جیمز لوین، احیا کننده متروپولیتن (II)

جیمز لوین
جیمز لوین
اولین رهبری جیمز لوین در ارکستر سمفونیک بوستون در آوریل ۱۹۷۲ بود. او در سال ۲۰۰۱ به عنوان مدیر موسیقی آنجا منصوب شد و قراردادی پنج ساله با وی بستند. بدین ترتیب اولین رهبر با اصلیت آمریکایی بود که مدیریت این ارکستر را عهده دار شد. در حال حاضر، لوین زمانش را بین دو شهر بوستون و نیویورک تقسیم می کند.

برای اولین بار در تاریخ موسیقی این کشور، یک رهبر، مدیریت معروفترین خانه اپرا (متروپلیتن) و رهبر مهمترین ارکستر (ارکستر بوستون) را عهده دار است، چیزی شبیه به هربرت فن کارایان در اروپا در سالهای ۱۹۵۰ (وی در یک زمان رهبر فیلارمونیک برلین و مدیر اپرا خانه وین بود.) شرایط استثنایی ای که لوین برای انجام گفتگوهایی انعطاف پذیر در تمرینها ایجاد کرده بود، به ارکستر اجازه می داد تا برای اجرای آثاری سخت تر خود را آماده کند.

با شروع کار لوین به عنوان رهبر ارکستر سمفونیک بوستون، او توانست وجه ۴۰ میلیون دلاری را از سازمانهای حامی موسیقی برای ارکستر دریافت کند. تنها مشکل دوره لوین در ارکستر آن هم از نظر منتقدین آن بود که وی در امتحاناتی که از خوانندگان و موسیقیدانان جدید برای ورود به ارکستر انجام می شد حضور نمی یافت.

در مقاله ای در سال ۲۰۰۵ نوشته شد: لوین از ۱۶ جلسه، تنها ۲ حضور یافته! خود لوین در دفاع گفته است: آنقدر توانایی داشته که موسیقیدانانش بدانند چه کسی را انتخاب کنند و در ضمن، اصل انتخاب تنها از این طریق صورت نمی گیرد، تا موسیقیدانی در ارکستر و به همراه آنان در تمرینی ننوازد قابلیت آن شخص برای مناسب بودن در ارکستر مشخص نمی شود.

در مقاله ای دیگر آمده اولین فصل لوین به عنوان مدیر موسیقی، بیشتر مبنی بر اجرای موسیقیهای ناآشنا و معاصر بوده که بالا رفتن استرس نوازندگان ارکستر بوستون را منجر شده است. لوین و نوازندگان جلسه ای برای بررسی این موضوع برگزار نمودند، وی قبول به سبک تر کردن و تغییر برنامه ها کرد. از لوین برای تجدید حیات و بالا بردن کیفیت قطعات در مدت حضور او در این ارکستر تقدیر شده.

در آن سالها لوین از بیماری سیاتیک رنج می برد. در مارچ ۲۰۰۶ او در حال رهبری کنسرتی به همراه ارکستر سمفونیک بوستون بر روی سن افتاد. پس از معالجه در ۷ جولای ۲۰۰۶ به روی سن بازگشت و ارکستر را در تانگلوود رهبری کرد. در جولای ۲۰۰۸ ارکستر اعلام کرد که لوین به دلیل نیاز شدید به عمل جراحی بر روی کیست کلیه برای مدت زمانی مجبور به ترک ارکستر می باشد.

وی در ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۶ ارکستر را در بوستون در کنسرت افتتاحیه تالار سمفونی رهبری نمود. در ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹ اعلام شد برای عملی دیگر حداقل سه هفته اجراها را از دست خواهد داد که شامل کنسرت افتتاحیه تالار کارنگی به همراه ارکستر سمفونیک بوستون میشد! قرارداد وی با ارکستر تا سال ۲۰۱۲ می باشد. مسئولیت لوین در ارکستر سمفونیک بوستون حضور وی را به عنوان رهبر میهمان در ارکسترهای آمریکایی محدود کرده است.

