زنان و موسیقی (IV)

به طرز عجیبی دو خواننده مشهور اُپرا، ماری-لوییز دِمَتَن (Marie-Louise Desmatins)، متولد ۱۶۷۰، و لَ موپَن (La Maupin دوشیزه دُبینی Mlle d’Aubigny) متولد همین دوره، هر دو بسیار جوان، یکی در سن سی و هشت سالگی و دیگری در سن سی و هفت سالگی در سال های ۱۷۰۸ و ۱۷۰۷ فوت کردند.

هر دویِ آن ها پس از بازنشستگی مارت لُ رُشوآ (۱۶۹۸) موفقیت خود را در آثارِ آندره کامپرا (André Campra) یافتند؛ دِمَتَ نقشِ کالیپسو در تِلِماک (Télémaque) در سال ۱۷۰۴ و موپَن نقشِ کلُریند در تانکرِدِ(Tancréde)در سال ۱۷۰۲ بازی کردند.

دِمَتَ دچار بیماری چاقی شد و در سال ۱۷۰۸ از اُپرا کناره گیری کرد و در همان سال فوت شد. موپَن نیز که «کوچک اندام، بسیار زیبا و جذاب بود، گاهی لباس شوالیه به تن می کرد و در دوئل شرکت می کرد …» (به نقل از آر. لُگراند R. Legrand)، او صحنه را در سال ۱۷۰۵ ترک و در حالی که از دنیا کناره گیری کرده بود در تنهایی خود فوت کرد.

آنجِلیک هوسو (Angélique Houssu)، از خانواده ی نوازندگان اُرگ پاریسی بود که در کلیسای سَن اینوسان (Saints Innocents) بیش از صد و پنجاه سال نوازندگی می کردند! نوازنده ی برجسته کلاوسَن، در سال ۱۶۹۷ با آنتوان فورکِرِ (Antoine Forqueray) ازدواج کرد، او نیز به همراه مَرَن مَره (Marin Marais) از بزرگ ترین آهنگسازان و نوازندگان ویولا دا گامبایِ فرانسوی (Viole de gambe) بودند.

حاصل ازدواج آن ها سه فرزند از جمله ژان- بَپتیست آنتوان (Jean-Baptiste Antoine)، ویولونیستِ مشهور، بود. زوجِ فورکِرِ (Forqueray) کنسرت های موفقیت آمیزی را در هتل سواسون (Hôtel de Soissons) جایی که در آن اقامت داشتند، برگزار می کردند. افسوس که آنتوان فورکِرِ، – که گرایش شدیدی به نوشیدنی داشت – همسر و فرزندانش را مورد آزار و اذیت جسمی قرار می داد، آن ها را در فقر و تهیدستی رها می کرد و با شادمانی با ایجاد رابطه نامشروع با خدمه هایش، به همسرش خیانت می کرد! به گونه ای که همسرش پنج بار منزل خود را ترک کرد و به پدر و مادرش پناه برد.

شوهرش حتی به جرمِ داشتنِ روابط نامشروع علیه او اقامه ی دعوا کرد! ولی در دادگاه شکست خورد و جدایی شان در سال ۱۷۱۰ اعلام شد. این نمونه ای از زن موسیقیدانی این دوره است که با وجود مشکلاتی که داشته مطمئناً و متاسفانه وقت و یا حتی میل و رغبتی برایِ پرداختن به آهنگسازی نداشته است!

هر چند که خواننده های اُپرایِ زن موفقیت هایِ بسیار زیادی در این دوره کسب کردند ولی خواجه ها با آن ها رقابت سختی داشتند. در واقع آن ها می توانستند علاوه بر نقش های مردانه نقش های زنانه را نیز بازی کنند. رسم خواجگی ریشه ای شرقی داشت.

خواجه ها در ابتدا در کلیساهای فرانسه و ایتالیا به ویژه در کلیساهای شهر رم ایفای نقش می کردند. به این دلیل که در قرن هفدهم اجرای نقش توسط خوانندگان زن بر روی صحنه ممنوع شده بود. سال ۱۶۰۷ هنگام آفرینش اولین اُپرای مونتوردی، نقش اول اُرفِئو (Orfeo) به یک خواجه سپرده شد.

به این ترتیب خواجه ها به سرعت به ستارگان بِل کانتو (Bel-canto) و اُپرا تبدیل شدند. جایگاه خواجه ها در طول قرن هجدهم با به روی صحنه آمدن تنورها (Ténor) و سوپرانو ها (Sorani) کم رنگ شد. با این وجود خواجه ها تا اواخر قرن نوزدهم در کلیسا ها به ویژه در کلیساهای ایتالیا و کلیسای سیستین (Chapelle Sixtine) باقی ماندند.

