ارکستر سمفونیک آمریکا

وقتی لئوپالد استوکوفسکی (Leopold Stokowski) ارکستر سمفونیک آمریکا را در سال ۱۹۶۲ یعنی در ۸۰ سالگی خود، پایه گذاری کرد، هدف جدیدی را برای این ارکستر متصور بود: نشان دادن استعداد های موزیسین های آمریکایی با برگزار کردن «کنسرت هایی از آثار برجسته و با قیمتی مناسب به گونه ای که همه بتوانند شرکت کنند». از آن زمان تا کنون، این ارکستر تمام تلاش خود را انجام داده است تا دامنه تعهدات خود را گسترده تر نموده و با نوآوری در زمینه فعالیت خود به مخاطبان موسیقی ارکسترال بیفزاید و از ابقاء فرم های موسیقی کلاسیک اطمینان حاصل کند.

لئوپالد استوکوفسکی تا سال ۱۹۷۲ که به انگلستان بازگشت مدیر موسیقی این ارکستر بود. پس از بازگشت او به انگلستان در نود سالگی، کازو یوشی آکی یاما (Kazuyoshi Akiyama) مدیریت موسیقی ارکستر را تا سال ۱۹۷۸ بر عهده داشت.

از دیگر مدیران موسیقی این ارکستر، در اوایل دهه هشتاد قرن بیستم، می توان از موشه آتزمان (Moshe Atzmon) و جوزپه پاتانه (Giuseppe Patanè) نام برد. جان موسری (John Mauceri) در سال ۱۹۸۵ و کاترین کامت (Catherine Comet) در سال ۱۹۹۱ عهده دار این مسئولیت شدند. مدیر کنونی موسیقی و رهبر اصلی ارکستر سمفونیک آمریکا لئون بتستاین (Leon Botstein) است.

ارکستر سمفونیک آمریکا علاوه بر اجرای کنسرت در کارنگی هال، یک سری سخنرانی/کنسرت، در تعامل با مخاطبان، برگزار می کند که نام این سری برنامه ها «رمزگشایی از آثار کلاسیک» (Classics Declassified) است. این ارکستر همچنین ارکستر مرکز هنرهای نمایشی ریچارد بی فیشر، در کالج بارد، نیز بوده که کنسرت هایی را در فصل زمستان برگزار می نماید و در جشنواره موسیقی بارد در فصل تابستان نیز به اجرا می پردازد. این ارکستر در اکثر کشورها به اجرا پرداخته و آثار ضبط و پخش شده فراوانی را در کارنامه خود دارد.

ارکستر سمفونیک آمریکا، در قالب کنسرت های موضوعی (thematic concerts) خود، آثار کمتر اجرا شده ای را روی صحنه برده است و نه تنها توانسته است توجه ها را به این آثار جلب کند بلکه اجراهای تازه ای از این آثار را توسط ارکستر ها و شرکت های اپرای سراسر دنیا نیز باعث شده است. ارکستر سمفونیک آمریکا شاهکارهای موسیقی را دوباره به مجموعه آثار شناخته شده سمفونیک معرفی می کند و با این کار خود این آثار را برای اجراهای آینده در اختیار ارکسترهای دیگر نیز می گذارد.

در واقع، ارکستر سمفونیک آمریکا به سرپرستی بتستاین بود که توانست در برگزاری برنامه های موضوعی (thematic programming) پیشگام شود. در برنامه گذاری موضوعی سعی بر این است که آثاری که ساخته می شوند موضوع های مشترکی، از ادبیات، هنر، تاریخ یا دیگر منابع، را در بر بگیرند. تأکید بتستاین بر اجرای آثاری بود که ارکستر فیلارمونیک نیویورک آنها را کمتر اجرا کرده است؛ مانند آثار کمتر اجرا شده آهنگسازان برجسته یا آثار درخشان آهنگ سازانی که کمتر معروفند.

از جمله آثاری که در این سری برنامه ها اجرا شدند، می توان به این موارد اشاره نمود: اجرای آریان و مرد ریش آبی (Ariane et Barbe-bleue) از دوکاس (Dukas) در فصل ۱۹۹۸-۱۹۹۹ به اجرای دوباره این اپرا توسط ارکستر شهر نیویورک در سال ۲۰۰۵ و ضبط آن توسط ارکستر سمفونیک بی بی سی انجامید.

