هلن گریمود (II)

هلن گریمود
هلن گریمود
هلن سونات شوپن و راخمانیوف را ضبط کرد، همچنین Barcarolle و Berceuse شوپن و کنسرتوی شماره.۳ بارتوک (B. Bartók) به همراه بولز (Boulez) و ارکستر سمفونیک لندن ضبط شد (این ضبط های هلن گریمود، در سال ۲۰۰۵ دارنده جایزه منتقدین ریکورد آلمان، جایزه آکادمی ریکورد و جایزه توکیو شدند و جایزه کلاسیک میدم در سال ۲۰۰۶). هر دوی این آثار در سال ۲۰۰۵ به بازار عرضه شدند.

در سال ۲۰۰۵ به همراه ارکسترهای مختلف به آمریکا و اروپا سفر کرد، از جمله، کنسرت لندن و تور وسیع اروپا به همراه SWR ارکستر سمفونیک و سر روژر نورینگتون (Sir Roger Norrington). وی رسیتالهای پیانویی را در آتلانتا، لندن، پاریس، برلین، مونیخ و ژاپن اجرا کرد.

در آن سال او Reflection را ضبط کرد؛ این موسیقی که با الهام از کلارا شومان بود و شامل کنسرتوی پیانوی همسر کلارا، روبرت شومان و اشعار خود کلارا و اجرای سُلو و گروهی از آثار برامس در سال ۲۰۰۶ بود. هلن گریمود دارنده جایزه اکو برای بهترین نوازنده سال ۲۰۰۶ است!

در سال ۲۰۰۶ هلن گریمود در سراسر آمریکا، اروپا و ژاپن ظاهر شد، وی کنسرتهایی به همراه ارکستر سمفونیک لندن، ارکستر مجلسی اروپا، ارکستر فیلارمونیک پترزبورگ، فیلارمونیک آلمانی برمن، ارکستر سمفونیک سن فرنسیسکو، ارکستر گولبنکیان، سمفونیک وینر و سمفونیک بامبرگر (لندن) برگزار کرد، همچنین رسیتالی در تالار کارنگی نیویورک به همراه LSO در فستیوالهای لوکرن و جشن موسیقی برمن حضور داشت. در سال ۲۰۰۷ کنسرتهای او شامل حضور در آمریکا، کانادا و اروپا به همراه ارکستر سمفونیک دالاس، ارکستر سمفونیک شیکاگو، ارکستر سمفونیک تورنتو، ارکستر فیلارمونیک نیویورک، ارکستر ملی روسیه، فیلارمونیک اس.تی پترزبورگ، فیلارمونیک برلین و استت کاپل برلین بود.

به همراه درسدن استت کاپل (Dresden Staatskapelle) و فابیو لوئیزی، کنسرتوی شماره ۵ بتهوون را اجرا کرد و سفری به سرتاسر اروپا داشت و همچنین با ارکستر فیلارمونیم استراسبورگ در فرانسه و آلمان، فیلارمونیک برمن در آلمان، فیلارمونیک اسرائیل در تلاویو و ارکستر فیلارمونیا در آمریکا اجرای برنامه کرد. او رسیتال پیانو را در لوس آنجلس، لوکسامبورگ، وین و آلمان برگزار کرد. در فستیوال تابستانی کارامور (Caramoor) به همراه ارکستر اس.تی لاک (Orchestra of St. Luke’s) ظاهر شد و در فستیوال آکسی و شهر (Aix-en-Provence) به همراه ارکستر مالر، در فستیوال وربیر به همراه توماس کواشتوف (Thomas Quasthoff) و همچنین در فستیوال سالزبورگ حضور داشت.

کنسرتوی شماره.۵ بتهون را به همراه درسدن استت کاپل و ولادیمیر جورووسکی اجرا کرد. در سال ۲۰۰۸ تعدادی کنسرتو در آمریکا به همراه ارکستر اس.تی لاک در تالار گارنگی اجرا کرد که شامل، کنسرتوی شماره .۵ بتهوون با ارکستر سمفونیک سن فرنسیسکو، کنسرتوی بارتوک شماره ۳، ارکستر ملس واشنگتون (بتهوون شماره.۴) در اروپا ارکستر فیلارمونیا (کنسرتو های شماره های ۴ و ۵ بتهوون)، ارکستر سمفونیک برلین (راوال جی ماژور)، ارکستر فیلارمونیک اسرائیل (در این سفر به اسرائیل کنسرتو های شماره های ۴ و ۵ بتهوون را اجرا کرد)، ارکستر فیلارمونیک لندن ( شومان، راخمانیوف شماره.۲، بارتوک شماره.۳) ارکستر ملی تولوس (کنسرتو پیانوی شماره.۲ برامس)، ارکستر سمفونیک وین (بتهوون شماره.۴) و در ژاپن با ارکستر سمفونیک رادیو فرانکفورت (بتهوون شماره.۵) بود.

