آرشه خمیده، بدعتی از تلمانی (I)

امیل تلمانی (1890-1988)
امیل تلمانی (1890-1988)
نام امیل تلمانی برای ویولونیست های امروزی نام آشنایی نیست، هرچند تلمانی در دوره فعالیت هنریش موضوع بحث بسیاری از جوامع هنری، بخصوص نوازندگان و سازندگان ویولون بوده است. حرکت انقلابی تلمانی در استفاده از آرشه ای خاص با وجود اینکه در آن روزها موج بزرگی از موافقان این طرح را بوجود آورد ولی به مرور این موج فروکش کرد؛ شاید امروز آنالیز این مسئله برای ما بیشتر از روی منطق باشد تا نوازندگانی که آن دوره با اختراع این آرشه مواجه شدند و گاه نظرات احساسی در مورد این آرشه می دادند. همچنین نگاهی دوباره به آثار اجرا شده و داستان ساخت این آرشه تلمانی میتواند ایده هایی جدید را برای صدا گیری سازهای آرشه ای برای نوازندگان این سازها بوجود آورد.

در قرن بیستم کپنهاک مانند مغناطیسی موسیقیدانان را جذب می کرد، توجه به رفاه اجتماعی و تحصیلات و حمایت از هنرمندان باعث شده بود که بسیاری از موسیقیدانان بخش اعظم زندگی خود را آنجا بگذرانند؛ در کپنهاک آنها دسترسی به آلمان، چکسلواکی، اطریش و مجارستان داشتند که قلب موسیقی اروپا بوند؛ حتی حالا هم آنهایی که از قسمتهای شمالی به این شهر می آیند، احساس می کنند، در قلب اروپا هستند.

هیچ موسیقیدان مهاجری مانند ویولونیست مجارستانی امیل تلمانی (Emil Telmanyi) با دانمارک احساس نزدیکی نداشت که ۸۰ سال آنجا زندگی کرد. تلمانی در سال ۱۸۹۲ در آراد (Arad) آنزمان واقع در مجارستان به دنیا آمد. (از ۱۹۱۸ این شهر به رمانی ملحق شد)

او در ۱۳ سالگی در یک اجرای عمومی قطعه “Streghe” از پاگانینی را اجرا کرد و بزودی شاگرد “Seno Hubay” در آکادمی سلطنتی بوداپست شد. ۶ سال بعد زندگی حرفه ای او در برلین شروع شد. او در ارکستر فیلارمونیک، در اولین اجرای اروپایی کنسرتو ویولون الگار شرکت داشت (که تا قبل از ۱۹۱۰ کامل شده بود)؛ بعد از اروپا او به شمال آمریکا مسافرت کرد.

در ۲۰ سالگی برای اولین بار به دانمارک سفر کرد که آثار کارل نیلسن (Carl Nielsen) را شنید و اتفاقا با دختر همین آهنگساز به نام آن ماری (Anne Marie) در سال ۱۹۱۸ ازدواج کرد. تلمانی مرد پر انرژی و شجاعی بود که اثرات این اخلاق را در نوازندگی او می توان دید.

بعد از ۱۹۲۹ به عنوان رهبر ارکستر او به اسکاندیناوی، آلمان، مجارستان، لهستان، فرانسه و انگلستان مسافرت کرد. نزدیکی و دوستی او با پدر زنش (Carl Nielsen 1865-1931) از نامه او پیداست «بله! ما هر دو یکدیگر را درک می کنیم، من روحم را در دستان تو می گذارم و تو فقط می خواهم که قاضی قابل اعتماد کارهای ما باشی» (۱۵ نوامبر ۱۹۲۵)

اجرای کنسرتو ویولون نیلسن در سال ۱۹۳۱ آخرین موسیقی ای بود که سازنده اش شنید! در سال ۱۹۳۶ برای بار دوم با آنت شیولر (Annette Schaler) که یک پیانیست حرفه ای بود ازدواج کرد؛ او همراه با همسر و سه فرزندش ایلونا، انیکا و میهالیکا به کشورهای اروپایی سفر کرده و با ارکستر ۵ نفره زهی در دهه ۵۰ اولین پنجگانه در سل ماژور ساخته نیلسن را ضبط کردند.

