ارکستر فیلارمونیک نیویورک (IV)

در سال ۱۹۴۹ لئوپاد استوکوفسکی (Leopold Stokowski) و دیمیتری متروپولوس (Dimitri Mitropoulos) به طور مشترک رهبری فیلارمونیک را عهده دار شدند و در سال ۱۹۵۱ متروپولوس به عنوان کارگردان موسیقی فیلارمونیک منسوب شد. متروپولوس در زمینه های گوناگونی پیشرو بود، در برگزاری رقابتی برای انتخاب آهنگسازان جدید، برگزاری اجراهایی توسط فیلارمونیک به طور زنده بین پخش فیلمها در سینما تاتر روکسی. متروپولوس مجموعه ضبطهایی را برای کمپانی کلمبیا نیز انجام داد.

در اواخر فعالیتش در فیلارمونیک، باله رومئو و ژولیت اثر پرکوفیف را به طور استریو ضبط کرد. در سال ۱۹۵۷ متروپولوس و لئونارد برنشتاین به طور مشترک رهبران اصلی ارکستر بودند، برنشتاین کارگردان موسیقی شد و اولین رهبر با اصلیت آمریکایی بود که مدیریت ارکستر را برای ۱۱ فصل عهده دار بود، دوره او بسیار با اهمیت در جهت رشد و تغییر فیلارمونیک بود.

برنشتاین در سال ۱۹۴۳ اجرایی فوق العاده و بدون هیچ گونه تمرین به همراه فیلارمونیک را به روی سن برد! شبکه تلویزیونی CBS دو برنامه را به طور ابتکاری برگزار می کرد؛ “کنسرت جوانان” و “لئونارد برشتین و فیلارمونیک”. برنامه های قبلی این شبکه در سال ۱۹۵۸ تمام جوایز در رشته تلویزیون آموزشی را از آن خود کرد. برنشتاین ضبطهای خود را تا سال ۱۹۶۹ که بازنشسته شد به همراه ضبط کلمبیا ادامه داد.

کمپانی ضبط سونی بسیاری از آثاری را که برنشتاین با کمپانی کلمبیا ضبط کرد را بر روی CD با نام “قرن برنشتاین منتقل و عرضه کرد. اگرچه تا سال ۱۹۶۲ فیلارمونیک در تالار کارنگی اجرا داشت، برنشتاین ترجیح می داد که در مرکز منهتن ضبط کنند. در سال ۱۹۶۰ برشتین و فیلارمونیک به مناسبت صدمین سال تولد گوستاو مالر، آغاز به اجرا و ضبط تاریخی هشت سمفونی از نه سمفونی مالر به همراه شرکت ضبط کلمبیا کردند.

سمفونی شماره ۸ را برنشتاین به همراه ارکستر سمفونیک لندن ضبط کرد. برنشتاین حامی بزرگ آهنگسازان در قید حیات بود، او به همراه فیلارمونیک نیوورک ۱۰۹ اثر جدید را اجرا کرده است. برنشتاین در سپتامبر ۱۹۶۲ از آرون کوپلند خواست تا قطعه ای جدید را برای فیلارمونیک بنویسد تا آنرا در افتتاحیه مرکز هنری لینکولن اجرا کنند. در میان برنامه هایی که در مدت زمان تعطیلی فصلها برگزار شد؛ جشنواره های استراوینسکی و فرانسوی-آمریکایی در سالهای ۱۹۶۰، کنسرتهای پیر بولز (Pierre Boulez) در سالهای ۱۹۷۰ و جشنواره های جاموب دوکمن در سالهای ۱۹۸۰…

در سال ۱۹۷۱ پیر بولز اولین مرد فرانسوی بود که مدیریت فیلارمونیک را عهده دار شد. دوره او به دلیل اجراهای فراوان و دستیابی به روشی نو برای اجرای کنسرتها معروف می باشد. به همراه وی فیلارمونیک در مجموعه برنامه های تلویزیونی سال ۱۹۷۶ شرکت کرد و همچنین در ادامه، در برنامه های جایزه امی نیز حضور می یافت. بولز مجموعه ای از آثار ارکستری را به همراه کمپانی کلمبیا انجام داد که شامل مجموعه وسیعی از آثار موریس راول (Maurice Ravel) بود.

