همگون و ناهمگون (VIII)

نقشها بر روی جدولی با تقسیم‌بندیهای بسیار منظم کشیده شده‌اند. هر جدول دارای خانه‌های کوچک‌تر و هر خانه دارای پنجره‌های کوچک‌تر است. تعداد خانه‌ها بر اساس نوع نقش افزایش وکاهش می‌یابد. هر خانه دارای دو پنجره عمودی و ده پنجره افقی است، که روی هم صد پنجره را تشکیل می‌دهند.

از این رو نقش باید از روی شماره پنجره‌ها و خانه‌ها گفته شود.

نقش‌خوان می‌تواند برای گروهی قالیباف، همزمان نقش‌ بخواند، اما همه بافندگان، یا باید نقش مشترک داشته باشند یا یک نقش قرینه را ببافند. اگر در پشت قالی‌ای که عرض آن زیاد است، چند کارگر قالی نشسته، و نقشها مشترک نباشد، نقش‌خوان می‌تواند برای یک بافنده نقش بخواند. همچنین اگر در یک کارگاه چند دار قالی وجود داشته باشد اما نقشها مشترک نباشد، نقش‌خوان فقط می‌تواند برای یک بافنده نقش بخواند.

همچنین اگر در یک کارگاه چند دار قالی وجود داشته باشد و همه نقشها در دارهای مختلف شبیه به هم باشند، نقش‌خوانی را می‌تواند یک نقش‌خوان به عهده بگیرد. (۲۱)

دارهای قالی به صورت افقی و عمودی‌اند. معمولاً در کارگاههای کوچک خانکی یا چادرهای عشایر از دار افقی استفاده می‌کنند. در قالیبافی با دار افقی بافنده، قالی را بدون نقش، ذهنی و به بداهه می‌بافد و اگر از نقش برای بافتن استفاده کند، از همان شرایط نقش‌خوانی دارِ عمودی، پیروی خواهد کرد؛ با این تفاوت که در قالیبافی افقی همیشه نقش‌خوان و بافنده یکی است، زیرا در این نمونه از قالیبافی، سرعت کار مانند کارگاههای بزرگ کنترل‌شده و دارای اهمیت نیست و قالیها، اندازه کوچکی دارند (این‌گونه از قالیها را افشاری می‌نامند). (۲۲)

مراحل فراگیری نقش‌خوانی به این ترتیب است ۱- فراگرفتن قالیبافی ۲- شناختن کلیه رنگها ۳- فراگیری نقش‌چینی ۴- فراگرفتن نقش‌بینی ۵- فراگرفتن نقش‌خوانی (قالیبافان معتقدند قالی بر چهار رکن استوار است: ۱- بافنده خوب ۲- نقش خوب ۳- رنگ خوب ۴ ـ نقش‌خوان خوب).

پی نوشت
۲۱- گفته می‌شود «غلام‌علی» نقش‌گویی بوده است بسیار مال‌دوست و خسیس. او چهار خانه در کنار هم داشته است. دو خانه سمت راست کوچه و دو خانه روبه‌روی آن (سمت چپ). در هر خانه چند کارگر و دار قالی برپا بوده است. غلام‌علی برای صرفه‌جویی در هزینه، و استفاده نکردن از نقش‌خوان به تنهایی در وسط کوچه می‌ایستاده و با صدای بلند برای هر چهار خانه نقش می‌گفته است. او قالیها و نقشها را «همپو» (همپو بودن یعنی هم‌نقش بودن و از یک سو بردن) می‌کرده است تا کارگران هم‌زمان از یک نقش‌خوان پیروی کنند. و این در حالی است که گروه بسیار زیادی از نقش‌خوانها وقتی در کنار هم در یک کارگاه هم‌زمان از یک نقش‌خوان پیروی کنند و این در حالی است که گروه بسیار زیادی از نقش‌خوانها وقتی در کنار هم در یک نمایشگاه مشغول به کار می‌شدند، نقش‌خوانی که از صدای بهتری برخوردار می‌بود، صدای خود را پایین می‌‌آورد تا نقش‌خوان دیگر دلسرد و ناامید نشود. در عین ‌حال گاه نیز اتفاقی می‌افتاده است که برخی از نقش‌خوانان همدیگر را از دور خارج می‌کردند.
۲۲- حتی نقش‌خوانان حرفه‌ای و استادان معتبر در این زمینه هم نمی‌توانند بدون در اختیار داشتن نقش، نقش‌خوانی کنند.

