تاریخچه ای خلاصه از استرادیواری و گوارنری (I)

آنتونیو استرادیواری (۱۶۴۴-۱۷۳۷) و جوزپه گوارنری دل جزو (۱۶۹۸-۱۷۴۴) معروفترین ویولون سازان دنیا هستند. این دو ویولون ساز که در شهر کوچک کرمونا در شمال ایتالیا زندگی می کردند، میراث بی همتایی را از خود به جای گذاشته اند. اگرچه ویولون سازی به کوشش استرادیواری و گوارنری به اوج خود رسید، اما داستان ویولون از سالها قبل تر در شهر کرمونا آغاز شده بود. آندرا آماتی (Andrea Amati) حدودا ۱۵۰۷ – ۱۵۷۷ اولین ویولون سازی است که نامش ثبت شده است و حتی احتمال دارد که مخترع ویولون نیز باشد.

پسران او به نام آنتونیو (Antonio) و جیرولامو (Girolamo) که معمولا با عنوان برادران آماتی از آن ها یاد می شود پس از مرگ پدرشان اداره کارگاه او را به عهده گرفتند. نیکولو (Nicolo)، پسر جیرولامو و معروف ترین عضو خانواده آماتی که در سال ۱۵۹۶ به دنیا آمد، اداره تجارت خانوادگیشان را در از سال ۱۶۳۰ به بعد به عهده گرفت.

موسیقیدان ها و خبرگان موسیقی ساخت عالی و سونوریته بی نظیر ویولون های آماتی را قرن ها مورد تحسین قرار داده اند. در واقع در قرن ۱۷، نام آماتی با ویولون خوب مترادف بود.

اگرچه نیکولو آماتی در ساخت ویولون نقش مهمی داشت، اما تأثیرگذاری او در شکوفایی و تکامل نهایی ویولون به عنوان یک استاد و الهام بخش بسیار حائز اهمیت است. از آنجایی که او شاگردان زیادی را آموزش داده بود و پیروان زیادی داشت تقریبا تمام ویولون های قرن ۱۷ یا تحت نظارت مستقیم نیکولو یا با تقلید از ویولون های او ساخته شده اند. استرادیواری و گوارنری هر دو از بازماندگان سنت ویولون سازی آماتی در کرمونا به شمار می روند.

آنتونیو استرادیواری (Antonio Stradivari)
اولین ویولونی که برچسب نام استرادیواری را دارد در سال ۱۶۶۶ ساخته شده است که استرادیواری بر روی برچسب آن بیان می کند که شاگرد نیکولو آماتی است. به جز این برچسب (که بر روی هیچ کدام از سازهای بعدی او استفاده نشده) مدرک دیگری مبتنی بر رابطه خاصی بین استرادیواری و نیکولو آماتی موجود نیست.

استرادیواری در مرحله اول حرفه ویولون سازی خود از سال ۱۶۶۶ تا ۱۶۸۰ به سبک نیکولو آماتی کار می کرد. در این مدت استرادیواری ویولون های کمی ساخته است که گمان می رود یا به حرفه دیگری نیز مشغول بوده یا درگیرساختن سازهایی غیر از ویولون بوده است. برخلاف تعداد کم ویولون هایی که در این دوره از حرفه او ساخته شده است، ویولون «هلیر» (Hellier) که در سال ۱۶۷۹ ساخته شد، نشان می دهد که استرادیواری نه تنها یک صنعت گر استثنایی بوده بلکه مهارت های طراحی او نیز از تمام ویولون سازهای زمان خودش بهتر بوده است.

با آغاز دهه ۸۰ قرن هفدهم ویولون های استرادیواری از لحاظ ظاهری و صوتی قوی تر شدند. استرادیواری در حالیکه از همان سبک اساسی ویولون سازی نیکولو آماتی بهره می گرفت، به مدل ویولون سازی شخصی خودش نیز دست یافت که نمونه آن را در ویولون «آوئر» (Auer) ساخت سال ۱۶۹۰ می توان دید. پس از ۱۶۹۰، استرادیواری مرحله جدیدی را آغاز کرد و قالب کشیده تری را برای بدنه ویولون به کار گرفت که تا آخر قرن هفده از آن استفاده می کرد.