مهارت نوازندگی تلمانی بخوبی تا سنین پیری او وجود داشت. در ۷۵ سالگی برای آخرین بار در محلی عمومی کنسرتو ویولن نیلسن را اجرا کرد. او به مدت دو سال در “Arhus” تدریس کرد. سالهای آخر عمرش را در شمال اروپا زندگی می کرد و در سال ۱۹۸۸، ده روز قبل از ۹۶ سالگی اش فوت کرد.

جریان زندگی تلمانی با یک نوع جدید و خاص آرشه به یک پیشرفت غیر منتظره رسید که با آن ویولن سولوی یوهان سباستین باخ را نواخت. هدف این بود که نواختن ترکیبهای سیمی حجیم، پیچیده و چندصدایی باخ نواخته شود بودن اینکه قطعی هایی که آرشه های استاندارد امروزی موجب آن می شود.

تلمانی پیش قدم این کار بود و با آرشه جدیدی که برایش ساخته بودند در سه کنسرت ۶ اثر باخ (سوناتها و پارتیتاها) را اول در بوداپست، سپس در وین و درسال ۱۹۱۷ در برلین نواخت. او این سری برنامه را در ۱۹۲۰ در کپنهاک تکرار کرد. کارهای سولوی باخ با تکنیک فوق العاده شان باعث شد منتقدان مختلف، نظرات مختلف و گاه متضادی را درباره این کار مطرح کنند.

بشنوید قسمتی از audio file سونات شماره یک با اجرای امیل تلمانی با آرشه خمیده و مقایسه کنید با audio file اجرای یاشا هایفتر از این اثر با آرشه های عادی ، صدای ویولون شبیه به ارگ کلیسا شده و توانایی آکورد گیری بصورت یکنواخت در چهار سیم را دارد.

تلمانی با استفاده از نکته هایی از نوشته های جرج موفات (۱۶۵۳-۱۷۰۴) به دست آورده بود، از آرشه ساز دانمارکی به نام “Aren Hjorth” خواست تا آرشه ای بسازد که خمی به بیرون و یک “Frog” متحرک بطوری که موهای آرشه قابل سفت یا شل شدن با شست در طول اجرا باشند (مانند سیستمی که در آرشه سازهای خانواده کمانچه است)

2 دیدگاه

  • نیوشا
    ارسال شده در تیر ۱۹, ۱۳۸۷ در ۸:۲۳ ب.ظ

    سلام.اگه میشه نت ویولن “work of vital” رو برای دانلود بذارید.ممنون.

  • nima
    ارسال شده در شهریور ۱۱, ۱۳۹۳ در ۱۰:۰۶ ب.ظ

    لطفا یکی نت a work of vital اقای کامکارو بزاره من خیلی دنبالش گشتم متشکر میشم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد آرای محمدرضا درویشی (II)

اگرچه محمدرضا درویشی کتاب «بیست ترانه‌ی محلی فارس» را در سال ۱۳۶۳ با انتشارات چنگ منتشر کرده بود ولی می‌توان گفت، او فعالیت قلمی و نوشتاری در حیطه‌ی موسیقی را با چاپ نخستین مقاله‌اش با عنوان «موسیقی محلی ایران، سنّت یا نوآوری» در فروردین ماه ۱۳۶۷ در مجله‌ی آدینه (شماره‌ی ۲۱) آغاز کرد.

امیرآهنگ: تقریبا تمام کتاب های آموزشی موسیقی نظری غربی ایران کپی است

با قاطعیت می توان گفت بجز چند مورد بسیار نادر و اِستثنایی، تقریباً تمامِ کتاب ها و مِتُد های آموزشی ای که در خصوص آموزشِ تئوری موسیقی عمومی، سُلفِژ، هارمونی و غیره توسط موسیقی دانان ایرانی نوشته شده و چاپ شده اند، رونویسیِ دوباره و کپی برابر با اصل بطور عینی از کتاب های تألیفیِ نویسندگان خارجی آن هم اغلب بطور ناقص ارائه شده اند. آن هم بدونِ در نظر گرفتن اینکه آیا اصلا طریقه و شیوه موردِ نظرِ آموزش از نظر طریقه بیان در آن کتابِ مربوطه متناسب با درک و فهم هنرجوی ایرانی می باشد یا نه؟!

