آرشیو دسته‌ها: ساز و نوازندگی

روش سوزوکی (قسمت شصت و چهار)

روش سوزوکی (قسمت شصت و چهار)
پرروش و شکوفایی استعدادها به بیستمین سال خود رسید… قبل از اینکه من متوجه بشوم، حرکت و اشاعه پرورش استعداد ها در آمریکا هم غوغایی به پا کرده بود؛ حالا دیگر در آنجا از جمعیت‌ های وسیعی حتی از تشکیلات وسیع تری از ژاپن به وجود آمده بودند. آقای موشی زوکی (Mochizuki) که امروز در کنسولگری در نیویورک مشغول است، پرورش استعداد ها را تقریباً از زمان بودنش در اوبرلین کالج (Oberlin-College) در اوهایو (Ohaio) می شناخته است.

روش سوزوکی (قسمت شصت و سوم)

روش سوزوکی (قسمت شصت و سوم)
در سال ۱۹۶۱ هشت سال بعد از ماجرای دوهام، در جرائد اعلام شد که در ۱۶ آبریل در ساعت ۱۰ صبح، چهارصد بچه بین سنین پنج تا دوازده سال با ویولن‌های کوچک در دست بر روی صحنه سالن اجرای جشن ‌های بونکیو (Bunkyo) در توکیو به روی صحنه رفتند و همگی مرتب و در صف منتظر پابلو کازالس (Pablo Casals) بودند که یکی از بزرگترین نوازندگان ویولنسل قرن بیستم بود. ماشین استاد دو دقیقه قبل از اجرا به سالن جشن رسید و او دقیقاً در سرِ ساعت ده با همسرش وارد سالن شد، با تشویق ‌های تحسین برانگیز از طرف مادران و پدران، بچه‌ها و معلم ‌های پرورشِ استعداد ها روبرو شدند، به محض دیدنِ چهارصد کودک بر روی صحنه کازالز گفت: اوه… اوه… و او و همسرش به کودکان دست تکان دادند و برجایشان قرار گرفتند. در همان لحظه بچه ‌ها بر روی واریاسیونهای «ما می‌خواهیم جوها را درو کنیم» بطور اونیسون شروع به نواختن کردند و این یک ارائه فوق العاده تکان دهنده شد. مایستر کازالس اجراهای آنها را با هیجان دنبال می‌کرد و دوباره گفت: اوه… اوه… وقتی که بچه ‌ها کنسرتو ویولن ویوالدی و دوبل کنسرتوی باخ را به اجرا در آوردند، هیجان فوق‌العاده‌ای بوجود آمده بود.

روش سوزوکی (قسمت شصت و دوم)

روش سوزوکی (قسمت شصت و دوم)
شاعر، نمایشنامه نویس، نویسنده رمان و منتقد فرانسوی «جرج دوهامل» (Georges Duhamel) (که برای فرانسه جایگاهی ارزنده دارد). در سال ۱۹۵۲ که هشت سال از تشکیل مرکز پرورش استعدادها در ژاپن می گذشت به شهر ناگویا آمد و اجرایی از بچه ها که از بخش را که به همت پروفسور نیشی تساکی (Nishi Zaki) رهبری می‌شد دید.

ساز، مقوله ای علمی یا هنری؟! (IV)

ساز، مقوله ای علمی یا هنری؟! (IV)
آنچه که نسبت به رشد یافتگی در فهم کیفیات حسی اصوات گفته شد، بهیچ عنوان به این معنا نیست که مایلیم جایگاه فرد و سلیقۀ فردی را در مباحث موجود نادیده بگیریم. بلکه باید توجه داشت که این خود مجموعه ای از تعیّنات و عدم تعیّنات است که ماهیت اثر هنری را بگونه ای منحصر بفرد شکل می بخشد و نه توده ای گرداب گونه از خطاها و ناآزمودگی ها که بیش از همه ظهور فرم را ناممکن می سازد: سازنده ای که توان اولیه ای برای تحقق بخشیدن به ایده های خود ندارد، ابداً نخواهد توانست از بند آشفتگی اولیۀ ناشی از گسترۀ متغیرهای اثر (از مجموعۀ پرتعداد اجزاء ساز که توأمان عمل می کنند تا ناهمگونی های بافت چوب) رهایی یابد.

