هلن گریمود (I)

هلن گریمود
هلن گریمود
هلن گریمود (Hélène Grimaud) پیانیست شهیر فرانسوی ، در ۷ نوامبر ۱۹۶۹ در آکسی، شهری در جنوب فرانسه، به دنیا آمد. او زیر نظر ژاکلین کورتین (Jacqueline Courtin) در کنسرواتوار و پس از آن با پیه ره باربیتز (Pierre Barbizet) در مارسی تحصیل کرد. در سن ۱۳ سالگی در کنسرواتوار پاریس پذیرفته شد، همان جایی که جایزه پیانوی سال ۱۹۸۵ را دریافت کرد! در ماه جولای بلافاصله بعد از فارغ التحصیلی، سونات شماره ۲ سرگی راخمانیوف (Sergei Rachmaninov) را ضبط کرد و در سال ۱۹۸۶ اتودهای تابلئوکس (Etudes-Tableaux) را ضبط کرد.

گریمود از جیورجی ساندور (György Sándor) و لئون فلیشر (Leon Fleisher) نیز پیانو می آموخت.

در سال ۱۹۸۷ با ظاهر شدن در فستیوال کن و فستیوال پیانو در لا روک د آنترون (La Roque d’Anthéron)، اولین اجرای پیانوی او در توکیو، دعوت دانیل بارنبویم (Daniel Barenboim) از وی برای اجرا در ارکستر پاریس، اتفاقات بسیار مهمی در حرفه او روی داد.

هلن گریمود به همراه بسیاری از ارکسترهای بزرگ دنیا و رهبران مشهور نواخته است. در سال ۱۹۸۸ وی در حضور دمیتری باشکیروف (Dmitri Bashkirov) پیانیست بزرگ، پیانو نواخت، شخصی که نقش بسیار مهمی در حرفه نوازندگی گریمود داشت. در فستیوال لُکن هئوس (Lockenhaus) با دعوتی از گیدون کرمر (Gidon Kremer) حضور یافت، این اتفاق تاثیر فراوانی در حرفه او به جای گذاشت.

در سال ۱۹۹۰ برای اولین بار با ارکستر کلوولند (Cleveland Orchestra) کنسرت داد و در اروپا و آمریکا به همراه ارکسترهای دیگر حضور داشت. اولین کنسرت وی در نیویورک در موزه متروپولیشن بود. او در اروپا به همراه ارکستر فیلارمونیک پترزبورگ با رهبری تمیرکانوو (Temirkanov) کنسرتوی پیانوی شماره ۲ راخمانیوف (S. Rachmaninov) را در فستیوال آکسی (Aix-en-Provence) اجرا کرد.

در سال ۱۹۹۳ هلن گریمود به همراه ارکستر سمفونیک گوتنبرگ تحت رهبری نیمه خاروی (Neeme Järvi) اجرا داشت. در سال ۱۹۹۵ با فیلارمونیک برلین با رهبری کلئودیو آبادو (Claudio Abbado) اولین اجرایش بود که کنسرتوی شماره ۲ راخمانیوف را اجرا کرد و در سال ۱۹۹۶ تور بسیار موفقیت آمیزی را در اسپانیا به همراه جفری تیت (Jeffrey Tate) و ارکستر مجلسی انگلیسی، برگزار کرد.

او با ارکستر جوانان به رهبری کلئودیو آبادو در فستیوالهای لوسرنه و پسارو (Lucerne and Pesaro) شرکت کرد. در سال ۱۹۹۷ کنسرتوی شماره ۱ برامس (Johannes Brahms) را به همراه کورت سامدرلینگ (Kurt Sanderling) در برلین، اجرا و ضبط کرد (که بهترین ضبط کن کلاسیک سال ۱۹۹۹ شد).