اواسط قرن هفدهم به کمک مازارَن (Mazarin)، صدراعظمِ ایتالیایی لویی سیزدهم و چهاردهم، خواجه ها به فرانسه راه یافتند. خواجه ها، علی رغم تلاش های مازارَن، نتوانستند اعتباری که در اروپا به خصوص ایتالیا، آلمان و انگلیس به دست آورده بودند در فرانسه نیز کسب کنند. شاید به این دلیل که دربار فرانسه به شیوه آواز خوانی ایتالیایی بی اعتماد خاصی داشت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادداشتی بر آلبوم «نبودی تو»

موسیقیِ «نبودی تو» را می‌توان در این عبارت خلاصه کرد: کنار هم نشاندنِ بی‌ربطِ عناصری بی‌ربط و در عین حال نخ‌نما. شیوه‌ی تنظیم و هارمونیزه کردنِ نُه ترانه‌ای که در این آلبوم گنجانده شده عمده‌ترین عنصرِ تاریخ مصرف گذشته‌ی مجموعه است. صدای خواننده نیز معمولاً بی هیچ ایده‌ی مشخصی، در فواصلی مستعمل، بر فضاسازی‌هایی سوار می‌شود که حاصلِ نازل‌ترین فرمول‌های نیم قرن پیش‌اند.

آثاری از دوره رمانتیک با اجرای ارکستر آرکو به روی صحنه رفت

اجرای ارکستر آرکو با مدیریت اجرایی نیما جوان، شب گذشته با استقبال علاقه‌مندان به موسیقی کلاسیک مواجه شد و تقریبا تمام صندلی‌های تالار وحدت پراز تماشاگر بود. ارکستر زهی آرکو به رهبری ابراهیم لطفی، شب گذشته جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸ در تالار وحدت به صحنه رفت. کنسرت مایستر این اجرا علی جعفری پویان بود و بردیا کیارس هم در این اجرا حضوری افتخاری داشت.

از روزهای گذشته…

زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (I)

زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (I)

«ادوارد گریگ» (Edvard Grieg)، یکی از مشهورترین موسیقی‌دانان نروژی، پانزدهم ژوئن سال ۱۸۴۳ به‌دنیا آمد. پدربزرگ ادوارد اهل اسکاتلند بود که پس از نبرد کالودن (نبردی در سال ۱۷۴۶ بین نیروهای انگلیسی و اسکاتلندی در محلی به همین نام) به اسکاندیناوی مهاجرت کرده بود. ادوارد فراگیری پیانو را نزد مادرش آغاز کرد و در نوجوانی به مهارتی چشمگیر در نوازندگی دست یافت. او در مدرسه از سوی همکلاسی‌هایش اذیت و آزار می‌شد و همین سبب شده بود از مدرسه‌رفتن ناامید شود. دیداری اتفاقی با دوستی خانوادگی به‌نام «اول بول» (Ole Bull)، همان نوازنده‌ی ویرتئوز ویلن، خیلی زود به فرستادن ادوارد پانزده‌ساله به کنسرواتوار لایپزیگ انجامید. ادوارد در پایان تحصیلاتش در کنسرواتوار، معتقد بود که تحصیل در آنجا چیزی به دانشش نیفزوده است: «همان اندازه که پیش از آمدن به اینجا نادان بودم، الان هم هستم.»
وهم یا نبوغ‌؟! (I)

وهم یا نبوغ‌؟! (I)

“… عجیب است؛ مردمی که متوسط بهره‌ی هوشی‌شان ۸۴ است (در مقایسه با دامنه‌ی نرمال ۹۰ تا ۱۱۰) و در طبقه‌ی ملت‌های دارای هوشِ «زیرِ متوسط» قرار می گیرند، خود را باهوش‌ترین ملت دنیا می دانند و از تکرار این باورِ فریب، لذت می‌برند و غره می شوند و با همین خودفریبی، پی در پی فرصت های تاریخی را… واگذار می کنند.”<
وضعیت ویژه (II)

وضعیت ویژه (II)

