پیوندهایی که در آسمان “ویولون” بسته شده اند (I)

جوشا بل و جفری فوشی
جوشا بل و جفری فوشی
انجمن استرادیواری حامیان، نوازندگان و بهترین ویولون های دنیا را به هم پیوند می دهد. جفری فوشی (Geoferry Fushi) مردی از جنس دوره نوزایش هنر است که شباهت هایی نیز با پی تی بارنوم (P. T. Barnum) بازرگان آمریکایی دارد. فوشی که هم استاد فضل و کمال و هم استاد نمایشگریست، ویولون های چندین میلیون دلاری دارد که به خوبی می داند چگونه آن ها را در معرض نمایش بگذارد.

فوشی در سفر اخیرش به چین ویولون هایی به ارزش ۱۵ میلیون دلار با خود به همراه داشت: یک ویولون به ازای هر کدام از قسمتهای چهار فصل ویوالدی (Vivaldi) که توسط سیکینگ لو (Siqing Lu)، ویولون نواز برجسته چینی که یکی از ویولون ها را هدیه گرفت، اجرا شد. صدها میلیون نفر این کنسرت را که از تلوزیون نیز پخش شد تماشا کردند.

فوشی یکی از شرکای شرکت بین و فوشی (Bein and Fushi) در شیکاگو است که در زمینه معاملات سازهای زهی آنتیک فعالیت می کند. علاوه بر این، فوشی هم چنین پایه گذار و راهنمای انجمن استرادیواری است که بهترین ویولون ها را – ویولون های استرادیواری و گوارنری دل جزو که در اواخر قرن ۱۷ و اوایل قرن ۱۸در کرمونای ایتالیا ساخته شده اند – در اختیار ویولون نوازهای موفق جوان قرار می دهد. جاشوا بل (Joshua Bell)، گیل شاهام (Gil Shaham)، لیلا جوزفوویچ (Leila Josefowich)، سارا چانگ (Sarah Chang)، و ودیم رپین (Vadim Repin) همگی ویولون نوازی حرفه ای را با ویولون هایی که انجمن هماهنگی امانتش گرفتنشان را انجام داده بود آغاز کردند.

فوشی توضیح می دهد که «انجمن استرادیواری مراقب است که بهترین سازها در اختیار بهترین نوازنده ها قرار گیرد و به همین خاطر در همه جای دنیا معروف است. اگر فردی عضو انجمن است به این دلیل است که شایستگیش را دارد».

این انجمن، به دنبال درخواست دوروتی دولِی (Dorothy DeLay) از مدرسه جولیارد (Juilliard School) از فوشی برای کمک در به امانت گرفتن یک ساز برای میدوری (Midori) یکی از مستعدترین شاگردانش، در سال ۱۹۸۵ پایه گذاری شد. فوشی توانست یک ویولون مناسب پیدا کند و یکی از حامیان را متقاعد کند تا آن را بخرد تا به این نوجوان ویولون نواز نابغه به امانت بدهد.

تعداد حامیان انجمن استرادیواری اکنون به ۲۴ نفر رسیده است. پاداش این حامیان کنسرت هایی است که توسط هنرمندانی که ساز به امانت گرفته اند برگزار می شود. مدت امانت هر ساز معمولا ۳ سال است و معمولا نوازنده در پایان این مدت زمان ساز را از حامی خریداری می کند. انجمن امور مربوط به امانت، بیمه و نگهداری از ساز را مدیریت می کند و رابط بین نوازنده و حامی است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادداشتی بر آلبوم «نبودی تو»

موسیقیِ «نبودی تو» را می‌توان در این عبارت خلاصه کرد: کنار هم نشاندنِ بی‌ربطِ عناصری بی‌ربط و در عین حال نخ‌نما. شیوه‌ی تنظیم و هارمونیزه کردنِ نُه ترانه‌ای که در این آلبوم گنجانده شده عمده‌ترین عنصرِ تاریخ مصرف گذشته‌ی مجموعه است. صدای خواننده نیز معمولاً بی هیچ ایده‌ی مشخصی، در فواصلی مستعمل، بر فضاسازی‌هایی سوار می‌شود که حاصلِ نازل‌ترین فرمول‌های نیم قرن پیش‌اند.

آثاری از دوره رمانتیک با اجرای ارکستر آرکو به روی صحنه رفت

اجرای ارکستر آرکو با مدیریت اجرایی نیما جوان، شب گذشته با استقبال علاقه‌مندان به موسیقی کلاسیک مواجه شد و تقریبا تمام صندلی‌های تالار وحدت پراز تماشاگر بود. ارکستر زهی آرکو به رهبری ابراهیم لطفی، شب گذشته جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸ در تالار وحدت به صحنه رفت. کنسرت مایستر این اجرا علی جعفری پویان بود و بردیا کیارس هم در این اجرا حضوری افتخاری داشت.