اگرچه لوین در اروپا بسیار رهبری می کرد: به همراه فیلارمونیک وین، فیلارمونیک برلین و حضور وی در جشنواره آلمانی بایروت… لوین همچنین رهبر میهمان دائمی فیلارمونیای لندن و درسدن بود. از سال ۱۹۷۵ به طور منظم جشنواره سالزبورگ و جشنواره سالانه وربیر را رهبری می کرد. از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۴ لوین رهبر اصلی ارکستر فیلارمونیک مونیخ بود و در این مدت کیفیت سازهای ارکستر را بالا برد.

وی بارها در گروههای موسیقی مجلسی با پیانو نوازی و رهبری حضور یافت. لوین رهبر برجسته ارکستر وربیر است، ارکستری که هر سال در جشنواره وربیر – سوئیس، ارکستر ثابت شرکت کننده در این جشنواره است که از سال ۲۰۰۰ آغاز به فعالیت نموده است. وب سایت جشنواه از لوین نه تنها به عنوان یک رهبر ارجمند همچنین مشوق اصلی ارکستر و استادی پرشور یاد نموده، خود لوین در مصاحبه ای در سال ۲۰۰۴ چنین گفته: “در سن من، به طور طبیعی مایل به تدریس خواهید بود. می خواهید به نسلهای بعدی آنچه را آموخته اید بیاموزید. من خوشبخت بودم که در زمان خودم به استادان و راهنمایان درستی برخورد کردم.”

از سال ۲۰۰۵ لوین مدیر موسیقی مرکز موسیقی تنگلوود یا همان آکادمی تابستانی ارکستر سمفونیک بوستون، شد. رهبرانی که از وی درس و تاثیر پذیرفتند: مارکو آرمیلیاتو، جیمز کنلون (James Conlon)، جان کینان و جینز جرج بکمان بودند. لوین در بسیاری از ضبطهای صوتی تصویری شنیده و دیده می شود. به همراه ارکسترهای فراوانی و اغلب او با اپرای متروپلیتن ضبط نموده است.

رهبری لوین از اپرای “آیدا” به همراه لئونتین پرایس، آخرین اجرای این خانم در اپرا، در ویدیوی ضبط شده و ممکن است در آرشیو وب سایت اپرای متروپلیتن نیز یافت شود. ضبط استودیویی اجرای کامل “حلقه نیبلانگن” با برچسب دویچه گرامافون در سال ۱۹۸۷-۸۹ بر روی دیسکت کامل و اجرای کامل زنده سال ۱۹۸۹ آن بر روی DVD عرضه شده است.

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«پرورده یِ عشق» (IV)

سخن دیگر اینکه توجّه شهیدی به تنوّع شعر و خواندن شعر شاعران مختلف مثال زدنی است و صرفا به دو یا سه شاعر برجسته اکتفا نکرده است. بنابر سنّت های سینه به سینه در آواز ایرانی بیشتر آواز را با غزل و آن هم غزل سعدی و بعدها غزل حافظ می خوانند و در مرتبه ی پایین تر غزل و مثنوی عطّار و مولانا یا رباعیّات خیّام، در این میان با وجودِ نبوغ شعری بی نظیر و تصاویر بدیع و محتوایِ عاشقانه یِ برجسته یِ سروده های نظامی، شعر حکیم نظامی گنجوی در آواز ایرانی مورد غفلت واقع شده است، عبدالوهّاب شهیدی نظامی خوانی ست بی نظیر که به خوبی از عهده ی بیان احساساتِ عمیق شعر نظامی برآمده و در این زمینه در مجموعه ی برنامه ی گلها آثار ماندگاری از خود به یادگار گذاشته است: هنگامی که در audio file برنامه ی گلهای رنگارنگ ۳۸۸ در مثنویِ ابوعطا، زاری های مجنون را بر درگاهِ کعبه زمزمه می کند:

