آرتور توسکانینی، نابغه رهبری (II)

آرتور توسكانيني
آرتور توسكانيني
پخش های تلویزیونی شبکه NBC بر روی دیسکتهایی با ضبط الکتریکی نگهداری می شد، هم بر روی ۷۸-rpm و ۳۳-۱/۳ rpm ضبط می شد تا آنکه در سال ۱۹۴۷ شبکه NBC از نوار کاست استفاده کرد. صدها ساعت از تمرینهای توسکانینی به همراه ارکستر NBC در آرشیو میراث توسکانینی در کتابخانه عمومی نیویورک نگهداری می شود. توسکانینی اغلب به دلیل نادیده گرفتن موسیقی آمریکایی مورد انتقاد قرار گرفته، گرچه در ۵ نوامبر ۱۹۳۸ دو اثر ارکستر از ساموئل باربر (Samuel Barber) را رهبری کرد.

در سال ۱۹۴۵ ارکستر سمفونیک NBC را برای ضبط (Grand Canyon Suite) اثر فرد گروف (Ferde Grofé) در تالار کارنگی و برای ضبط “آمریکایی در پاریس” اثر جرج گرشوین (George Gershwin) در استودیوی ۸-H متعلق به خود ارکستر NBC، رهبری کرد.

در سال ۱۹۴۰ توسکانینی ارکستر را به سفری به آمریکای جنوبی برد، وی در اواخر سال بر سر ترتیب در استفاده از موسیقیدانان، با مدیریت NBC دچار مشکل شد. این اختلافات باعث شد توسکانینی در مارچ ۱۹۴۱ با RCA قراردادی برای فصل زمستان ببندد، اما خود، ارکستر را با ذکر آنکه برخواهد گشت، برای مدتی ترک کرد.

بنابراین لئوپاد استوکووسکی به مدت سه سال در زمان غیبت توسکانینی رهبری NBC از سال ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۴ بر عهده گرفت. شرایط روحی توسکانینی به زودی بهبود یافت و از فصل سوم سال ۱۹۴۴ رهبری آنجا را به طور کامل ادامه داد.

از مشهورترین کنسرتهای پخش شده با رهبری توسکانینی در سال ۱۹۴۲ بود با اجرای آمریکایی سمفونی شماره ۷ دیمتری شوستاگوویچ، زیرا به دلیل جنگ جهانی دوم و ممنوعیتهای اجرای آن، این قطعه از روسیه سابق به آمریکا برده شد.

در تابستان ۱۹۵۰ توسکانینی ارکستر را به سفرهای وسیعی برد. عکسی بسیار مشهور از توسکانینی در هنگام اسکی مربوط به این دوره از سفرها باقی مانده. توسکانینی و موسیقیدانان با قطار مخصوصی سفر کردند. کنسرتهای NBC در استودیو ۸-H تا پائیز ۱۹۵۰ ادامه داشت، به دلیل آکوستیک خشک استودیو ۸-H ، کنسرتهایشان را در تالار کارنگی برگزار و ضبط کردند.

تمام اجراهای آثار واگنر برای پخش در ۴ آوریل ۱۹۵۴ در تالار کارنگی گذاشته شد، در طی اجرای کنسرتها توسکانینی از خطای حافظه رنج می برد که گاه باعث بروز اشتباهاتی در رهبری او می شد. پس از آن وی دیگر رهبری کنسرت با اجرای زنده یا پخش زنده را بر عهده نگرفت. در ژوئن همان سال وی آخرین ضبطش را از دو اپرای وردی انجام داد.

توسکانینی ۸۷ ساله بود زمانی که خود را بازنشسته کرد. در رادیو هفت اپرای کامل را رهبری نمود از جمله “لا بوهم” و “اوتلو” که همه آنها بر روی CD عرضه شدند در واقع کمکی بود به شنوندگان موسیقی مدرن که بدانند اپراهای رهبر ی شده توسط توسکانی نی چه صدایی دارد.

به کمک پسرش والتر، توسکانینی سالهای باقی مانده عمر خود را به تدوین نوارها و ضبطهایی که به همراه ارکستر سمفونی NBC، ارکستر لا اسکالا، ارکستر فیلارمونیک نیویورک و ارکستر فیلادلفیا انجام داده بود پرداخت.