از روزهای گذشته…

یادداشتی بر آلبوم «حُزّان»

یادداشتی بر آلبوم «حُزّان»

رسوبِ شنیده‌های پرشمار ما از آثار یک قرن موسیقی دستگاهی، همواره در حال هجوم آوردن به شنود ما هستند و کنار زدن این انباشت، لاجرم رخدادهای تازه‌ای می‌طلبد. در کنار چنین چالشی، انتخاب دشتیِ کم‌دامنه برای یک آلبوم، با کنش‌های مدال اندک و اتوس غالب‌اش، اندوه، خود خطرکردن است و مجاب‌کردن گوش‌ها در چنین فضای محدودی دشوارتر. آنچه که حُزان را در بیشتر بخش‌های آن پیروز این نبرد خودخواسته می‌کند، علاوه بر کار نی‌نواز و خواننده، سرزندگی اجرا و تزریق رخداد به موسیقی، چه در روند کلی و چه در درون هر بخش است.
سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (III)

سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (III)

چایکوفسکی در نامه دیگری نیز این بحث را دنبال کرد: «اجازه دهید به بحث خودمان در رابطه با عظمت موسیقی سمفونیک و مجلسی در قیاس با اپرا، این نکته را بیفزایم که در دوران ما تنها موسیقیدان بزرگی که برای تئاتر و اپرا چیزی نمی نویسد “برامس” است. “سزار کوئی” در مقاله ای نوشته است که برامس هم از نظر انسانی و هم از لحاظ هنری یک قهرمان است و همیشه در افکار خود افکار و پندارهای والا را جان می بخشد و شایسته احترام و تحسین است و من، با نظر او موافقم ولی معتقدم که متاسفانه نبوغ او در فضای محدودی او را نشان می دهد و وسعت لازم را ندارد اما با این حال، یک قهرمان محسوب می شود و من در خود این قهرمانی را نمی بینم و نمی توانم خود را در دایره تنگ برامس زندانی کنم. زیرا صحنه نمایش با تمامی زرق و برق هایش به گونه مقاومت ناپذیری مرا به سوی خود می کشد.»
نقدی بر هارمونی زوج (I)

نقدی بر هارمونی زوج (I)

چندی پیش مطلبی با عنوان «هارمونی زوج» توسط آقای امیرعلی حنانه در این سایت به انتشار رسید. نقدی بر این نوشته توسط آقای مهدی رضانیا نوازنده سنتور و کارشناس موسیقی از دانشگاه یورک کانادا و کارشناسی ارشد موسیقی در آهنگسازی از دانشگاه یورک کانادا نگاشته شده که به ایمیل سایت و همچنین آقای امیرعلی حنانه رسید و ایشان ضمن استقبال از روی دادن جریان نقد هنری درباب این مسئله، خواستار پیگیری این نقد در شماره های دیگر نوشته هایشان شدند، چراکه هنوز انتشار مجموعه «هارمونی زوج» به پایان نرسیده است. امروز بخش اول نقد هارمونی زوج را می خوانید:
یادداشتی بر آلبوم «هنوز آواز»

یادداشتی بر آلبوم «هنوز آواز»

خانه‌هایی کنار هم ساخته‌شده، با یک معماریِ دست ‌کم دویست ‌ساله و استادانه؛ دستگاه‌ها را به مسامحه چنین بیانگاریم. می‌توان به شکل‌های مختلف این خانه‌های قدیمی را سیاحت کرد. از جمله با ساز و آواز که به تنهایی یا باهم، در اجراهایی منفرد، بارها و بارها، داخل یک خانه را می‌آرایند؛ رنگ می‌زنند، می‌چینند و قدم به قدم‌اش را به مشتاقان‌اش نشان می‌دهند.
پاسخ دوم به نقد حافظ ناظری و شهرام ناظری

پاسخ دوم به نقد حافظ ناظری و شهرام ناظری

ماهها از آخرین پاسخ آقای امین موسوی به جوابیه میگذرد و در این مدت اتفاقات مختلفی باعث شد، انتشار این مطلب به تاخیر بی افتد، از چیستی این اتفاقات اکثرا بی اطلاع نیستیم ولی قسمتی هم از این تاخیر به خاطر جمع آوری فایل های لازم برای این مطلب بود، نوشته های مطلب حاضر تقریبا یک هفته پس از جوابیه حاضر شده بود… امیدوارم این سؤال و جوابها بتواند نقشی هرچند کوچک در اعتلای فرهنگ موسیقی ایران زمین داشته باشد.
نقدی بر هارمونی زوج (IV)

نقدی بر هارمونی زوج (IV)

