رنگین چون هزار دستان (II)

مرتضی حنانه
مرتضی حنانه
خود حنانه در جایی اشاره می‌کند که نادرستی این موضوع را با برداشتن ملودی از روی بخش همراه آثار دیگر آهنگسازان هم‌دوره‌اش (و حتا استادش محمود) کشف کرده: «همراهی تفاوتی با کرساکف یا نمونه‌های مشابه نداشت». او در موسیقی ایرانی اصالتی می‌دید شایسته‌ی توجه و البته نه شایسته‌ی نگهبانی به مفهوم جلوگیری از هر گونه تغییر. این موضوع را می‌توان در این یاداشت‌ها دید:
«دوستان من، هر وقت زیر یک (خط) ملودی موسیقی ایرانی، آکوردی به عنوان هارمونی برای آن انتخاب کنیم، دیگر از حیطه اصالت موسیقی ایرانی دور شده و به محیط خلق اثر هنری نزدیکتر می‌شویم. در اینجا لازم است برای درک بهتر موضوع مثالی بزنم: به طور کلی چیزی اصیل است که در ویژگی‌‌های آن چیز دیگری نفوذ نکرده باشد. به همین دلیل می‌گویند: این جواهر اصل است و آن دیگری بدل. این بود منطق چیزهای اصیل و خالص. پس اصالت، چه بخواهیم و چه نخواهیم ارزشمند است. در دنیا چیزهایی هم وجود دارد که اصیل است و ناخالص! یعنی شرط اصالت آن ترکیب شدن از دو عنصر خالص به مقدار معینی است. مثلا آب خالص و اصل، مرکب از دو عنصر دیگر به اندازه‌های معینی است.» (۲) بر پایه‌ی این گفته‌ها او از اصالت در موسیقی نوعی خلوص در ذهن داشته اما معتقد هم نبوده که اگر چنین خلوصی برقرار نبود قطعه‌ی موسیقی‌ای که حاصل می‌شود بی‌ارزش است، بلکه به گمان او اگر عناصری که با هم ترکیب می‌شوند (در نظر او ملودی و هارمونی) به طرزی متعادل صاحب هویت باشند نتیجه باز هم اصیل می‌ماند وگرنه چیزی بی‌هویت آفریده می‌شد.

بنا براین پیش‌زمینه‌های موسیقایی، ما با آهنگساز صاحب نظریه‌ای مواجه هستیم که تا حدودی نسبت به هم‌عصرانش متفاوت فکر می‌کرده و راه حل‌های موسیقایی دیگری در ذهن داشته است. همین آهنگساز به سراغ موسیقی فیلم هم رفته است. تاثیر وی بر حوزه‌ی موسیقی فیلم به حدی است که دو نام را به عنوان آهنگساز در موسیقی سینمای قبل از انقلاب بیش از بقیه می‌شنویم که یکی از آنها نام حنانه است.

با وجود حضور مستمر حنانه در صنعت سینما به عنوان آهنگساز چنان که دیگران نیز اشاره کرده‌اند، او موسیقی متن را چندان جدی نمی‌گرفت چرا که از یک سو سینما و اجبارهای تصویری و رسانه‌ای‌اش باعث دور شدن موسیقی از انتزاع محض (یعنی جوهر غیر بیانی موسیقی) می‌شد و از سوی دیگر در دوره‌ی مورد بحث کمتر فیلمی با مشخصاتی ساخته می‌شد که متناسب با ویژگی‌های موسیقی محض حنانه باشد. شاید به همین دو دلیل او موسیقی فیلم را تنها از دیدگاه اقتصادی و فرصت‌هایی که برای آزمایش موسیقایی در اختیارش می‌گذاشت واجد اهمیت می‌دید.

نتیجه‌ی این دیدگاه این بود که او گاه موسیقی‌های خودش را برای فیلم‌های بعدی تکرار می‌کرد یا قطعاتی را که به عنوان موسیقی محض نوشته بود با تغییراتی در فیلم‌ها مورد استفاده قرار می‌داد، همچنین گاهی از مواد موسیقایی استفاده می‌کرد که به سلیقه‌ی روز سینما نزدیک بودند.

با وجود همه‌ی اینها موسیقی‌هایی که حنانه برای فیلم نوشته است از لحاظ فنی (به‌ویژه سازبندی و تنظیم) با نمونه‌های دیگری که در همان دوره‌ی مورد بحث (و حتا گاه تا سال‌ها بعد) ساخته می‌شد متفاوتند، علت هم واضح است؛ او توانایی‌های موسیقایی بیشتری داشت. حال آهنگسازی با این اوصاف دست به ساختن موسیقی متن سریالی زده که از جهات دیگر هم در تاریخ برنامه‌های تلویزیونی ایران جایگاه پراهمیتی اشغال کرده است.