ضبطهایش با ارکستر سمفونیک BBC از سال ۱۹۳۷ تا ۳۹ و به همراه ارکستر فیلارمونیا ۱۹۵۲ توسط شرکت ضبط EMI تولید شد. توسکانینی در دوران بازنشستگی علاقمند به تماشای بوکس، کشتی و برنامه های کمدی بود.

این رهبر بزرگ در ۱۶ ژانویه ۱۹۵۷ در سن ۸۹ سالگی بر اثر حمله مغزی در منزل خویش در نیویورک درگذشت. پیکرش به ایتالیا بازگردانده و در میلان به خاک سپرده شد. روی سنگ قبرش به زبان ایتالیایی نوشته شد: “و اینجا اپرا پایان یافت، چرا که استاد درگذشت”. بنا به خواست توسکانینی، چوب رهبریش به هاروا نیلی (Herva Nelli) خواننده سوپرانو، داده شد. پس از مرگش جایزه گرمی ۱۹۸۷ نیز به وی تعلق گرفت.

توسکانینی پس از مرگ
توسکانینی در ۲۱ ژوئن ۱۸۹۷ با کارلا د-مارتینی که هنوز بیست سال نیز نداشت ازدواج کرد. فرزند اولشان والتر بود و پس از او دختری به نام والی، فرزند سومشان جیورجی هم در سن ۵ سالگی بر اثر دیفتیری درگذشت. در همان سال صاحب آخرین فرزند، واندا شدند.

Audio File قسمتی از اجرای ارکستر سمفونیک NBC را به رهبری توسکانینی بینید

توسکانینی با خوانندگان و موسیقیدانان فراوانی در طی حرفه خود کار کرد اما تنها عده ای معدودی مورد علاقه وی بودند از جمله پیانیست روسی-آمریکایی ولادیمیر هورویتز (Vladimir Horowitz).

آنان بارها با هم همکاری داشته اند که برجسته ترین آنها ضبطهای کنسرتوی پیانوی برامس و اولین کنسرتوی پیانوی چایکوفسکی به همراه ارکستر سمفونیک NBC برای ضبط RCA بود. در سال ۱۹۳۹ هورویتز با واندا دختر توسکانینی ازدواج کرد. در ارکستر لا اسکالا که مدرنترین سیستم نورپردازی را در سال ۱۹۰۱ داشتند، توسکانینی در سال ۱۹۰۷ نوع اجراهای اپرا را بهبود بخشید.

وی تاکید بر تاریک کردن فضا در هنگام اجرا داشت، همانطور که زندگی نامه نویس وی، هاروی ساش (Harvey Sachs) نوشته: “توسکانینی معتقد بود شما موفق نخواهید شد مگر آنکه تمام موارد کار به درستی ساخته شده باشند؛ خواندگان، ارکستر، کر، دکور، صحنه و لباس.” توسکانینی علاقه به سیستم کلاسیک قرارگیری موسیقیدانان بر روی سن داشت؛ ردیف اول ویولن ها بعد ویلنسل ها در چپ، ویولا ها در راست و ردیف دومی از ویلنها در راست دورتر.

توسکانینی اپراهای فراوانی را برای اولین بار رهبری کرد، دلقکها (Pagliacci)، لا بوهم، دختری از غرب طلایی (La Fanciulla del West) و توراندخت (Turandot). همچنین رهبری اولین اجراهای ایتالیایی زبان از اپراهای زیگفرید-پهلوان افسانه ای آلمان، غروب (یا شامگاه) خدایان (Götterdämmerung)، سالومه، پلئاس و ملیزاند(Pelléas et Mélisande)، اریانثه(Euryanthe) و اولین اجرای آمریکای جنوبی “تریستین و ایزولد” و “خانم پروانه” و اولین اجرای آمریکای شمالی از “بوریس گودونف” برعهده داشت.

en.wikipedia.org

2 دیدگاه

  • زهرا
    ارسال شده در اسفند ۸, ۱۳۹۱ در ۱:۰۰ ب.ظ

    سلام
    از ترجمه بسیار ممنون هستم .
    ولی از صحفه ای برای چاپ واقعا شاکی و عصبانی هستم . وقتی پرینت میگیری کلمات و جمله ها جا به جا شده اند. یا درستش کنید یا حذف کنید که نقطه واقعا حساس و میشه گفت ضعف سایت هست .
    لطفا رسیدگی کنید.
    سپاس خدانگهدار.