به همبن ترتیب، اجرای اپراهای هلنای مصری (Die ägyptische Helena) و عشق دانه (Die Liebe der Danäe) از اشتراوس در خانه های اپرای آمریکا تأثیر گرفته از اجرای آن ها توسط ارکستر سمفونیک آمریکا در فصل های ۱۹۹۸ و ۲۰۰۰ بود.

اجرای سمفونی شماره یک گاوریل پپف (Gavriil Popov) در فصل ۲۰۰۲-۲۰۰۳ این ارکستر ضبط این سمفونی توسط ارکستر سمفونیک لندن را به دنبال داشت. ورژن ضبط شده این اثر نامزد دریافت جایزه گرمی شد!

تلاش های ارکستر سمفونیک آمریکا در احیای کنسرتو ویولن پائول کلتزکی (Paul Kletzki) راه را برای اجرای این اثر توسط ارکستر سمفونیک برن هموار نمود. در واقع، آثار کلتزکی را نازی ها از بین برده بودند.

ارکستر سمفونیک آمریکا علاوه بر اینکه به اجرای این آثار اهمیت می دهد، تلاش می کند تا این آثار را در رپرتوار نیز حفظ کند و از حذف شدن آن ها از رپرتوار جلوگیری کند. اگرچه پارت ها و نت های کامل برخی از آثار کمیاب موجود هستند و از کیفیت خوبی بر خوردارند، اما آثاری هستند که به بازسازی فراوان و اساسی نیازمندند تا قابلیت اجرا پیدا کنند.

به عنوان مثال، هیچ پارت ارکسترالی از “Four Temperaments Waltz”، از یوهان اشتراوس (Johann Strauss Sr.) وجود ندارد. اما تلاش های فراوان ارکستر سمفونیک آمریکا برای تهیه این پارت ها به این معنی است که اکنون ارکسترهای دیگر برای اجرای این اثر به مشکلی این چنینی بر نمی خورند.

americansymphony.org
en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مسئولیت هوشنگ ظریف بودن!

درباره جایگاه هوشنگ ظریف نیاز به هیچ مقدمه ای نیست. به قدری منش و شخصیت او در میان اهالی موسیقی شناخته شده است که تنها نامش به خودی خود سمبل و الگوی جوانان است. «هوشنگ ظریف شدن» رویای بسیاری از جوانانی است که به دنیای حرفه ای موسیقی وارد می‌شوند و عموما با این حسرت بازنشسته.

تکروی بااستقامت! (IV)

قطعاتی مثل: به زندان، در قفس، زرد ملیجه، رنگ ناز و ضربی هایی مثل «اکبرآباد رفته بودی…»، «اتل متل توتوله» و حتی بسیاری از قطعات نوحه خوانی و سینه زنی که بین مردم تهران قدیم، شناخته شده بود. این ایده او بسیار مورد توجه کامبیز روشن روان، آهنگساز مطرح زمان ما قرار گرفت و او این تلاش و ایده رجبی را تحسین کرد.

از روزهای گذشته…

یویو ما، نوآوری در ویلنسل (II)

یویو ما، نوآوری در ویلنسل (II)

از سال ۱۹۹۸ تا به امروز یویوما عمده تلاش خود را به پروژه جاده ابریشم اختصاص داده و در این راه کنسرت های متعددی با هدف ترویج مبادلات فرهنگی در این مسیر کهن تجاری مابین آسیا و اروپا، برگزار نموده است. در حقیقت این پروژه نه تنها تجسمی است از آرزوی دیرینه او در مورد احیای زنجیره تبادلات فرهنگی ما بین موسیقیدانان غرب و شرق، بلکه بیانگر ارتباط موجود بین سبک های کلاسیک و معاصرغربی و آسیایی است.
کتاب سازشناسی کاربردی (سازهای موسیقی کلاسیک ایران) از مجید کولیوند منتشر شد