در سال ۱۹۹۹ اولین اجرایش به همراه ارکستر فیلارمونیک نیویورک بود که کنسرتوی پیانوی شماره ۴ بتهوون را تحت رهبری کورت ماسور (Kurt Masur) اجرا کرد. گریمود و جی.هنری عکاس، مرکز حمایت گرگها (Wolf Conservation Center) را تاسیس کردند، مکانی خصوصی در نیویرورک، برای بهتر کردن حفاظت از این موجودات تحت خطر.

سال ۲۰۰۰ اولین اجرایش به همراه ارکستر سمفونیک بوستن و ارکستر فیلادلفیا بود. در جشنواره ای در اروپا، او تک نواز بود به همراه مارتا آرگریچ (Martha Argerich) و مایکل تیلسون توماس (Michael Tilson Thomas) و سمفونیک سن فرنسیسکو. گریمود کنسرتوی شماره ۴ بتهون را به همراه فیلارمونیک برلین و دیوید زینمان (David Zinman) اجرا کرد. تک نوازی پیانوی وی در ارکستر فیلارمونیک برلین، فیلم گرفته و از تلویزیون پخش شد.

Audio File قسمتی از اجرای شاکون باخ را توسط گریمود ببینید

در سال ۲۰۰۱-۲۰۰۲ هلن گریمود اولین اجرایش در آمستردام را به همراه ارکستر رویال آمستردام در ساختمان کنسرت آن شهر، با رهبری ریکاردو چیلی برگزار کرد. همچنین کنسرتوی شماره ۴ بتهوون در پاریس و در لندن به همراه ارکستر پاریس و ایشنباخ باز به اجرا گذاشت. در ژانویه ۲۰۰۲ از طرف وزیر فرهنگ فرانسه عنوان Officier dans l’Ordre des Arts et des Lettres به او داده شد.

در سال ۲۰۰۲-۲۰۰۳ قرار دادی ویژه با دویچ گرامافون بست. تور اروپا و ژاپن او به همراه ارکستر فیلارمونیک چک حائز اهمیت است. او اجرایی جهانی از آثار آروو پارت (Arvo Pärt) در تیت مدرن لندن برگزار کرد و کنسرتو پیانوی شومان (Schumann) را به همراه ارکستر فیلارمونیا در تالار فستیوال رویال اجرا کرد. هلن در فستیوال لندن و ایدنیورگ نیز حضور داشته است.

او در سال ۲۰۰۳-۲۰۰۴ کردو (Credo) آروو پارت در حضور خود آهنگساز برای دویچه گرامافون اجرا و ضبط کرد. در نوامبر ۲۰۰۳ در پاریس کتاب وی به چاپ رسید که در آن هلن گریمود درباره زندگی خود به عنوان یک موسیقیدان و فعالیت محیط زسیتی او صحبت کرده شد. در سال ۲۰۰۴ کنسرتوی شماره۴ بتهوون را در سن فرنسیسکو با رهبری ولادیمیر اشکنازی (Vladimir Ashkenazy) اجرا کرد.

در تور آمریکایش با ارکستر ملی روسیه، کنسرتوی بلابارتوک شماره ۳ را نواخت. کنسرتهای دیگر آن فصل، کنسرتوی شماره ۱ برامس بود. در استوکهلم و لندن نیز کنسرتوی جی ماژور راوال و دومین کنسرتوی راخمانیوف دوباره در آلمان و فرانسه اجرا شد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (V)

در این مدتی که در دانشگاه این تغییرات را به وجود آوردید و به مدت ۸ سال بود ریس دانشکده موسیقی بودید فکر می‌کنم زمان کافی برای فارغ‌التحصیلی دانشجویان برای حداقل پنج دوره فراهم بود. چه کسانی در آن دوره به‌عنوان موسیقی‌شناس فارغ‌التحصیل شدند. لطفاً نام ببرید. به‌یقین بیش از چند اسم به خاطر نخواهم آورد. موضوع مربوط به چهل‌ و چند سال پیش است. به‌طور مثال آقای لطفی.