  • ارسال شده در اسفند ۹, ۱۳۹۱ در ۱۱:۱۲ ب.ظ

    دوست گرامی لطفا با یک بروزر دیگر هم امتحان کنید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

از روزهای گذشته…

بیژن کامکار: ما بازنشستگی نداریم

بیژن کامکار: ما بازنشستگی نداریم

… در فرهنگ و هنر واحدی بود برای سازسازی که مسئول‌اش آقای قنبری‌مهر بودند. اتفاقاً‌ آقای شجریان هم آنجا فعالیت‌هایی داشتند. در آن مرکز کار خوبی شروع شده بود در احیای سازهای قدیمی از جمله رباب که برای اولین بار آقای دلنوازی همانطور که گفتید در گروه پایور رباب زدند. ولی رباب زدن من خیلی تصادفی بود و بگذارید صادقانه اقرار کنم که از روی عشق و علاقه نبود. در گروه شیدا آقای لطفی به دوستی گفتند تارباس بزند ایشان ناراحت شدند و کلاً قهرکردند و رفتند. من گفتم من تارباس می‌زنم. بعضی‌ها امروز می‌پرسند تو که ساز اصلی‌ات تار است چرا دف‌زن شدی؟ همسر من هم یادش رفته است که من زمانی تارنواز بوده‌ام. از بدشانسی یا از خوش‌شانسی من در آن دوره پهلوان‌هایی مثل حسین علیزاده و محمدرضا لطفی بودند و این باعث شد که من خودم کوتاه آمدم و تارباس زدم. بعدها آقایان مظهری و درخشانی هم تارباس زدند. عود هم که کم و بیش در گروه بود. کم‌کم متوجه شدیم که بین تارباس و عود، جای یک آلتویی آن وسط خالی‌ست که رباب دقیقن همان نقش را داشت. کارهایی که این سازهای بم هر سه حضور داشتند می‌دیدیم که گروه بسیار خوب و کامل صدا می‌دهد. بنابراین مجید که آمد، من دیگر رباب زدم. گفتم که؛ من همیشه آماده به خدمت بودم.
قدرت برای خواندن و جرأت برای صحنه

قدرت برای خواندن و جرأت برای صحنه

خاطره پروانه، خواننده‌ی ایرانی، ۱۵ آبان در سن ۷۸ سالگی و بر اثر ایست قلبی در تهران درگذشت. خاطره پروانه که نام اصلی‌اش اقدس خاوری بود، فرزند پروانه از خوانندگان دوره‌ی قاجار بود که در جوانی بر اثر بیماری سل درگذشت و عنوان هنری «خاطره‌ پروانه» هم به همین خاطر برای او انتخاب شد.
نگاهی به اپرای مولوی (XIX)

نگاهی به اپرای مولوی (XIX)

در ادامه این پرده رد و بدل شدن سوال و جواب ها را در نوا و دشتی می شنویم تا اینکه مولوی می خواند: « هین بیا این سو، بر آوازم شتاب عـالم از برف است روی از من متاب» و ناگهان می بینیم که شمس به پرواز در می آید و از صحنه خارج می شود…
بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (II)

بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (II)

بارتوک به عنوان یک رومن-کاتولیک بزرگ شده بود با تربیت مذهبی افراطی معمول در مدارس. خود او می نویسد: “زمانی که ۲۲ سالگی را کامل کردم، مرد جدیدی شدم – یک آتئیست.” در نامه ای در سال ۱۹۰۵ بارتوک بیان داشته که پیرو نیچه است و فلسفه تردید خود را درباره مذهب اینگونه بیان می دارد این باعث حیرت است که کتاب مقدس گفته ’خدا انسان را آفرید’ در حالی چیزی متضاد آن است: “انسان خدا را آفرید” و یا آنکه کتاب مقدس می گوید ’جسم فانی است و روح جاودان’ در حالی که “جسم جاودان است و روح فرمی از جسم و فانی است. بارتوک عقیده داشت معنا بخشیدن به زندگی نیازی به وجود آخرت یا جاودانگی ندارد، شادی بخشیدن به زندگی دیگر افراد و شکوفایی حسی زیبا و ثمر بخش به جهان معاصر و جاری، معنای زندگی است.
«ناکسوس» و انتشار یک اثر ایرانی: گفت و گویی با رضا والی