زوبین مهتا (Zubin Mehta) یکی از جوانترین رهبران بین المللی بود که در سال ۱۹۷۸ به عنوان کارگردان موسیقی فیلارمونیک منسوب شد. دوره او طولانی ترین دوره حضور یک شخص در تاریخچه فیلارمونیک است که تا سال ۱۹۹۱ ادامه داشت. در این دوره مهتا توجه فراوانی به موسیقی معاصر نشان داد و ۵۲ اثر را برای اولین بار اجرا کرد! در سال ۱۹۸۰ فیلارمونیک به عنوان گروهی که دائما در سفرند شناخته شده و به مناسبت پنجاهمین سالگرد سفر توسکانینی به اروپا فیلارمونیک به اجرا در اروپا پرداخت.

کورت ماسور (Kurt Masur) شخصی که از سال ۱۹۸۱ فیلارمونیک را بارها رهبری کرد، در سال۱۹۹۱ به عنوان کارگردان موسیقی منسوب شد. علاوه بر بالا بردن کیفیت اجراهای فیلارمونیک، کنسرتهایی مجانی در روزهای مناسبتی در کلیسای اس.تی جان و تور کنسرتهای سالانه؛ شامل اولین سفر فیلارمونیک به چین، از جمله فعالیتهای برجسته ماسور می باشد.

در سال ۲۰۰۲ دوره وی پایان یافت و او به عنوان یک کارگردان موسیقی پر افتخار بازنشسته شد. در سال ۲۰۰۰ لورین مازل (Lorin Maazel) به مدت دو هفته رهبر میهمان فیلارمونیک بود که با استقبال گرم موسیقیدانان فیلارمونیک مواجه شد. مازل در ژانویه ۲۰۰۱ به عنوان کارگردان موسیقی منسوب شد. در اولین هفته کار خود اثری از جان آدامز را به مناسبت گرامی داشت جانباختگان حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به روی سن برد. مازل در پایان فصل ۲۰۰۸ به فعالیت خود در فیلارمونیک خاتمه داد.

در سال ۲۰۰۳ به منظور بهبود بخشیدن سیستم آکوستیک تالار اوری فیشر، به فیلارمونیک پیشنهاد داده شد تا یکبار دیگر در تالار کارنگی اجرا کنند اما فیلارمونیک آنرا نپذیرفت. در حال حاضر تالار آوری فیشر برنامه ریزی برای انجام تعمیرات در سال ۲۰۱۰ را ترتیب داده است. در ۱۸ دسامبر ۲۰۰۴ فیلارمونیک نیویورک چهارده هزارمین کنسرت خود را اجرا کرد، مرحله مهمی از زندگی بی همتای این ارکستر سمفونی در جهان!

در ۲۶ فوریه ۲۰۰۸ ارکستر فیلارمونیک نیویورک به کره شمالی سفر کرد و در شهر پیونگ یانگ به دعوتی از دولت کره شمالی، کنسرتی برگزار کرد. این اولین اتفاق فرهنگی بین کره و آمریکا بعد از پایان جنگ کره بود. کنسرت فیلارمونیک راهی بود برای بازکردن ارتباط با یکی از ایزوله شده ترین ملتها، دولت آمریکا این دعوت کره شمالی را آغازی برا ی بهبود روابط می دانست. این کنسرت به طور زنده از شبکه بین المللی CNN و رادیو و تلویزیون ملی کره شمالی پخش شد.