audio file بشنوید قسمتی از کنسرتو پیانو شماره چهار بتهوون را با اجرای هلن گریمود

هلن گرامود رسیتالهای تک نفره و گروهی در لندن، نیویورک، فرانسه و در شهرهای بیشماری در آلمان اجرا کرده است. وی در فستیوالی در استانبول، وربیر (Verbier) و لوکرن (Lucerne) – سوئیس- ظاهر شد. از اجراهای مهم وی شب آخر کنسرت لندن در تالار رویال آلبرت بود که این کنسرت به طور زنده و از شبکه بین المللی تلویزیون پخش شد. آثار ضبط شده هلن گریمود از آثار باخ (J. S. Bach) شامل کنسرتوی شماره.۱ هارپسیکرد (Harpsichord) و سه پرلود (Preludes) و فوگ (Fugues) و روایتی از اثر باخ توسط، فرسچیو بوسونی (Ferruccio Busoni)، فرانتس لیست (Franz Liszt) و سرجی راخمانیوف بود که این اثر در پائیز ۲۰۰۸ به بازار عرضه شد.

هلن گریمود به وضوح موسیقی را حس می کند و به طور عمیقی آن را به اجرا می گذارد… گریمود هیچ قدرتی کم ندارد، از لحاظ توانایی، دانش و تکنیک… در آثار وی با دنیای غنی از خیال مواجه می شوید (کلاسیک FM، لندن، اُکتبر ۲۰۰۷).

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

تمپرلی در مقاله اش با نام «متر و دسته بندی در موسیقی آفریقایی» این سوالات را مطرح می کند: «چگونه می توان ریتم آفریقایی را با دید رایج تئوریک ریتم مطابقت داد؟»، «چه شباهت ها و تفاوت های بین ریتم آفریقایی و ریتم غربی وجود دارد؟ با توجه به این که ریتم غربی در بر اساس تئوری موسیقی سنجش می شود.» دیدگاه من در این مقاله نیز تفاوت چندانی با سوالات مطرح شده ندارد. مانند تمپرلی من نیز می خواهم مفاهیم تئوری های اخیر ریتم و متر را با توجه به موسیقی غربی مورد بحث قرار دهم. با این حال، من صرفا موسیقی آمریکایی را مد نظر قرار نمی دهم.

کنسرت ارکستر باربد در سومین جشنواره موسیقی معاصر تهران به روی صحنه می رود

ارکستر زهی باربد به رهبری کیوان میرهادی و سرپرستی محمد هادی مجیدی در سومین دوره جشنواره بین المللی موسیقی معاصر تهران در تاریخ سوم اردیبهشت ماه ۹۷ ساعت ۱۸ در تالار رودکی به روی صحنه خواهد رفت.

از روزهای گذشته…

موسیقی تنهائی (I)

موسیقی تنهائی (I)

در این نوشتار کلمه ی “تنهائی” نه به عنوان صفتی شاعرانه در وصف موسیقی ایرانی، که به مثابه یک ویژگی بنیادی و فنی مورد بررسی قرار گرفته است که اتفاقاُ تاُثیر آن بر فرم و محتوای موسیقی ایران گاه جلوه های شاعرانه هم به خود می گیرد. هرچند تاریخ کم فراز و پر نشیب موسیقی ایرانی قدمتی چند هزار ساله را در صفحات معدود اما گرانبار خود به ثبت رسانیده است، لیکن ویژگی های ذاتی این هنر شریف و صبور ایرانی همواره به گونه ای بوده است که بنا به دلایل فنی و گاه فرهنگی، با تنهائی عجین شده است.
چه نوع موسیقی میل دارید؟ (V)

چه نوع موسیقی میل دارید؟ (V)

اگرچه آمار خودکشی بین طرفداران موسیقی راک و هوی متال (به ویژه موسیقی هوی متال) بالاتر است اما نتایج پژوهشی بر روی دانش آموزانی که اختلالات روانی دارند و طرفدار موسیقی هوی متال هستند ثابت کرد که این دانش آموزان پس از گوش دادن به موسیقی مورد علاقه شان، در ژانر هوی متال، به روحیه بهتری دست یافتند. پژوهش دیگری با شرکت دانش آموزان افسرده نتایج مشابهی را رقم زد: در واقع، این دانش آموزان از این نوع موسیقی برای درمان افسردگی خود استفاده می کنند تا اینکه با گوش دادن به آن بیش تر دچار افسردگی شوند.
سعید تقدسی: دو سال و نیم با ارکستر سمفونیک تهران کار کردم

سعید تقدسی: دو سال و نیم با ارکستر سمفونیک تهران کار کردم

من از سن ۱۲ سالگی وارد هنرستان شدم و تا دوره دیپلم متوسطه بود آنجا ادامه تحصیل دادم؛ در این مدت معلمایی که داشتم به ترتیب اسم می‌برم آقای خیرخواه بود بعد آقای منشی زاده شدند، بعد یک آقای آلمانی به اسم آقای کاییزار (Kaiser) اسم کوچیکش خاطرم نیست و دو معلم آمریکایی داشتیم که تمام این معلم ها در سمفونیک کار می‌کردند، خانم سوزان ایلور (Susan Ayler) می بود که شوهرش هم کلاینت می‌زد، یک خانمی بود به اسم سوئینتلا (Merlin Swindler)بعد از این خانم یک آقایی به نام یوهان ریستا (Johann Rista) بود. بعد از ایشان آخرین معلمی که داشتم آقای مهدی جامعی بودند که یک سال آخر را باهاش کار کردم.
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

