پروژه ساخت ویلن “کانون” (VI)

مسائلی که در بسیاری از گروه ساز های قدیمی، مخصوصا سازندگان معروف به نظر می رسد شیوه و نگاه آنها به پدیده ویلن بوده است حال در سطحی علمی و یا فراتر از آن و یا در بطن تجربه های کهن وقایعی هستی شناسانه را رقم می زدند. در نگاه به ماده اولیه و چگونگی خصوصیاتی که باید در چنین ساختاری ایفای نقش می کرد؛ نقش هندسه و ترسیم ساختار، قوانین و اصول پایه ایی ریاضیات، فیزیک و شیمی همه و همه بنیانهای قطعی بودند که آگاهانه و یا غیر آگاهانه در سطح ادراک و توان به اجرا می رسید و طبعا به همان اندازه نیز آثارش در کار متجلی می شد.

از این رو من نیز در نمونه در دست ساخت این اهداف را نیز در حد آگاهیم دنبال نمودم. در ابتدا برای تمامی اجزای بدنه جدولی را تنظیم کرده و حالات مختلقی را برای هر قسمت در نظر گرفتم و همچنین انطباق و هم خوانی هر قسمت را با ناحیه ایی دیگر.

تمامی احتمالات مورد سنجش قرار گرفت از طرفی نمونه های صوتی که از ساز اصلی داشتیم و از سویی دیگر کاراکتر عمومی صدا در ساز های گوارنری و همچنین کیفیت چوبها از لحاظ کهنگی و از سویی دیگر کیفیت مکانیکی وآکوستیکی، در بخش تکنیک های ساخت و مواد مصرفی همچون رنگ نیز باید حساسیت لازم به کار برده می شد.

تقریبا یکی از بهترین چوبها برای صفحه زیر، کلافها و دسته انتخاب شد و در قسمت صفحه رو نیز نمونه مرغوب و کهنه ایی مد نظر قرار گرفت اما نکته قابل توجه هماهنگی ساختار چوبها به لحاظ تعادل نهایی هر بخش و همچنین هر بخش با بخش دیگر بود که مسیر را پیچیده تر می کرد. باید کیفیت هر قسمت به مرز کهنگی و تخلخل لازم می رسید و از طرفی تا حد ممکن استحکام آن به لحاظ مکانیکی تامین می شد، بنابراین وارد دو بخش شیمی و فیزیک مواد شده وباید از طریق مواد طبیعی ساختار چوبها را به لحا ظ کیفیت آکوستیکی ارتقاء میدادم و همچنین با موادی دیگر نقاط ایستا را تقویت می نمودم. ساختار فرم ها و منحنی مقاومتی را از طریق نحوه تراش و چگونگی معماری ساز در قالب صدای مورد نظر و اقتضای مقاومت اجتناب ناپذیر تنظیم نموده و باید مجددا هماهنگی بین این عوامل را کنترل می نمودم.

در نهایت این جدول دائما در حال بررسی و سنجش بود با توجه به هدفی که وجود داشت، همچنین ما بسیاری از مراحل تاثیر پذیری صوتی و مقاوم سازی ساختار را می توانستیم در مرحله رنگ به اجرا در آوریم که این مراحل با توجه به نزدیک شدن به آن مرحله پیش بینی و اجرا شد.

میزان استهلاک صوتی را با در نظر گرفتن حفظ مقاومت مصالح و کیفیت صوتی منسجم در ساز به حداقل ممکن رسانده و ازوجود بارهای اضافه در ساختار بدنه ساز و مخصوصا در ناحیه پیچک خودداری نمودیم این عامل توانست حجم تحریکات و نوسانات را با توجه به جرم ساز هماهنگ ساخته و ریتم حرکتی ساز را برای زمان طولانی تری در وضعیت تعادل قرار دهد.

مواد مصرفی برای کاهش و تغییر شکل رطوبت میان بافتی و میان سلولی با توجه به خشکی اولیه چوب توانست نقش موثری را در کیفیت ارتعاشی داشته باشد از طرفی میزان اعتدال در خشکی صفحه زیر و رو با در نظر داشتن تفاوت جنسی چوب {افرا و کاج} تعامل بهتری را در موازنه حرکتی ایجاد می نمود و همچنین در سیستم ضخامت دهی و فرم قوسها توانستیم با آزادی عمل بیشتری حرکت کنیم هر چند که هر چه کارها جلو می رفت میزان مولفه های سنجش حساس تر می شد و باید بسیار دقیق و گام به گام به پیش می رفتم اما بررسی های اولیه از اهمیت و تاثیرگذاری بیشتری بر خوردار می شد این موضوع نکته ایی بود که در هر مرحله رو در رو با سازنده ساز به شکلی حیاتی و اجرای آن از نگاه حرفه ای ضروریست.