مقام موسیقایی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

میراث منگوری (III)

وقتی «ریچارد ریکو استوور» در سن ۷۳ سالگی (۳ فوریه) بر اثر سرطان در ایالت واشنگتن (ایالت متحده آمریکا) درگذشت، گیتار کلاسیک جهان چهره مهم دیگری را از دست داد. ریکو، مشهورترین فردی است که تمام زندگی خود را وقف مطالعه و ترویج زندگی و آثار آهنگساز و گیتاریست پاراگوئه ایی، «آگوستین باریوس» کرده بود. او نه تنها زندگی نامه ی قطعی، «شش پرتوی نقره ای ماه»، (زندگی و بارهای آگوستین باریوس منگوره) را نوشت، همچنین بیش از هر شخص دیگری مسئولیت پخش گسترده موسیقی باریوس را برای گیتاریست ها به عهده داشت.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (I)

موضوع اصلی در فرآیندهای زایندگی و خلاقیت اتصالی است که این روند میان میراث های گذشتگان با خواسته ها و آرزوهای آیندگان (و حتی گذشتگان) برقرار می کند. در این شرایط به همان اندازه که میراث ها قادرند برای خود حریمی از تکرار و فرومردگی در خود را پدید آورند خواسته ها و آرزوها نیز از نیروی تحمیل توهم به خودآگاه فرد راهی شده بهره مندند.

از روزهای گذشته…

اختلالات صدای خوانندگان (III)

اختلالات صدای خوانندگان (III)

همانند متخصص بالینی صدا که می خواهد با دانشمند صدا ارتباط برقرار کند یا دانشمندی که دوست دارد تفننی کار بالینی انجام دهد، وقتی از آموزش و توانمندی مان فاصله می گیریم، «بی تجربگی عملی» ما برای اهل فن آشکار می شود. یکی دیگر از موانع کار موفقیت آمیز با کاربران حرفه ای صدا، نبود زبان قابل فهم بین متخصص بالینی و فرد حرفه ای است. برای مثال، ممکن است به هنرپیشه با خواننده نوعی روش تنفسی برای اجرای برنامه آموزش داده شده باشد که این روش با یافته های جدید علم صدا، به ویژه در مورد فیزیولوژی تنفس، در تضاد باشد. هنرمندان غرق تصورات ذهنی اند.
موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (XII)

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (XII)

در کویت این مراسم به نام «قرقیعان» معروف است و بعد از افطار گروه های پسر و گروه های دختر هر کدام بصورت جداگانه شروع به خوانند اشعار خود، گرفتن عیدی و شیرنی از منازل می کنند. به این شیرنی و هدایا را در کسیه ایی به نام «الخریطه» جمع می کنند.
طهرانیان: فضای گیتار کلاسیک ایران مجازی است!

طهرانیان: فضای گیتار کلاسیک ایران مجازی است!

فرزین طهرانیان – گیتاریست، پداگوگ و استاد دانشگاه- متولد سال ۱۳۵۶ در تهران است و از سال ۱۳۷۵ به فراگیری موسیقی پرداخته است. وی موسیقی را با نوازندگی گیتار کلاسیک نزد علیرضا تفقدی شروع کرده و در ادامه از کلاسهای گیتار فلامنکو شاهین علوی نیز بهره برده است. در سال ۱۳۸۱ به آکادمی ملی موسیقی اوکراین راه پیدا کرده در کلاس پروفسور میخایلنکو به تحصیل پرداخت. در سال ۱۳۸۷ با مدرک کارشناسی ارشد در رشته نوازندگی گیتار کلاسیک از این آکادمی فارغ التحصیل گردید. در این مدت به صورت فعال در مسترکلاسهای: آنیلو دیزدریو، هاپکینسون اسمیت و نیکیتا کوشکین شرکت کرده است. همچنین دوره کارگاه گیتار جز استاد مالاتکوو از اوکراین را به پایان برده است. وی دو دوره در فستیوال موتیوهای اسپانیایی در شهر کی یف شرکت داشته و به اجرای موسیقی پرداخته است.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (X)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (X)

مقایسه‌ی کوتاهی با شرح وی بر موثر؛ «[…] چیزی است که در خمیره و سرشت انسان نفوذ کند و در آن نشانی از خود باقی بگذارد» (ص ۸۲) این سوال را به ذهن می‌آورد که تفاوت موثر و مطبوع چیست. چون گویا در هر دو مورد اثر گذاشتن وجود دارد. شاید تنها تفاوت «نفوذ کردن باشد» که دقیقاً معلوم نیست به چه معنی به کار رفته.
آن شخصیت برازنده و هنرشناس (II)

آن شخصیت برازنده و هنرشناس (II)