به عنوان مثالی از گفتاورد در زمان تعریف، نوشتارهایی از «محسن حجاریان» و «فرهاد فخرالدینی» معرفی شد اما با توجه به این که محتوای فنی این نقدها و ضد نقدها مبتنی بر رسالات عبدالقادر مراغی و … است، در جلسه‌ی این هفته گفتاوردی از لحاظ تکنیکی آسان‌تر (و البته مشهورتر) خوانده شد. این گفتاورد گزیده‌ای است از مقاله‌ی «لغزش از کجا شروع شد؟» نوشته‌ی «محمدرضا لطفی» در کتاب سال شیدا شماره‌ی اول و «نقدی بر مقاله لغزش از کجا شروع شد؟» نوشته‌ی «کیوان ساکت» در ماهنامه‌ی هنر موسیقی شماره‌های ۲۲، ۲۳ و ۲۴ که به ترتیب در زیر آمده است:
گفتگو با تیبو (V)

گفتگو با تیبو (V)

برادر زن ایزایی و تعدادی از دوستانش من را از نامور تا استند همراهی کردند تا در کنسرتم شرکت کنند. برای تمرین از ساز گوارنری استفاده کردم. وقتی تمرین تمام شد همه به من می گفتند «چه بر سر ویولونت آمده؟ اصلا صدایش در نمی آمد.» در واقع این ویولون همان ویولونی بود که ایزایی همیشه از آن استفاده می کرد. در نتیجه من هم در کنسرت با ویولن استراد به اجرا پرداختم و آن طور که همه تأیید کردند صدای آن در کل سالن طنین انداخته بود.
آیا بتهوون به دست پزشک خود درگذشت؟

آیا بتهوون به دست پزشک خود درگذشت؟

به گفته یک آسیب شناس وینی، پزشک این موسیقی دان شهیر با تجویز بیش از حد دارویی نادرست و حاوی ترکیبات سرب، سهوا موجب مرگ او شده است. محققین دیگر چندان با این نظر موافق نیستند اما همه بر این نکته که بتهوون در سالهای قبل از مرگ به شدت بیمار بوده است، اتفاق نظر دارند.
رموز ویولن (V)

رموز ویولن (V)

در نهایت چوبها بعد از انتخاب که در حوزه کارشناسی انجام می شود و تحت نظارت مجموعه های مربوطه کنترل و بهره برداری می گردد، برش خورده و قطع میگردند و بعد به قطعات کوچکتری به جهت مصرف در نوع خود، خشک شدن سریع تر و خروج آب و املاح در سطح وسیعتر صورت می گیرد.
عدم اعتنا به بی اعتنایی! (II)

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (II)

آیوز آماتور نبود و در دانشگاه ییل درس خوانده بود و در سالهای واپسین قرن نوزدهم موفق شده بود سمفونی ها، آوازها، موسیقی مجلسی و نیز موسیقی مذهبی کلیسایی تصنیف کند و کنار موسیقیدانانی که در آلمان درس خوانده بودند و به روش متین و محافظه کارانه آهنگسازی می کردند در صلح و صفا به سر برد.
وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (II)

وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (II)

اگر چه گستردگی جغرافیایی وام‌گیری موسیقایی آهنگساز کم‌نظیر است و نمونه‌های اصلی نیز ترانه‌های سر زبان افتاده در محیط شهری نیستند، اما خود روش استفاده در ظاهر تا این حد کمیاب نیست؛ او یک تم کوتاه، یک «وام‌آوا» را برمی‌گزیند و در قطعه‌اش –به ترتیبی که خواهیم دید- استفاده می‌کند. به این معنا او علاوه بر وسعت جغرافیایی با مصالح برخوردی کارگانی دارد (۶). امکان دسترسی به کارگانی وسیع‌تر از تنها چند ده ترانه‌ی مشهور را می‌توان تاثیر توجه به فرهنگ‌های موسیقی قومی در چند دهه‌ی گذشته و بر پایه‌ی آن، پژوهیدن، ضبط و منتشر شدن نمونه‌هایی نفیس (یا حتا معمولی) از این کارگان‌ها دانست. یعنی فرآیند ژرف‌تر شدن آشنایی موسیقی‌دان سمفونیک با موسیقی‌هایی که پیش از این اگر کسی رغبتی هم به آن داشت امکان دسترسی به آن برایش به قدر امروز فراهم نبود.
متنوع و پر شتاب (II)

متنوع و پر شتاب (II)

این قطعه هم جزو قطعاتی است که بجای آرپژ با ملودی آغاز می شود. بعد از اورتور هم مجددا جمله ی پر مغزتری را می شنویم که شنونده را در انتظار شنیدن ادامه قطعه نگه می دارد. روند کلی قطعه هم با متانت و وقار پیش می رود. بنظر من این قطعه جزو قطعات خوب این آلبوم بود.