       
 

       
 
       
 

13 دیدگاه

  • احسان
    ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۹۱ در ۱:۴۱ ب.ظ

    فوق العادس ،چقدر زیباست.
    خوش به حال اونی که باهاش می نوازه.
    واقعا رویایی

  • پارسا
    ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۹۱ در ۷:۳۵ ب.ظ

    با تشکر از استاد ضیایی؛ چند سوال دارم مسائلی که در بسیاری از گروه ساز های قدیمی، مخصوصا سازندگان معروف به نظر می رسد شیوه و نگاه آنها به پدیده ویلن بوده است؛ از نظر شما نوع نگاه سازندگان معروف به ویولن چه بوده است؟ آیا بطور مشخص قواعد و فرمول هایی از هندسه، فیزیک و ریاضیات در هر یک از این سه شاخه در الگوی مورد اشاره همین مقاله وجود دارد که بتوانید با آن این الگو را مورد تشریح بیشتر قرار دهید تا بتوانم به فهم و شناختی عمیق تر دست یابم؟ کاراکتر عمومی صدای ساز های گوارنری چیست؟ آیا مواد مصرفی برای کاهش و تغییر شکل رطوبت میان بافتی و میان سلولی با یکدیگر متفاوت هستند؟ و این مواد(چند ماده) چه ترکیباتی بوده و چه منشائی دارند؟ ضمنا در سیستم ضخامت دهی و فرم قوسها این مواد چگونه توانسته آزادی عمل بیشتری به شما دهد؟

  • پارسا
    ارسال شده در فروردین ۱۸, ۱۳۹۱ در ۱۰:۴۴ ق.ظ

    از عدم پاسخگویی شما سپاس گذارم، به هر حال قضاوت بر عهده خوانندگان است

  • ارسال شده در فروردین ۱۹, ۱۳۹۱ در ۹:۳۹ ب.ظ

    جناب پارسا:
    در پاسخ به سوالات شما دربخش مقالات :
    در ابتدا باید اشاره کنم به این موضوع که طرح مطالب و مفاهیم مورد نظر در مقالات که موجب پرسش می گردد ، بیان امکان گستردگی و تنوع کاربرد دستورالعملهای علمی و تجربی در مسیر ساخت یک ویلن است، که بخشی از آن را تاریخ و تلاشهای تاریخی بدست اساتید به همراه آورده است و بخشی دیگر را پیشرفتهای علمی و تکنیکی و تلاشهای امروز بشر، که البته این مهم نیز تا ابدیت امتداد خواهد داشت .

    حال این مطلب درچه مقدار تخصصی است و یا شمارگان افراد زیادی از خوانندگان را در بر می گیرد، طرح این مسئله را ایجاد می کند که می توان از هر سو به آن نگاه کرد. اما به طور حتم هدف، ایجاد نگاهی تازه تر به مقوله ویلن و طیف وسیعی بوده است که می تواند جذابیت بیشتری را برای ساختار ویلن ایجاد کند. امکاناتی که به میزان متفاوت در دنیا برای بررسی و تحقیق و نگاه ساختاری از جانب علاقه مندان آن بکار گرفته می شود.

    این امکان مجموعه دستاوردهای شخص از هر نوع و به هر میزان و همچنین امکانات فراهم شده به هر مقدار و با هر ارزش، ترکیبی را شکل می دهد که برای چگونگی عملکرد و نحوه ارائه تولیدات خود با هر عنوان، روش های خود را داراست، همان طور که هر مجموعه ایی دارای این قواعد است . طبیعتا در بخشهای بسیاری برای دستیابی به داده ها و اطلاعات مورد نیاز هزینه هایی صرف شده و می شود که می توان با در نظر گرفتن این مسائل، فقط نتایج را به صورت طرح و عنوان موارد، اشاره نمود، که این موارد در متن مقالات بسی بیشتر ارائه شده است.

    در بخش مقالات تخصصی نیز با راه اندازی بخش انگلیسی سایت در حال آماده سازی مطالب برای مجلات تخصصی ویلن و یا سایر نشریات مربوطه هستیم که اخبار آن نیزاعلام خواهد شد . اما به نظر من این مطلب جدای از رتبه تخصصی دارای موضوعاتی است که میتواند به نکات قابل توجهی اشاره نماید و در ارتباطی صادقانه و منصفانه فرصت های بهتری را فراهم سازد.

    اما دوست گرامی آیا پرسشهای شما دارای ساختاری کلاسیک نیست ؟ آیا برای پاسخ به آنها صرف نظر از این مسائل نباید اصول اولیه و روند دانش ویلن را دانست؟ من چگونه چیزی را با توجه به سلسله در هم پیوسته و در هم تنیده ویلن، در قالب جوابی برای سوالات نهایی که شما و یا دیگری می پرسید، با توجه به فرصت اندک و مجال کوتاه این سایت ارائه نمایم ؟
    آیا شکاف احتمالی ناشی از درک نامناسب پاسخ ها خود نیز موجب بحثهای فرسایشی نخواهد شد ؟ آیا این روش به واقع می تواند ابهامات را نه تنها برای یک نفر بلکه برای یک جامعه رفع نماید ؟
    و در نهایت اینکه آیا یک معلم و یا یک کارشناس این روش را برای درک بهتر مطالب مهم انتخاب میکند؟
    و سوالات زیادی که حقیقتا به خاطر عدم ایجاد سو تفاهم طرح آنها را منتفی میدانم.

    به همین علت من دو مسیر را نه تنها برای پاسخ به سوالات شما بلکه هر شخص کنجکاوی که به این مقولات علاقمند است طرح نمودم، که یکی روند آموزشی و پژوهشی بود ودر مسیر دیگر که آن را با احترام و با در نظر گرفتن اختیارات شخصی شما بود، راهنمایی و همکاری لازم برای دستیابی شما و یا هر شخص دیگری از طریق آدرس مورد نظر. زیرا که شرایط بهتری برای طرح موضوعات و همچنین نقد و بررسی وجود داشت .