پی نوشت
۲- نقل از مرتضا حنانه در وبلاگ «امیرعلی حنانه».
۳- شاید از این نظر تنها نمونه‌ی قابل مقایسه و تا این حد، رنگین قطعه‌ی «صبحگاهی» از «حسن کسایی» با تنظیم «حسین علیزاده» باشد که برای گروه سازهای ایرانی تنظیم شده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

قلب مشکاتیان برای مردم می‌طپید (I)

در بحبوحۀ جریان سنت‌گرایی در موسیقی ایرانی، پرویز مشکاتیان از نیشابور به تهران آمد. در مهم‌ترین پایگاه ترویج بازگشت به سنت‌های موسیقی به آموختن سنتور و ردیف موسیقی ایرانی پرداخت ولی از پایگاهی که برای اولین‌بار اصطلاح «موسیقی سنتی» را در ایران باب کرد، هنرمند خلاقی به ظهور رسید که سال‌ها هنر بدیع و ایده‌های ناب او، تحسین اهل هنر و اقشار مختلف اجتماع ایران را برانگیخت. اینکه چرا مشکاتیان با وجود تحصیل در مراکز یادشده، وارد مسیر مغلوط کهنه‌پرستی و سنت‌طلبی نشد و امروز (جدا از مبحث تئوری موسیقی ایرانی) می‌توان او را ادامه‌دهندۀ روش علینقی وزیری دانست، موضوع این نوشتار است.

یادداشتی بر آلبوم «مجنون زمانه»

هم باید اهل ریاضت و مراقبه باشی و هم بخواهی خود را به تنگنای صبوری بیازمایی. چنین اگر بود، یک بار چهل دقیقه آنچه را در «مجنونِ زمانه» موسیقی نامیده شده چله می‌نشینی، با سِیلی از پرسش‌ها در سر، آمرزیده برمی‌خیزی.

از روزهای گذشته…

بررسی الگوی ثبت شده از سه تار هاشمی (I)

بررسی الگوی ثبت شده از سه تار هاشمی (I)

در این مقاله سعی شده است، بخشی از نکاتی را که برای ساخت ساز و داشتن الگویی مناسب در نظر گرفته می شود را با استفاده از طرح یکی از سازندگان مشهور سه تار به نام محمود هاشمی (۱۳۲۳-۱۳۷۵) مورد مطالعه قرار دهیم.
کارگاه «آشنایی با نقد موسیقی» در خانه موسیقی

کارگاه «آشنایی با نقد موسیقی» در خانه موسیقی

کارگاه «آشنایی با نقد موسیقی» با حضور و تدریس آروین صداقت کیش، منتقد و پژوهشگر موسیقی در ۸ جلسه در دی و بهمن ماه در ساختمان فاطمی برگزار می‌شود .خبرنگاران، منتقدان و کلیه علاقمندان به شرکت در این کلاس‌ها می‌توانند برای ثبت نام با شماره تلفن خانه موسیقی: ۶۶۹۱۷۷۱۱ تماس بگیرند. یا به نشانی: خیابان فاطمی غربی، نرسیده به جمالزاده، پلاک ۲۷۰، بروند.
برندگان پنجاهمین دوره مراسم جایزه گرمی

برندگان پنجاهمین دوره مراسم جایزه گرمی

برندگان پنجاهمین دوره مراسم جایزه گرمی معرفی شدند، در طی دوره های قبل آلبومهایی از اساتید ایران چون محمدرضا شجریان و حسین علیزاده نامزد دریافت این جایزه بودند که متاسفانه در این دوره هیچ اثری از هنرمندان ایرانی به دور نهایی راه نیافت.
مرد پیانو

مرد پیانو

بیلی جوئل (Billy Joel) تقریبا” از سال ۱۹۷۱ تصمیم گرفت تا برای خود کار کند، لذا شروع به تهیه یک آلبوم نمونه برای خود نمود. به کالیفرنیا رفت تا اولین آلبومش را در آنجا ضبط کند، بنام “Cold Spring Harbor”.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (XI)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (XI)