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گفت و گو با جان کیج (III)

در انتهای طولانی ترین راهروی بین مثلث ها یک فیلم پخش می شد و در راهرو دیگر اسلایدهایی به نمایش درآمدند. من بر یک نردبان رفتم و به سخنرانی پرداختم که سکوت هایی را نیز در بر داشت. نردبان دیگری نیز وجود داشت که ام. سی. ریچاردز (M. C. Richards) و چارلز اسلن (Charles Oslen) در زمان های متفاوتی بر روی آن رفتند. در برهه هایی، که من پرانتزهای زمانی (Time bracket) می نامم، بازیگران با رعایت محدودیت هایی آزاد بودند – فکر می کنم شما به آنها بازه (compartment) می گویید – بازه هایی که آنها مجبور به پر کردنشان نبودند مانند چراغ سبز در ترافیک. تا این بخش آغاز نمی شد آنها اجازه نداشتند اجرا کنند، اما وقتی که شروع می شد می توانتسند تا زمانی که می خواستند در طول آن به اجرا بپردازند. رابرت راشنبرگ (Robert Rauschenberg) گرامافونی قدیمی که شیپور داشت را روشن کرده بود و یک سگ در گوشه ای به آن گوش می داد، دیوید تیودر (David Tudor) پیانو می نواخت و مرس کانینگهام (Merce Cunningham) و رقصنده های دیگر بین و اطراف تماشاچیان حرکت می کردند. عکس های راشنبرگ بالای سر تماشاچیان آویزان شده بود.

«بازخوانی آرای فارابی در باب موسیقی» در کنگره فارابی

کنگره «فارابی» با همکاری نهادها و سازمان‌‌های فرهنگی و هنری در سال ۹۹ برگزار می‌شود. بخشی از این کنگره به «بازخوانی آرای فارابی در باب موسیقی» اختصاص دارد که با هدف ایجاد بستری مناسب برای شناخت آرای موسیقایی فارابی و تأثیرات آن بر موسیقی حوزه ایرانی، عربی و ترکی توسط فرهنگستان هنر برگزار می‌شود.

از روزهای گذشته…

سلطانی: انسان نمیتواند از حدود “ذاتیت” خود پیش رود

سلطانی: انسان نمیتواند از حدود “ذاتیت” خود پیش رود

پیمان سلطانی، آهنگ ساز، رهبر ارکستر، نوازنده، منتقد و نویسنده؛ از معدود موسیقی دانانی است که توانسته پیوند مناسبی بین موسیقی و هستی شناسی ایجاد کند. گفته ها و نوشته های فلسفی- موسیقایی او همیشه بحث برانگیز بوده و نگاه او به مدرنیته و نوآوری در موسیقی نیز پرسش های فراوانی را در پی داشته است. وی سال هاست که به تدریس فلسفه ی موسیقی معاصر، مبانی آهنگ سازی قرن بیستم و شناخت مکتب ها، جنبش ها و جریان های موسیقی قرن بیستم مشغول است و از دهه ی هفتاد تا کنون فعالیت و حضوری جدی در معرفی جنبه های ایدئولوژیک و هستی شناسانه ی موسیقی قرن بیستم داشته است.
دیبازر: دوست ندارم حوزه ها را از هم تفکیک کنم

دیبازر: دوست ندارم حوزه ها را از هم تفکیک کنم

به هرحال حتما یک تفکر پشت آن وجود دارد، نمی دانم، باید از خود آن فرد پرسید ولی من شاگردهایم را خیلی دوست دارم و این تجربه آموزش را از اول راهنمایی و هنرستان تا آخر فوق لیسانس در تمام مقاطع تحصیلی موجود رسمی کشور را علاوه بر شاگردهای خصوصی داشتم. شاید بخشی از مساله به این برمی گردد به اینکه من شاگردهایم را جدی می گیرم و بسیاری اوقات آنها هم من را جدی می گیرند و بین همدیگر یک گفتمان پیش می آید که هدفش گذران به صورت روزمرگی کلاسهای آموزش موسیقی نیست. بدانید به هر حال وارد دنیای هنر شدن و دارای اندیشه هنری شدن چالشهای فکری را در پی دارد. این قضیه شاید به این نکته اشاره می کند.
تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:
وان موریسون، نوری در تاریکی (VIII)

وان موریسون، نوری در تاریکی (VIII)

در سال ۱۹۷۲ بعد از اجرا برای نزدیک به ۱۰ سال موریسون آغاز به اجراهای بزرگ زنده نمود. وی بر روی سن بسیار عصبی میشد و از نگاه چشم در چشم با حضار اجتناب می کرد. یک بار در مصاحبه ای درباره اجرای زنده گفت: “من با تمام وجودم آهنگی را اجرا می کنم اما گاه تاب آوردن روی سن رنج آور می شود.”
تجزیه و تحلیل مجموعه‌ی ایرانی‌ها (II)