    متاسفم که این برداشت ایجاد شد زیرا که نه از روی بی حوصلگی بود و نه از روی قابل ندانستن مخاطب ، احساس می کنم این روش مناسبی برای ارائه نظرات دقیق و علمی نیست، اگر پیشنهاد و دعوت مرا می پذیرفتید فکر می کنم بسیاری از سو تعبیر ها ایجاد نمی شد.

    نکته دیگری که لازم به ذکر آن است، کامنت های شما در اغلب مقالات با طعمی چند جانبه،
    لازم به ذکر است که:
    جناب آقای پارسا:

    زمانی که سوالات شما را مطالعه نمودم چند نکته به نظرم رسید،
    بله آن گونه که میگوئید سوالاتی را طرح نمودید و با احترامی هوشمندانه .
    اما کاش این احساس بیشتر ایجاد می شد که به راستی هدف آگاهی و نشر بیشترآموخته ها و دستیابی به افق دانش و پژوهش است . البته این احساس حاصل دریافت من است و شاید صحیح نباشد اما نکاتی دربرخی از سوالات شما نهفته است که این احتمال را قوت می بخشد. به طور مثال درسوالات مربوط به سنجش میزان مقاومت چوب و یا الاستیسیته آن ابزارهای آزمایشگاهی متنوعی وجود دارد که این عملیات را مورد بررسی قرار می دهد دستگاههای چگالی سنج، سختی سنج و غیره که در گذشته به صورت دستگاههایی ابتکاری ساخته می شد و امروزه به صورت الکترونیکی آن برای اغلب مصارف موجود است و یا مواد مختلف که در مباحث شناخت مواد می توان به مشخصات آن بر اساس علم شیمی پی برد و کاربرد آن را مورد بررسی قرار داد و تصمصم گرفت که چگونه از آن برای مصرف مورد نظر استفاده نمود.

    به طور کلی نوع دقت شما در سوالات موشکافانه دو حالت متناقض را ایجاد می نمود حالت اول دقت عمل در سوالات شما، که یکی از اهداف من از نوشتن این مقالات ایجاد سوالاتی اینچنین بوده است وبرای پاسخ به آنها ۲ روش را اعلام نمودم و بخش دوم پرسشهایی که به نظرم شما باید از خود می داشتید، که براستی آیا اینچنین نیست؟ آیا نمی توان این پارامتر ها را سنجید؟و آیا براستی شما از وجود آنها نا آگاهید؟(همچون نمونه بالا) به طور حتم می توان از ادبیات شما حدس زد که از موارد ذکر شده نا آگاه نیستید و موارد قید شده در مقاله امکانپذیر بوده و با کمی ممارست فراهم می گردد و روش های موجود را به عنوان تکنیکهایی کاملا ممکن و دست یافتنی با توجه به علوم مختلف در حیطه اختیارات خود به انجام رساندم.

    من نمونه این دریافت را در پاسخ به سوال شما در مقاله تاریخچه ایی خلاصه از استرادیواری و گوارنری درج
    وبه این دلیل به آگاهی شما اشاره نمودم، زیرا طبیعی و عقلایی بود که شما بدانید علم ناتوان ازآنالیز و یافتن عناصر ترکیبی در یک فرمول رنگ نیست، اما دوباره از من پرسیدید!!! به نظر شما این به چه معناست ؟ بدین معناست که من نمیدانم به عنوان کارشناس باید چگونه عمل کرده و جایگاهم چیست؟ آیا شما حقیقتا در دیدگاه نهفته در درون پرسشها و نحوه عملکرد خود صادق هستید؟

    و حتی در جایی دیگر به نوع نگاه من ازسازندگان قدیمی با همان ادبیات جاری در متن اشاره داشته اید، بسیار شفاف است، اگر متن را به قول خودتان دقیق خوانده باشید و منصفانه به آن بپردازید، نوع نگاه من و زوایای ذهنی جاری در متن خود بهترین پاسخ است .حال از من می خواهید آن را واضح تر توصیف نمایم. این ادبیات نگارشی من است و مسائلی که شما به عنوان ابهامات مطرح می نمائید، موضوعاتی است که هر سازنده پویایی را در دنیا برای ۴۰۰ سال به تلاش و تحقیق و آزمون وا داشته است در نتیجه این مقوله ایی نیست که بتوان در قالب یک پاسخ به آن دست یافت ، به همین منظور به شما پاسخی کوتاه و جامع دادم، که شما آن را زیرکانه و کلی با چاشنی های نامناسب دیگر تعبیر نمودید.

  • ارسال شده در فروردین ۱۹, ۱۳۹۱ در ۹:۳۹ ب.ظ

    هدف از نوشتن این مقاله توجه بیشتر سازندگان به مقوله کاربرد حرفه ایی تر و امکان پذیر قوانین علمی در هنر خلق ساز است . اما شما از من می پرسید و آن را تحت لوای پرسش های علمی همراه با احترام جلوه گر ساخته و مرا مورد انتقاد قرار میدهید که پاسخ نمی دهم و… و با رفتاری ناشایست در پیوست نظراتتان زیر مقالات مراتب لطف و سپاسگذاری خود را در همان فضای اینترنت که به قول خودتان فضایی متفاوت از سایر رسانه هاست،درج می نمایید.