مروری بر آلبوم «اپرای رستم و سهراب»

رستم و سهراب، این تراژیک‌ترین قله‌ی حماسه‌های فارسی را لوریس چکناوریان به هیات اپرایی درآورده و برای دومین بار منتشر کرده است. اجرای پیشین (ضبط سال ۲۰۰۰) را انتشارات هرمس سالی پس از ضبط منتشر کرده بود. این اجرای تازه با تکخوان‌هایی متفاوت (و به همین دلیل با لهجه‌ی برآمده از آواخوانی و تاکید متفاوت) و البته همان ارکستر و کر و احتمالا رهبری خود آهنگساز، گویا نسبت به اجرای پیشین نسخه‌ای دگرگون شده است (۱).

از روزهای گذشته…

زوج هنری بارنبویم – دوپره  : ژاکلین دوپره (I)

زوج هنری بارنبویم – دوپره : ژاکلین دوپره (I)

ژاکلین ماری دوپره Jacqueline Mary du Pré از برجسته ترین نوازندگان ویولن سل جهان، در ژانویه ۱۹۴۵ در آکسفورد انگلستان متولد شد. در سن چهار سالگی برای اولین بار نوای ویولن سل را از رادیو شنید و از آن پس، صدای این ساز تا آخر عمر همراه همیشگی او بود. فراگیری ویولن سل را نزد مادرش آیریس دوپره Iris du Pré که خود نوازنده پیانو بود، آغاز نمود.
جوزپه وردی، اپراساز محبوب (I)

جوزپه وردی، اپراساز محبوب (I)

جوزپه فورتونینو فرانچسکو وردی (Giuseppe Fortunino Francesco Verdi) آهنگساز ایتالیای سبک رومانتیک است که بیشتر کارهایش در زمینه اپرا بوده و قطعات او از محبوب ‌ترین آثاری است که در اغلب سالن‌های اپراهای جهان اجرا می‌شوند. وی یکی از تاثیرگذارترین آهنگسازان قرن نوزدهم بود. آثارش بارها در تالارهای اپرا در سرتاسر جهان اجرا شده و بندهای نسلها را نیز در هم شکسته، بسیاری از موضوعات وی در فرهنگ عموم ریشه دوانده اند، در قطعه ها و موضوعاتی همچون: “خانم دمدمی” در اپرای ریگولتو (Rigoletto)، “آوازهای کر از بردگان عبری” در اپرای نابوکا (Nabucco)، “آهنگ مستی” در اپرای لاتراویاتا (La traviata) و “پیروزی” در اپرای آیدا (Aida).
تئودوراکیس، موسیقیدان سیاسی

تئودوراکیس، موسیقیدان سیاسی

تئودوراکیس را همه با موسیقی فیلم زوربایی یونایی میشناسند. آهنگسازی محبوب در میان مردم کشورش که جدا از حرفه اش در زمینه آهنگسازی فعالیت های سیاسی اش نیز مورد توجه بود و در برهه ای از زمان به دلیل این فعالیت های سیاسی، موسیقی و فعالیت وی در کشورش ممنوع بود! موسیقی و سیاست عناصری ناگسستنی در آثار تئودوراکیس میباشند.
شجریان؛ پدیده‌ی اجتماعی (II)

شجریان؛ پدیده‌ی اجتماعی (II)

در تاریخ معاصر ما به‌ندرت پدیده‌ای موسیقایی می‌توان یافت که جریان‌های اجتماعی موجود تا این حد در کامور شدنش نقش داشته باشند و نیز به‌ندرت پدیده‌ای موسیقایی می‌توان جست که چنین هم‌نوای دگرگونی و در همان حال بازیگر آن شده باشد (۳).
قلب رازگوی شوپن