«ناکسوس» و انتشار یک اثر ایرانی: گفت و گویی با رضا والی

سرآغاز آشنایی ایرانیان با موسیقی هنری غرب به حدود یکصد و پنجاه سال پیش باز می گردد. زمانی که دولت ایران به منظور ایجاد دسته های موسیقی نظامی در ارتش، چند کارشناس موسیقی از ایتالیا و فرانسه استخدام نمود. کمی بعد، فعالیتهای این موسیقی دانان، دیگر تنها به ایجاد و رهبری دسته های موزیک ارتش محدود نشد و تدریس و ارائه دیگر رشته های موسیقی غرب نیز در حوزه فعالیت هایشان قرار گرفت.
اصول کاربردی هارمونی (قسمت دوم)

اصول کاربردی هارمونی (قسمت دوم)

رویکردهای مبتنی بر بینش هانریش شنکر (heinrich schenker) از این امتیاز برخوردارند که بیش از روش های دیگر، بر پایه «شنیدن» تکیه دارند. خصوصاً این فرضیه که همه آکوردها از اهمیت ساختاری یکسانی برخوردار نیستند و این امر که معنای هارمونیک یک قطعه نسبت به زمینه ی خطی آن تغییر می یابد، از بینشی انتقادی خبر می دهد.
نگاهی به یک دهه فعالیت مجید یحیی نژاد

نگاهی به یک دهه فعالیت مجید یحیی نژاد

بیشتر از ده سال پیش بود که در فضای مجازی کلوب های یاهو با نام مجید یحیی نژاد آشنا شدم؛ آن زمان او نوازنده ای تازه کار ولی پیگیر و فعال در زمینه پژوهشی عود بود. در آن زمان بیش از دو یا سه نوازنده در محیط گروه های یاهو، به صورت جدی نوازندگی نمی کردند. او در روز اول مرداد سال ۱۳۸۱ گروهی به نام “بربط” تاسیس کرد و نتیجه پژوهشها و گرد آوری های خود را در زمینه عود نوازی ایران و جهان در آن فضا ارائه داد.
نی و قابلیت های آن (I)

نی و قابلیت های آن (I)

در ادامۀ مباحث مقدماتی در مورد ساز های ایرانی تلاش می کنیم به تدریج، به بررسی سازهای ایرانی و قابلیت های آنها و نقاط قوت و ضعف آنها در تکنوازی و کارهای گروهی بپردازیم و در ادامه این مباحث به برخی طرح ها و ابتکاراتی که در راستای تکامل تدریجی این سازها و برطرف کردن نقاط ضعف اجرایی و ساختاری آنها صورت گرفته، می پردازیم.
گزارش جلسه یازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه یازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

یازدهمین جلسه از «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» عصر چهارشنبه، ۲۸ فروردین ۱۳۹۲ در خانه‌ی موسیقی برگزار شد. جلسه‌ی یازدهم که به «نقد نشانه‌شناسانه‌ی موسیقی» اختصاص داشت آغاز مباحث میان‌رشته‌ای این کارگاه به شمار می‌آید. در این گونه مباحث نقد موسیقی ابزارهای یک رشته یا زیررشته‌ی دیگر را به‌کار می‌گیرد تا به دنیای درون اثر هنری پا بگذارد یا پیرامونش را بکاود.
نقد روش های مرسوم در استفاده از الگوهای تراش صفحات ویولن (II)

نقد روش های مرسوم در استفاده از الگوهای تراش صفحات ویولن (II)

همانطور که گفته شد، ساختار هندسی قوس صفحه را می توان به عنوان یکی از علل مؤثر در سنجش میزان مقاومت استاتیکی صفحات در برابر نیروهای وارده، برشمرد. هرچند ساختار هندسی قوس صفحات در مقایسه با ساختارهای هندسی مسطح از جزئیات بیشتری برخوردار است اما در آن نیز قوانین عام فیزیکی و مکانیکی به واقع مصداق دارند.