    آیا اصلا به صرف اینکه مقاله ایی خود دارای پتانسیل ایجاد پرسشهای علمی و عملی هست، دلیلی بر طرح هر سوال می باشد ؟ اکنون شاید می گوئید من سوال را با سوال پاسخ می دهم ! خیر اینگونه نیست، توقع و خواسته من به عنوان نویسنده این مطلب در همان جایگاهی که شما به من نسبت می دهید(استاد،هیات یک فرد کارشناس،یک معلم) این نیست که فرهنگ مصرف و یا منتهی به مصرف را ایجاد نمایم . پرسش های شما بسیار ارزشمند است اما پاسخهای آن را هم شما و هم بسیاری دیگر میدانید و اما اگر می خواهید من را مورد سنجش قرار دهید و میزان ادراک و آگاهی مرا ارزیابی کنید و یا به دیگران معرفی نمائید ، باید بگویم علم بی انتهاست وادعایی بر آن نمی توان نمود، ترجیح میدهم درجایگاه آموختن باشم وآگاهی را فزاینده تراز مرتبت دانستن میدانم. ( نسبت های شما برای من جذابیتی ندارد)

    از نگاه من پرسش کننده دارای فهمی وسیع است زیرا که برایش موضوعات و مفاهیم با نگرشی کنجکاوانه توام می
    گردد ولی آنچه او را متمایز از پرسش صرف و یا درج واضحات می نماید، هدایت و آموزش او به سمت آگاهی و جلب توجه او به دقت در عوامل و امکانات پیرامون اوست. پدیده ایی که می تواند شخص را در جایگاه درک بنیادین وخلق اثرقرار دهد و او را از دنیای تولید صرف و مصرف دائم خارج کند.در حقیقت هدف من از نگارش مطالب این است.چیزی که با شما مخاطب محترم از هر طیف و گرایشی با تمام هزینه های ایجاد شده و تلاش مکرر تقسیم شد، شما نیز با در نظر گرفتن اختیارات وحقوق نویسنده و مولف رابطه محترمانه را حفظ و ما را در مسیر آن همراهی نمایید.(و البته که جای منتی بر دیگری نیست.)

    جناب پارسا :
    شاید این مطلب خود یک مقاله باشد زیرا در قبل با ارائه چند سطرکوتاه برایتان چکیده آن را نوشتم، و اما شاید نیازی بود که بیشتر توضیح داده شود .

    با احترام و سپاس

  • ارسال شده در فروردین ۱۹, ۱۳۹۱ در ۹:۴۵ ب.ظ

    دوست گرامی آقای پارسا بعضی از مواقع کامنها با تاخیر آزاد میشود. گرفتاری های مختلف مانند ترافیک زیاد نظرات همیشه وجود دارد و مربوط به نظر خاصی نیست و البته در روزهای اخیر نزدیک بودن به تاریخ تولد سایت باعث تاخیر بیشتر نظرات شد.
    شما می دانید که نظرهایی که در آنها اهانت یا توهین یا مسائل قانونی دارد، به انتشار نمیرسد و از طریق ایمیلی که نویسنده برای ما میگذارد با او تماس گرفته می شود. البته نظر شما محترمانه و دوستانه بود که به انتشار هم رسیده و باید منتظر پاسخ همکار ما باشید. ضمنا برای سهولت ارتباط بهتر است همیشه نظرتان را همراه با ایمیل بفرستید. با سپاس

  • ارسال شده در فروردین ۱۹, ۱۳۹۱ در ۹:۵۲ ب.ظ

    آقای پارسا پاسخ شما در این لینک داده شده است:
    http://www.harmonytalk.com/id/4636#comment-18848

  • پارسا
    ارسال شده در فروردین ۲۰, ۱۳۹۱ در ۱۲:۴۸ ق.ظ

    جناب ضیایی

    از شما متشکرم، اما چرا اینچنین می کنید؟

    مگر من از شما چه خواسته ام؟

    مطلبی نوشته اید و من خواندم و چند سوال از مطلبتان پرسیدم.

    دهها و صدها کلمه در پاسخم نوشته اید و در این میان انواع و اقسام نیات را برای من و افکارم در نظر گرفته اید، نسبت های بسیار به من دادید، از من آزرده شده اید،
    انواع راه و بیراه ها را پیمودید و خود و مرا خسته کردید و آخر …. هیچ!

    وای بر ما!

    مگر من چه خواسته بودم؟ چرا هرکس سوالی از شما بپرسد کیلومترها پاسخ باید دریافت کند و در نهایت از اساس فراموش کند اصلا چه چیز پرسیده بود؟

    برادر، بزرگوار، استاد!

    من نه سازگرم، نه محقق ویولن، نه فیزیکدان علوم ویولن و نه رقیب شما و نه در حد واندازه شما…

    نه آزموده ام آنچه را که آزموده اید و نخواهم توانست که تا حد شما بیاموزم.

    من تنها یک نوازنده معمولی ویولن و یک فرد علاقه مند هستم.

    واز شما که یک معلم هستید، چنین انتظاری را هرگز نداشتم.

    بی دلیل نیست که معلمی را برترین فضایل دانسته اند ومعلم را ارزشمند ترین انسانها!

    پرسیدم:آیا مواد مصرفی برای کاهش و تغییر شکل رطوبت میان بافتی و میان سلولی با یکدیگر متفاوت هستند؟

    آری یا خیر؟

    فرستگ ها پاسخ داده اید و آخر…. هیچ!

    واقعا هیچ….

    چرا؟

    نمی گویید و نمی گویید و نخواهید گفت؛ چون؛ نمی خواهید، که بگویید.

    وای بر ما!