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VIII)

نوع دیگر از دسته بندی، تقسیم موسیقی به موسیقی هنری و انواع دیگر موسیقی است که از این دیدگاه، فاقد ارزش های هنری هستند، با این ویژگی که اولی محصول خلاقیت و نبوغ است و در درجه اول شامل موسیقی های تصنیف شده توسط آهنگسازان نامدار است که به عنوان هنر غیر وابسته (autonome Kunst) یا هنری که فقط به خلاقیت و نبوغ سازنده اش متکی است، شناسایی می شوند. البته در مورد شناسایی موسیقی های غیر هنری بین ناظرین و منتقدین و تئوری پردازان توافقی وجود ندارد. در این گروه بنا به دیدگاه های متفاوت، انواع مختلف موسیقی ها مانند موسیقی بازاری (Musik Kommerz) برای مصرف در حیطه تجارت و اغلب محصول تقلید و کپی برداری یا موسیقی های محلی و فلکلور های شهری و روستایی و موسیقی های سنتی و آئینی که بدون «خلاقیت هنری» وجود داشته و دارند، شناسایی می شوند که برنامه کاری اتنوموزیکولوژی است.

از روزهای گذشته…

مردان حرفه ای آواز (VI)

مردان حرفه ای آواز (VI)

بازخوانی همه جانبه ی فرهنگ، در رودرروییِ با اوضاعِ پیچیده ی فرهنگِ جهانی، اگر قرار باشد به از دست رفتنِ هویت بیانجامد، ما باید از نو تمامیِ پندار، گفتار و رفتارمان را به صورتِ انتقادی بازخوانی کرده و به آن شکلی نهادی بدهیم. چرا که با درک همین محدودیت ها و مقدورات می توان از عارضه های بازدارنده فاصله گرفت. این که چگونه یک آوازخوانِ امروزی می تواند به بازخوانیِ فرهنگِ گذشته و دوره ی خود بپردازد، تنها با عریان شدن، فاصله گرفتن از خود و مستقر شدن در ذاتِ فرهنگی و تاریخی خویش و سرزمینش خواهد بود.
دیگر هرگز اپرا نخواهم نوشت

دیگر هرگز اپرا نخواهم نوشت

در میان تمام اپراهای روسینی بخصوص آنها که حالت تراژدیک دارند اپرای ویلهم تل (William Tell) از دید علاقمندان به موسیقی و حتی مردم عادی، از جایگاه خاصی برخوردار است، شاید بخاطر داستان معروفی باشد که اپرا بر اساس آن ساخته شده است. داستان مرد آزادیخواه سوئیسی که برای نجات کشورش از زیر سلطه اتریش از هیچ تلاشی دست بر نداشت. روسینی از میان تعداد زیادی از نویسندگان و شعرا که در باره آزادی سوئیس دست به قلم شده بودند از اشعار شیلر (Friedrich von Schiller) برای اپرای خود استفاده کرد.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه سوم (I)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه سوم (I)

برای بررسی سیر تطور تاریخی رشتۀ اتنوموزیکولوژی (۱) ضروری است ابتدا «موسیقی‌شناسیِ‌ِ تطبیقی» (۲) و «مردم‌شناسیِ موسیقی» (۳) مورد مطالعه قرار گیرد و سپس تاریخچۀ این رشته از دهۀ ۱۹۵۰ – یعنی زمانی که با نام کنونی آن یعنی «اتنوموزیکولوژی» شناخته می‌شود – بررسی شود. به دلیل اهمیت حوزۀ مردم‌شناسی (۴) در مطالعات اتنوموزیکولوژی، در این بخش ابتدا کلیات مردم‌شناسی با معرفی عناوین مطالعاتی آن ارائه می‌شود و پس از آن به ترتیب موسیقی‌شناسیِ تطبیقی و اتنوموزیکولوژی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
نگاهی به پیوند شعر و موسیقی آوازی اثر حسین دهلوی (I)

نگاهی به پیوند شعر و موسیقی آوازی اثر حسین دهلوی (I)