قطعاتی برای آموزش موسیقی

پنج شش سال پیش مقاله ای نوشتم در ارتباط با این موضوع که در سایت گفتگوی هارمونیک منتشر شد. به طور خیلی خلاصه می توانم بگویم که هدف از نوشتن آن مقاله که مقاله حاضر نیز در ادامه آن است آموزش نکاتی در موسیقی از طریق قطعاتی بود که به همین منظور ساخته بودم. پس از چند سال فرصت، انگیزه دوباره ای به وجود آمد برای پی گرفتن دوباره این جریان که قرار بود به نوشتن کتابی با همین محتوا ختم شود و به نوعی این مقاله مقدمه ای بر مجموعه مقالاتی است که در نهایت –در صورت مثبت بودن شرایط- به صورت کتاب منتشر خواهند شد.

صادقی: محمد نوری تکرار ناشدنی و خاص است

فقط به مسیری که از گذشته استاد نوری طی کرده اند نگاهی بیندازیم، خودش یک درس بزرگ می تواند باشد. امیدوارم شاگردان ایشان هم بتوانند در این مسیر قدم بردارند و راه درست را تشخیص بدهند. شیوه تدریس استاد هم پرداختن به تکنیک های خاص آواز کلاسیک بوده است، در حقیقت کار کردن در ابعاد تنفسی، بیانی و رزونانسی که مهمترین ویژگی های یک خواننده خوب به حساب می آید؛ روی این مباحث کار جدی می کردند و کمتر به مقوله خواندن ترانه در کلاس می پرداختند و باورشان بر این بود که اگر کسی می خواهد خواننده قابلی بشود چه کلاسیک و چه پاپ، می بایست از پروسه تکنیک آواز کلاسیک وارد بشود تا بتواند آواز کلاسیک یا یک پاپ فاخر و درخشان را ارائه کند. شاگردانی هم که کار تدریس آواز کرده اند مثل خود بنده همه تحت تاثیر همین شیوه آموزشی بوده ایم و الحق خودمان را مدیون محبت های بی دریغ ایشان می دانیم تا همیشه.

از روزهای گذشته…

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (I)

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (I)

خانم رنه فلمینگ یکی از موفقترین ستارگانی است که در عرصه بین المللی در سالهای اخیر درخشیده است. او سه اثر خود را در شرایط بسیار مشکلی از لحاظ اجرا و تکنیک ضبط کرده، اجرای زنده وی بسیار موفقیت آمیز بوده و در ایفای نقشی بسیار دشوار نشان داده که توانایی های زیادی دارد. رنه فلمینگ استاد سبک موتسارت است، در نسخه جدید کوزی فان توته (Cosi fan Tutte) با رهبر درگذشته بزرگ، سر جرج سولتی (Sir Georg Solti) هیچ وحشتی از سبک پر خطر این اپرای قرن نوزدهمی نداشت و توانست، اثری رضایت بخش به اجرا در آورد. ضبط های جدید اپراهای موتزارت شامل آثاری است از هنرمندان متعدد و ناشناس. خانم فلمینگ یک استثنا در عرصه موسیقی می باشد، خود او می گوید دوست دارد زمانی اثرش را ضبط کند که صدایش توانایی بالا خواندن را داشته باشد.
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (VIII)

بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (VIII)

برای جنبش احیای موسیقی سنتی ایران نمی‌توان دقیقا طول عمری مشخص کرد، اما اگر آغاز آنرا در نیمه‌ی دهه‌ی ۱۳۴۰ و همزمان با تاسیس گروه موسیقی دانشگاه تهران بدانیم عمر شاخه‌ی اصلی آنرا باید حدود دو تا سه دهه به حساب آوریم.
مهمان‌خانه مهمان کش!

مهمان‌خانه مهمان کش!

مطلبی که پیش رو دارید نوشته علی صمدپور نوازنده تار و آهنگساز است در مورد سرنوشت آخرین اثرش که آهنگسازی سریال مهمان‌خانه سعادت بود: دیگر در پایانِ۱۰ قسمت باقی‌مانده از سریال ۷۵ قسمتی مهمان‌خانه سعادت صدای آن تار و فلوت‌ها و کوبه‌ای‌ها نمی‌آید و نقشی که در پایان کار کشیده ‌بودم توسط بچه‌های بازیگوش خط‌خطی شده ‌است، چون شهاب‌الدین حجازی تهیه کننده سریال مهمان‌خانه سعادت پس از پخش ۶۵ قسمت از سریال و باقی ماندن تنها۱۰ قسمت، بدون اطلاع من، آهنگساز مجموعه مهمان‌خانه سعادت و بدون آن‌که درطول پخش این۶۵ قسمت به من اطلاعی از ضعیف بودن یا قوی بودن کارداده باشند یا سپاس‌گزاری یا گلایه از کیفیت کار من کرده‌باشند، خودسرانه و سبک‌سرانه اقدام به تغییر تیتراژ پایانی کرده‌اند.
خلق آهنگ دریا