قلب رازگوی شوپن

ادگار آلن پو استاد نوشتن داستان های ترسناک و وابسته به مرگ بود. داستان کوتاه او با نام «قلب رازگو» یک داستان کلاسیک گوتیک است که ریشه در گناه و ترس دارد. داستان از این قرار است که تصور قلب از جا در آمده و پر تپش مقتول ذهن قاتل را تسخیر می کند. آثار پیانویی شوپن که یکی از برجسته ترین آهنگسازان دوره گوتیک است بسیار روح نوازند؛ اما یک قرن است که اتفاقات پس از مرگش ذهن دانشمندان را درگیر کرده است و ارزش این را دارد که اساس نوشتن داستان های ترسناک شود. دانشمندان در لهستان اکنون ادعا می کنند که علت مرگ شوپن را یافته اند. اما سوال اینجاست که بر اساس کدام شواهد؟ پاسخ چیزی نیست جز «قلب رازگوی شوپن».
ویلهم فورت ونگلر، موسیقی در زمان جنگ (II)

ویلهم فورت ونگلر، موسیقی در زمان جنگ (II)

در سال ۱۹۴۵ موقعیت وی بحرانی تر شد چرا که پلیس گشتاپو او را به شدت تحت فشار قرار داده بود، از این روی، به سوئیس گریخت. در این دوره بیشتر روی آهنگسازی کار می کرد. آثارش شامل آثاری برای پیانو، ارکستر و سونات بود. تا دسامبر ۱۹۴۶ وی موضع خود را مبنی بر طرفداری و مشارکت با سوسیالیستهای ملی مشخص کرد.
دو مضراب چپ (قسمت هشتم)

دو مضراب چپ (قسمت هشتم)

این آغاز این مطلب به چند قطعه از آثار میلاد کیایی می پردازیم که در آنها از تکنیک دومضراب چپ استفاده شده است. در ابتدا به قسمتی از نت و اجرای چهارمضراب افشاری ساختۀ میلاد کیایی توجه کنید.
مروری بر آلبوم «هلهله»

مروری بر آلبوم «هلهله»

رسیدن به صدادهی و ابزارهای بیانیِ جدید و دور شدن از چارچوب‌های نظام دستگاهی در عودنوازی معاصر ایران را باید نتیجه‌ی دو رخداد دانست: تحولات در شیوه‌های اجراییِ دیگر سازهای ایرانی و تأثیرپذیری نهان و آشکار از آن و دیگری باز شدن دروازه‌های شبکه‌ی جهانی وب به روی عودنوازان ایرانی که ماحصلِ تمام پیشرفت‌های عودنوازیِ ترک و عرب را بیش از گذشته، پیش چشم ما گستراند. (۲) این دو رخدادِ نسبتاً همزمان، در شتاب تحول عود ایرانی نقش مهمی داشتند.
آیا موسیقی ایرانی ادیت دارد؟

آیا موسیقی ایرانی ادیت دارد؟

همزمان با مقالاتی که در این سایت در مورد علم ادیت ویلن نوشته میشود، امروز به این موضوع میپردازیم که “آیا در موسیقی ایرانی هم ادیت وجود دارد؟” جواب این سئوال کمی دشوار است، چراکه از طرفی بعضی اساتید، از ادیت بخوبی استفاده میکنند، ولی هنوز بصورت نوشته شده روی آن کار نکرده و قادر به تدریس آن به شکلی که نظیر آن در ویولون موجود است نیستند …
آلبوم فراموش شده پینک فلوید

آلبوم فراموش شده پینک فلوید

خواه از موسیقی پینک فلوید لذت ببرید و خواه از آن متنفر باشید، هیچ شکی نداشته باشید که نام گروه پینک فلوید در سراسر جهان شناخته شده است و تنها شاید نام گروهی مانند بیتلز بتواند با نام پینک فلوید رقابت داشته باشد.