مقاله ای که پیش رو دارید نوشته سامان ضرابی نوازنده سنتور است که درباره کتاب “پیوند شعر و موسیقی آوازی” اثر حسین دهلوی نوشته شده که در امروز قسمت اول آن را می خوانید: ۴۳ سال کار بر روی یک موضوع مبین چیست؟ امروزه سراغ نداریم اثری که چنین مدت زمان طولانی بر روی آن کار شده باشد یا اگر هست در حد یک یا دو اثر میباشد. بدیهی است کشف قواعدی که دارای اصولی بنیادین و محکم باشد کاری بس دشوار و لازمه سالها تلاش است خصوصا ً اگر موضوع به عنصری از فرهنگ یک جامعه نیز مربوط باشد.
نگاهی به «اینک از امید» (V)

نگاهی به «اینک از امید» (V)

تصنیف «آغازی دیگر» با اینکه از نظر ملودیک (مخصوصا از نظر مد گردی)، دارای قوت هایی است، ضعف های اساسی در بخش چند صدایی و همچنین پیوند شعر و موسیقی دارد.
مهرداد دلنوازی: آثار استاد پایور را برای تار ترجمه کردم

مهرداد دلنوازی: آثار استاد پایور را برای تار ترجمه کردم

بنده از سن ۱۰ سالگی وارد هنرستان موسیقی ملی شده ام و به توصیه استاد حسین دهلوی که آن زمان رییس هنرستان بودند و ساز کلارینت برای بنده انتخاب شد ولی من زیاد علاقه ای به ساز کلارینت نشان ندادم؛ البته یک حادثه ای هم برای بنده در حین شیطنت های که در بازی ها برایم رخ داد و موجب شد لبم چند تا بخیه بخورد و یک الی دو ماهی نمی توانستم ساز بزنم و همین موضوع باعث شد سازم را تغییر بدهم و آموزش تار را خدمت استاد هوشنگ ظریف شروع کردم.
میرهادی: با تکنولوژی روز جلو رفتیم

میرهادی: با تکنولوژی روز جلو رفتیم

می خواستم بتوانیم با تکنولوژی روز کاری کنیم که گرفتاری های سالن گرفتن و آماده سازی آن از بین برود. البته صحنه جذابیت های خاص خودش را دارد و من منکرش نیستم ولی خب دردسر هایی هم دارد که باعث شد من سال پیش عمل قلب هم داشته باشم!
نوازندگان تنبک دراواخر عصر قاجار  (I)

نوازندگان تنبک دراواخر عصر قاجار (I)

به هنگام تحقیق پیرامون تنبک نوازان عهد قاجار متوجه می شویم که متاسفانه به غیر از چند نوشته باارزش ٬ هیچ منبع دیگری درباره آنها دردست نیست. به عنوان مثال میرزا حبیب قاآنی شاعر عصر فتحعلیشاه و محمد شاه و اوائل سلطنت ناصرالدینشاه (متوفی ۱۲۷۰ هجری) در اشعار خود از سه تن به نامهای اکبر، احمد و بابائی نام برده است:
Live 8 و همکاری راجر واترز با پینک فلوید پس از ۲۴ سال

Live 8 و همکاری راجر واترز با پینک فلوید پس از ۲۴ سال

باب گلدوف، موسیقیدان راک فعال در عرصه سیاسی و اجتماعی، پس از گذشت بیست سال از کنسرت جهانی و بسیار موفق Live Aid در سال ۱۹۸۵، که برای کمک به آفریقای دچار قحطی، به اجرا در آورده بود…
پیوندهایی که در آسمان “ویولون” بسته شده اند (II)

پیوندهایی که در آسمان “ویولون” بسته شده اند (II)

ودیم گلوزمن (Vadim Gluzman) که ویولون استرادیواری قبلی لئوپالد آئور (Leopald Auer) را که از انجمن قرض گرفته است می نوازد، نواختن آن را اینگونه توصیف می کند: “درست مثل این می ماند که پس سالها رانندگی با فورد حالا پشت لامبورگینی بنشینید!”