تجزیه و تحلیل مجموعه‌ی ایرانی‌ها (II)

با طرحی هفت ضربی آغاز می‌شود در این جا هم مانند ایرانی ۱، تنبک آغازگر قطعه است. عامل ریتم که در قطعات پیش نیز به عنوان تنها عنصری که به سوی فضای برآشفته نمی‌رود، نقش داشت، از طریق صدای ساز تمبک حضور خود را اعلام می‌کند.
موسیقی و معنا (II)

موسیقی و معنا (II)

پژوهش‌های فریگه (Frege) در اواخر قرن نوزدهم مهم‌ترین تأثیر را در پیشرفت نظریه‌های معناشناسی معاصر داشته است. او بر آن بود که در هر تحلیل باید به دو وجه ضروری معنا توجه شود: مرجع و مفهوم. به اختصار، مرجعِ یک لفظ همان پدیده‌ای است که لفظ، آنرا تداعی می‌کند. مفهوم نیز برگرفته از حوزه‌ای‌ست که در آن، لفظِ نخست با الفاظ دیگری ارتباط می‌یابد که قادر به تولید معانی مشابه‌اند. مثال متداول فریگه عبارت‌های ستاره‌ی صبح و ستاره‌ی شب است که سیاره‌ی ناهید در جهان خارج، مرجع مشترک آنهاست اما مفهوم این دو عبارت متفاوت است؛ یکی به ستاره‌ای اشاره دارد که در صبح ظاهر می‌شود و دیگری به ستاره‌ای که در غروب. در حقیقت مفهوم هر دو عبارت به کمک معنای الفاظی از نظام زبان حاصل می‌شود که در آنها به کار رفته‌اند.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XII)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XII)

آقای شجریان گفته اند: «ویلن چندصدسال قدمت دارد، روی این ساز افراد مختلف کار کرده اند تا اینکه “آنتونیو استرادیواری” در ایتالیا به شکل و صدای نهایی آن دست پیدا کرده است… اما این سازهای من مثل یک نوزاد تازه متولد شده هستند؛ باید به تدریج روی اینها کار کرد تا به کمال خود نزدیک شود و این حمایتی است که نوازندگان ایران باید انجام دهند.» به این مورد بنده بارها و بارها پاسخ داده ام مخصوصا زیر این مطلب.

نقد آرای محمدرضا درویشی (VI)

نقد آرای محمدرضا درویشی (VI)

درویشی درباره‌ی عالَم مثال می‌نویسد: «متفکران و هنرمندان بزرگ ما فضای آفاقی عالم مثال را در جزء مقابل آن، در فضای انفسی مشاهده می‌کردند.» (درویشی۱۳۷۳/ج: ۱۱) و شایگان معتقد بود: «به‌این خاطر است که فضای آفاقی عالم مثال، جزء مقابل خود را در فضای انفسی می‌یابد.» (شایگان۱۳۵۵: ۸۱)
وحید خادم- میثاق، از بزرگترین نوازندگان نسل جدید

وحید خادم- میثاق، از بزرگترین نوازندگان نسل جدید

وحید خادم میثاق بدون شک در زمره بزرگترین نوازندگان ویولن نسل جدید در عرصه موسیقی کلاسیک است. او در سال ۱۹۷۷ در اتریش متولد شد و در سن چهار سالگی اولین آموزش های نوازندگی ویولن را نزد پدر آغاز نمود. در یازده سالگی تحصیلات موسیقی را در کلاس های Boris Kuschnir در آکادمی موسیقی وین ادامه داد.
حرکت های پنجم و اکتاو

حرکت های پنجم و اکتاو

در ادامه بحث های قبل راجع به هارمونی چهار بخشی و انواع حرکت ها، امروز می خواهیم راجع به چند حرکت دیگر که معمولا” توصیه به انجام آنها نمی شود صحبت کنیم.