معمولا وقتی در نوشته ای نام گام دورین می آید و به دوره ای ویژه اشاره نمی شود، منظور “گام دورین سده های میانه” است که هنوز در موسیقی جاز و پاپ نیز مورد استفاده است مانند: آهنگ معروف «بیلی جین» از مایکل جکسون و «الینور ریگبی» از بیتل ها.
لیر یا چنگ ارجان؟ (I)

لیر یا چنگ ارجان؟ (I)

این نوشتار نه یک مقاله تحقیقی بلکه مطلبی است درباره یک معظل فراگیر در سطح جامعه موسیقی به نام «بی اطلاعی». مدتی پیش در فضای مجازی ویدیویی از خبرگزاری ایسنا با کد خبر ۹۶۰۱۰۱۰۰۱۸۷ درباره اجرا با چنگ ارجان انتشار یافت. در این ویدیو خانم رابعه زند از نوازندگان ساز قانون عنوان کرد که یکی از آشنایان ایشان به نام آقای سیف الله شکری (از متخصصین بازسازی سازهای باستانی) پس از پژوهش هایی چند، اقدام به نمونه سازی «بربط جام ارجان» یا همان «چنگ ارجان» با قدمتی حدود ۱۴۰۰ سال قبل از میلاد مسیح نموده است. خوشبختانه با وجود دانش موجود که در فضای مجازی و غیرمجازی درباره دانش سازشناسی در ایران چاپ شده است، منابع اطلاعاتی مناسب جهت تحقیق و پژوهش در دسترس می باشد. با یک جستجوی ساده در اینترنت یا و نگاه به کتب موجود در ایران، می توان متوجه شد که سازهای نقش شده در جام ارجان از دیدگاه سازشناسی “Organology” در چه رده ای قرار می گیرد. اینکه چنین سازی برچه اساس و مستنداتی بازسازی شده است، خود جای بحث فراوان دارد اما این که چرا ساز را به جای «لیر»، «چنگ» نامیده اند خود بسیار جای دارد. با توجه به مطالبی که در این ویدیو عنوان شده لازم است که مطالبی چند در این مورد با استناد به منابعی که در انتها ذکر شده است به صورت مستند ذکر گردد.
اینک، شناخت دستگاه‌ها (I)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (I)

پیش‌ترها، زمانی که خیلی دور نیست و بسیاری از ماها هنوز به یادش داریم، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایی بودند (نمی‌دانیم اندک یا پرشمار، اما بودند) که وقتی موسیقی ایرانی می‌شنیدند به آسانی تشخیص می‌دادند که در کدام دستگاه است، «ننه جون، نگاه کن قمره، دشتی می‌خونه». اکثرشان حتا سواد خواندن و نوشتن هم نداشتند چه رسد به انتظار آموختگی علمی و عملی در ساز و آواز. با این ترتیب چگونه می‌توانستند تشخیص دهند؟ جواب در رابطه‌های اندام‌وار اجزای یک فرهنگ است. اگر دقت بیشتری می‌کردی آنها شعر زیبا هم از بر داشتند یا زیبایی شعر پرمغز را اگر از پیش نشنیده بودند به محض شنیدن تشخیص می‌دادند، خط زیبا و تذهیب پرفن و نامه‌ی روان و معماری خانه‌ی زیبا و… را نیز همین‌طور، و در یک کلام مردم اهل دلی محسوب می‌شدند.
ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (IV)

ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (IV)

آثار واگنر به طور گسترده ای از اسطوره شناسی و افسانه های اروپای شمالی نشات گرفته، به ویژه موسیقی ایسلندی و آلمانی. از طریق اپراها و مقالاتش، واگنر تاثیر فراوانی را روی نحوه اجرای اپرا به جای گذاشت. او مدافع تفکر جدید شوپنهاوور مبنی بر “موسیقی نمایش” بود که در این صورت تمام عناصر موسیقی و نمایش در هم ادغام می شوند. برخلاف دیگر آهنگسازان اپرا که معمولا وظیفه نوشتن متن و اشعار را خود بر عهده نمی گیرند و به دیگران می سپارند، واگنر تمام این متون را خود می نویسد و آن را شعر می نامد.
معرفی کتاب «تئوری کمپوزیسیون معاصر»

معرفی کتاب «تئوری کمپوزیسیون معاصر»

نوشته ای که پیش رو دارید توسط رضا شایگان درباره کتاب «تئوری کمپوزسیون معاصر» تهیه شده است. این کتاب ترجمه مسعود ابراهیمی است که پیشتر از وی آثاری چون: بیایید آهنگ بسازیم-پودوالا، تمرین های هارمونی با پیانو، هارمونی – دوبووسکی و…، فرم – ای. و. اسپاسبین، پلی فونی-گریگوریف و مبانی آهنگسازی-مسنر از زبان روسی ترجمه شده است. از مسعود ابراهیمی دو کتاب نیز به نامهای: «نگاه» و «قطعاتی برای پیانو» منتشر شده است.