خلق آهنگ دریا

دبوسی، سیبلیوس و بریت همگی سعی کردند اقیانوس را وارد موسیقی خود کنند. زمان آن رسیده است که به سودمندی این قطعه ها که از آبریزگاه برآمده اند نگاه کنیم. منظره ای بین زمین مسطح ارکنی و صخره های هوی را در نظر بگیرید. ایستاده اید و به یکی از دراماتیک ترین مناظر دریایی انگلستان نگاه می کنید. در این سحرگاه گرگ و میش عجیب، زمانی که هنوز هوا نیمه تاریک و نیمه روشن بود در وسط باد و باران که جزر و مد پرخروش به سرعت در باد می تاخت و طغیان می کرد، مواجه شدن با طبیعت این جزیره حس عجیبی را القا می نمود.
ویتولد لوتوسلاوسکی آهنگساز وطن پرست

ویتولد لوتوسلاوسکی آهنگساز وطن پرست

زندگی حرفه ای ویتولد لوتوسلاوسکی (Witold Lutoslawski) با برگی از تاریخ کشورش یعنی، لهستان گره خورده است. نزدیک به نیم قرن استبداد و خودکامگی در این کشور حاکم بود و او ناچار بود، قبل از آن که به رهبر یکی از اصیل ترین و نوآورترین مکتب های آهنگ سازی نیمه دوم قرن بیست تبدیل شود، خود را با آن شرایط وفق دهد.
جیمی اسمیت

جیمی اسمیت

درگذشت جیمی اسمیت، از بزرگترین نوآوران و بدعت گذاران استفاده از ارگ های هموند (Hammond) در موسیقی Jazz ، ضایعه بزرگی برای جهان هنر بود. او که به عنوان ” بزرگترین نوازنده ارگ جز جهان” شناخته شده بود، روز ۸ فوریه، در سن ۷۶ سالگی در گذشت.
فیروزه نوایی: کر فلوت تهران مدیون اساتید فلوت ایران است

فیروزه نوایی: کر فلوت تهران مدیون اساتید فلوت ایران است

متاسفانه به خاطر یک سری ناهماهنگی ها نتوانستیم با کر فلوت در زمان مقرر در شیراز کنسرت داشته باشیم ولی به زودی امیدوارم هماهنگی های لازم برای برگزاری این کنسرت انجام شود.
الا فیتزجرالد، بانوی اول آواز (II)

الا فیتزجرالد، بانوی اول آواز (II)

از سال ۱۹۴۶ به طور منظم به کار با ارکستر جز فیلارمونیک نورمن گرنز (Norman Granz) پرداخت. گرنز به زودی مدیربرنامه های فیتزجرالد شد. در این دوره تغییری اساسی در آوازخوانی فیتزجرالد ایجاد شده بود.
سلطانی: مشخصه اصلی موسیقی داوودیان هویتش است

سلطانی: مشخصه اصلی موسیقی داوودیان هویتش است

اولین بار من نام کاظم داوودیان را در سال ۱۳۶۸ شنیدم و به طور اتفاقی با ایشان آشنا شدم، بعدا با اینکه از دوستان در مورد جایگاه هنری و اخلاقی و منش ایشان، میشنیدم ولی خبری از ایشان نبود تا اینکه اواخر دهه ۷۰ از آقای محمدرضا شجریان شنیدم که مجموعه ای را با آقای داوودیان کار میکنند که متاسفانه بعد از گذشت ۱۲ سال هنز این آثار منتشر نشده است!
پاسخی به نوشته علیرضا جواهری در مورد خواننده سالاری (I)

پاسخی به نوشته علیرضا جواهری در مورد خواننده سالاری (I)

آقای جواهری، چندى است با مقاله‏اى با عنوان «نگاهى به وضعیت خواننده‏ سالارى در موسیقى معاصر» دست به نقد موسیقى معاصر ایران کرده‏اید. دوست عزیز، شما بدون ریشه‏یابى علل فرهنگى مردم ایران شروع به نقد یک ماجرا کرده‏اید و نوک پیکان نقد خود را به سمت کسانى نشانه رفته‏اید که احساس مى‏کنند حقى از شما خورده‏اند.