نمونه‌ی دیگری از همین روش پرداختن به خصوصیات آکوستیکی موسیقی در مثال زیر دیده می‌شود: «در این مبحث [نوانس] ثابت شده است که نوانس به صورتی که در موسیقی غربی بعد از «باخ»، رایج شده است در موسیقی ایرانی وجود ندارد و حداکثر نوانس مطبوع در موسیقی ایران db30 است.» (ص ۷۶) اما رویه‌ای که برای اثبات به کار گرفته شده مانند نمونه‌‌ی قبلی است. در این بخش حتی از نقل هم خبری نیست، تنها با اشاره به بخش قبل (که اثبات شده فرض می‌شود) و با تفریق عدد ۴۰ از ۷۰ اعلام می‌شود بازه‌ی شدت‌وری (دینامیک) در موسیقی ایرانی ۳۰ دسی‌بل است.
سلطانی: موسیقی مینی مال، چکیده ی یک ایده ی کوتاه و مؤکد است

سلطانی: موسیقی مینی مال، چکیده ی یک ایده ی کوتاه و مؤکد است

آغاز فعالیت و گرایش فکری در این حوزه (موسیقی)، از آمریکا بود. اما در حال حاضر آهنگ سازان اروپایی نقش مهمی را در این حوزه به عهده گرفته اند. به غیر از مِرِدیت مونگ، که از قاره ی آمریکا آمده و استفن مونتگ، دیوید لانگ، مایکل تُرک. جان کاتین، آهنگ ساز کانادایی هنگ کنگی تبار است، لوئیس اندرسین هلندی است، گوین برایارز، مایکل نیمن، استیو مرتلند و کالین متیوز انگلیسی اند، ولاتین سیلوستروف، اکراینی و فرانتز یونس دوفرت آلمانی است و …
در عمق کارون (I)

در عمق کارون (I)

ابتدا قرار بود این نوشته یک گفتگوی مکتوب با «مهدی میرمحمدی» از هفته نامه ی آسمان باشد. پس از آن که پرسش ها را فرستادند و من در قالب گفتگو پاسخ دادم بنا به صلاحدید همکاران در آن مجله، شکل نهایی یک یادداشت یافت. به دلیل مکتوب بودن مصاحبه و نیز انتشار نهایی آن به شکل یادداشتی از قلم من متن در گفتگوی هارمونیک به نام منتشر شده و نه چنان که رسم است، به نام گفتگو کننده.
پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (III)

پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (III)

این تلقی خاص از پیشرفت یا پیشرو بودن ممکن است تنها مرتبط با زمان حال (هم‌عصر شونبرگ) تعبیر شود اما نکته‌ای بسیار ظریف‌تر هم در اینجا نهفته است و آن گرایش به آینده است. این نوع نگاه به پیشرفت موسیقایی به این معناست که آهنگساز یا منتقد نه تنها آینده را حدس بزند بلکه از رخ‌دادن آن مطمئن باشد و به اثر موسیقایی کنونی از نگاه ناظری در آن آینده‌ی مفروض بنگرد و ببیند که در آینده این بیان موسیقایی پذیرفته شده و تلاش‌های امروز نیز نقشی با اهمیت در آن بازی کرده است.
فرجامی ققنوس‌وار؟ (II)

فرجامی ققنوس‌وار؟ (II)

تک‌نوازی سنتور مشکاتیان؛ چیزی که خیلی‌ها منتظرش بودند، با حال و هوایی شبیه آن‌چه در نوار «مژده‌ی بهار» شنیده بودیم آغاز شد. این شیوه‌ی سنتورنوازی را (از دیدگاه صدادهی، ملودی و همراهی‌ها) آغازگر جریانی می‌دانند که بعدها به سنتورنوازی معاصر شهرت یافت. گونه‌ای از نوازندگی این ساز خوش صدا که در آن سال‌ها سخت تازه بود، اما امروز دیگر این طور نیست. ساز مشکاتیان با آواز «نوربخش» همراهی می‌شد.
چوب، عاملی ارزشمند برای ساخت سازها (II)

چوب، عاملی ارزشمند برای ساخت سازها (II)

در این میان هنرمندان، صنعتگران و سایر اقشار متقاضی این ماده اولیه، دچار مشکلات عدیده ای هستند.به طور مثال هنرمندان و سازندگان ادوات موسیقی که مشخصا در گروه تولید کنندگان سازهای چوبی هستند، نابسامانی واتلاف این ماده مورد نیاز را بیشتر لمس کرده و متاسفانه در بعضی از مواقع راهی به جز استفاده از همین کیفیت نا مطلوب برایشان فراهم نمی شود،البته تعجب آور است که گاهی همین چوب نامناسب نیز یافت نمی شود.