از روزهای گذشته…

داوودیان: وقت است را برای صدای شجریان نوشتم

داوودیان: وقت است را برای صدای شجریان نوشتم

این سئوال را پرسیدم به این دلیل که کنسرتو فرمی خاص است که میتواند تواناییهای آهنگسازی و موسیقایی زیادتری داشته باشد نسبت به فرم های دیگر. یک تصور عمومی هست در موسیقیدانان که اعتقاد دارند، کاملترین فرم سمفونی است ولی به اعتقاد من کنسرتو کاملترین فرم است، چراکه هم امکانات موسیقایی سمفونیک و هم امکانات موسیقایی تکنوازی در آن وجود دارد.
موسیقی و معنا (XI)

موسیقی و معنا (XI)

آنها با استفاده از این یافته نشان دادند که واکنش عصبی و شناختیِ حاصل از الگوهای تنش و آرامش در هارمونی، با فرایند پردازش متون یکپارچه و هماهنگِ زبانی قیاس‌پذیر است، اما بدون توجه به محتوای معنایی آن. بنابراین، آنها بر این نظرند که معنا در موسیقی با الگوهای تنش و آرامش تشکیل‌دهنده‌ی موسیقی تولید می‌شود و اساساً با آنچه در مورد معنا در زبان روی می‌دهد، متفاوت است.
علت ترس شرکت های ضبط موسیقی از اینترنت

علت ترس شرکت های ضبط موسیقی از اینترنت

جف توییدی (Jeff Tweedy) خواننده اصلی گروه ویلکو (Wilco)، که یک گروه کانتری راک محبوب است، از گرایشهای منفی دست اندرکاران موسیقی به اینترنت انتقاد کرده است. در صنعتی که “سرقت” حقوق خود را بیش از همه از اینترنت میداند، ویلکو از معدود افرادی است که نظر متفاوتی داشته و از این رسانه به نفع خود استفاده کرده است.
شریفیان: کیج ضد ساختار است حتی آوانگارد!

شریفیان: کیج ضد ساختار است حتی آوانگارد!

در جامعه جوان هنرآموزان آکادمیک موسیقی کلاسیک، سئوالی وجود دارد که آیا نوع آموزشی که ما در ایران می بینیم، مانند شیوه آموزشی روز دنیاست و آیا در مراکز آکادمیک غرب، آهنگسازان و استادان موسیقی، تنها موسیقی آوانگارد را به عنوان موسیقی هنری روز می شناسند و دیگر انواع و سبکهای آهنگسازی را مربوط به تاریخ موسیقی می دانند؟
آکوردهای دگرگون شده (Altered)

آکوردهای دگرگون شده (Altered)

برای از بین بردن یکنواختی، ممکن آهنگساز یا نوازنده برخی از نت های آکورد را تغییر کروماتیک دهد و معمولآ بیشترین نتی که دچار این تغییر می شود درجه پنجم آکورد می باشد. همچنین باید دقت کرد که بندرت نتی از آکورد که تغییر کرماتیک پیدا کرده است در آکورد تکرار می شود.
رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (V)

رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (V)

دیبازر ادامه داد: بنظر من در شرایط فعلی همه ی شرایط به گونه ای سخت است که اساسا نباید اثری انتشار پیدا کند؛ انتشار یک اثر دارای مجموعه ای است که کل مجموعه باید مثل پازل کنار هم قرار گیرند تا کار دست انجام شود. خوشبختانه بخشی از پازل که مربوط به آهنگسازان است کار به خوبی انجام می شود و امیدوارم بقیه تکه های پازل ازجمله ناشر، پخش، مخاطب و… کنار هم قرار گیرند و مطمئنم این فعالیت فرهنگی با توجه به امکانات کمی که محیط در اختیارشان گذاشته است و جسارت زیادی که خودشان دارند، قطعا تاثیرات خود را می گذارند و من خیلی خوشحالم که این اثر در این شرایط تولید شد و به رپرتوار پیانویی کشورمان اضافه شد.
به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (V)