ساز، مقوله ای علمی یا هنری؟! (III)

ساز، مقوله ای علمی یا هنری؟! (III)
تنها پس از آن است که مهارت عملی با حوزۀ بسط و گسترش خلاقانۀ خاص خود، به دانش تجربی ژرف و درونی شده (که ضرورتاً از آگاهی علمی و یا تجربی می آغازد و شهود طبیعی را برمی انگیزاند و شکل می بخشد تا به آن مرکزیت بخشد) می پیوندد تا تحقق ایده ها ممکن شود. در واقع این روندی خطی و یکسویه نیست، بلکه در سرتاسر این جریان است که معرفت حسی متعین و خاصی شکل می گیرد که غایت کنش هنرمندانه و مبدأ ظهور فرم است. همینطور هرچه دانش و مهارت گسترش یابد ایده پردازی متأثر می گردد و هرچه ایده پردازی بسط و گسترش یابد حوزۀ مهارت و دانش نیز به جنبش وادار می شود. اما اگر دانش در سطح آگاهی علمی و یا تجربی باقی بماند، نمی تواند بطور مؤثر در این فرایند درونی خلاقه شرکت جوید و نیز اگر اساساً ایدۀ اولیه ای شکل نگیرد دیگر تحقق بخشیدنی نیز وجود نخواهد داشت.

ساز، مقوله ای علمی یا هنری؟! (II)

ساز، مقوله ای علمی یا هنری؟! (II)
این در حالی است که ساحت هنر، بیش از همه ساحت امکانات است. در واقع هنر با آرزومندی و اشتیاق به همان اندازه و یا بیشتر سر و کار دارد که با امر واقع. در دهه های اخیر که علم جدید لزوماً به همه جا سرک کشیده است، جذابیت اکتشافات و توصیفات اسلوب مند و تمام و کمال آن در حوزۀ سازها، سبب شده که نه فقط آگاهی های علمی بلکه فضای تفکر علمی و روش مندی خاص آن بر فضای امکانات هنری این حوزه غلبه ای بی چون و چرا پیدا کند. بدین جهت، تمام آنچه که امروز از وجه هنری این حوزه برجای مانده به تأثیرات محدود فردی در شکل گیری تکنیک ها و یا ویژگی های شکلی خاصی خلاصه شده است که اغلب نیز پیامد خطاهای فردی اند و نه ظهور نوعی از یک معرفت. روشن است که بکاربردن سطوحی از آگاهی علمی، به جهت عبور از تکنیک (و یا بسط آن) برای شکل گیری فرم (۱) هنری «مطلقاً» ضروری است: همچنانکه گذشتگان از پشتوانۀ یک دانش تجربی غنی برخوردار بودند.

ساز، مقوله ای علمی یا هنری؟! (I)

ساز، مقوله ای علمی یا هنری؟! (I)
تردیدی نیست که در همین آغاز کار برای خوانندۀ آشنا با محتوای علم، عنوان متن موجود دور از ذهن و گمراه کننده بنظر می رسد. غایت علم تبیین پدیده هاست و عمدتاً بر امور تعمیم پذیر متمرکز است: نگرش علمی، خود نحوۀ مواجهه ای را با پدیده ها می طلبد که بر روش شناسی خاص علمی استوار است. معهذا، نگاه علمی نیز همچون هر نگاه دیگری، سبک و سیاق و البته اصول و قوائد خود را داراست؛ که خصوصاً بدلیل اعتبار و جذابیت فزایندۀ این نحو نگاه در دهه های اخیر، کم و بیش بر تمامی انحاء دیگر نگرش تسلط یافته است. امکانات بالقوه ای که علوم جدید به منظور توصیف عملکرد سازها در اختیار ما قرار داده اند، بر هیچکس پوشیده نیست.
صفحات: قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 88 89 90 بعدی

«پرورده یِ عشق» (IV)

