصلی و مفاهیم مرتبط در پیش گرفته شود.»(Beard &Gloag 2005: IX)
سیستم فیثاغورثی و اعتدال مساوی (II)

سیستم فیثاغورثی و اعتدال مساوی (II)

ضربان Beating: ضربان تغییر متناوب و ریتمیک حجم صوتی است به دلیل تداخل Interference دو موج صوتی با فرکانس بسیار نزدیک به هم. میزان این تغییر حجم یا واحد ضربان در واحد ثانیه BPM یا Beat per minute سنجیده می شود و برابر است با تفاوت دو فرکانس. به عنوان مثال دو موج سینوسی ۱۰۰ و ۱۰۴ هرتز ضربانی با سرعت ۴ بار در ثانیه تولید می کنند.
احمد جمال پیانیست جز

احمد جمال پیانیست جز

از بزرگترین پیانیست های جز که در سال ۱۹۳۰ در پیتسبورگ، پنسیلوانیا بدنیا آمد. از سن ۳ سالگی شروع به نواختن پیانو کرد و از ۷ سالگی تحصیلات رسمی خود در موسیقی را آغاز کرد.
«ایرانیان گوش موسیقی ندارند»

«ایرانیان گوش موسیقی ندارند»

حمید طباطبایی، آهنگساز و نوازنده‌ی پیانو، از هنرمندان ایرانی مقیم هلند است. طباطبایی موسیقی را از نُه‌ سالگی با آکاردئون آغاز کرد و درتهران و مشهد با آقایان روح‌افزا و صحاف کار کرد. بعدها به نواختن پیانو روی آورد و حدود بیست‌سال است که در هلند ساکن است. وی یک دوره‌ی آهنگسازی نیز در دانشگاه آمستردام گذرانده است.