    دانش را تا بدانجا نشر می دهید که خود می خواهید و بعد از آن کلامی افزونتر تخواهید گفت؛ حتی به قیمت نابودی خودتان و دیگران.

    وای بر ما!

    گفته اید:که یکی از اهداف من از نوشتن این مقالات ایجاد سوالاتی اینچنین بوده است.
    و من امروز می گویم: بله، دقیقا ایجاد سوال و نه اما پاسخ به سوال.

    ایجاد سوال برای نمایاندن دانسته هایتان به دیگران و نه اما برای گسترش دانش به همنوعان!

    دیگران؟… دیگران کیستند و چه اهمیتی دارند؟

    وای بر ما!

    فرموده اید یکی از اهدافتان در ساخت این ساز رسیدن به کاراکتر صدای گوارنری بوده است. پرسیده ام کاراکتر صدای گوارنری چیست؟

    نمی دانم، نه اصلا می دانم اما، می خواهم شما با دانش خویش مهر تاییدی بر دانسته های من در این مورد بزنید…گنهکارم؟

    و باز فرسنگ ها پاسخ و گمانه های بسیار در باب من و شخصیتم و…. و آخر، هیچ!

    درباره من هر چه می خواهید فکر کنید و به من هر اسنادی که می خواهید بدهید و من را بدترین افراد و دشمن خود بدانید و…

    اما بدانید که من تنها از معلمی پرسشی پرسیدم….

    وای بر ما!

    هیچکس از هنرمند انتظار تشریح آثارش را ندارد اما از معلم…

    و هرگز نخواهید توانست که پاسخی روشن دهید…

    زیرا به مراتبی از تعالی روحانی که نیاز است شما را از درجه نفس کنونی تان برهاند، دست نیافته اید و گرفتارید.

    و البته ما، همه گرفتاریم… مرا ببخشید.

    ای کاش این نوشته را نخوانده بودم که امروز تا بدین جا شما و خودم را نمی آزردم…

    بر در ارباب بی‌مروت دنیا / چند نشینی که خواجه کی بدر آید

    صحبت حکام ظلمت شب یلداست / نور ز خورشید جوی، گو که بر آید

    از شما سپاس گذارم

  • ارسال شده در فروردین ۲۰, ۱۳۹۱ در ۲:۴۷ ب.ظ

    جناب پارسا

    پیش از هر چیز این را بدانید که این رتبه خطاب به افرادی است که در هنر ساخت ساز، دانش و مهارتهای مختلفی را کسب می نمایند حال در ساختاری آموزشی و یا در روندی جدای از آن، در هر صورت اثبات آن از طرف شخص و یا اشخاصی متخصص به تایید می رسد.
    حدودا، دو دهه از عمر هنری من می گذرد و از این بابت خوشحالم که برای رسیدن به آگاهی از هیچ تلاشی فرو گذار نبوده و نیستم و معتقدم این مقوله در هر موقعیتی امکان پذیر است، اگر که آدمی بخواهد. با کمال احترام و سپاس از محضر استادانی همچون آقای ابراهیم قنبری مهر و همچنین آموزه های ارزشمندی از آقایان، دکتر ناجی و دکتر موسوی اشاره می نمایم . امید است نام آنها از خاطر نرود .
    اما اگر مرا به این عنوان در متن خطاب نمودند به این علت است که در مدرک اینجانب به تاریخ ۱۲ ژوئن سال ۲۰۰۷ با این سطح مورد ارزیابی وسنجش قرار گرفته و با موفقیت به اخذ این درجه توانستم به عنوان یک ایرانی در این سطح برای تمامی تلاشها،ابتکارات، تولیدات – ساخت ساز در گروه خانواده ویلن -ارائه طرح های محاسباتی ویلن با نرم افزارهای پارامتریک مهندسی و مکانیک -تهیه و استحصال چوب -رنگ و تولید رنگهای طبیعی با فرمتهای گوناگون و داشتن مجموعه آموزشی ساخت ساز به عنوان یک مستر لوتیر فعالیت کرده و ایفای نقش نمایم . تجربیاتی که اکثر سازندگان مطرح کرمونایی و مدارس معتبر درمیلان – پارما و کرمونای ایتالیا شفاها و کتبا به صورت رسمی درج و یا نسخ تصویری آن ثبت گردیده است.
    نمونه این مدارک در بانک اطلاعات اروپا تایید ، ثبت و نگهداری می شود .
    با احترام