کتاب سازشناسی کاربردی (سازهای موسیقی کلاسیک ایران) از مجید کولیوند منتشر شد

کتاب سازشناسی کاربردی (سازهای موسیقی کلاسیک ایران) با نویسندگی مجید کولیوند، نوازنده سنتور، آهنگساز و مدرس دانشگاه هنر تهران، با همکاری نشر نای و نی منتشر شد. کتاب در سه بخش نگارش شده است. بخش نخست هوا صداها (سازهای بادی) که ساز نی را در بر می گیرد. بخش دوم، زه صداها که خود به دو بخش زهی مضرابی شامل سازهای سنتور، قانون، تار، سه تار و عود و زهی آرشه ای شامل کمانچه، قیچک سوپرانو، قیچک آلتو، قیچک باس می باشد. در نهایت بخش سوم به پوست صداها (سازهای کوبه ای) اختصاص داده شده که شامل ساز تنبک و دف است.
مروری بر آلبوم «برای کامیون‌ها»

مروری بر آلبوم «برای کامیون‌ها»

مهمترین امتیاز این آلبوم ایده‌ی اولیه‌ی آن است: اینکه مجموعه‌ای از آوازهای بکر و بومیِ مردمِ فرهنگ‌های جغرافیایی مختلف در محیطِ خودشان ضبط شود، سپس موسیقی‌ای ساخته شود و صداهای ضبط شده همچون نگینی در دل آن موسیقی‌ها نشانده شوند. چنین ایده‌ای تا حال بی‌اغراق در ده‌ها آلبوم موسیقی‌های الکترونیک، راک تجربی و امبینت به کار رفته است. مانند استفاده از صدای امواج رادیویی مختلف، آوازها و موسیقی‌های بومیان، صداهایی از طبیعت، گفتگوهای تلفنی، صداهای ضبط شده از صنایع مختلف و نمونه‌های پرشمارِ موسیقایی و غیرموسیقاییِ دیگر که دستمایه‌ی آلبوم‌های موسیقی شده‌اند. در اینجا نیز نسخه‌ی ایرانیِ چنین ایده‌ای مبنای کار بوده که کماکان جذاب می‌نماید: آوازخواندن‌هایِ مردانی از قومیت‌های مختلف ایران. برای هر ضبط نیز ماجرایی و توضیحی و ترجمه‌ای در دفترچه نوشته شده است.
یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (I)

یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (I)

یحیی زرپنجه که نام دوم او هارون جزاسند (Haron Jzasnd) بود در تهران و در خانواده ای موسیقی دوست و موسیقی کار، در به سال ۱۲۷۰ شمسی متولد شد. پدرش آقا ربیع نوازنده دایره بود و آوازهای ضربی هم می خواند. برادرش هم به شیوه مرسوم آن دوره -که تار رایج ترین ساز آن زمان بود- به نواختن مشغول بود. خانواده زرپنجه از آن جا که موسیقی را وسیله ارتزاق و امرار معاش خود قرار داده بودند، فرزندان خود را نیز به یادگیری این فن تشویق می نمودند.
رساله ابن خردادبه (III)

رساله ابن خردادبه (III)

شاعر گوید: نغمه‌ایست که چون بگوش رسد آرامش بخشد… و همچنانکه برای ایرانیها خواب‌آور است ما را نیز به خواب می‌برد. کسری (‌۲۲) گوید: عود عالی‌ترین‌ سازهاست و من حاضرم برای اصلاح و تکمیل این ساز صد هزار درهم اعطا کنم. ایرانیان سازی دارند بنام ونج (۲۳) که هفت تار (سیم) دارد و نواختن آن شبیه صنج است و اهالی‌ خراسان و توابع آنرا در عمل آورند.
ریتم و ترادیسی (VI)

ریتم و ترادیسی (VI)

برخی از نویسندگان از دگره ای استفاده می کنند که در آن اعداد مختلفی، بسته به برخی از ویژگی های ساز یا رویداد، ممکن است در فواصل زمانی ظاهر شوند: حجم صدای آن، نوع زخمه زنی، یا دیرش آن. برای مثال، برآون دامنه ی رویداد های نت را به وسیله ی دیرش زمانی سنجش می کند (Brown 1993)، که ممکن است هنگام تلاش برای کشف خودکار وزن مفید باشد. در این طرح، ریتم ایو عبارتست از:
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (X)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (X)