سخن دیگر اینکه توجّه شهیدی به تنوّع شعر و خواندن شعر شاعران مختلف مثال زدنی است و صرفا به دو یا سه شاعر برجسته اکتفا نکرده است. بنابر سنّت های سینه به سینه در آواز ایرانی بیشتر آواز را با غزل و آن هم غزل سعدی و بعدها غزل حافظ می خوانند و در مرتبه ی پایین تر غزل و مثنوی عطّار و مولانا یا رباعیّات خیّام، در این میان با وجودِ نبوغ شعری بی نظیر و تصاویر بدیع و محتوایِ عاشقانه یِ برجسته یِ سروده های نظامی، شعر حکیم نظامی گنجوی در آواز ایرانی مورد غفلت واقع شده است، عبدالوهّاب شهیدی نظامی خوانی ست بی نظیر که به خوبی از عهده ی بیان احساساتِ عمیق شعر نظامی برآمده و در این زمینه در مجموعه ی برنامه ی گلها آثار ماندگاری از خود به یادگار گذاشته است: هنگامی که در audio file برنامه ی گلهای رنگارنگ ۳۸۸ در مثنویِ ابوعطا، زاری های مجنون را بر درگاهِ کعبه زمزمه می کند:

مروری بر آلبوم «اپرای رستم و سهراب»

رستم و سهراب، این تراژیک‌ترین قله‌ی حماسه‌های فارسی را لوریس چکناوریان به هیات اپرایی درآورده و برای دومین بار منتشر کرده است. اجرای پیشین (ضبط سال ۲۰۰۰) را انتشارات هرمس سالی پس از ضبط منتشر کرده بود. این اجرای تازه با تکخوان‌هایی متفاوت (و به همین دلیل با لهجه‌ی برآمده از آواخوانی و تاکید متفاوت) و البته همان ارکستر و کر و احتمالا رهبری خود آهنگساز، گویا نسبت به اجرای پیشین نسخه‌ای دگرگون شده است (۱).

از روزهای گذشته…

موسیقی شناسی فمنیستی (II)

موسیقی شناسی فمنیستی (II)

تنوع دیدگاه های متوجه به آزادی زنان چندان است که باید از انواع فمینیسم یاد کرد. کسی که صرفا به ضرورت برابری حقوقی زنان و مردان باور دارد فمینیست است؛ کسیکه این برابری را به شرطی ممکن می داند که نخست برای برابری امکانات زندگی اجتماعی (امکانات مادی و معنوی مساوی در آموزش و شغل و در کردارهای زندگی و گزینش آزادانه) مبارزه شود نیز فمینیست است؛ کسی که بنیاد استثمار از زن را در نظام سرمایه داری می داند و مبارزه برای آزادی زن را به مبارزه علیه سرمایه داری پیوند می زند چون اصل ستمدیدگی زنان و ضرورت خلاصی از آن را می پذیرد به معنایی خاص فمینیست است؛ کسی که بنیاد فرودستی زنان را در فرهنگ مردسالار و در پدرسالاری می داند و برای از بین بردن این فرهنگ می کوشد فمینیست است؛ و سرانجام کسی که مردان را بنا به ماهیت شان ظالم و استثمارگر می شناسد و دوری زنان از جهان مردانه را توصیه می کند نیز فمینیست است.
فستیوال جز مونترو

فستیوال جز مونترو

یکی از برترین فستیوال های موسیقی جز که هر ساله خیل عظیمی از علاقمندان به این سبک از موسیقی را به سوی خود جذب مینماید، فستیوال جز Montreux میباشد که هر سال در ماه جولای و در کنار دریاچه Geneva و در کشور سوئیس برگزار میشود.
پژوهش هایی درباره ی وضعیت بانوان رهبر معاصر (I)

پژوهش هایی درباره ی وضعیت بانوان رهبر معاصر (I)

در ادامه ی مقاله ی وضعیت بانوان رهبر معاصر چاپ شده در شماره ی دی ماه زنان موسیقی، مقاله ی زیر را می خوانیم که گزارشی است از پژوهشی که در حدود یک سال پیش درباره ی واکنش ها به آثار رهبری شده توسط زنان و مردان می پردازد.
سعید تقدسی: سپاسگذار دکتر موحد هستم

سعید تقدسی: سپاسگذار دکتر موحد هستم

رپرتوارهایی که اینجا برای کر فلوت بود، قبلا بسیار کم بود و آدم مجبور بود خودش آرانژمان انجام بدهد برای چنین ویزیت سانگی ولی الان این کر ها، بینهایت زیاد شده اند یعنی بخصوص از نظر رپرتوار، در موسسه های انتشاراتی مجله های نت موسیقی در آمریکا، شما هر قطعه ای که فکر کنید، تنظیم اش وجود دارد و بینهایت زیاد هستند. از نظر رپرتوار ما هیچگونه در مضیقه نیستیم و بی نهایت زیاد است.
انواع گیتار ۱- گیتارهای آکوستیک