  • ارسال شده در فروردین ۲۰, ۱۳۹۱ در ۱۰:۰۸ ب.ظ

    جناب پارسا

    بنده نیز از شما ممنونم برای این متن زیبا

    وقتی به ترکیب این واژه ها می نگرم افسوسی دامن گیر است که فراتر از پرسش و یا انتقاد و یا هر نیت دیگری ارتباط آدمیان را مکدر می سازد .
    به نظر من موضوع اصلی توجه ،آگاهی و هوشیاریست.
    محتوایی که از نگاه من به آن کمتر پرداخته شد، به همین علت اندکی وقت شما را گرفته و به تشریح می پردازم.
    از من می پرسید که از من چه خواسته اید؟
    با کمال احترام به مجموع پرسش های شما پاسخی کوتاه و جامع دادم، در بخش اول شما را به طی روند دقیق آموزشی هدایت کرده و در بخش دوم شما را دعوت به ارتباط از طریق آدرس های موجود جهت راهنمایی کاملتر . به همان دلایلی که در کامنت قبل ذکر نمودم که نیازی به ارائه مجدد آن نیست. ( مسیری که اکثر سازندگان ساز و یا بسیاری از نوازندگان با من در ارتباط هستند.) و همچنین شما را به عنوان مخاطبی هوشمند تلقی نمودم آنچنان که در پاسخی دیگر این دریافت را در قالب آگاهی شما درج نمودم.
    اما شما چه کردید !
    شاید بعد از سو برداشتی که برایتان ایجاد شد، در طی ۲۴ ساعت در مقالات متعددی مراتب ناراحتی و آزردگی خود را نسبت به شخص من و همچنین سایر همکاران و روابط این مجموعه قلم زدید و شرایط ناشایستی را که نه زیبنده شما بود و نه من آگاهانه و یا غیر آگاهانه ایجاد نمودید. لحظه ایی که شما این مطالب را می نوشتید هیچ شخصی از مسولین در جریان آن قرار نداشت و من نیز بی خبر ازقضاوت نا عادلانه شما. نوشته هایی که بواسطه تعجیل و عدم شناخت شما نسبت به شخص من ، فضایی برعلیه من در قالب واژگان را ترسیم نموده و در این سایت ثبت و ماندگارشد.
    آیا براستی شما در قضاوت خود آگاه و هوشیار هستید؟
    آیا به مسئولیت اخلاق و آثار نسبت هایی که به دیگران می دهید واقف هستید؟

    در بخش دیگر فرمودید من به شما نسبت های بسیار داده ام که از سر آزردگی من بوده است.
    بسیار خوب بفرمائید من در کجای کار و در کجای نوشته ها نسبتی ناروا و یا متناسب با نسبتهایی که شما به من اطلاق ویا الحاق می کنید روا داشته ام ، کمی منصف باشیم دوست گرامی .
    نوشته اید انواع راه و بیراه ها را پیمودید و خود و مرا خسته کردید و آخر …. هیچ.
    و الفاظی دیگر در شان نوشته هایتان نیست…..

    دوست گرامی کدام راه و بیراه و …..؟ در پاسخ به نوشته های شما جناب پارسا برای رهایی از سو تفاهم وامید به ارتباط بهتر زمانی را که به تحصیل و تحقیق مشغول هستم جهت شما مخاطب محترم وعزیزان دیگر اختصاص دادم، توضیحاتی را برای تشریح بهتر جوانب کار و ذهنیت های ایجاد شده و بسیاری مطالب دیگر مطرح شد . زمانی که از شما نیز برای خواندن پاسخها به وام گرفته شد.
    که با کمال تاسف باز هم برداشتی با کم لطفی و نا مهربانی توام بود .

    درباره جایگاه خود نوشته اید. آنچه هستید و آنچه نیستید.
    جناب پارسا به باور من تفاوتی برای جایگاه اجتماعی افراد نیست ،من شما را مخاطبی هوشمند تلقی نمودم که درک بهتری از مطلب را به همراه داشت .نگاه من عدم پرداختن ابتر به موضوعاتی بود که آنها را بسیار مهم و در ارتباط با سایر عناصر سازنده یک ساختار است. از این رو پیشنهادی را مطرح نمودم که در قالب آن درک بهتری نهفته بود.اکثر نوازندگانی که با من در ارتباط هستند گواه این مدعا خواهند بود که در هر ملاقاتی مراتب تحقیقات را به آن میزان که در حوصله و درک آنها بوده است مطرح نموده و آنها را تشویق و ترغیب به نگاهی عمیق تر نسبت به سازی که بدان عشق می ورزند، نموده ام.

    در رابطه با جایگاه معلم و ارزش انسانها فرموده اید>
    همین جا لازم است در خطابه شما متذکر شوم که نسبتهای ناشایست چگونه در قلب واژگان می تپند، این فضیلت ما را نشان می دهد که ابزار ارتباط آدمی را پاس داشته و از آن برای مقصودی نامناسب استفاده ننماییم.
    هرچند، ادعایی بر جایگاه والای معلمی نبوده و نیست ، شما خود آن را الحاق نموده ، از حواشی آن بهره مند بودید و خود نیز تکذیب نمودید . واقعا جای تاسف است.

    نوشته شما درنمونه سوال اول :
    پرسیدم:آیا مواد مصرفی برای کاهش و تغییر شکل رطوبت میان بافتی و میان سلولی با یکدیگر متفاوت هستند؟
    آری یا خیر؟
    به نظر من دقت نمی کنید.
    زیرا که سوال شما کاملتر و دقیق تر مطرح شده بود که آن به طور پیوسته یادآور می شوم:
    آیا مواد مصرفی برای کاهش و تغییر شکل رطوبت میان بافتی و میان سلولی با یکدیگر متفاوت هستند؟ و این مواد(چند ماده) چه ترکیباتی بوده و چه منشائی دارند؟
    سوال شما در حقیقت این است جناب پارسا .
    از شما می پرسم در حقیقت میتوان این سوال را با یک بله و یا خیر پاسخ داد؟ این پاسخ را علم تایید میکند؟
    اگر به دنبال پاسخی در این سطح هستید متاسفم که آن را متوجه نشدم > بله، پاسخ مثبت است .
    و همچنین در ارتباط با کاراکتر صدایی گوارنری و …………………………………………/ در این جا نیز همان قاعده حکم فرماست >اما اگر شما به دنبال پاسخی کلی بودید ،جواب کلی این بود که صدایی با تنالیته های بم تر و کمی عمیق و لطیف.
    اما من به مشخصات هارمونیک آن در در دستگاههای آنالیز صدا می اندیشیدم و اینکه چگونه میشود آنرا پارامتریک سنجید.
    نه دوست گرامی شما گناهکار نیستید ، براستی شاید من در برداشتم دچار اغراق شدم.