برای ژینو که تحسین و وفاداری خاص و بی حدی برای بانویِ بزرگش، ادیت داشت، ورود به دنیای دوستی با ادیت به مانند ورود به مذهب می ماند. ژینو به کسی ایمان پیدا کرده بود که به او عشق ورزیده بود. ژینو خود در این باره این چنین بیان می کند: «پیروزی های ادیت، موفقیتش، خوشبختی هایش، در دوستی یا در عشق، من را لبریز می کرد. همیشه دوست داشتم او را شاد، خوشبخت و شکوفا ببینم و شدیداَ زجر می کشیدم زمانی که حادثه ای او را تحت تأثیر قرار می داد. من به ادیت احتیاج داشتم همان گونه که او به وفاداری تمام و کمالِ من احتیاج داشت.» از نظر ژینو این دو کلمه به خوبی ادیت را توصیف می کنند: «عشق» و «رنگِ آبی».
پونچیلی، شهرت با یک اپرا!

پونچیلی، شهرت با یک اپرا!

آمیلکاره پونچیلی (Amilcare Ponchielli) آهنگساز مشهور ایتالیایی است که بیشتر در زمینه اپرا فعالیت داشته است. پونچیلی در سن ۹ سالگی برای تحصیل موسیقی، بورسیه کنسرواتوآر میلان را به دست آورد و در سن ۱۰ سالگی اولین سمفونی خود را نوشت! دو سال پس از ترک کنسرواتوآر اولین اپرای خود را بر اساس رمان مشهور “نامزد” نوشته الساندرو مانزونی (Alessandro Manzoni) ساخت، پس از اجرای این اپرا بود که وی به عنوان آهنگساز شناخته شد. اوایل دوران حرفه ای پونچیلی بسیار مایوس کننده بود. برکنار شدن از تدریس در کنسرواتوآر میلان با وجود آنکه رقابت آهنگسازی را در آنجا برده بود!
آوازی سرشار از صفای جوانی

آوازی سرشار از صفای جوانی

بازخوانی و بازنوازی آهنگ‌های قدیمی، کاری رایج در تاریخ موسیقی هر کشوری است، البته کشورهایی که حافظه تاریخی قوی دارند یا به خاطر تمدن ویژه‌شان، زود‌تر از سایر ملل به اسباب و لوازم ثبت و ضبط موسیقی دست پیدا کرده‌اند و مهم‌تر از همه، در حفظ و نگهداری آن‌ها کوشا هستند. در ۳۰ سال گذشته، استقبال از ترانه‌های قدیمی، دو عامل بنیادی دارد که مربوط می‌شود به دوره طلایی برنامه‌های گل‌ها در رادیو (۱۳۴۴-۱۳۳۴) و دوره طلایی ضبط صفحه‌های ریز شیار ۳۵ دور (۱۳۵۴ـ۱۳۴۲) و تکثیر فراوان و ارزان آن‌ها در سطح کشور که موجب شد موسیقی به خانه‌های مردم برود و ماندگار شود. عامل دیگر این استقبال، بی‌رنگ و رو شدن بیشتر آثاری است که به ویژه در ۲۰ سال گذشته ساخته شده‌اند و از لحاظ نیروی خلاقیت، خلوص هنرمند با هنرش، سلیقه در انتخاب ملودی و کلام و زیبایی در اجرا، قابل مقایسه با آثار گذشتگان نیستند. البته عده‌یی هم هستند که نوعی علاقه قلبی به موسیقی دهه‌های گذشته دارند و حساب آن‌ها از این بحث جداست.
ارول گارنر، ترانه میستی و جز استاندارد

ارول گارنر، ترانه میستی و جز استاندارد

برای نوشتن شرح حال نوازنده ای که بیش از هر چیز به “آن کسی که میستی – Misty – را ساخته” شهرت دارد، بد نیست ابتدا کمی درباره ترانه جز استاندارد و اهمیت آن بگوییم، زیرا این ترانه که موسیقی آن- به قصد اجرای بدون کلام – در سال ۱۹۵۴ توسط پیانیستی به نام ارول گارنر ساخته و سپس اشعار آن توسط جانی برک (Johnny Burke) سروده شد، یک ترانه جز استاندارد به شمار میرود.