دکتر داریوش صفوت این دریچه را باز کرد و خود به کناری نشست و به دلمشغولی های خود پرداخت: فلسفه، فیزیک، ریاضیات، تاریخ، ادبیات، زبان عربی، مراقبه و مکاشفه در خلوت، و مهم تر از همه، تربیت شاگردانی که مجذوب دانش و شخصیت او شده بودند. سخنرانی های او، معرف کاملی برای دانش او نبود و نوشته هایش اصلا کیفیت حضور شفاهی او را نداشت ولی آنچه که مریدان را جذب او می کرد، شخصیت برازنده او بود.
یک ترانه زیبای جز

یک ترانه زیبای جز

یکی از زیبا ترین ملودیهای جز که می توان از آن نام برد قطعه ای است بنام “Summertime” از جورج گرشوین (George Gershwin).
عدم اعتنا به بی اعتنایی! (III)

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (III)

آیوز می نویسد: «علایق غریزی هنر در هر فرد، حرکتی پیش رونده دارد و این علایق، آمال و آرزوها را برآورده می سازد. غریزه هنر از هر فرد، انسانی نوین به بار آورده و افق های تازه ای پیش روی او می گشاید. به وضوح می بینم آن روز را که فردی عادی هنگام پوست کندن تکه ای سیب زمینی، موسیقی حماسی خویش را زمزمه کند یا سمفونی و اپرایی برای خود بنویسد؛ نیز میبینم که یکی از این خلایق، در غروبی بر صندلی حیاط پشتی خود نشسته و پیپی دود می کند و در همان حال که به کودکان سرخوش می نگرد، می شنود که آنان نیز تم های موسیقی خود را برای سونات های زندگی خویش زمزمه می کنند، پس به دوردست ها و کوه ساران خیره می شود و در می یابد که رؤیاهای او به واقعیت تبدیل گشته است و نغمه های متعالی سمفونی روزانه را که در گروه های کر متجلی گشته است می شنود؛ نغمه هایی زیبا که بر بادهای غرب و شرق سوارند و بر شاخسارها می وزند!»
گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (III)

گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (III)

هولست و نیز ون ویلیامز در جریان فعالیت خود در جهت ناسیونالیسمی بسیار اصیل تر از ناسیونالیسم الگار و دلیوس، از دستاوردهای دو موسیقیدان فاضل و معاصر خود، سیسیل شارپ (۱۹۲۴-۱۸۵۹) و آرنولد دولمتش (۱۹۴۰-۱۸۵۸) به خوبی کمک گرفته اند. شارپ نخستین جمع آوری کننده بزرگ فولکلورهای انگلیسی، موسس انجمن رقص عامیانه و شخصی است که روح ملی آهنگسازان انگلیسی را بازسازی کرده است. شارپ غنی ترین گنجینه مصالح مورد نیاز خود را در روستایی در ارتفاعات کوه های آپالاش در ایالات متحده یافته بود. دولمتش در سالهای ۱۹۱۶ تا ۱۹۱۸ از این روستا دیدن کرده بود.
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (V)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (V)

معنی این نوع نگارش – هرچند کشش‌ها در نغمه‌نگاری ردیف نسبی و بسته به شرایط زمان اجرا است – این است که از دیدگاه بهجت (دست‌کم در نغمه‌نگاری) ریزهای با کشش نت سیاه باید پرتر اجرا شوند. به‌علاوه در مورد تک ریزها هم کتاب منا طیف گسترده‌تری از امکانات را در اختیار قرار می‌دهد. از نظر کشش تک‌های پیش از ریز هم این نوشته‌ها با یکدیگر یکسان نیستند؛ بهجت در بیشتر ریزهای سیاه، تک را دولاچنگ و ریز را مجموعه‌ی سه‌لاچنگ‌های سکستوله می‌آورد (به جز – بهجت: ۱۳۷۹: ۱۳ شماره‌ی ۲۴)، ندیمی هم با این که از سکستوله استفاده نمی‌کند تک ریز را به همین گونه تفسیر کرده در حالی که منا در همین ریزها همه جا تک را چنگ و ریزها را سه‌لاچنگ می‌گیرد که نتیجه‌اش ایجاد تضاد بیشتر میان تک‌ها و بدنه‌ی ریز است.
موریس ژار

موریس ژار

اگر برای اولین بار نام موریس ژار Maurice Jarre را به عنوان آهنگساز آثار کلاسیک سینمایی اوایل دهه ۶۰- مانند لورنس عربستان و دکتر ژیواگو- شنیده باشید و متوجه شوید که او مدتها قبل از این برای تعداد زیادی فیلم فرانسوی موسیقی ساخته است، از دانستن این نکته که او سازنده موسیقی متن بسیاری از فیلمهای مطرح دهه ۸۰ و ۹۰ –از جمله جاذبه مرگبار (Fatal Attraction ) و روح (Ghost)- هم بوده، متعجب خواهید شد.