    نوشته اید من نمیگویم ……………. و بسیاری دیگر ……..
    در پاسخ قبل بسیاری برایتان با دلیل و تفضیل نوشتم فکر نمیکنم دیگر ضرورتی به یادآوری آن باشد >هم شما می دانید و هم من.
    بسیار خوشحال خواهم شد اگر دانسته ایی در کف من است به اختیار دیگران نیز درآید زیرا که زندگی جاودانه نیست و اگرهم بود نیزدانش روز افزون است و برای آن پایانی نیست . اما دوست گرامی لزوما رسیدن به خواسته و دریافت آنها این گونه نیست هر مسیری و هر علمی راه و روش خود را دارد. بدانیم که توقعات ما تا چه میزان با اصول و موازین علمی و بشری منطبق هستند.

    مقصود مرا از نگارش طرح نموده اید و زخمه هایی مکرر از وای بر ما و برداشت هایی با استفاده ازفنون ادبی را به آن الحاق نمودید ،هر آنچه خواسته اید و هر آنچه از سر هر نگاهی بدان قضاوت نموده اید. امیدوارم مسولیت اخلاقی قضاوت را هم بدانید .

    از صبر و حوصله شما برای تحمل این مطلب سپاسگذارم

    با احترام

  • ali
    ارسال شده در اسفند ۳, ۱۳۹۲ در ۱۲:۲۸ ب.ظ

    با سلام و عرض ادب خدمت شما استاد گرامی
    بنده دانشجوی ترم اخر رشته سازه های چوبی هستم و علاقمند به ساز ویلن
    میخواستم پروژه ای در خصوص ساخت ویلن ارائه کنم اگر مقدور است بنده را یاری نمایید
    با سپاس فراوان از شما

  • مولانا
    ارسال شده در اسفند ۳۰, ۱۳۹۵ در ۱۲:۳۸ ق.ظ

    سلام. پیشاپیش سال ۹۶ برهمه دوستان مبارک باشد. تاکنون چندین ساز ویولن از مدلهای مختلف و سایزهای متفاوت ساخته ام. اما نمیدانم به یک سوال ساده بقول اقای پارسا کیلومترها جواب میخاد؟مثلا سوال ساده من . میخام ویولنی که تازه ساختم رنگ قرمز شرابی بشه. خیلی ساده بفرمایید اول چه زیررنگی و بعدش چند دست لاک الکل و بینابین چه سنباده هایی هم استفاده کنم؟ممنون میشم بزبان ساده برام توضیح دهید. مولانا از ساری

  • رضا کاظمی
    ارسال شده در فروردین ۲۱, ۱۳۹۸ در ۵:۰۷ ق.ظ

    من سالهاست که ویلن میسازم تحصیلات مهندسی هم دارم برای درک مطالب فنی و علمی ویلن باید خیلی علاقه مند و صبور بود چون بسیار پیچیده و گاه نامفهوم است ترجمه متون هم گاهی خوب صورت نمیگیرد .بهتر است این متن ها قبل از اراعه به مخاطب توسط فرد آگاه به ساخت ساز برای درک بهتر اصلاح شوند به نظر من باید ساده و روان باشند تا قابل فهم همه باشد . موفق باشید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

نخچیرگان به مجموع الحان سی گانه ی باربد شامل می شد. باربد آفریننده ترانه های نوروزی نیز به شمار می رود. از این ترانه ها می توان به فرخ روز، سروستان، ارغنون، لبینا اشاره کرد. آثار باربد را موسیقیدانان قرون بعدی چون شعبه، جنس، آوازه، و شاخه های مهم مقام ها توضیح و توصیف کرده اند، عبدالقادر مراغه ای در مقاصد الالحان ماهیت تاریخی و موسیقی لحن و آثار باربد را خاطرنشان نموده و آن را زمینه دوره اول تشکیل مقام ها شمرده است.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

از روزهای گذشته…

بزرگان ویولون – پابلو سارازات

بزرگان ویولون – پابلو سارازات

پابلو سارازات (Pablo Sarasate) ویولونیست و آهنگساز اسپانیایی، خالق دسته آثاری است که اغلب ریشه در موسیقی زادگاهش دارد. او که بیش از پنجاه اثر برای ویولن به همراهی پیانو یا ارکستر ساخته است، فراگیری این ساز را از پنج سالگی با پدرش آغاز کرد و با نخستین اجرای عمومی خود، در هشت سالگی به عنوان کودکی نابغه شناخته شد.
معرفی کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی در خانه هنرمندان

معرفی کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی در خانه هنرمندان

روز سه شنبه دوم اردیبهشت ماه سال جاری، در تالار شهناز خانه هنرمندان، خسرو جعفرزاده به معرفی کتاب جدید خود، «موسیقی ایرانی»شناسی می پردازد. چاپ اول کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی اثر خسرو جعفرزاده شامل ۲۴۰ صفحه در قطع وزیری با شمارگان پانصد نسخه به‌تازگی از سوی انتشارات هنر موسیقی وارد باز نشر کتاب‌های موسیقی شد.