در نوشته قبلی به نظراتی که در برنامه های رسمی از اهالی موسیقی شنیده می شود اشاره کردیم؛ گاهی این اظهار نظرها از اهالی موسیقی ایرانی چنان غیرواقعی و عجیب است که حتی مردم عادی را هم شگفت زده می کند، در یکی از برنامه هایی که در تالار اندیشه حوزه هنری به مناسبت بزرگداشت موسیقیدان بزرگ ایرانی مرتضی خان محجوبی برگزار شده بود، مجری برنامه با عنوان کردن صفاتی غیر واقعی برای این هنرمند، مانند برتری تکنیکی او بر پیانیست های بزرگی چون لیست و شوپن! هنر ایرانی را از هر نظر سرآمد هنر جهانی بر شمرد.
همگون و ناهمگون (II)

همگون و ناهمگون (II)

امروزه بسیاری از قالیبافان خبره و نقش‌خوانان توانمند که بخش قابل توجهی از آنان زن هستند، از کار قالی کناره گرفته‌اند و بر این باورند که به لحاظ روانی دیگر طاقت زور و ستم «یاسایی»ها را ندارند. قالیبافی برخلاف گذشته که کار بسیار پستی بوده، امروزه به یک کار لوکس بدل شده است.
ضیائی: سازسازی را به شیوه آکادمیک تدریس میکنم

ضیائی: سازسازی را به شیوه آکادمیک تدریس میکنم

گام ها را با تاریخ آغاز کردم و در مسیر شناخت مواد، ابزارسازی، فیزیک، شیمی، هندسه، هنر ساخت ویلن را به پیش گرفته و با آموزش و کسب علم در هر جایی از این کره خاکی که لزوم و امکان آن فراهم بود، مسیر را ادامه داده و ما حصل آن را به علاقمندان این رشته در ایران تحت پوشش کارگاه تخصصی ساخت ویلن در حد توان انتقال دادم.
تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (V)

تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (V)

روش نوشتن اطلاعات مراجع (و اقلام اطلاعاتی که در این بخش ارائه می‌شود) در [۱]، [۴] و [۵] با تفاوت‌های کوچکی شبیه هم است، برای مثال روش مدخل نویسی برای کتاب در [۱] نویسنده‌ی کتاب: عنوان کتاب. مترجم. محل نشر، نشر (منظور ناشر است)، تاریخ نشر، شماره‌ی صفحه‌ها [۲] عنوان کتاب، نام نویسنده (نویسندگان)، نام برگردان کننده، محل نشر (م)، ناشر (ن)، صفحه شمار (ص)، موضوع، کتاب‌خانه [۴] نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و …). نام کتاب. جای نشر: ناشر، تاریخ نشر، صفحات [۵] نام مولف. نام کتاب. محل نشر، ناشر، زمان نشر، تعداد صفحات، مشخصات دیگر چنین است.
سالی بدون همایون­پور (I)

سالی بدون همایون­پور (I)

از بخت شکر دارم از روزگار هم. کاری نمی­شود کرد، جامعه دچار نوعی گسست نسلی و نیز امتناع و انقطاع فرهنگی شده است. اما باید شکرگذار نیز بود، در روزگاری که به زعم مهندس مهدی بازرگان ( نخست وزیر دولت موقت ۱۳۵۷ – ۱۳۵۸ ) جامعه دچار قحطی­الرجال، وجود مفاخری نظیر استاد منوچهر همایون­پور غنیمیتی است.
ادیت در ویولن (V)

ادیت در ویولن (V)

برای اجرای دسته- جمله سوم، اولین انتخاب نواختن چهار نت متوالی “سی بکار، دو بکار، ر بکار، می بمل” در پوزیسیون چهارم و سپس انتقال به پوزیسیون هشتم برای اجرای نت فا دیز می باشد که در اینجا نیز می توان همین توالی انگشت گذاری را انتخاب نمود، یعنی اجرای فا دیز، سل بکار، سی بکار، دو بکار با انگشتان اول تا چهارم (تصویر شماره چهار).
یوسف گمگشته باز آید به کنعان؟

یوسف گمگشته باز آید به کنعان؟

سالن خیلی خلوت است؛ تعداد زیادی جا خالی است. عده ای از تماشاگران که جای نامناسبی دارند با متصدیان سالن بحث می کنند و می خواهند جایشان را عوض کنند. متصدیان خونسرد جواب می دهند : “ صبر کنید اگر جایی باقی ماند، حتماً. ” البته آن ها مطمئن بودند حتی یک جای خالی هم باقی نمی ماند!
سلطان بوگی (I)

سلطان بوگی (I)

جان لی هوکر در ۲۲ آگوست ۱۹۱۷، در کلارکزدیل (Clarksdale) میسی سیپی متولدشد. خانواده او در مزارع اشتراکی کار میکردند و او اولین تاثیرات موسیقی خود را از پدرناتنی اش، ویل مور (Will Moore) کسب کرد.