به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (V)

در نهایت می رسیم به دسته چهارم آثار او که میتوان به آنها کارهای سمفونیک وی اطلاق کرد که از یک حیث اپرای «خسرو و شیرین» را هم باید جزو همین دسته قرار داد، به اضافه باله «بیژن ومنیژه» و اپرای «مانی و مانا» که دهلوی در این آثار که قصد ارایه آنها در سطح بین المللی را داشته، از فواصل ریز پرده استفاده نکرده است.
هدر اشمیت، پیانیست و آهنگساز

هدر اشمیت، پیانیست و آهنگساز

هدر اشمیت (Heather Schmidt) به عنوان یکی از تکنیکی ترین و در عین حال با موزیکالیته ای برجسته، در دنیا شناخته شده است. او را میتوان به یکی از برترین نوازندگان صحنه دنیا نام برد، نوازنده ای که کنسرتهایش شور و هیجان خاصی در میان مخاطبینش به وجود می آورد. جدا از تبحر بالایش در نوازندگی، اشمیت در آهنگسازی نیز مهارت و استعداد خود را نشان داده است و احساس و نبوغش در خلق قطعات ستودنی است.
پاتتیک شماره یک (III)

پاتتیک شماره یک (III)

چایکوفسکی هنوز تصنیف سمفونی چهارم را آغاز نکرده بود که بار دیگر فشار ناراحتی از تنهایی و افکار رنج آور و اندوهناک، وی را به فکر ازدواج انداخت. در نامه ای که در همین اوان برای یکی از دوستانش فرستاده است چنین می نویسد: «من اکنون بسیار تغییر کرده ام. مخصوصا از لحاظ روحی و فکری حالم بدتر شده است. حتی به اندازه یک سر سوزن نیز از شادی و نشاط در دلم باقی نمانده است. زندگی برای من اکنون بسیار تهی، خسته کننده و ملال آور است. تمام فکر و حواس من اکنون متوجه ازدواج است و می خواهم سر و سامانی بگیرم و یا به هر نحو دیگری که میسر باشد رشته دوستی و ارتباط پایدار با کسی برقرار سازم.»
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (III)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (III)

فرمودید: «هیچکدام از نظر فیزیک صوت صدای کاملی ندارد…. هیچ ساز اصیل ایرانی صدا دهی درستی ندارد و از نظر شفافیت با ویلن قابل قیاس نیست» باید دقیقتر صحبت کنیم تا بتوانیم پاسخی به این پرسش بدهیم که: صدای کامل را چه صدایی می دانیم، این شفافیتی که از آن یاد می کنید تا با مختصات علم آکوستیک مشخص نشود نمی توان در مورد آن نظر داد، مثالی میزنم: صدای فلاژوله ویولون را فرض بگیرید روی نغمه می ۶، این صدا نسبت به صدای می ۶ وقتی به صورت فلاژوله زده می شود (اصطلاحا) شفافیت بیشتری دارد ولی صدای سوت مانند فلاژوله آیا فقط به خاطر شفافیت، کیفیت صوت طبیعی ویولون را دارد؟ خود شما تجربه نوازندگی با ویولون های حرفه ای را دارید، وقتی یک ویولون را چک می کنید، بیشتر نغمه های طبیعی را چک می کنید یا فلاژوله؟ مطمئنا نغمه های طبیعی را چک می کنید چون نغمه های فلاژوله در سازهای مختلف تقریبا یک کیفیت دارند، مگر اینکه ساز در حد فاحشی مشکل کیفی داشته باشد. پس شفافیت تا تعریف علمی نشود قابل بحث نیست.