تادیوس کاهیل (Thaddeus Cahill (1867-1934

شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۳ ۲۰ سال بعد از اختراع فونوگراف که دستگاهی برای ضبط صدا بود اولین دستگاه تولید صدای موسیقی اختراع شد. تادیوس کاهیل در سال ۱۸۹۷ میلادی بیانگر یک نقطه شروع در موسیقی الکترونیک می باشد.
آفاق” را گردیده ام …

آفاق” را گردیده ام …

گزارشی از برگزاری گرامیداشت استاد حسن ناهید، بزرگداشت یاد و خاطره زنده یاد سیاوش زندگانی و کنسرت گروه “آفاق” :
کنسرت شادروان در تالار اندیشه

کنسرت شادروان در تالار اندیشه

مهیار شادروان (خواننده و مدرس آواز) ۲۸ اردیبهشت ماه جاری همراه با گروه موسیقی طیفور در تالار اندیشه به روی صحنه می رود. شادُروان که از شاگردان برجسته استاد محسن کرامتی است در تشریح این برنامه گفت: برنامه در دو بخش اجرا می شود. بخش اول شامل اجرای همنوازان تنبور است و بخش دوم که من با گروه همراه می شوم، در آواز دشتی تنظیم شده و شامل آواز، تصنیف و قطعات ضربی خواهد بود. سرپرست گروه و آهنگساز گروه طیفور سید حمید اعتماد نیا است که سالها با این گروه اجراهای موفقی داشته اند.
سلیقه موسیقی مغز

سلیقه موسیقی مغز

در سن ۱۱ سالگی برای اولین بار تصمیم گرفتم که شخصیت موسیقایی خود را به همه نشان دهم و اولین کاست گلچین ترانه های مورد علاقه ام را از روی رادیو ضبط کنم. ساعتها با انگشتی که روی دگمه REC. خشک شده بود منتظر ماندم تا بالاخره توانستم یک کاست گلچین ضبط کرده و از شر نوارهای موسیقی قدیمی مادرم راحت شوم.
انیمال

انیمال

در اوایل دهه ۱۹۶۰ یکی از محبوبترین و با اهمیت ترین گروههای R’nB انگلستان یعنی Animals توسط Eric Burdon شکل گرفت. طبق نظر مجله Rolling Stone این گروه دومین گروه تاثیر گذار موسیقی R’nB انگلستان است. اعضای این گروه در اوایل دهه ۱۹۶۰ در شهر New Castle تحت عنوان Kansas City Five گرد هم آمدند.
ارکستر فیلارمونیک چک (I)

ارکستر فیلارمونیک چک (I)

اولین کنسرت ارکستر فیلارمونیک چک (ارکستر فیلارمونیک چک (CPO) در ۴ ‍ژانویه ۱۸۹۶ در رودلفینوم به رهبری دورژاک (Antonín Dvořák) بود. در سال ۱۹۰۱ لودوویک گلانسکی (Ludvík Čelanský) رهبر اصلی این ارکستر شد و از سال ۱۹۰۳ تا ۱۹۱۸ توسط دکتر ویلم زمانک (Dr. Vilém Zemánek) اداره شد کسی که علی رغم مشکلات حیاتی اقتصادی در آن دوره توانست ارکستر را در حد مرکز اصلی موسیقی پراگ تثبیت کند. در سال ۱۹۱۹ اولین سال پس از جنگ، جدا از وقفه به وجود آمده بین سالهای ۱۹۱۳ تا ۱۹۳۳، رهبری CPO به واکلاو تالیچ (Václav Talich) سپرده شد کسی که ارکستر را تا سال ۱۹۱۴ رهبری کرد.
یویو ما از جاده ابریشم می گوید

یویو ما از جاده ابریشم می گوید

از آلبوم های Appalachian Journey و Soul of the Tango گرفته تا Simply Baroque یویو ما همواره به عنوان یکی از مطرح ترین نوازندگان ویولن سل معاصر از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و در تلاش بی وقفه اش جهت عبور از حد و مرزها یک لحظه نیز از پای ننشسته است. در حال حاضر او رهبری پروژه جاده ابریشم را عهده دار است، پروژه ای فرهنگی – تحقیقاتی که اهالی موسیقی کشورهایی را که این مسیر کهن تجاری از آنها عبور می کند، گرد هم آورده است.
مرزهای زنانگی در هنر (II)

مرزهای زنانگی در هنر (II)

برای درک بهتر واقعیات ما نیازمند برهان هستیم مثل اینکه بشر می خواهد بداند چرا وقتی سیبی را رها می کند، به زمین می افتد و پژوهش او در این باب منجر به کشف مسئله ای علمی می شود به نام جاذبه ی زمین. در مقابل ما برای فهم حقاقیق جهان نیازمند اثبات نیستیم مثل اینکه همه ی ما می دانیم که دو به علاوه ی دو می شود چهار. اینگونه حقایق تنها به واسطه ی شعور قابل دریافتند نه به واسطه ی برهان چرا که اصلاً در جهانِ واقعیات چیز قابل لمسی به نام “دو” وجود ندارد اما بی تردید و بدون نیاز به اثبات، آن را می پذیریم و باور می کنیم و همین جاست که برای ادراکاتمان قائل به تفکیکی دو گانه ایم: فهم تجربی و فهم شهودی. فهم شهودی تمامی ادراکات حاصل از تجربیات ما را نیز شامل می شود.