انواع گیتار ۱- گیتارهای آکوستیک

گیتار از جمله سازهایی است که امروزه به طور وسیعی در انواع موسیقی – از کلاسیک گرفته تا جز و راک- به کار می رود. انواع این ساز، با طنین صداهای منحصر به خود، طیف وسیعی از علاقمندان سبکهای موسیقی را ارضا می نماید که این موضوع گیتار را پر طرفدارترین ساز معاصر نموده است.
کنسرت گروه مهر وطن در بانکوک

کنسرت گروه مهر وطن در بانکوک

گروه مهر وطن که سابقه دعوت به برخی کشورهای جهان از جمله آرژانتین، لیتوانی، ارمنستان، کره جنوبی و تایلند را دارد، با توجه به پذیرفته شدن در مسابقات جهانی کرال کره جنوبی ۲۰۱۱ و برای کسب آمادگی بیشتر برای این مهم، اقدام به برگزاری کنسرت ملی میهنی خود به سبک کرال آکاپلا در بانکوک خواهد نمود تا گوشه ای از فرهنگ غنی ایران را به جهانیان بنمایاند.
جای پرسش بنیادی صدا (II)

جای پرسش بنیادی صدا (II)

گذشته از این که با تعبیر «مدرنیته‌ی مستقل موسیقی معاصر ایران» که احتمالا در جایی تا کنون تشریح هم نشده، موافق باشیم یا نه (تا پایان با پرسش‌هایی تلویحا نشان خواهم داد که اگر مقصود همان باشد که از ظاهر چنین عبارتی برداشت می‌شود تا حد زیادی نمی‌توان با آن موافق بود)، رویداد به هدف‌هایش نزدیک شده است.
گفتگو با عمر زیاد قانون‌نواز عراقی (I)

گفتگو با عمر زیاد قانون‌نواز عراقی (I)

نوشته ای که پیش رو دارید گفتگویی است که توسط مژگان محمدحسینی (نوازنده قانون) در حاشیه برگزاری کارگاه”نوازندگی قانون” در تهران با استاد این کارگاه «عمر زیاد حکمت» قانون نواز برجسته‌ی اهل عراق، انجام شده است. این کارگاه در شهریورماه گذشته به همت “میثاق نامی” (نوازنده قانون) برگزار شده است. محور این گفتگوی کوتاه وضعیت موسیقی و نوازندگی در کشورهایی است که در آنها ساز قانون جزو سازهای اصلی ارکستر به شمار می رود و نقش مهمی را در موسیقی شان ایفا می‌کند.
نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (VII)

نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (VII)

واژه ترکیبی «رپرتوار موسیقی کلاسیک ایرانی» هم با وجود ظاهر علمیش نشان از عامیانه گویی دارد. در زیر نویس آمده است که «رپرتوار به معنی مجموعه است.» اگر واقعاً چنین باشد، چه لزومی دارد که در یک متن فارسی، به جای «مجموعه» از یک واژه فرنگی استفاده کنیم و بعد ترجمه فارسیش را در زیر نویس به اطلاع خواننده برسانیم؟ اما «رپرتوار» به معنی مجموعه نیست. داریوش آشوری در «فرهنگ علوم انسانی» به «انبان برنامه» و «کارستان» ترجمه کرده است. واژه ترکیبی«رپرتوار موسیقی کلاسیک غربی» هم بی معنی است.
ماکسیم ونگروف

ماکسیم ونگروف

در دورانی که نوازندگان با استعداد، درخشان و جوان ویولون مانند گلهای پیوندی فراوانند، ماکسیم ونگروف Maxim Vengerov یک نمونه درخشان و متفاوت است. او به سال ۱۹۷۴ در نووسیبیرسک Novosibirskروسیه و در خانواده ای اهل موسیقی متولد شد. مادرش رهبر گروه کر و پدرش نوازنده ابوا در ارکستر فیلارمونیک نووسیبیرسک بودند. ماکسیم کوچک هنگام حضور در تمرینهای پدرش در ارکستر، با جدیت اعلام کرده بود که از نظر او، جایگاه نوازنده ویولون اول ارکستر بسیار جالبتر از نوازنده ابواست.